احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱. مقتدی صدر را از لحاظ شخصیتی فردی سبک‌سر، بیش‌فعال، کم‌صبر، قدرت‌طلب، دمدمی‌مزاج، لجوج و ستیزه‌جو یافته‌ام که هر کاری می‌کند تا مطرح و در دید باشد؛ گاهی با هیاهو و هجمه و گاهی با قهر و عقب‌نشینی.

۲. پس از آنکه آیت‌الله سیدکاظم حائری، به عنوان وصی شهید سیدمحمد صدر، تلویحا مقتدی را فاقد صلاحیت رهبری و در عین حال در تلاش برای زعامت امور عراق خواند، مقتدی نیز برای چندمین بار اعلام کرد برای همیشه از سیاست کناره گیری می‌کند که برای این اعلام چند فرض و انگیزه از خوش‌بینانه‌ترین حالت تا بدترین آن قابل طرح و تصور است:

یک. اقدامی احساسی و هیجانی.

دو. اعلام کناره‌گیری به قصد بازگشت مجدد به قدرت با هدف مقطعی خنثی کردن موج منفی علیه خود و رفع اتهام قدرت‌طلبی.

سه. به‌هم ریختن اوضاع عراق با آزاد گذاشتن هواداران خود، همزمان با اعلام کناره‌گیری از قدرت با هدف نفی انتساب اقدامات خرابکارانه سرایا السلام به خویش.

۳. پیاده نظام جریان صدر را دو طیف تشکیل می‌دهد؛ یکی حامیان و هواداران خاندان صدر و شخص مقتدی، و دیگری بعثی‌ها و افراد شروری که تابلوی صدر را بستری دو سویه یافته‌اند تا از یک طرف تحت پوشش آن فعالیت (خرابکاری) کنند و از سوی دیگر با مهندسی فکری مقتدی‌، او را به دوری از ایران و ضدیت با حشدالشعبی بکشانند.

۴. با ضربه هوشمندانه و به موقعی که آیت‌الله حائری بر بدنه هواداران صدر زده، طبیعتا طیف اول تا حدی ریزش کرده؛ اما تکلیف طیف دوم چه می‌شود؟ این طیف تا جایی که بتواند همچنان به نام هواداری از صدر حرکت می‌کند اما در جایی که گریزی از عبور از مقتدی را نداشته باشد، از او نیز عبور خواهد کرد.

۵. چند موضوع مهم در بیانیه آیت‌الله حائری وجود دارد که بیان می‌گردد.

اول آنکه بسیار بعید می‌دانم چنین بیانیه مهم، بی‌نقص و تاریخی‌ای بدون مشورت با بزرگان ایران بوده باشد.

دوم اینکه تشر زدن به صدر، اعلام حمایت از حشدالشعبی و درخواست تبعیت از رهبر انقلاب را همراه کرد با اعلام کناره‌گیری از مرجعیت تا کمترین شبهه‌ای درخصوص جنگ قدرت و تصاحب میراث شهید صدر را باقی نگذارد.

سوم آنکه با اطلاع از برنامه‌ای که دشمن علیه عراق دیده، پیش از وخامت اوضاع دست به کار شد تا هرچه زودتر و بیشتر از بدنه حامیان صدر بکاهد و او را منزوی نماید.

۶. در این اوضاع با توجه به رودست خوردن جریان فتنه در عراق، و همزمان شدن بیانیه آیت‌الله حائری، انصراف مقتدی و آشوب دوباره صدری‌ها، نگران جاافتادن این تحلیل خدعه‌آمیز هستم که با ربط دادن بیانیه آقای حائری به انسداد مرزها و لغو پیاده‌روی اربعین، جماعتی مقدس‌نما را علیه این مرجع بصیر بشورانند.

۷. درخصوص کناره‌گیری آیت‌الله حائری از مرجعیت توجه کنید که «اجتهاد» با «مرجعیت» تفاوت دارد.

مرجعیت مرتبه علمی نیست که انصراف از آن به منزله اسقاط مقام افتاء باشد؛ شانی اجتماعی است که حول ارتباط با مردم و پاسخ به سوالات شرعی‌شان می‌گردد.

