احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاتمی» ثبت شده است

اماره های قطعی در تأیید افشاگری دبیر شورای نگهبان و وزیر وقت اطلاعات در خصوص کمک یک میلیارد دلاری ملک عبد الله به جنبش سبز برای براندزی در سال 88: yon.ir/m9hL

1- رویترز: کمک 27.5 میلیارد دلاری عربستان به صدام در جنگ تحمیلی yon.ir/f5L3

2- سردار سلیمانی: هزینه‌ی 2 میلیارد دلاری عربستان در عراق برای تضعیف تشیع yon.ir/z5q2 

3- نیوز مکس: دیدار محرمانه‌ی خاتمی با جرج سوروس و انجام معامله‌ی بزرگ در سال 85 yon.ir/JiY7

4- ویکی لیکس: درخواست آل سعود از آمریکا برای حمله‌ی نظامی به ایران با هزینه‌ی عربستان در سال 87 yon.ir/P0k2 - yon.ir/84k8

5- صادق خرازی: سفر قبل از انتخابات خاتمی به عربستان در بهار 88 و دیدار با ملک عبد الله در مزرعه‌ی خصوصی وی yon.ir/qzU8

6- الجزیره: کمک 50 میلیون دلاری محمود عباس به موسوی yon.ir/6Xgu - yon.ir/p3Wn

7- ویکی لیکس: هزینه‌ی یک میلیارد دلاری عربستان و کویت برای اثرگذاری بر انتخابات پارلمانی لبنان در سال 89 yon.ir/y4NE

8- ویکی لیکس: پرداخت 65 هزار پوند کمک هزینه‌ی تحصیل به فرزند مهاجرانی توسط عربستان yon.ir/9cm0 - yon.ir/U3nk

توییتر نوشت ها

توییتر نوشت های اینجانب در خصوص نامه فرصت طلبانه احمدی نژاد به رهبری:


💬 نامه احمدی نژاد به رهبر انقلاب، سکه تزویر دو رویی است که از یک سو بسیار به نامه فتنه گون هاشمی در انتخابات ۸۸ شباهت دارد و از سوی دیگر تکمیل کننده اظهارات انحرافی اخیر روحانی در خصوص رفراندوم است. ناکثین و قاسطین و مارقین، یکجا سودای عصیان دارند...


💬 یادش بخیر، یه زمان درخواست ابطال انتخابات کفر بود. حالا همون آدم و هواداراش کلا میخوان بزنن زیر میز انتخابات و انتصابات. 

#خوارج


💬 خلاصه نامه احمدی نژاد به رهبری: ۱. منو ببینین ۲. هر کی از هر چی ناراضیه، بیاد سمت من 

#بازی_تکراری


💬 اینجا نیز احمدی نژاد سر سپردگی خود به مشایی را نشان داد، نامه اش به رهبری، تکرار با تاخیر نامه مشایی به خاتمی در خصوص لزوم همیاری در برابر شورای نگهبان بود، همین.


💬 دست در دست هم دهیم به مهر، قیمت دلار را بریم از یاد! 

#آشوب_دراویش #نامه_احمدی_نژاد

دو چهره سیاسی، دو سید، دو روحانی، هر دو قوم و خویش یکدیگر، هر دو مأمور به خیانت به وطن پس از دیدار با شاهان و شاهزادگان سعودی.

فتنه سید محمد خاتمی در سال ۸۸ و دمیدن در آشوب های خیابانی و درخواست ابطال انتخابات.

و فتنه سید مقتدی صدر در سال ۹۶ و اعلان تظاهرات عمومی در عراق، تمجید از نقش صلح جویانه عربستان و درخواست زدودن شعارهای ضد سعودی از خیابان ها.

قیمت و هزینه مأموریت خاتمی یک میلیارد دلار، مزد و هزینه مأموریت صدر فعلا ده عدد نفربر نظامی.

بعد از ماجرای بازداشت برخی مداحان و گلپور دوستان رنجیده از نیش و کنایه های جریان اصلاحات پیام می دادند که «توضیحت به این مسئله چیست؟» که پاسخ می گفتم «موضوع خیلی واضح، و مغلطه بیش از اندازه آشکار است و اساسا نیازی به توضیح نیست». خلاصه آنکه بنای پاسخ نداشتم اما متاسفانه دیدم دامنه شبهه ذیل آنچنان وسیع شده که چاره ای جز تبیین نیست...


