احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تقلب» ثبت شده است

یادآوری

رحمانی فضلی، وزیر کشور، انتشار آراء تفکیکی صندوق ها را مشروط به تأیید انتخابات توسط شورای نگهبان کرده بود. انتخابات در نهایت تأیید شد، اما آراء تفکیکی منتشر نشد. به همین خوشمزگی!

حامیان روحانی

رسانه رژیم سلطنتی انگلیس اینگونه هوای دولت دست نشانده خود را دارد: «حمله فردی با سلاح سرد به نهاد ریاست جمهوری».

تصور تیتر بی بی سی برای همین اتفاق در دولت قبل و یا اتفاقی مشابه در زمان کنونی و در خصوص یکی از نهادهای زیرنظر رهبری دشوار نیست: «شلیک مأموران سپاه پاسداران به جوان معترض ایرانی».

لازم به ذکر است انگلستان سابقا نیز مدارک صوری ارشد و دکتری را از مجرای دانشگاه کلودونیان گلاسکو به حسن روحانی، در زمان تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی وی اعطا کرده بود.

حب و بغض های رکن رسانه ای MI6 نسبت به دولت و قوه قضائیه در یک نما


دانشگاه کلدونیان گلاسکو که شریک جرم حسن روحانی در صدور مدرک تحصیلی بی اصالت برای وی است، در بیانیه ای صحت رساله دکتری نگاشته شده برای روحانی را تایید و خود را تطهیر کرد!

اینکه تکلیف «۱. بیست سال استفاده روحانی از نام و نان دکترای نداشته با وجود لیسانسه بودن ۲. تخلف فاحش از ضوابط اداری و امنیتی و تحصیل در مقاطع راشد و دکتری در دانشگاه دولت متخاصم انگلیس در عین تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی ۳. نداشتن کمترین آشنایی با زبان انگلیسی ۴. سرقت علمی گسترده در رساله دکتری و ۵. عضویت در هیأت علمی دانشگاه با درجه استاد تمامی» چه می شود و چگونه توجیه می گردد را نمی دانم!

لازم به تذکر است: پایان نامه ارشد روحانی قابل دریافت نیست و تیم تحقیقاتی بررسی مدرک روحانی متشکل از جمعی از دانشجویان ساکن آمریکا، تنها به رساله دکتری دسترسی داشته اند. بررسی پایان نامه ارشد، حتما به همان قاعده دکتری، واجد نکات جالبی خواهد بود.


پی نوشت: خبر «آمدنیوز» در خصوص تایید مدرک تحصیلی توسط دانشگاه کلدونیان گلاسکو هم دروغ از آب در آمد.

تاکنون دانشگاه مذکور موضعی نگرفته و البته هیچ بعید نیست به همان دلیلی که چنین مدارک بی اصالتی را برای ارشد و دکترای حجت الاسلام شیخ حسن روحانی صادر کرده، در نهایت آن را نیز تایید نماید.


مطلب مرتبط: «بررسی جامع و مستند پرونده‌ی تحصیلی حجت الاسلام روحانی، یک بار برای همیشه» ahmadghadiri.ir/post/38

۱. اینکه می گوییم در نظام انتخاباتی ایران تقلب عملا در نتایج نهایی موثر نیست، به دلیل نظارت چندگانه بر آراء و مطابق اصل تضاد منافع است، به نحوی که علاوه بر نمایندگان شورای نگهبان و وزارت کشور، نماینده نامزدها و معتمدان محلی نیز بر شمارش آراء نظارت، و تقلب های احتمالی را کشف و اعلام می نمایند و طبق روال همیشگی، صندوقی که تعدادی از آراء آن آلوده به تقلب باشد، باطل اعلام می گردد. همچنان که امروز شورای نگهبان گزارشات عدیده ای از تخلف های فاحش دریافت و ثبت نمود و خبرها حاکی از دستگیری چند ده نفر در کشور به دلیل جرایم انتخاباتی است.