مقام اجتهاد آیت‌الله حائری کماکان باقی است و منافاتی با صدور فتوا ندارد.

در مقام مثال، حکایت ایشان حکایت استاد دانشگاهی است که از کرسی تدریس کناره گیری کرده.

۸. درخصوص رفتار شناسی دشمنان باید گفت طبیعتا ترجیح آنان این است که از ظرفیت مقتدی برای اهداف خرابکارانه خود استفاده کنند که با توجه به اعلام کناره گیری او از سیاست فعلا این پروژه در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و گزینه‌های دیگر یا تکرار الگوی آشوب‌های بی‌سر مشابه آنچه سال ۹۸ در عراق و لبنان و ایران گذشت است و یا علم کردن چهره‌ای چون شیرازی و الصرخی.

۹. زمان نیز در اینجا موضوعیت داشت؛ از یک سو این فتنه همزمان با افزایش تنش‌های جهانی و منطقه‌ای و نزدیک شدن به ساعت صفر نابودی اسرائیل رقم خورده و از سویی دیگر اربعینی را هدف گرفته که می‌رفت تا پرشورترین اربعین تاریخ شود.

فعلا برای قضاوت و تحلیل قطعی زود است، اما تصور نگارنده بر آن است که اوضاع عراق رو به وخامت و آشوب فراگیر می‌رود و مقدمات حمله خارجی را فراهم می‌آورد.

۱۰. در پایان به این مهم اشاره می‌شود که برای تحلیل اوضاع امروز عراق، حتما بیانیه اخیری که برای موسوی نوشتند تا از زبان او اعلام شود را بار دیگر بخوانید.

رد اوضاع کنونی عراق در آن بیانیه که مصداق مهندسی معکوس سیاسی است، به وضوح قابل مشاهده و نشان دهنده برنامه‌ای است که برای کل منطقه دارند.

یادداشت حاضر به‌مثابه «منشور مدیریت» خلاصه‌ای از مهترین مشاهدات و تجربیات چندین ساله نگارنده است که در آن به واکاوی سوء مدیریت و اخلال در نظام اداری، همراه با رهکارهای رفع آن، در ۱۰ محور پرداخته شده است.
مطالعه این نگاشته، خصوصا به مدیران کشور توصیه می‌گردد.

۱. روابط عمومی: اولین نقطه ضعف اساسی و عمومیِ قابل ذکر در نهادهای کشور، ضعف روابط عمومی‌هاست. سایت‌های به‌روز نشده و شماره تلفن‌هایی که یا وجود ندارد و یا پاسخگویی برای آن نیست از بارزترین مصادیق ضعف و اختلال روابط عمومی سازمان‌هاست.
همه اطلاعات یک سازمان از جمله چارت سازمانی، نشانی شعب و تلفن‌ها، شرح وظایف افراد و واحدها، نام مدیران و کارکنان، ساعت دقیق کاری، امکان دریافت برگه‌ها، اعلام مدارک مورد نیاز برای هر کار، تشریح کامل فرایند انجام کارها و غیره باید تماما در سایت سازمان مشخص و در دسترس باشد.

۲. مسؤل دفتر: طبیعتا کسانی به عنوان مسؤل دفتر مدیران انتخاب می‌شوند که بیشترین اعتماد متوجه‌شان است و تقریبا تنظیم تمام مسائل مهم به صورت انحصاری به آنان حواله می‌گردد و همین موضوع زمینه خیانت، سوء استفاده و یکه‌تازی مسؤلان دفاتر را فراهم می‌آورد؛ زیرا اولا شکایت از آنان عموما از زیر نظر خودشان می‌گذرد و آن را به سمع و نظر مافوق نمی‌رسانند و ثانیا به فرض هم که به طریقی برسد، روایت مسؤل دفتر از واقعه در غیاب طرف مقابل معتبر قلمداد می‌شود، و ثالثا به دلیل تراکم بالای کارها و دشواری جابجایی مسؤل دفتر، کمتر مدیری مایل یا قادر به جابجایی این افراد است؛ خصوصا که مدیران در مواجهه با انواع مسائل، اساسا خبردار نمی‌شوند که چه مواردی از آنان پنهان گشته است و گمان می‌کنند همه چیز دارد درست پیش می‌رود!
در اینجا به مسؤلان توصیه می‌گردد فردی مستقل را به عنوان «ناظر دفتر» با شرح وظیفه نظارت بر حسن انجام امور دفتری و گزارش مستقیم به شخص مدیر، تعیین نمایند.

