احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

امیدوارم دوستان هم رشته بنده در حقوق بین الملل، خوب به تصویر تحویل چک یک میلیارد دلاری ولیعهد عربستان به دبیرکل سازمان ملل خیره شده باشند و دریابند که در جهان کنونی، صرفا قانون تنازع بقاء حاکم است و آنچه روابط بین الملل را شکل می دهد، حقوق بین الملل نیست، قوای بین الملل است که خود نشأت یافته از از توان نظامی اقتصادی کشورها است. حال اگر توازن قدرت در کلیت نظام بین الملل و یا به طور مشخص میان دو دولت برقرار بود، برای تنظیم مناسبات و حل اختلافات می توان به اصول و قواعد حقوق بین الملل تمسک جست.

رشوه علنی بن سلمان به گوترش تنها نمونه از نظام از هم گسیخته بین الملل نیست، جدید و البته بارز ترین نمونه آن است. پیشتر نیز دبیرکل سابق سازمان ملل، بان کی مون، رسما علت چشم پوشی از جنایات جنگی عربستان در یمن و خط خوردن نام این کشور را از فهرست ناقضان حقوق کودکان، احتیاج سازمان ملل به بودجه تخصیصی عربستان ذکر کرده بود.


مطلب مرتبط: «رسوایی پشت رسوایی» ahmadghadiri.ir/post/94

فراموشی و فروکشی

تخلف ۸۰ درصدی دولت روحانی از بودجه و عدم واریز ۲۴ هزار میلیارد تومان از درآمدهای عمومی به خزانه فراموش شد، روسری تکانی ها نیز فروکش کرد.

پی نوشت: دلار از ۵ هزار تومان و سکه از ۱.۷ میلیون تومان فراتر رفت، منتظر غائله جدید باشید.

پی نوشت ۲: خبر ناگهانی و به کلی کذب آمدنیوز (مورخ ۷ فروردین ۹۷) در خصوص سفر مجتبی خامنه ای به انگلیس، که حتی بنگاه سخن پراکنی انگلستان (BBC) نیز برای آن ارزش و اعتباری قائل نیست، دقیقا به جهت غائله سازی جدید و نجات روحانی از مهلکه رکورد پی در پی قیمت دلار منتشر شده است.

پی نوشت ۳: برای نجات دولت از منجلاب انفجار ارز و پرت کردن حواس، یک برگه تایپ و پرینت کن، بعد عکسش را بگیر و به جای یونجه به خورد مخاطبانت بده. هیچ کس هم نپرسد، گیرم برگه دستت رسیده، تعدادش را از کجا فهمیدی!

جالب آنکه در خود برگه هم عنوان «شب نامه» استفاده شده است!


فیلشاه

پیام یکی از مخاطبان کانال در خصوص انیمیشن فیلشاه و پاسخ اینجانب:


✉️ سلام آقای قدیری

نکاتی در مورد این کارتون:

۱. تصویر زمینه این عکس رو نگاه کنید، شما رو یاد نماد اصلی والت دیزنی در آغاز ساخته هایش نمیندازد؟

۲. اسم فیلم شیرشا... ببخشید فیل شاهه! :)

۳. زرافه، گورخر، آهو، ساحل و دریا تماما الگوبرداری از انیمیشن ماداگاسکار (madagascar) هست!

۴. فیل، شباهت عجیبی به فیلی که در کارتون هورتون (horton) است دارد!

۵. موش کوچولو هم اگر نگیم دقیقا (برخلاف موارد بالا که دقیقا شبیه هستند) ولی ۸۰ درصد شبیه کارتون موش سرآشپز (ratatouille) است!

۶. تنها ابتکار و خلاقیت به کار رفته در این انیمشن شخصیت آدم فیلم است!

۷. باید از انیمشن سازان آمریکایی سپاس گزار باشیم وگرنه ما نمیتوانستیم چهره دیگری برای حیوانات متصوّر باشیم...

۸. البته همین که توانستیم انیمشینی با کیفیت نسبتا مطلوب تولید کنیم و باب تولید انبوه در این ژانر رو وارد ایران کنیم پیشرفت قابل توجهی است و جای تشکر و دست مریزاد برای دست اندرکاران دارد ولی حیف که ما ایرانیها قوه تخیلمون خاموشه و فقط بلدیم اجزا رو سرِهم کنیم نه اینکه اجزا رو خلق کنیم.

