احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳۸ مطلب با موضوع «فرهنگ» ثبت شده است

نکه طی یک سال شاهد سه پدیده بی‌سابقه فرهنگیِ فیلم سینمایی «موقعیت مهدی»، برنامه تلویزیونی «زندگی پس از زندگی» و سرود «سلام فرمانده» هستیم، نوید بخش درپیش بودن عصر جدیدی از شاهکارهای هنری است.

پیش‌تر راجع به «موقعیت مهدی»‌ و «زندگی پس از زندگی» یادداشت کوتاهی را منتشر کردم و اکنون رشته‌ی کلام را به «سلام فرمانده» و وجوه جذابیت و فراگیری آن اختصاص می‌دهم و اینکه چرا ضجّه دشمن را چنین درآورده است.

وجوه جذابیت سرود را باید در سه عنصر «شکل»، «متن» و «فرامتن‌» جستجو نمود.

شکل کار به صوت و موسیقی دلنشین آن برمی‌گردد و اینکه ترکیبی از حس «حزن»، «حماسه» و «امید» است. همخوانی موجود در سرود، خروش بیشتر عواطف را موجب شده؛ صحبت از «من» در کنار «او» رابطه احساسی دوسویه‌ای ایجاد کرده؛ و حضور و صدای کودکان، علاوه‌بر آنکه مخاطب سنی سرود را به همه دهه‌ها گسترش داده، موضوع را از مجرای «کودک» به «فطرت» پیوند زده است.

متن یعنی تک‌تک مضامین معنوی و عبارات عالی آن از علقه عیان و نهان مخاطب نسبت به اشخاص و معارف محبوب و شناخته شده کدگشایی کرده است. در اینجا حسی ساخته نمی‌شود، بلکه گسل‌های احساس مخاطب نسبت به عمیق‌ترین بخش اعتقادات و‌ احساسات او فعال می‌گردد: امام زمان، رهبر انقلاب و حاج قاسم سلیمانی.

در این خصوص ناگفته پیداست در شرایطی که بیشترین تزریق ناامیدی و ستیز سیاسی-فرهنگی با انقلاب اسلامی در جریان است به‌نحوی که شاهد رسوخ موسیقی‌های مبتذل به شبکه مدارس نیز بوده‌ایم، اقبال رو به گسترش آحاد ملت نسبت به سرودی که مصداق بارز اسلام انقلابی است و آشکارا از همراهی و همسویی با «نظام» و «سیدعلی» می‌گوید، چقدر برنامه‌های دشمن را خصوصا نسبت به نسل جدید مختل کرده، مضافا که تجمعات و همخوانی‌های انبوه جمعیت‌های خودجوش این سرود در سراسر کشور وقتی با تلاش کنونی دشمن در گردآوری چندصد نفر از نیروهای سازمان‌دهی شده خود در برخی نقاط مقایسه می‌شود، آبرویی برای‌شان نمی‌گذارد!

فرامتن این اقبال نیز به شرایط کلی اجتماعی جهان برمی‌گردد. وضعیت خاص کنونی و بروز بلایایی چون بیماری، جنگ و قحطی، موعود خواهی را افزایش داده و از این حیث در این ملاحم و فتن آخرالزمان، مضامین مهدوی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و می‌گیرد.

زندگی پس از زندگی

یکم. به مطالعه یا مشاهده می‌دانیم که اشرار و شیاطین جن و انس در طول تاریخ و گستره جغرافیا چگونه ثمرات نفی توحید و معاد را در حوزه‌های سیاسی اجتماعی چیده‌اند.
دوم. همه از غوغایی که برنامه توحیدی «زندگی پس از زندگی» به‌پا کرده اطلاع داریم و ضدیت بدخواهان در تخریب اقدامات و آثار موفق و اثرگذار دینی و فرهنگی را به کرات دیده‌ایم.
سوم. نگرانی خود را با شما به اشتراک می‌گذارم در اینکه عباس موزون را هر نحو حذف و حرکت پرشتاب برنامه را متوقف نمایند.
آیا برای حفاظت و حراست از آن سردار جنگ فرهنگی و دستاورد بزرگش تدبیری اتخاذ شده؟
بعید می‌دانم!
۱۴۰۱/۲/۲۱