۳. انجام نشدن دستورات: به وفور دیده می‌شود مدیری راجع به فرد یا موضوعی دستوری کتبی یا شفاهی می‌دهد که توسط زیرمجموعه انجام نمی‌شود و آب از آب هم تکان نمی‌خورد؛ زیرا به سرانجام رسیدن این دستورات یا اساسا توسط مدیر سازمان پیگیری نمی‌شود و یا از کانال انحصاری دفتر یا یک فرد خاص می‌گذرد که بعضا با کارشکنی و شیطنت آنان مواجه می‌گردد.
پیگیری موازی و مستمر دستورات مدیر سازمان توسط مسؤل دفتر و ناظر دفتر و همچنین نقره داغ کردن علنی فرد خاطی، راهکار مواجهه با این پدیده شایع و پرخسارت است.

۴. نبود نظارت و عدم امکان شکایت: نظارت بر یک مجموعه باید به دو صورت توأمانِ سازمانی و مردمی باشد. دلیل عدم تحقق نظارت بر سازمان‌ها این است که مدیریت آن نهاد، نظارت را به مسیر سازمانی شکایت منحصر کرده و جریان نظارت عمومی به دلایل مذکور در موارد پیشین، و نیز نبود «شفافیت» و «ساختار و سامانه یکپارچه نظارت، رضایت سنجی و نظام تشویق و تنبیه» عملا بلااستفاده و مسدود است.
عدم امکان شکایت نیز علاوه بر موارد پیش‌گفته، به دلایلی چون عدم شناخت مرجع شکایت یا راه ارتباطی با آن و همچنین ناامیدی مردم از حصول نتیجه بازمی‌گردد.
لازم به ذکر آنکه انواع نظارت علاوه بر «سازمانی-مردمی» عبارت است از «درون سازمانی-برون سازمانی»، «پیشینی-پسینی»، «علنی-مخفی»، «فراگیر-موردی»، «آگاهانه-غافلگیرانه» و «مستمر-دوره‌ای-اتفاقی» که استفاده توأمان از انواع این موارد، بیشترین اشراف را به مدیر می‌دهد.
همچنین باید توجه داشت خصوصا در تخلفاتی که کشف آن سخت، زمان‌بر یا دارای احتمال اندک است، باید در همان مرتبه اول، واکنش شدید و آشکار صورت گیرد تا بازدارندگی داشته باشد؛ در غیر این صورت با واکنش سبک و ساده، به دست خود قبح تخلف و بازدارندگی را زایل کرده‌ایم.

۵. اعتماد به اخبار، بولتن‌ها و گزارش‌ها: نبود سواد رسانه در اکثر مسؤلان موجب شده مرعوب نام و نشان خبرگزاری‌ها و بولتن سازمان‌ها شوند و توجه نداشته باشند که این اخبار و بولتن‌ها توسط اشخاصی نگاشته و منتشر می‌شود که در معرض انواع بی‌اطلاعی، بی‌دقتی، کپی‌کاری و سوء‌نیت هستند.
علاوه‌بر این، گزارش‌های زیرمجموعه یک سازمان اگر مصداق دروغ و وارونه نمایی نباشد، عموما به دلیل مغالطات عمدی یا سهوی آماری، لفاظی‌ها و استفاده از عبارات کیفی، بسیار فریبنده است؛ خصوصا اگر به صورت «پاور پوینت» ارائه گردد که در این صورت به دلیلی که نمی‌دانم در چشم مدیران، بسیار معتبر جلوه می‌کند!
راهکار این مورد، علاوه بر استفاده موازی و همزمان از چند منبع و کارشناس، راستی آزماییِ موردی برخی مطالب و بررسی کلمه به کلمه ادعاهای مطرح شده و درخواست توضیح و تشریح توسط فرد مدعی درحضور جمعی از کارشناسان با لحاظ «تعارض منافع» است.
یک راهکار سریع و دم‌دستی هم وجود دارد که عبارت است از جستجوی بخش‌هایی از متن گزارش در «گوگل» با دو هدفِ مشخص شدن بخش‌های کپی‌کاری و نیز مقایسه و سنجش آن با اخبار آشکار و معتبر.