🔶 شبهه: رضا گلپور، متهم به جاسوسی برای اسرائیل، زمانی در کیهان قلم می زده، پس کیهان و در رأس آن حسین شریعتمداری جاسوس پرور است و ارتباط خاتمی با سوروس نیز دروغ بوده!


🔷 پاسخ:

🔹 ۱. بنا بر اخبار غیر رسمی، رضا گلپور متهم به ارتباط با موساد است. نه جزئیات موضوع مشخص است و نه چیزی اثبات شده. تا آنجایی که بنا بر شنیده ها می دانم، آنچه بر سر مداحان و گلپور آمده ارتباطاتی است که برخی زنان مرتبط با سرویس های خارجی تحت عنوان «صیغه» با این افراد گرفته اند که قاعدتا قربانیان دیگری نیز داشته و دیر یا زود نام افرادی دیگری را نیز خواهیم شنید.

🔹 ۲. بسیاری از افراد در دستگاه های کوچک و بزرگ مشغول کار اند، اگر جاسوسانی مثلا در تیم مذاکره کننده هسته ای، دفتر مشاور فرهنگی رئیس جمهور یا وزارت ارشاد و غیره دستگیر شوند، این الزاما حکایت از جاسوس بودن وزرا و رئیس جمهور دارد؟

🔹 ۳. فقط گلپور در کیهان قلم نمی زده، محمد نوری زاد نیز از نویسندگان کیهان بوده و محمد خاتمی نیز مدیرمسئول اسبق کیهان است. اگر قرار است جاسوس بودن یک فرد در کیهان نگاه ها را متوجه شریعتمداری کند، خوب است در این خصوص نیز نیم نگاهی هم به نوری زاد و خاتمی داشته باشیم!

🔹 ۴. اساسا موضوع اتهام جاسوسی گلپور به زمان کنونی مربوط است و زمان حضورش در کیهان به دهه هفتاد بر می گردد.

🔹 ۵. همان زمان بعد از انتقاد حسین شریعتمداری به برخی مطالب کتاب «شنود اشباح»، گلپور پاسخ تندی به شریعتمداری داد و رسما از اندیشه های وی اعلام برائت نمود.

🔹 ۶. فارغ از فاصله زمانی بسیارِ حضور گلپور در کیهان و اتهام کنونی جاسوسی وی، و فارغ از اینکه او صرفا یکی از ده ها و صدها نویسنده کیهان بوده و بعدا نیز جزء منتقدان شربعتمداری می شود، فرض کنیم که وی اساسا برادر یا فرزند شریعتمداری بوده، آیا قرار است به سبک قبیله های بدوی، کل یک خانواده و قبیله را به دلیل جرم یک نفر مجرم بدانیم و مجازات کنیم؟ در این صورت و به همین سیاق لابد می بایست اولاد و اجداد خاتمی را هم نیز در فهرست دیدار کنندگان با سوروس و دریافت کنندگان مبالغ هنگفت از ملک عبد الله عربستان بنامیم!

🔹 ۷. با خطا و جرم یک نفر، آیا قرار است تمام گفته ها و نوشته های مستند وی ابطال شود و وی را از نطفه جاسوس بدانیم؟ یعنی به همین منوال چون خاتمی با جرج سوروس دیدار داشته و از شاه سعودی بودجه براندازی دریافت کرده، پس وی را جاسوس بالفطره بنامیم؟ و جالب آنکه حتی اگر پاسخ مثبت باشد باز آبی برای جریان اصلاحات گرم نمی شود چرا که اسم جاسوس و نفوذی معرف ماهیت وی است، بی آنکه متعلق به یک جبهه و تفکر باشد خود را به آن اردوگاه نزدیک کرده و نقش بازی می کند، نه اینکه حقیقتا به آن جبهه متعلق باشد.

🔹 ۸. تفاوت جبهه انقلاب و ارزشی با جریان اصلاحات دقیقا در همین نمونه عیان است، وقتی فردی مرتکب خلاف و جرمی می شود ما با زبان رسا از او و اقدامش اعلام برائت می کنیم اما جریان اصلاحات حتی پس از اثبات جرایم یک مجرم نیز تمام قد پشت فاسد و فسادش می ایستند، همچنانکه کرباسچی لیست اصلاحات را برای مجلس و شورای شهر می بندد و  فاطمه حسینی ها را با دریافت مبالغ کلان راهی خانه ملت می کند و جریان اصلاحات نیز گوش به «تَکرار» خاتمی می سپارند و سلفی های حقارت را رقم می زنند. 