موقعیت مهدی

«موقعیت مهدی» تنها یک فیلم سینمایی موفق و فاخر نیست؛ مهمترین اثر فرهنگی و بصری در مقابله با لایه‌های پنهان شکل‌گیری تفکرات پان‌ترکیسم است؛ هم از آن جهت که به زیباترین شکل حیات و مجاهدت یک قهرمان ملی از خطه آذربایجان و همسرش را روایت می‌کند و هم از این حیث که اکثر گفتگوهای فیلم به زبان آذری است.
امیدوارم این هوشیاری در نهادهای حاکمیتی و خصوصا امنیتی وجود داشته باشد که پیش از اتمام اکران، با توزیع و اهدای گسترده بلیط رایگان میان اهالی تبریز و ارومیه، امکان مشاهده فیلم را در «سینما» که اثری مضاعف بر بیننده دارد، فراهم آورند.

برنامه «عصر جدید» فقط معرفی کننده پدیده‌ها نیست، خود نیز یک پدیده و نیاز امروز جامعه ما است:

اول. #فرهنگ_عمومی
در اخبار خواندم ۴۰٪ بیکاران فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها هستند؛ جمعیت زیادی از جوانان که بنابر جبر اجتماعی وقت خود و منابع آموزشی را اتلاف کرده و درس و دانشگاه برای‌شان کارکردی جز یک پرستیژ تنزل کرده ندارد.
اولین دستاورد مهم عصر جدید، تغییر پارادایم ارزش‌های اجتماعی است و اینکه استعداد و منزلت محدود به «دکتر» و «مهندس» شدن نیست.

دوم. #امید_آفرینی
پرتاب استعدادهای گمنام از دورترین نقاط کشور به مراحل بالاتر، مؤلفه دیگر این برنامه است. اینجا سخن از «کشف استعداد» که در بند پیش گفته شد نیست؛ موضوع ایجاد موج «امید» و «امیدآفرینی» در ده‌ها میلیون بیننده‌ای است که با تمام وجود با شرکت کنندگان همذات پنداری می‌کنند.

سوم. #نشاط_اجتماعی
ایجاد فضایی مفرح و شاد که به عنوان خط فرعی و همیشگی برنامه دنبال می‌شود امتیاز دیگر برنامه و نیاز ضروری جامعه است.

چهارم. #وحدت_ملی
افزایش ضریب همدلی عمومی و وحدت ملی، چهارمین دستاورد بزرگ عصر جدید است. جایی که در یک طرف همه اقشار و تفکرات به عنوان تماشاچی درکنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و در طرف دیگر استعدادهای مختلف از اقوام متنوع ایرانی روی صحنه می‌روند و همه در موقعیتی یکسان و برابر به هنرنمایی می‌پردازند.

عصر جدید برای این چهار دستاورد بزرگ چهار چراغ سفید می‌گیرد، گرچه لایق زنگ طلایی نیز هست.

نهضت نمایش

برای جهاد تبیین دنبال راه‌های سخت و عجیب نرویم!
این همه سالن نمایش مجهز در دانشگاه‌ها و مساجد وجود دارد؛ یا اساسا چه نیازی به سالن مجهز است؟ این همه نمازخانه‌ای که در هر اداره و مدرسه‌ای هست و تنها یک پرده و ویدیوپرژکتور می‌خواهد برای نمایش صدها فیلم سینمایی و مستند فاخر و اثرگذار.
اندک فرصتِ کاهش آمار ابتلا به کرونا و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها را غنیمت شمرده و نهضت توزیع محتوا در حوزه نمایش فیلم را آغاز نماییم.
ماه مبارک رمضان و رونق مساجد را نیز مغتنم بشماریم و هر روز تا پیش از اذان مغرب، فیلم یا کلیپ‌هایی را به نمایش بگذریم تا از یک سو مشتاقان مشاهده فیلم را به نماز وصل کنیم و از سویی دیگر مشتاقان نمازجماعت را به رؤیت آثار نمایشی متصل نماییم.