۶. جلسه برای جلسه: اکثر مسؤلان، صرف برگزاری جلسات را برای خود یک ژست مدیریتی و حرکتی رو به جلو می‌دانند و پیوست عملیاتی برای آن ندارند به طوری که در بسیاری از موارد نهایت خروجی یک جلسه این است که جلسه دیگری برگزار شود!

۷. توییتر زدگی: رسم است که بسیاری از افراد با رسیدن به مسؤلیتی و به خیال «گفتگوی مستقیم با مردم» یا فعالیت خود در توییتر را با پست کردن عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌کنند و یا آن را تشدید می‌نمایند.
اتلاف وقت، بازماندن از وظایف سازمانی، افتادن در ورطه بالابردن تعداد دنبال کنندگان، غش کردن به سمت رویکردهای پوپولیستی، تأثیر پذیری از فضای مصنوعی و دستکاری شده‌ای که به اشتباه «افکار عمومی» تلقی می‌شود و نیز تلکه شدن از جانب باندهای توییتری از آفات بارز این رویکرد است؛ خصوصا که مدیران به اتکای یک حساب شخصی توییتری، از فعال کردن روابط عمومی سازمان خود احساس بی‌نیازی کاذب می‌کنند!

۸. روزمرگی: فارغ از روحیه محافظه‌کاری، مدیران به دلیل جلسات پی‌درپی، ملاقات‌ها، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و سیر در اخبار و فضای مجازی، دیگر فرصت، انگیزه و حتی گوش شنوایی برای تحول ساختاری یا موردی ندارند.
روحیه تمرکز گرایی نیز به این مشکل دامن زده و هیچ فرد و واحدی هم برای ارجاع پیشنهادات وجود ندارد و پایان بسیاری از طرح‌ها نهایتا در یک یا چند جلسه بی‌حاصل رقم می‌خورد.

۹. چارت سازی: حکمت چارت سازمانی و تقسیم وظایف، پیشبرد بهتر امور است و مطلقا موضوعیت ندارد. با این حال علاقه وافر مدیران به ایجاد چارت‌های عریض و طویل و تقلیدی، و تعیین هر فرد برای هر بخشِ جزئی کار، علاوه بر تحمیل بار مالی به سازمان، موجب کندی امور است.
عمق فاجعه وقتی مشخص می‌شود که بدانیم علاوه بر نیروهای پرتعداد اداری، انواع پست‌های بی‌خاصیت نظیر مشاوران و اعضای شوراها، بدون کمترین حضور و بهره‌وری در سازمان، تعریف شده که گهگاه برای ابراز وجود، جلسات و همایش‌های بی‌خاصیت و فرصت‌سوز را رقم می‌زنند.

۱۰. نظرخواهی: در بسیاری از مواقع، مسؤلان در جلسات و حلقه گماشتگان خود، نسبت به طرح‌ها و ایده‌هایی که دارند نظرخواهی می‌کنند که طبیعتا با موافقت و حتی تعریف و تمجید اطرافیان مواجه می‌شوند.
راهکار آنکه مدیران بتوانند به نظر واقعی اطرافیان خودیش دست پیدا کنند این است که در جلسات یا مکاتبات، ارائه طرح و ایده خود را به شخصی عادی محول کنند تا دیگران بدون اطلاع از منشاء یک ایده، بی‌ملاحظه نظر واقعی‌شان را بیان دارند.
نظرخواهی و اخذ مشورت در جلسات انفرادی نیز راهکاری است که حداقل ملاحظه انتقاد نکردن در جمع را از زیرمجموعه زایل می‌نماید.