۹. تمام سخنان گفته شده فقط با مشاهده پوستر کارتون است و در اسرع وقت حتما محتوای انیمیشن را نیز میبینم.


✉️ سلام

انیمیشن رو دیدم.

بخشی از موارد ذکر شده از سر تقلید است و برخی نیز به دلیل ناچاری. یعنی به هر حال مناطق استوایی به هم شبیه است و کارگردان تقصیری ندارد. مثل شباهت تقریبا همه فیلم های وسترن، جنگی و عشق و عاشقی به یکدیگر.

ضمن اینکه در هالیوود تاکنون ده ها کار با موضوع حیوانات و فضای جنگل ساخته شده، فیلشاه هر طور ساخته می شد، ناگزیر به کاری شبیه می شد.

به هر حال چند نکته شاخص در کار وجود دارد که قابل ذکر است:

۱. کیفیت ساخت نسبتا بالایی داشت.

۲. توالی حوادث بسیار بود که به دلیل نیاز به طراحی صحنه و فضاهای متعدد، کار را برای عوامل سازنده بسیار سخت می کرد. البته همین حسن را نیز می توان از زاویه ای دیگر چنین تعبیر کرد که تا حدی خط سیر داستانی با اخلال مواجه شده بود. به نظرم یک سریال چند قسمتی بوده که فعلا نسخه سینمایی اش اکران شده.

۳. تاحدودی برخی کاراکترها شبیه نمونه های خارجی بوده که ظن تقلیدی بودن آن را تقویت می کند که البته توضیح دادم.

به هر حال کار فاخری است و حتما ارزش دیدن دارد.

نمی‌دانم آیا پیامکی با این مضمون که سال ۹۲ به نام “عزت و شرافت ملی” عنوان گذاری شده است، برای شما نیز آمد یا نه؛ اما چه آمده باشد و چه خیر، این پیامک ماجرایی دارد که از نظرتان می گذرد:

روز ۲۷ اسفند در پیامکی به ۱۰ نفر از دوستانم چنین فرستادم: «پیشاپیش سال “عزت و شرافت ملی” را تبریک عرض می کنم».

به فاصله ی کمتر از ۴۸ ساعت از مجاری مختلف سیل پیام تبریک سال جدید با همان عنوان من درآوردی (عزت و شرافت ملی) برای خودم ارسال می شد که این روند تا چند ساعت قبل از تحویل سال و پیام نوروزی آقا و نام گذاری سال جدید به “حماسه ی سیاسی، حماسه ی اقتصادی” ادامه داشت.

البته دو روز قبل از تحویل سال به همان دوستانِ مورد آزمایش، اعلام کردم که چنین عنوانی “من درآوردی” بوده تا بعداً که واقعیت ماجرا را برای شان گفتم، دبه در نیاورند که تو هم نمی دانستی و حال که نام دیگری مطرح شده، نظرت را عوض کرده ای…

دایره ی این شایعه کماً و کیفاً به قدری گسترش یافت که از چند خبرگزاری وابسته به سپاه با یکی از اقوام نزدیکم برای مصاحبه پیرامون علت نام گذاری امسال به “عزت و شرافت ملی” تماس گرفتند و وقتی آن فردِ خویشاوند که می دانست قضیه از کجا آب می خورد، چنین نامی را رد می کرد، خبرنگاران آن خبرگزاری ها با قاطعیت اعلام می کردند که این مسئله قطعی بوده و منابع “موثق” آن را تأیید می کنند!

خود من نیز وقتی از یک نفر از ارسال کنندگان آن پیامک به خودم پرسیدم “خبر موثقه؟”، با قاطعیت پاسخ داد که “بله”!

هر چند خوانندگان این متن از بهره ی هوشی بالایی برخوردارند اما برای تبیین بهتر مطلب، نتایج علمیِ این آزمایشِ موسوم به “ضریب نفوذ شایعه در جامعه” را در پیش می آورم:

۱- هیچ کس به عقلش نرسید که ۴ روز قبل از تحویل سال، چگونه نام سال جدید درز پیدا کرده! همچنین احدی در مورد منبع خبر و هویت آن نپرسید!