۲. در سال ۸۸ تمام نظرسنجی های معتبر داخلی و خارجی، پیروزی احمدی نژاد بر موسوی را با اختلاف بسیار گواهی می کردند. با این حال موسوی پیش از پایان رأی گیری خود را پیروز انتخابات با «اختلاف آراء بسیار زیاد» اعلام کرد و در اثبات دروغ بزرگ خود با وجود تمهیداتی چون بازشماری تصادفی ۱۰ درصد آراء و تمدید ۵ روزه مهلت اعتراض، تنها به نظریه داماد لرستان اکتفا نمود!

۳. اکنون اما شاهد بودیم دولت، قم و مشهد، جنوب تهران و نیز مناطق محروم کشور را در بحران کمبود تعرفه نگه داشت، درحالیکه در نقاط و مناطقی که آراء روحانی بیشتر برآورد می شد، تعرفه زیاد هم آمد. تخلف ها و تقلب های مستندی چون تعرفه های غیر ممهور به مهر انتخابات و تبلیغ میدانی روحانی در مراکز رأی گیری، درشت تر نگاشتن نام حسن روحانی در برگه های اعلام اسامی کاندیداها در حوزه های انتخاباتی، عدم نگارش و قراردادن شهرت «رئیسی» برای سید ابراهیم رئیس الساداتی و بسیاری موارد ریز و درشت دیگر، همه و همه نشان از تقلای بقای رئیس جمهوری است که رسیدگی قضایی به پرونده های سنگین مالی و امنیتی را پیش روی خود دارد و می داند پایان ریاست جمهوری اش، آغاز محاکمه خود، خانواده و اطرافیانش خواهد بود.

۴. طبیعتا در این فضا، اگر روحانی به مدد شهرآشوب انتخابات امروز، پیروز اعلام شود، شورای نگهبان در پی عمل به وظیفه اش، متهم به دخالت در انتخابات و تغییر نتایج خواهد شد که خود، زمینه صدور فرمان آشوب توسط روحانی را فراهم می کند.

اگر هم با وجود این حجم بی سابقه از تخلف و تقلب دولت، به دلیل اختلاف بالای آراء رئیسی، ایشان رئیس جمهور گردد، آن وقت خود دولت برای ابطال صندوق های رأی به بهانه آلوده بودن به تقلب خویش، دست به کار می شود و با هرگونه مقاومت شورای نگهبان، این نظام است که متهم به تقلب خواهد شد، موضوعی که از چندی پیش از سوی رسانه های ضد انقلاب حامی روحانی با کلید واژه پرتکرار «مهندسی انتخابات» به وفور پمپاژ و القاء می گردید!

۵. نهایتا آنکه از مفسدانی که چهار سال به صندوق بیت المال دستبرد زدند، یک شب دست بردن در صندوق آراء هیچ دور از انتظار نبود.

باید دید آن «عامل»، پس از به ورشکستگی کشاندن نظام اقتصادی کشور و تعطیلی صنعت هسته ای، آخرین مأموریت خود را در به آشوب کشاندن کشور با موفقیت به پایان می برد یا خیر.


ارجاعات:

۱. چرا فتنه بزرگتری در راه است؟ t.me/GhadiriNetwork/979

۲. ایران در بحران، روایت چهار سال غارت t.me/GhadiriNetwork/1055

۳. بررسی جامع انتخابات ۸۸ یکبار برای همیشه t.me/GhadiriNetwork/880

ترامپ و حامیانش

آن سوی عالم، ترامپ در ایام تبلیغات گفته بود «طرفدارانم آنقدر به من وفادارند که اگر در روز روشن آدم بکشم دست از حمایت بر نمی دارند». در این سو نیز برخی طرفداران روحانی پس از سه دور مناظره عملا اثبات کردند واکنش همیشگی شان در برابر رسوایی مفاسدِ رئیس «قبیله» چنین است که در بدو طرح مفسده ای، آن را تکذیب می کنند، بعد که تبیین شود، تشکیک می کنند و نهایتا وقتی اثبات گردد، توجیه می نمایند!