یکبار برای همیشه

یکبار برای همیشه؛ پاسخی به ماجرای «سازماندهی گردان اراذل و اوباش توسط شهید همدانی» و «تکذیب نکردن جانشینی مجتبی خامنه‌ای توسط رهبری»

سیاست سپاه -و هر فرد و نهاد عاقلی- همواره تلاش برای تبدیل تهدید به فرصت بوده است؛ چه آنجایی که اخوانی‌های حماس را رودرروی اسرائیل قرار داد، چه در جایی که فردی چون مرحوم محمدرضا مدحی را پس از شناسایی دوجانبه کرد؛ و چه جایی که اراذل و اوباش تهران را پس از سرکوب و دستگیری، برای مقابله با تهدیدات امنیتی به خدمت گرفت.
پس نفس ایجاد گردان اراذل و اوباش، و تبدیل تهدید به فرصت، نه مذموم است و حتی نه پدیده‌ای جدید!
کافی است نگاهی به سابقه برخی یاران انقلاب و مجاهدان دفاع مقدس بیندازیم تا متوجه شویم شهیدانی چون طیب و شاهرخ از چه تباری بوده‌اند.
اینجا ممکن است برخی نه به اصل وجود گردان اراذل و اوباش، بلکه به عملکرد آن در آتش زدن مساجد و اتوبوس‌ها، شلیک هدفمند به نداآقا سلطان، لخت کردن یک بسیجی وسط خیابان، ضرب و شتم نیروهای پلیس و آتش زدن نمادهای عزاداری سیدالشهداء و پای کوبی در روز عاشورا، اشاره کنند که باید گفت از قضا تمام این جنایات از جانب اوباش جنبش سبز، این «مردان خدا جوی» عمر سعد زمان رخ داد، نه گردان مورد اشاره موسوی!
موضوع دیگر این است که گفته شده «اگر شایعه جانشینی حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی خامنه‌ای جدی نیست، پس چرا رهبری آن را تکذیب نمی‌کند؟»
مگر تکذیب نشدن جانشینی مرحوم احمد خمینی، به منزله تایید آن بود؟!
مگر قرار است راجع به هر شایعه دشمن ساخته و سخیفی بیانیه تکذیبه قرائت شود؟ و مگر این دست اکاذیب علیه امام و رهبری یکی دو تا بوده که با تکذیب همان چند مورد، پرونده شایعات بسته شود؟
اتفاقا در این صورت به شایعات بیشتر دامن زده می‌شود؛ زیرا اگر رویه بر تکذیب اکاذیب ناتمامی چون کلکسیون اسب و عصای رهبری باشد، مواردی که تکذیب نشود، به منزله تایید خواهد بود.

چند سال در این کانال، برای اعزام کربلا اولی‌ها به پیاده‌روی اربعین، شماره کارت اعلام می‌کردیم تا بتوانیم کسانی که تاکنون به زیارت عتبات مشرف نشده‌اند را در بهترین و توصیه شده ترین زمان و با کمترین هزینه ممکن، راهی نماییم.
امسال با توجه به مشغله‌ها و عدم امکان صرف زمان برای راستی‌آزماییِ مستحق و کربلا اولی بودن افراد، بنای اعلام شماره کارت نداریم و البته درخواست دارم شما مخاطبان عزیز، خود در حد توان مالی‌تان، اهتمام ویژه‌ای به این مهم داشته باشید.