۲- حلقه ی اول به صرف اعتماد به بنده، و حلقه ی دوم به صرف اعتماد به حلقه ی اول، و به همین نحو هر حلقه به صرف اعتماد به حلقه ی قبل، نسبت به این مسئله اطمینان حاصل می کرد و برای نمایش دسترسی به اخبار دست اول، بی درنگ آن را برای دیگران می فرستاد!

۳- از آن جایی که در فاصله ی زمانی میان اولین پیامک ارسالی توسط نگارنده تا زمان اعلام رسمی عنوان سال ۹۲، علی القاعده برای هر فرد از چند کانال این پیامک ارسال شد، آن فرد به یقین می رسید که با وجود چنین “تواتری” نمی تواند “عزت و شرافت ملی” دروغ باشد!

۴- کسانی که پیامک خودم را برایم ارسال می کردند، طوری وانمود می کردند که گویی به محرمانه های نظام دسترسی و با “بیت” لینک ها دارند!

۵- کسانی از حلقه های میانی که نسبت به صحت این مسئله تردید داشتند، به صرف اینکه از حلقه ی قبل می شنیدند که “موثقه” به یقین می رسیدند! فارغ از اکثریتی که اساساً همین را هم نمی پرسیدند.

۶- بعد از مشخص شدن نام سال جدید (حماسه ی سیاسی، حماسه ی اقتصادی) عده ای که حتی برچسب “نخبه ی سیاسی” را بر پیشانی داشتند، شروع به تحلیل های “آبدوغخیاری” کردند که چرا آقا نام سال ۹۲ را تغییر داده! و مثل همیشه مسئله را به جریان انحرافی ربط دادند و له یا علیه آن سخن راندند!

در پایان متذکر می شوم که ایجاد شایعه ی پیامکی مذکور توسط اینجانب اقدام غیر مسئولانه ای بود که علاوه بر اینکه می توانست مخاطرات امنیتی و تبع آن برخوردهای قضایی با نگارنده را در برداشته باشد، بنده را چند ده و شاید چند صد میلیون تومان مدیون جماعتی کرد که فریب “عزت و شرافت ملی” را خوردند؛ از این روی اکیداً دوستان را به پرهیز از اقدامات مشابه توصیه می کنم، چرا که امتحانش اصلاً مجانی نیست!

۱. در فاصله مراحل تکوین برجام، از ژنو تا وین، و پس از آن از امضای دولت روحانی تا تصویب مجلس لاریجانی، نتانیاهو آشکارا و به کرات چنان توافقی را «فاجعه» و به نفع ایران و علیه موجودیت اسرائیل می نامید.

۲. اظهار عجز و مخالفت های نتانیاهو نسبت به برجام که اکنون و پس از تصویب مادر تحریم ها و تشدید تورم و رکود و بیکاری، سراب و بی ثمر بودن آن بیش از همیشه برای ما ایرانیان مسجل گشته، همواره مستمسکی شده بود برای همسو و همسان نامیدن اسرائیل و دلواپسان و حجتی بر تأمین منافع ملی.

۳. پس از روی کار آمدن ترامپ با شعار و وعده پاره کردن برجام، خبرگزاری آمریکایی بلومبرگ به نقل از مقامات امنیتی خبر مهمی را افشا کرد: «درخواست نتانیاهو از ترامپ مبنی بر حفظ برجام».

۴. اکنون دوباره، به موازات مطرح و عملیاتی شدن برجام موشکی و منطقه ای که از سوی آمریکا شرط برهم نخوردن توافق هسته ای ذکر گشته، همان نتانیاهو مجددا داد و فریاد راه انداخته که برجام خطرناک است و باید هر چه سریعتر پایان یابد؛ تا این بار نیز با استفاده از همان حربه سوخته، کمکی کرده باشد به پیاده نظام داخل، مبنی بر ایجاد و تثبیت این گزاره که «لازم است برای حفظ برجامی که نتانیاهو با آن مخالف است، تن به معامله بزرگتری بدهیم».