🔹 ۹. جالب است بدانید کتاب افشاگرانه شنود اشباح در ارشاد دولت خاتمی مجوز نشر می گیرد و گلپور را سر زبان ها می اندازد و امروز بیش از همیشه به پاسخ این معما که این کتاب چرا و چگونه در آن دولت مجوز نشر دریافت می کند و پس از مدتی جمع آوری و خمیر می گردد نزدیک شده ایم.

🔹 ۱۰. و اما اینکه چگونه با اثبات جرم یک سابقا کیهانی، دیدار خاتمی با سوروس برای براندازی (اقدامی که در سال ۸۸ به عینه شاهدش بودیم) نفی می گردد عجیب است! خبر دیدار پیش از آنکه در رسانه های داخلی منتشر شود در رسانه های خارجی منعکس شد و حسین شریعتمداری نیز در مناظره زنده تلویزیونی طرف اصلاحاتی خود را که سعی در رفع و رجوع این افتضاح داشت چنین پاسخ گفت که «اگر آقای خاتمی چنین دیداری را تکذیب کند من فردا سندش را در کیهان منتشر می کنم» روزها گذشت و خاتمی از ترس افشاگری مستند شریعتمداری لب از لب نگشود...

🔹 ۱۱. در همین رابطه بخوانید: اماره های قطعی در تأیید افشاگری دبیر شورای نگهبان و وزیر وقت اطلاعات در خصوص کمک یک میلیارد دلاری ملک عبد الله به جنبش سبز برای براندزی در سال ۸۸

www.ahmadghadiri.ir/post/58

متن کامل سخنرانی حقیر (احمد قدیری) در دانشکده فنی دانشگاه تهران، 7 دی 95 – با تشکر از پایگاه صهیون پژوهی تیه

بسم الله الرحمن الرحیم، بعد از عرض سلام خدمت شما بزرگواران
اقتضای دانشکده فنی این است که ما بر خلاف بعضی از دوستانمان و برخی افرادی که مسائلی را تبیین می‌کنند، نه با زبان سیاست بلکه با منطق ریاضی مسائل را تبیین کنیم، لذا احتمالا برخی از موارد برای شما جدید است.
پیامبر اسلام(ص) فرمودند ابتدا قیام کنید و بعد فکر کنید؛ یعنی چه؟ یعنی اول انقلاب کنیم و بعد بگویم که چرا انقلاب کردیم؟ نه! این طور نیست، اینجا قیام درونی منظور است. این همان حرف مرحوم دکتر علی شریعتی است که گفت خدایا عقایدم را عقده هایم مصون بدار. 
در تاریخ انبیاء، نکته‌ای ذکر شده و آن اینکه هر جایی که موسی(ع) فرعون را با منطق استدلال، برهان و یا منطق اعجاز مغلوب می‌کرد، فوری کاری که فرعون می‌کرد، بحث را به سمت تعصبات قومی می‌کشاند و می‌گفت ای مردم مصر! حواستان باشد که موسی می‌خواهد شما را از شهر و دیار خودتان بیرون کند، مردم مصر! موسی می‌خواهد خدایان تان را از شما بگیرد. حواسمان به این تعصبات باشد چراکه می‌بینیم بزرگترین مانع برای پذیرش صحبت، همین تعصبات حزبی و سیاسی است. تا بیاییم در بحث پیش برویم و منطق و دلیل بیاوریم، فوری داد می‌زنند که می‌خواهی بگویی دلواپسان خوب هستند؟ می‌خواهی بگویی اصلاح‌طلب‌ها بد هستند؟ حکومت مال شماست؟ و از این حرف ها. این منطق، منطق فرعون است.

یک دقیقه سکوت!

تصور کنیم امام امت یک سال زود تر از این دنیا رخت می بستند و عمرشان کفاف تغییرات اساسی سال پایانی حیات شان را نمی داد و در این شرایط رهبر جدید (حضرت آیت الله خامنه ای) این تصمیمات را اتخاذ می کردند:

برخورد با منتظری، که شاگرد و حاصل عمر امام بود.

صدور فرمان اعدام چند هزار نفر از منافقین، که امام تا کنون آنان را تحمل کرده بود.