فرض را بر اطلاع شما از احادیث متعدد درخصوص ثواب بی‌حد و حصر به زیارت رفتن خود و به زیارت فرستادن دیگران می‌گذارم و در این باره مطلبی نمی‌گویم.
اما چرا بر اعزام «کربلا اولی‌های مستحق» در «ایام اربعین» تأکید دارم؟
مستحق و کربلا اولی؛ زیرا طبیعتا اولی‌تر از هرکسی حتی خود ما هستند.
اربعین؛ زیرا علاوه بر تاکید ویژه احادیث بر آن، با مبلغ حداقلی ۲میلیون تومان، می‌توان صفر تا صد هزینه مستحقان را در این ایام خاص که هزینه خوراک و اقامت تماما با موکب‌ها است پوشش داد و با کمتر از آن رقم نیز می‌توان کمک هزینه سفر را پرداخت نمود.
در غیر این صورت و به فرض که در آینده نزدیک، مسائلی چون فراگیری کرونا و ناآرامی‌های سیاسی عراق، امکان زیارت رفتن و فرستادن را اساسا از ما سلب نکند، در دیگر ایام سال، حداقل هزینه هر نفر برای زیارت پروازی حدود ۱۰میلیون تومان است.

فرصت را از دست ندهید و فریب اغوای شیطانی «بهتر است این هزینه خرج فقرا شود» را نخورید، زیرا اولا بنابر تجربه شخصی، این گزاره فقط برای منصرف کردن ما از چنین کارهای خیری کاربرد دارد و هیچگاه خرج فقرا نخواهد شد؛ نشان به آن نشان که افرادی که برای راهی زیارت نمودن دیگران حاضر به هزینه کردن نیستند، برای خیرات و نذورات محرم و غیرمحرم که دست مردم می‌رسد و اصطلاحا خرج فقرا می‌شود نیز هزینه‌ای نمی‌کنند! ثانیا خاستگاه و انگیزه تقریبا تمام خیّرین کشور، همواره مسائل دینی و معنوی و اعتقاد به «زندگی پس از زندگی» بوده و کربلایی کردن افراد، مصداق بارز انسان سازی و خَیّر پروری است.

نکته‌ای که می‌ماند یکی اینکه در شناسایی افراد حتما دقت نمایید و به ادعای آنان در مستحق و کربلا اولی بودن اکتفا نکنید و دیگر آنکه خودتان پیشگام شناسایی شوید و با توجه به اندک زمان پیش‌رو در این خصوص شتاب نمایید.

در پایان، حدیثی از امام باقر علیه السلام تقدیم می‌گردد: حسین، بزرگ مرد کربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب ‏زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود قسم یاد کرد که هیچ مصیبت‏ زده و رنجیده خاطر و گنهکار و اندوهناک و تشنه‌‏اى و هیچ بَلا دیده‌‏اى به خدا روى نمى‏‌آورد و نزد قبر حسین علیه السلام دعا نمى‌‏کند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمى‌‏سازد، مگر این‏که خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى‏‌کند و گناهش را مى‌بخشد و عمرش را طولانى و روزى‌‏اش را گسترده مى‌‏سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید!
مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل، ج ۱۰، ص ۲۳۹

چرخه بدبینی

‏عمده مشکل، عدم ‎#سواد_رسانه به عنوان یک بحث اکتسابی نیست؛ نبود ‎#عقل_رسانه به عنوان یک نقصان ذاتی است.
برای برخی هرچقدر هم که موضوعی را توضیح دهید، باز در تله بعدی می‌افتند.
نمی‌شود مانند پرستار یک فرد عقب افتاده ذهنی، اذهان مبتلا به کم‌خردی و بدبینی را الی‌الابد تر و خشک نمود!
‏شایعات و سم‌پاشی‌های بی‌امان سیاسی، موجب بدبینی برخی به نظام و انقلاب شده و این بدبینی نیز به نوبه خود، افکار را بیمار ساخته و پذیرش ذهنی ویروس شایعات را تشدید نموده.
چرخه بدبینی در مسیری دوسویه ادامه دارد و قربانی می‌گیرد، و کانالیزه شدن مجاری اخبار نیز مشکل را دوچندان کرده است.

۱. دوپینگ رسانه‌ای گسترده بر معدود روسری تکانی‌های سطح کشور، موجب بزرگنمایی بیش از حد جریان معارض حجاب و اخلال محاسباتی در میان بدنه طیف ارزشی شده است.