۵. بر دولتمردان قجری ما حرجی نیست، اما آیا ایرانیان بازهم فریب ائتلاف دو سوی مرز را خواهند خورد؟

نیمه پنهان روحانی

شیخ حسن روحانی، از درخواست قطع دست مخالفان حجاب اجباری تا تقاضای به دار آویختن توطئه‌گران در نماز جمعه:

1. سخنان شیخ حسن روحانی در مخالفت با حجاب اختیاری: «چرا یک #بی‌سواد برمیداره تو روزنامه می‌نویسه ما تو اسلام حجاب نداریم؟ چرا مجازاتش نمی کنند؟ #چرا_دستش_را_نمی‌برند؟».

t.me/www_rasaee_ir/6595

2. خاطرات روحانی از ابتکار خود در اجباری نمودن حجاب: «در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب را #الزامی کنیم، که #آغازی برای وزاتخانه‌ها و ادارات دولتی باشد. طرح #اجباری شدن حجاب در ادارت مربوط به ارتش، به عهده #من گذاشته شد و بدین جهت در #گام_اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را که نزدیک به سی نفر بودند، جمع کردم و پس از گفتگو با آنان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند. زنان کارمند که همگی به جز دو یا سه نفر بی‌حجاب بودند، شروع کردند به #غرزدن و شلوغ کردن، ولی من #محکم ایستادم و گفتم: از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم‌های بی‌حجاب به محوطه ستاد مشترک ارتش #جلوگیری کند. پس از ستاد ارتش، نوبت به نیروهای سه‌گانه رسید. در آغاز به پادگان دوشان‌تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد آن‌ها هم زیاد بود در سالنی جمع و درباره حجاب صحبت کردم. در آنجا زن‌ها خیلی سر و صدا راه انداختند اما من #قاطعانه گفتم: این #دستور است و سرپیچی از آن جایز نیست. بعد توضیح دادم که ما نمی‌گوییم چادر سر کنید، بحث چادر مطرح نیست، سخن بر سر استفاده از روسری و پوشاندن سر و گردن است. در نهایت، در آنجا هم گفتم به دژبان دستور داده‌ایم از فردا هیچ زن بی‌حجابی را به پایگاه #راه_ندهند. در نیروی زمینی و نیروی دریایی نیز برای کارمندان زن صحبت کردم و با خواندن آیات و روایات و کشاندن بحث حجاب به مسائل اجتماعی و سلامت جامعه و ارائه دلایل مختلف درباره لزوم حجاب، موضوع را تبیین کردم و دست آخر نیز با #بخشنامه، رعایت حجاب #الزامی شد».

t.me/iranoralhistory/1580

3. درخواست روحانی مبنی بر به دار آویختن توطئه‌گران در نمازجمعه: «#توطئه‌گر ها را خوبه که در مراسم #نمازجمعه بیاورند و به دار #آویزان کنند تا #مردم هم مشاهده کنند و تأثیرش ثأثیر بیشتری باشه».

t.me/tanzym/10595

نمک و نمکدان

بقایی پس از آزادی از بازداشت نخست: «من از مقام معظم رهبری تشکر می کنم. قدردان ایشون هستم که بنده رو ۲۹ دی ماه ۱۳۹۴ از دست این آقایون [قوه قضائیه] نجات داد. خودم رو قدردان و مدیون ایشون می دونم». 

t.me/GhadiriNetwork/1766

احمدی نژاد در گفتگوی ویدیویی چهارم خود با مردم: «سال های ۹۰ ۹۱ اگر رهبری حمایت نمی کرد از دولت، اینها [مجلس] تکه پاره می کردند دولت را در داخل».

t.me/GhadiriNetwork/1380


🔗 تأملاتی پیرامون کاندیداتوری بقایی و نامه مشایی

t.me/GhadiriNetwork/882

🔗 یک دقیقه سکوت!

t.me/GhadiriNetwork/906

اتاق فرمان کجاست؟

۱. حسن روحانی با کلید واژه پر تکرار «بعضی ها» کنایه هایی را متوجه رهبر انقلاب می نماید.

۲. لجن پراکنی های افسارگسیخته علیه رهبر انقلاب به رسانه های نیابتی همچون آمدنیوز و واحد سایبری مجاهدین خلق با انبوهی از اکانت های بی هویت توییتری محول می گردد.