پایان جنگ و پذیرش قطعنامه، که امام هرگز راضی به آن نبود.

تغییرات قانون اساسی و خصوصا غیر شورایی کردن رهبری، که تحت نظر امام به تصویب رسیده بود.

پس از نهی رهبری نسبت به کاندیداتوری احمدی نژاد در انتخابات به جهت رعایت مصلحتِ کشور و مبتنی بر این واقعیت که این حضور منجر به ایجاد فضایی دو قطبی و منتج به فتنه خواهد شد، شاهد بیانیه‌ی امیدوار کننده‌ی رئیس جمهور سابق مبنی بر عدم قصد کاندیداتوری بودیم و حتی سخنانی از وی منتشر شد که در تحلیلی صحیح و عقل پسند، معرفی گزینه را نیز در تعارض با فرمایشات رهبری بیان نمود و شاید از این روی بود که احمدی نژاد حتی از تایید غلامحسین الهام و حمایت از وی سرباز زد.

ناگهان اما در چرخشی عجیب، احمدی نژاد تمام قد پشت بقایی ایستاد و او را به صحنه فرستاد. فارغ از اینکه چه شد که نظر احمدی نژاد برگشت و اینکه آیا فردی از نزدیکان مدعی «پیغام» و «امر» خاصی شده یا نه، این سوال مهم مطرح است که چرا «بقایی»؟ آیا مشایی و احمدی نژاد صرف نظر از مولفه‌ی نزدیکی و وفاداری بقایی به خود، اساسا نباید یک اطمینان نسبی و حداقلی از تایید صلاحیت گزینه‌ی خود داشته باشند؟! 

پس از رد طرح «بازگشت به حاکمیت» خاتمی توسط رهبر انقلاب که با عنوان عوام فریب «آشتی ملی» و بدون طی شدن ملزومات آن (ابراز ندامت از اقدامات، عذر خواهی از مردم و بیان واقعیات) ابراز گردید، برخی سایت های ضد انقلاب با ردیف کردن فیلم ها و تصاویر برش خورده و گزینشی از برخورد ناجا با عده ای از معترضان و آشوبگران، طوری وانمود کردند که گویی شاهد مثال رهبری در خصوص قساوت باغیان و جفا به ملت، خلاف واقعیت است.

در این خصوص به همین نکته بسنده می کنم که زد و خوردی در تهران صورت گرفت و از دو طرف عده ای کشته و جمع کثیری مجروح شدند. سوال این است که چه کسی دعوا را شروع کرد و بر چه مبنا؟ اگر دزدی به خانه ای بزند و درگیری ای میان وی و صاحب خانه رخ دهد، هیچ عاقلی آیا اثرات جراحت بر دزد را –که همانند و بلکه بیشترش بر بدن صاحب خانه نقش بسته- نشانه‌ی حقانیت سارق می پندارد و صاحب خانه را در این خصوص سرزنش می کند؟! البته ممکن است صاحب خانه در دفع خطر، بنا بر شرایط اجتناب ناپذیر درگیری، زیاده روی کرده باشد اما قبح اقدام وی که نهایتا «تخطی از حدود دفاع مشروع» نام دارد، با قبح عمل دزد و حمله به خانواده که «تجاوز و جنایت» است، قابل قیاس و حتی مطرح کردن نیست.

انتخابات 88، به واسطه‌ی حدود 10 ماه درگیری پس از آن، به پرونده ای چند لایه بدل گشته که باز شدن تمام گره ها بستگی به رد یا پذیرش اتهام «تقلب» دارد. بیایید یک بار برای همیشه این پرونده را مرور و مختومه نماییم: ahmadghadiri.ir/post/62

به مناسبت سالگرد 9 دی، تصویر و لینک سندی از سایت ویکی لیکس را در کانالم منتشر کردم که به وفور در کانال های دیگر استفاده شد. telegram.me/GhadiriNetwork/714

در این سند سفیر وقت اتریش بعد از دیدار با جمعی از اصلاح طلبان از جمله خاتمی و هاشمی، موضوع را به مقامات آمریکایی اطلاع می دهد و آنان نیز گفته های سفیر اتریش را در گزارشی با مقامات خود در میان می گذارند. گزارشی که بعدها همچون ده ها هزار سند دیگر وزارت خارجه‌ی آمریکا سر از سایت افشاگر ویکی لیکس در می آورد.