۲. تامل راجع به پشت پرده ماجرا و دنباله آن و اینکه حد یقف حجاب کجاست و مطالبات و تهاجمات بعدی چیست؟ تلنگر خوبی نسبت به کسانی است که مسئله را با موضوع بود و نبود روسری برای خود ساده‌سازی کرده‌اند.

۳. مانور کنونی معصومه قمی‌کلا (مسیح علی‌نژاد) بر موضوع حجاب و مشخصا روسری تکانی، اجماع سازی هوشمندانه بر یک نقطه به عنوان مبداء نافرمانی‌های مدنی، انقلاب جنسی و هنجارشکنی‌های بعدی است.

۴. گشت ارشاد به صورت کنونی یک اقدام لازم و ناکافی است و باید پلیس فتا، اماکن و امنیت تمام توان خود را برای کاستن از بار خیابانی مسئله به کار گیرند.

۵. باید همه بدانند، جامعه مخاطب گشت ارشاد، زنانی که حجاب ناقص دارند نیست، ولنگاران حوزه پوشش و عموما روسپی‌های خیابانی است.

۶. باید با رسواسازی دوجنسه بودن قمی‌کلا و نمایش هواداران بی‌خانمان و فرومایه او، همسویی با وی را از یک منزلت اجتماعی به یک ننگ اجتماعی بدل کرد.

۷. جریمه مالی سنگین بهترین و مدنی‌ترین راه مقابله با هر پدیده‌ای از جمله مقوله بی‌حجابی و سگ‌گردانی است.

۸. به‌خط کردن زنان علیه قمی‌کلا مؤثرترین راه مقابله با اوست که با مانور بر دغدغه زنان و مادرانی بدون حجاب کامل که نگران همسران و فررندان خود هستند میسر می‌شود.

۹. گشت ارشاد باید داخل طرح جامع «امنیت اجتماعی» و همزمان با برخورد با اوباش، معتادان و سگ‌گردانان گنجانده شود تا با سرمایه اجتماعی حداکثری بتواند پیش رود.

۱۰. بدترین اتفاق در گشت ارشاد نیمه‌کاره رها شدن آن است و اینکه تلقی عمومی این شود که نظام درپی فشار و مخالفت افکارعمومی مجبور به عقب‌نشینی شده است.
 

ایران و روسیه

می‌پرسند «ستانده» ایران از فروش پهپاد و حمایت رهبری از موضع روسیه در جنگ اوکراین چیست؟
از بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ و همکاری‌های نزدیک نظامی و محکم کردن پای روسیه در سوریه که بگذریم؛ پاسخ این است که مگر تاکنون موضع ناتو در قبال ایران، و ایران در قبال ناتو، «بی‌طرفی» بوده که اکنون دنبال دلیل تقویت موضع سیاسی روسیه در جنگ اوکراین می‌گردید؟!
ستانده که هیچ، برای این بحران مالی و انرژی که روسیه بعد جنگ اوکراین برای غرب به‌وجود آورده جا داشت امتیازی هم به روسیه می‌دادیم!
خصوصا که طبق نقل روحانی از اولاند، ناتو و اسرائیل در تدارک حمله به ایران بودند.