وضعیت قرمز

وضعیت حجاب (لباس!) دارد به نقطه غیرقابل بازگشت می‌رسد.

فعلا سرمای هوا مانع رؤیت عمق فاجعه‌ست.

کمی که آفتاب بتابد، بوی لجن بلند خواهد شد درحالیکه دیگر هیچ چاره‌ای هم برای آن وجود ندارد.

دشمن وضعیت متزلزل اقتصادی و امنیتی را می‌داند و اینکه دست نظام در برخورد قهری با هنجارشکنان بسته است و از همین روی دارد با سرعت می‌تازاند.

جالب آنکه برای حساسیت‌زدایی و باز ماندن راه هنجارشکنی‌های بیشتر، فعلا مانوری بر اقدامات خود نمی‌دهند.

کمی که جلوتر بروند، آرشیو اقدامات ضدفرهنگی خود را به لایه امنیتی و رسانه‌ای پیوند می‌زنند و این عدم برخورد را می‌گذارند پای ضعف و کنج رینگ بودن نظام و مشت پشت مشت...

چاره یک چیز است: ضدحمله به سرشاخه‌های شبکه فحشا که در کارکردی دوگانه گلادیاتورهای آشوب و اغتشاش نیز هستند.

۱. نهادهای سرکاریِ فرهنگی و دینی که عموما توسط افراد ذی‌نفوذ در بودجه برایش ردیف ایجاد شده‌، دقیقا/تقریبا چه می‌کنند؟ چه خروجی‌ای داشتند؟ چند کارمند دارند؟ این کارکنان چه نسبت فامیلی‌ای با رؤسای‌شان دارند؟ چقدر حقوق می‌گیرند؟ در ازای چند دقیقه کار مفید در ماه؟ به چه کسی پاسخگو هستند؟ از کدام درگاه می‌توان به فهرست فعالیت‌های‌شان پی‌برد؟ و اساسا فارغ از آماری که می‌دهند چگونه می‌توان راستی آزمایی کرد که ادعای‌شان راست است یا مانند خیلی از مواقع دروغ گفته‌اند؟

۲. بسیاری از این نهادهای سرکاری در جمهوری اسلامی، خصوصا در سال‌های اخیر در پاسخ به سوال "چرا هیچ خروجی‌ای ندارید؟" پاسخ می‌دهند که "پول نداریم و بودجه دریافتی تنها کفاف حقوق کارکنان‌مان را می‌دهد".
سوال این است که در این صورت چرا اصلا باید بودجه‌ای به این نهادها پرداخت شود؟!
وقتی بود و نبودشان فرقی ندارد، پول می‌گیرند که خودشان را از جیب بیت‌المال سیر کنند بی‌آنکه به اندازه یک گیاه خروجی و نفع داشته باشند؟!

۳. چرا یک جریان ذی‌نفع، همیشه وقتی نوبت پاسخگویی و حسابرسی این نهادهای سرکاری می‌رسد با مقدس سازی از آن سعی می‌‌کنند به دوشیدن بیت‌المال ادامه دهند؟

۴. این دغدغه تاراج بیت‌المال چرا محدود به ایام بررسی و تصویب بودجه محدود می‌شود و توسط فعالان رسانه‌ای و عدالتخواه در دیگر ایام پیگیری نمی‌شود؟

۵. چرا برخی متوجه نمی‌شوند که وقتی می‌گوییم این صدها میلیارد تومان بودجه صرف نهادها و موسسات سرکاری نشود، منظورمان این است که خرج امور مهم و نهادهای پربازده بشود؟

۶. چندنهاد سرکاریِ فرهنگی مذهبی می‌شناسید که در سال‌های گذشته هم به دورهمی گذراندند، چه رسد به دو سال کرونایی اخیر که تحقیقا هیچ فعالیتی نداشته‌اند؟

۷. علت عطش و شهوت مسولان و فرزندان‌شان برای ایجاد تاریکخانه‌هایی تحت عنوان "موسسه فرهنگی مذهبی" چیست و چرا شاهد رشد قارچ‌وار این موسسات هستیم؟

۸. ادعای هرساله کسری بودجه که مسولان مطرح می‌کنند راست است یا دروغ؟ اگر صحیح است که هست، چرا بند ناف ارتزاق نهادهای مذکور از بودجه قطع نمی‌شود؟!