طرفداران روحانی آنقدر قدرت هاضمه شان قوی است که به راحتی کلکسیون ناکارآمدی دولت و مسائل اثبات شده ای چون تقلب نجومی در تحصیلات، رانت نجومی در ملک، ارتباط مستمر با جن گیران، رکود فراگیر و بی سابقه، بن بست برجام و دو جین دروغ رسوا شده رئیس جمهور را می بینند و ککشان هم نمی گزد، همچنان که اسناد دریافت پاداش و ملک نجومی جهانگیری و دروغ های عجیب و آشکار جناب معاون اول را مشاهده کردند و به روی خود نیاوردند!

اینکه اینها اصولا از چه قماشی اند را نمی دانم! بعید می دانم عموما نفعی از مفاسد اقتصادی دولت برده باشند که بخواهم تحلیل کنم شریک دزد اند. بعید هم می دانم که از اقوام و آشنایان رئیس جمهور و یا کابینه باشند؛ هرچه باشد چند میلیون نفرند!

در تحلیل این پدیده، آنچه به نظر اینجانب می رسد، چند مؤلفه است که عموم طرفداران روحانی و به عبارت بهتر «طرفدار ماندگان» او بدان مبتلا هستند:

1- ارزش دانستنِ کم نیاوردن و وفادار ماندن در هر شرایطی. اینان کسانی اند که هویت خود را در آبی و قرمز عرصه سیاست تعریف کرده اند که هرچقدر بیشتر و بلندتر هورا بکشند، پررنگ تر اند!

2- اصالت السکس برای برخی. یعنی اینکه کسانی را بر مسند قدرت می پسندند که رهایی جنسی را تضمین و ترویج کنند. برای اینها مهم نیست در کرسنت حداقل 14 میلیارد دلار به ایران و ایرانی خسارت وارد شده، کنسرت شان به راه باشد کفایت می کند، نان برای اینان موضوعیت ندارد، واجب تر از نانی دارند که صبح تا شب در پی آن در خیابان ها پرسه می زنند.

3- هراس از رقیب و پناه بردن به اژدها از ترس مار. اینها کسانی اند که آدرس غلط دولت مبنی بر اینکه اگر غیر از ما برسرکار بودند، ایران به بلایا و مصائب ونزوئلا، عراق، لیبی و سوریه دچار می شد را باور کرده اند، اینکه نمودار و آمار اقتصادی و تاریخ و تجربه سیاسی چه می گوید مهم نیست!

4- باور نمودن دست آورد سازی های دولت. اینان نیز کسانی اند که گمان می کنند وضع اقتصاد خوب شده است اگرچه وضع خودشان خراب باشد، باور کرده اند روابط با جهان غرب و عرب بهبود یافته، حتی اگر عربستان و نوچه اش امارات هر روز علیه ایران زوزه بکشند و آمریکا بی وقفه چماق تهدید و تحقیر و تحریم را بر سر ایران بکوبد. همینکه آلبوم عکس رئیس جمهور مزین به تصاویر رنگارنگ دیدار توأم با تحقیر مقامات اروپایی باشد، مع الاسف بر اثر غرب زدگی حادی که دچارش هستند، برای شان یک دست آورد است. یک بار زحمت نداده اند از خود بپرسند نتیجه این سفرهای لوکس از جیب ملت تا کنون چه بوده؟ چرا سرمایه گذاری خارجی در پسا برجام کمتر از نصف شده؟ و کدام محصول استراتژیک به کشور راه یافته؟ اینان گمان کرده اند صرف قرار گرفتن قدرت های جهان رو در روی ایران، یک دست آورد است، حال در این معمله و رویارویی چه دادند و چه گرفتند اساسا مهم نیست!

منجلاب تقلب

دست و پا زدن روحانی برای متهم کردن قالیباف به تقلب در تحصیلات، بیش از حد مضحک از آب درآمد!

بعد از رسوایی های پی در پی در تقلب نجومی و کشیده شدن موضوع به مجلس خبرگان و مطبوعات خارجی، در روزهای منتهی به انتخابات دروغی سر هم کردن برای رهایی یافتن از منجلاب بدنامی، تنها نتیجه عکس می دهد.