 bbc.com/persian/iran-51135720.amp

#پیام
سلام
یک نکته خیلی مشخص و مبرهنی وجود داره:
وقتی حرف از حجاب و عفاف می‌زنیم و معتقد به اجرای اون در جامعه هستیم، اولین چیزی که باید درست کنیم اینه که وقتی دختر خانوم میره لباس بخره، با مانتوی جلو باز کمتر از ۲۰۰ تومان و مانتوی عفیف بالای ۶۰۰ تومان روبرو نشه!
حقیقتا اینقدر برای حاکمیت سخته که بخش تولید و توزیع پوشاک رو کنترل کنه؟!
یک روزی امثال من به پوشیدن شلوار جین زاپ توسط اغنیا میخندیدن؛ که چرا طرف اینقدر فاقد اندیشه است که درک نکرده اون شلوار پاره و مد شدنش خودش تلاش برای پوشاندن فقر جامعه محل ظهور اون مُد بوده و الان چرا یک مایه‌دار باید لباس فقرا رو به تن کرده و رقص مستانه‌ کنه، نمی‌دونم!
امروز سؤالم اینه که چرا در جامعه اسلامی، باید هزینه باحیا بودن اینقدر بالا باشه؟!
دختر خانوم شال بلند می‌خره که بندازه اون بخش خالی مانتوی جلوباز رو پر کنه.
هی با دست سعی می‌کنه جلوی مانتو رو جمع کنه!
مشخصه که طرف حیا داره، ولی از پس هزینه یک مانتو عفیف با چند برابر قیمت مانتوی جلوباز و کوتاه برنمیاد!
دیگه هزینه چادر بماند! 
ما با مواد مخدر مبارزه می‌کنیم. چرا؟
چون می‌دونیم بودن مواد در کف اجتماع، یعنی ازدیاد اعتیاد! 
بعد در مبارزه با افیون بی‌حیایی که مدام داره تزریق میشه از طریق رسانه و اولین محل اشاعه‌اش در همین بخش پوشاکه، اینقدر منفعل هستیم. با اینکه ابزار کنترلش واقعا در دسترسه!
امیدوارم این گفته، از طریق شما، به گوش مسئولان مرتبط برسه.
تشکر

 

#پاسخ
سلام
با شما موافقم
چندی پیش یکی از دوستان بنده تماس گرفت و گفت بودجه خوبی برای ترویج عفاف و حجاب دستش هست و مشورت خواست برای اینکه با آن چه کند. پیشنهاد کردم تمام آن مبلغ را به جای کارهای تبلیغاتی، صرف تولید چادر و عرضه آن با قیمت تمام شده به متقاضیان نماید. اینکه نتیجه شد را نمی‌دانم و البته بعید می‌دانم به توصیه اینجانب عمل شده باشد.

نوبت مجلس

‏لازم است مجلس، تشدید مجازات همه مشارکت کنندگان در اغتشاشاتِ منجر به لطمات جانی و مالی را تصویب و کیفرهای قانون مجازات را با موارد زیر تغلیظ نماید:
۱. اخراج از نهادهای حاکمیتی
۲. قطع یارانه
۳. محرومیت از تحصیل در دانشگاه‌های دولتی
۴. پرداخت دیه و خسارات وارده به اموال عمومی و خصوصی

‏قانون پیشنهادی مذکور، علاوه بر بالابردن هزینه برای آشوبگران و افزایش بازدارندگی، بر این منطق استوار است که هرکس به هرنحو در اغتشاشات حضور به‌هم برساند در واردآوردن خسارت به اموال عمومی و خصوصی سهیم است و از این حیث مطلقا نباید حق برخورداری از بیت‌المال را داشته باشد.

چند سال پیش فرد ملبسی به نام تبریزیان و به ادعای خودش «آیت‌الله» تبریزیان تجویز طبی‌اش را «فتوا» نامید که تقلایی آشکار برای مطرح نمودن خویش به عنوان مجتهد و مرجع بود!
در زمان اوج التهابات ارزی در حوالی سال ۹۷ نیز، هوادارانش را به خرید طلا تشویق کرد؛ اتفاقی که فقط به افزایش بیشتر قیمت‌ها دامن می‌زد.
پس از آن در شرایطی که بحران کرونا هر روز تلفات گسترده‌ای از ما می‌گرفت و توصیه و اصرار رهبر انقلاب به واکسیناسیون عمومی و رعایت پروتکل‌های بهداشتی بود، علیه «همه» واکسن‌ها موضع گرفت و آن را عامل مسلوب‌الاختیار و همجنسباز شدن افراد می‌دانست و اینگونه شکاف و جدالی مزمن میان جریان ارزشی انداخت.
اخیرا هم ادعای شاذ و خطرناکی کرده مبنی‌بر ظهور امام زمان از غرب (اروپا و آمریکا) که زمینه‌سازی برای جاانداختن یک مدعی دروغین و هالیوودی امامت است!
نهادهای اطلاعاتی حواسشان به تحرکات معنادار این فرد هست؟
بعید می‌دانم!

t.me/DaftareAyatollahTabrizian/16214