۹. چگونه می‌توان این دغدغه را عمومی کرد و از هدر رفت بیت‌المال در این خصوص جلوگیری نمود؟

۱۰. برای مقابله با این پدیده شنیع آیا امیدی به مسولان و رسانه‌هایی که یا خود آلوده این موسسه‌بازی‌ها شده‌اند و یا با مدیران و روسای صاحب نفوذ نهادهای مذکور رودربایستی دارند هست؟

 

 

 

مشکل از جایی شروع شد که به جای کار فرهنگی در مهد و مدرسه و مسجد و محله، رفتیم چسبیدیم به توییتر.
داخل یک اتاق دربسته مجازی نشستیم و طوفان و هیاهو کردیم به خیال اینکه گوش فلک را کر و قله‌های مجازی را فتح می‌کنیم.
غافل از اینکه صدایی از آن اتاق کوچک و البته جذاب، بیرون نمی‌رود و مردم ایران خارج از اتاق توییتر و حتی خانه مجازی، و در کوچه و بازار حقیقی زیست می‌کنند.
وقتی مرور می‌کنم که چه شد که عرصه حقیقی را رها کردیم و شاخه خاصی از مجازی (توییتر) را چسبیدیم و در آن هم تمام توان و تلاش را صرف عبث‌ترین اقدام (ترند هشتگ) کردیم، به این نتیجه می‌رسم که سال ۸۸ یک اقلیت محض، وقتی در صندوق‌ها و علی الارض از جبهه انقلاب و اکثریت مردم شکست خوردند، تنها راه تنفس و ابراز وجودشان مجرای مجازی بود که در آن ترند کردن هشتگ برای‌شان تقلایی مضحک برای اکثریت نمایی شد.
اینجا بود که خیلی از دوستان انقلابی ما تصمیم گرفتند برای خارج کردن آن عرصه از دست ضدانقلاب، سنگر مجازی را هم فتح کنند، اما نتیجه عملا شد رها کردن عرصه‌های واقعی میدان و رفتن به کنج توییتر.
به تعبیر دیگر شبکه‌سازی اجتماعی را به شبکه‌های اجتماعی فروختیم.

نسل اینستاگرام

 

‏نمی‌دانم آقامیری دقیقا چه چیزی را بساط کاسبی قرار داده!
نص صریح آیات و روایات که توبه را راه بخشش ‎#هر گناهی ذکر کرده.
اگر بحثش این است که چرا ‎#نظام نمی‌بخشد، جهت اطلاع:
بازیگران، ساواک و ارتشی‌های پیوسته به انقلاب مشغول به کار هستند و افراد بریده از نفاق نیز زندگی خود را دارند.

‏واقعا حرف حساب او چیست؟
عقاب الهی را رد می‌کند یا مجازات قضایی را؟
جز دکلمه‌ای احساسی چه حرف منطقی یا حتی جدیدی داشته؟
ظاهرا آن شیخ شهرت‌طلب نیز مانند عناصر خشونت طلب دیروز و اصلاح‌طلب امروز نظیر تاجزاده، گنجی و مخملباف، راه فریب افکار عمومی را پیدا کرده؛ گرچه قدری دیر، اما موفق!

‏واقعیت این است که بیشترین تقصیر متوجه متولیان فرهنگ و آموزش کشور است.
تا طالب یک شئ باشد، کاسب آن نیز هست.
تنزل نسل و عوام شدن عموم، علت و یا معلول واقعیتی چون تغییر سبک زندگی است.
برای ‎#نسل_اینستاگرام که تتلو خواننده‌اش باشد و روحانی رئیس‌جمهورش، باید هم آقامیری شارح شرع گردد.