۳. کارگزاران سیاسی ای چون محمد فاضلی در کسوت چهره های دانشگاهی با ملغمه ای از عبارات شبه علمی و طنز و هجو، اینگونه القاء می کنند که چهل سال است به واسطه اندیشه های رهبری، درجا زده و به آخر خط رسیده ایم.

۴. در جدید ترین مورد نیز تئوریسین اصلاحات، سعید حجاریان، رئیس جمهور را هیچ کاره و رهبری را همه کاره نظام و در واقع مسبب مشکلات ناشی از بی کفایتی دولت معرفی می نماید.

۵. سوال این است که اتاق فرمان حملات هماهنگ کجاست و نقش روحانی در این میان چیست؟ تماشاچی است، بازیگر یا بازیگردان؟


🔗 مطلب مرتبط از خوابی که برای مان دیده اند، مورخ ۱۳۹۴/۱۱/۲۰ در آستانه انتخابات خبرگان رهبری و زمان حیات هاشمی، مطلبی که هرچه از آن می گذرد بیشتر به تحقق نزدیک می گردد با این تفاوت که با فوت هاشمی، روحانی عهده دار نقش وی شده است:

t.me/GhadiriNetwork/174

یادآوری

رحمانی فضلی، وزیر کشور، انتشار آراء تفکیکی صندوق ها را مشروط به تأیید انتخابات توسط شورای نگهبان کرده بود. انتخابات در نهایت تأیید شد، اما آراء تفکیکی منتشر نشد. به همین خوشمزگی!

آیا آمریکا از برجام خارج خواهد شد؟ پاسخ صرفا به یک مولفه بستگی دارد: «منفعت» آمریکا از خروج که حاصل جمع «هزینه» و «فایده» است.

با این توضیح برای رسیدن به پاسخ کافی است هزینه و فایده حضور و خروج آمریکا از برجام تبیین گردد.

هزینه های بالقوه: کاهش نسبی اعتبار آمریکا در جهان، ناامیدی ملت ایران از سازش و مذاکره با آمریکا و رویگردانی از جناح غرب گرا در انتخابات پیش روی مجلس و ریاست جمهوری، افزایش سقف غنی سازی در ایران و در نهایت دشوار شدن مذاکره با کره شمالی.

فواید بالقوه: مجبور کردن ایران به تجدید توافق و امتیازدهی بیشتر، مسدود سازی مسیر انتقال نفت و فشار بر اقتصاد و از همه مهمتر ایجاد شوک شدید روانی در بازار و سوق دادن جامعه به سوی آشوب های سراسری.

با این وصف باید گفت هزینه های خروج از برجام به خودی خود، آنقدر هست که تأثیر اساسی بر محاسبات آمریکا گذاشته و مانع خروج این کشور از برجام گردد، اما مسئله اینجاست که دولت و رئیس جمهوری بر سر کار است که به کرات ثابت کرده با هر لطمه ای که از ایالات متحده -در دوره اوباما و ترامپ- می خورد، فریادی بر سر جریان ارزشی می کشد! به عبارت دیگر تا وقتی اراده دولت این است که به هر قیمتی برجام و در واقع قمار خویش بر برجام را حفظ نماید، تقریبا تمام هزینه های بالقوه خروج از برجام نیز یا زایل می شود و یا به ضد خود بدل می گردد. آنچنان که غنی سازی با توجیه خطر حمله نظامی افزایش نمی یابد و در غیر این صورت نیز به دلیل مضمحل شدن بسترهای غنی سازی، با دشواری و کندی بسیاری همراه خواهد بود؛ به جای نشانه رفتن انگشت اتهام به سمت آمریکا، نظام و نهادهای نظامی مقصر جلوه داده خواهند شد و همین گفتمان داخلی، قضاوت جهانیان را نیز رقم خواهد زد.

بنابراین تنها راه حفظ لاشه کنونی و بی جسم و روح برجام، بالا بردن هزینه های خروج آمریکا از آن است که جز با تقویت بنیه اقتصادی و دفاعی و نیز تغییر رویه و رویکرد رئیس جمهور در مواجهه شجاعانه و صادقانه با کاشته خویش میسر نمی گردد. 

همه چیز بستگی به شخص آقای روحانی و اقدامات او دارد، حتی بیش از تصمیم ترامپ...