خودش مدعی می شود قالیباف در ازای دادن زمین دکترا گرفته، رسانه اش نیز فرق دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد تهران مرکز را نمی داند!

در این میان البته یک پیشنهاد دارم، قالیباف در مناظره آخر، چند جمله ای با روحانی به انگلیسی تکلم کند و بگذارد مردم قضاوت کنند که چطور مدرک ارشد و دکترایی را ممکن است یک آخوند از انگلیس بگیرد بی آنکه حتی توان بیان جمله ای را ندارد. آنگاه خوب است مسئولین امنیتی و قضائی ورود کنند که پس اعطای این مدرک در ازای چه خدمتی صورت گرفته است؟

1. درخصوص مدرک تحصیلی آقای روحانی این موارد قابل ذکر است که حجت‌الاسلام روحانی در حالی که به اذعان سایت شخصی ایشان در سال‌های 1374 و 1377 به ترتیب فارغ‌التحصیل مقاطع ارشد و دکتری دانشگاه غیرانتفاعی و تازه تاسیس «کلدونیان گلاسکو» شدند، اما از همان بدو انقلاب در سال 57 و پس از آن در انتخابات‌های مجلس اول تا پنجم نیز دبیری شورای عالی امنیت ملی، و همچنین در تمام مصاحبه‌ها و تالیفات خود، با وجود لیسانسه بودن، بر «دکتر» نامیدن خویش اصرار داشتند.

2. ایشان در حالی در سال‌های 72 تا 77 در کشور متخاصم انگلیس به تحصیل پرداختند که در تمام این سال‌ها (68 تا 84) دبیر شورای عالی امنیت ملی، عالی‌ترین نهاد اطلاعاتی و امنیتی کشور بودند و این یعنی  تخلف فاحش از مقررات اداری و ضوابط امنیتی که در نوع خود بی‌نظیر بوده و نفوذ دستگاه جاسوسی انگلیس را در شورای عالی امنیت ملی وقت بسیار محتمل می‌‌کند.

3. مضافاً اینکه آقای حسن روحانی بنا بر ادعا، پنج سال صرف تحصیل در دانشگاه انگلیسی در مقاطع ارشد و دکتری کردند اما کمترین تسلطی بر زبان انگلیسی ندارند که این خود بیش از همه موجب تعجب و افزایش احتمال مذکور در بند فوق است.

4. موضوع هنگامی جالب‌تر می‌شود که با استناد به نرم‌افزار سرقت یاب «iTHENTICATE» که مورد استفاده دانشگاه‌های معتبر دنیا است، مشخص گردیده حدود نیمی از رساله ایشان، مشخصا سرقت علمی از دیگر منابع بوده است و در این راستا دانشگاه انگلیسی مذکور، نه در آن موقع و نه اکنون کمترین واکنشی به این رسوایی نشان نداشته است.

5. عجیب‌تر از همه جایی است که سخنگوی دولت در نشست خبری 24 آذر 92 مدعی می‌شود «دکتر روحانی رئیس جمهور محترم، عضو هیات علمی دانشگاه هستند و از نظر مرتبه علمی استاد تمام محسوب می‌شوند به همین علت ایشان صرفا حقوق استادی خود را دریافت می‌کنند و تاکنون حقوقی از ریاست جمهوری دریافت نکرده‌اند» جای دارد که بپرسیم آقای روحانی عضو هیات علمی کدام دانشگاه است و چگونه به مرتبه استادی تمامی رسیده است؟


متن کامل: farsnews.com/newstext.php?nn=13960214000756

به مناسبت سالگرد 9 دی، تصویر و لینک سندی از سایت ویکی لیکس را در کانالم منتشر کردم که به وفور در کانال های دیگر استفاده شد. telegram.me/GhadiriNetwork/714

در این سند سفیر وقت اتریش بعد از دیدار با جمعی از اصلاح طلبان از جمله خاتمی و هاشمی، موضوع را به مقامات آمریکایی اطلاع می دهد و آنان نیز گفته های سفیر اتریش را در گزارشی با مقامات خود در میان می گذارند. گزارشی که بعدها همچون ده ها هزار سند دیگر وزارت خارجه‌ی آمریکا سر از سایت افشاگر ویکی لیکس در می آورد.