 

ضمیمه | توبه و عفو در قانون مجازات اسلامیِ نظام جمهوری اسلامی

‏ماده ۱۱۴: در جرائم موجب حد [زنا، لواط، مساحقه، تفخیذ، قوادی، شرب خمر، سرقت، سب النبی، بغی و افساد فی الارض] به استثنای قذف و محاربه هرگاه متهم قبل از اثبات جرم، ‎توبه کند و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، حد از او ساقط می‌گردد.
همچنین اگر جرائم فوق غیر از قذف با اقرار ثابت شده باشد، در صورت توبه مرتکب حتی پس از اثبات جرم، دادگاه می تواند عفو مجرم را توسط رئیس قوه قضاییه از مقام رهبری درخواست نماید.
تبصره: توبه محارب قبل از دستگیری یا تسلط بر او موجب سقوط حد است.

‏ماده ۱۱۵: در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت چنانچه مرتکب توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات ساقط می‌شود. در سایر جرائم موجب تعزیر دادگاه می‌تواند مقررات راجع به تخفیف مجازات را اعمال نماید.

‏ماده ۹۶: عفو یا تخفیف مجازات محکومان، در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه با مقام رهبری است.

ماده ۹۷: عفو عمومی که به موجب قانون در جرائم موجب تعزیر اعطاء می‌شود، تعقیب و دادرسی را موقوف می‌کند. در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل می‌شود.

ملت امام حسین(ع)

به هر میزان که چندپارگی جامعه، امنیت‌زدا و درهم‌شکننده اتحاد ملت است، یکپارچگی جامعه، امنیت‌زا و ایجادکننده وحدت ملی است.
اما این وحدت هنگامی رخ می‌دهد که علقه‌های مشترک میان جمعیت انسانی پدیدار و حفظ گردد؛ و اینگونه است که عموما زبان، نژاد، مذهب و فرهنگ مشترک، از مؤلفه‌های اساسی ملت‌سازی در طول تاریخ و گستره جغرافیا بوده است.
در این میان و برای ملت ایران اما آنچه بیش از همه، مردم را به هم نزدیک و شکاف‌های مادی و معنوی را ترمیم کرده، بی‌تردید «محرم» و ماتم جانکاه سیدالشهداء، حضرت اباعبدالله(ع) است؛ آنچنان که فقیر و غنی و بی‌قید و مقید را در ازمنه و امکنه‌ای واحد گردهم آورده و از همه مهمتر، به تعاملی بی‌بدیل و مشفقانه با یکدیگر واداشته است. 
کدام رسم ملی یا مذهبی را سراغ دارید که ایرانیان یا جهانیان اینچنین یکرنگ و یکپارچه به استقبال آن روند؟
البته دایره مستقبلین از نوروز نیز به میزان محرم، در جامعه ایرانی وسیع است؛ اما نوروز فاقد ویژگی تعاملی، یکدست‌سازی و درهم‌شکنندگی شکاف‌های اجتماعی و گاه فزاینده آن است.
در نوروز تعامل محدود به دیدوبازدید با خویشان بوده و گامی فراتر نمی‌رود و شکاف‌های عمیق و آزاردهنده فراوانی نیز در آن نمایان است؛ چنانچه مسافرت برخی درون شهری و بعضی برون کشوری است و سفره یکی عالی و دیگری خالی است.
اینجاست که به واسطه «وحدت»، «امنیت» و «هویت» ملی ایجاد شده به واسطه اثر بی‌بدیل محرم، می‌توان معنای «ما ملت امام حسینیم» را معنا کرد و عجیب آنکه این ویژگی ملت‌سازی در عین ایجاد «اتحاد ملی» فاقد وجه سلبی و نفی اغیار است و به «انسجام اسلامی» در مقیاس منطقه‌ای و جهانی نیز منجر شده که این خصیصه را نیز باید به «خصایص الحسین(ع)» اضافه نمود.