بنابراین بدانیم که ویکی لیکس، منتشر کننده‌ی اسناد است و اسناد و گزارش ها، مرقومات مقامات آمریکایی است که از «دیده»ها و یا «شنیده»های با واسطه یا بی واسطه‌ی خود می گویند.

در مطلب 15 بندی 9 دسامبر 2009 (18 آذر 88) آمریکایی ها گزارش دادند که سفیر وقت اتریش، آقای پاستل، بیان کرده 1- خاتمی و هاشمی حضورشان در سیاست کمرنگ شده (تحلیل شخصی پاستل) و 2- هاشمی از وی خواسته تا غربی ها بر دو محور حقوق بشر و تقلب در انتخابات بر ایران فشار بیاورند (خبر شخص پاستل از دیدار و گفتگو با هاشمی).

He noted that former Presidents Khatami and Rafsanjani both had extracted themselves from the normal political scene and were focused on tangential issues where their weight could still be felt. Nevertheless, Rafsanjani suggested that it would be helpful if the West spoke out against the election fraud and human rights violations that followed.

در اینجا یک بی دقتی از سوی برخی دوستان ما صورت می گیرد و آن اینکه با رؤیت نام خاتمی در ابتدای بند 1 (بندی که پیرامون بحث فشار بر ایران است) گمان می کنند درخواست فشار و تحریم های حقوق بشری (که بخشی از تحریم های امروز کشور را شامل می شود) خواست مشترک هاشمی و خاتمی بوده درحالیکه طبق گزارش تنها هاشمی چنین درخواستی را داشته است و خاتمی صرفا از تمایلش برای سفر به اتریش سخن می گوید.

در بند 10 همین گزارش نیز موضوع دیگری به نقل از پاستل ذکر می گردد و آن اینکه سفیر اتریش ادعای کسی را که گفته می شود به لاریجانی نزدیک است منتقل کرده و آن اینکه «لاریجانی و همه‌ی مسئولان رسمی کشور از موضوع تجاوز آگاهند»!

یعنی فردی که ادعای نزدیکی به لاریجانی را دارد (که البته نام وی در گزارش نیامده و این عجیب است زیرا گزارش محرمانه بوده و دلیلی برای عدم ذکر به مقامات آمریکایی نیست) نه تنها از منویات رئیس مجلس خبر داده که حتی در گامی فراتر «همه»‌ی مقامات کشور را مطلع و کتمان کننده‌ی موضوع «تجاوز» ذکر می کند! و این درحالی است که در ادامه، همان فرد نیز اذعان می نماید لاریجانی موضوع تجاوز را رد کرده است.

The interlocutors said that not only was Larijani aware, but all officials were aware of what was going on inside the prison. Nevertheless, when Larijani spoke publicly about the issue, he stated clearly that the rapes are not occurring and thus lost some credibility with the Iranian public.

بنابراین فضاسازی جریان ضد انقلاب در خصوص «اطلاع لاریجانی از تجاوز طبق سند ویکی لیکس» چیزی جز فرافکنی و تجاهل نسبت به واقعیت و ماهیت «قیل» و «قال» نیست. «قیل» آن است که راوی در بیان «شنیده»ها می گوید «گفته شده» (همانند آنچه در خصوص ادعای تجاوز آورده) و «قال» آن است که راوی از «مشاهدات»‌ خود می گوید؛ حال یا به عنوان «خبر» (همانند درخواست هاشمی در افزایش فشار بر کشور و ابراز تمایل خاتمی برای سفر به اتریش) و یا به عنوان «تحلیل» (همچون نظر سفیر اتریش مبنی بر کاهش سطح فعالیت سیاسی هاشمی و خاتمی).