بنابراین بدانیم که ویکی لیکس، منتشر کننده‌ی اسناد است و اسناد و گزارش ها، مرقومات مقامات آمریکایی است که از «دیده»ها و یا «شنیده»های با واسطه یا بی واسطه‌ی خود می گویند.

در مطلب 15 بندی 9 دسامبر 2009 (18 آذر 88) آمریکایی ها گزارش دادند که سفیر وقت اتریش، آقای پاستل، بیان کرده 1- خاتمی و هاشمی حضورشان در سیاست کمرنگ شده (تحلیل شخصی پاستل) و 2- هاشمی از وی خواسته تا غربی ها بر دو محور حقوق بشر و تقلب در انتخابات بر ایران فشار بیاورند (خبر شخص پاستل از دیدار و گفتگو با هاشمی).

He noted that former Presidents Khatami and Rafsanjani both had extracted themselves from the normal political scene and were focused on tangential issues where their weight could still be felt. Nevertheless, Rafsanjani suggested that it would be helpful if the West spoke out against the election fraud and human rights violations that followed.

در اینجا یک بی دقتی از سوی برخی دوستان ما صورت می گیرد و آن اینکه با رؤیت نام خاتمی در ابتدای بند 1 (بندی که پیرامون بحث فشار بر ایران است) گمان می کنند درخواست فشار و تحریم های حقوق بشری (که بخشی از تحریم های امروز کشور را شامل می شود) خواست مشترک هاشمی و خاتمی بوده درحالیکه طبق گزارش تنها هاشمی چنین درخواستی را داشته است و خاتمی صرفا از تمایلش برای سفر به اتریش سخن می گوید.

در بند 10 همین گزارش نیز موضوع دیگری به نقل از پاستل ذکر می گردد و آن اینکه سفیر اتریش ادعای کسی را که گفته می شود به لاریجانی نزدیک است منتقل کرده و آن اینکه «لاریجانی و همه‌ی مسئولان رسمی کشور از موضوع تجاوز آگاهند»!

یعنی فردی که ادعای نزدیکی به لاریجانی را دارد (که البته نام وی در گزارش نیامده و این عجیب است زیرا گزارش محرمانه بوده و دلیلی برای عدم ذکر به مقامات آمریکایی نیست) نه تنها از منویات رئیس مجلس خبر داده که حتی در گامی فراتر «همه»‌ی مقامات کشور را مطلع و کتمان کننده‌ی موضوع «تجاوز» ذکر می کند! و این درحالی است که در ادامه، همان فرد نیز اذعان می نماید لاریجانی موضوع تجاوز را رد کرده است.

The interlocutors said that not only was Larijani aware, but all officials were aware of what was going on inside the prison. Nevertheless, when Larijani spoke publicly about the issue, he stated clearly that the rapes are not occurring and thus lost some credibility with the Iranian public.

بنابراین فضاسازی جریان ضد انقلاب در خصوص «اطلاع لاریجانی از تجاوز طبق سند ویکی لیکس» چیزی جز فرافکنی و تجاهل نسبت به واقعیت و ماهیت «قیل» و «قال» نیست. «قیل» آن است که راوی در بیان «شنیده»ها می گوید «گفته شده» (همانند آنچه در خصوص ادعای تجاوز آورده) و «قال» آن است که راوی از «مشاهدات»‌ خود می گوید؛ حال یا به عنوان «خبر» (همانند درخواست هاشمی در افزایش فشار بر کشور و ابراز تمایل خاتمی برای سفر به اتریش) و یا به عنوان «تحلیل» (همچون نظر سفیر اتریش مبنی بر کاهش سطح فعالیت سیاسی هاشمی و خاتمی).

چند نکته‌ی تأسف بار از فایل صوتی دختر فائزه هاشمی با نیک آهنگ کوثر:

1- صمیمیت بالای کلامی مونا لاهوتی با نیک آهنگ کوثر اولین نکته‌ی قابل توجه بود.

2- نیک آهنک کوثر از خوردن شراب قبل از تماس می گوید، که مونا لاهوتی می گوید چقدر جالب چون «ما» هم امشب همین کار را کردیم!

3- لاهوتی از مجموعه اطلاعاتی که برای این ضد انقلاب خارج نشین ارسال کرده سخن می گوید و امنیت خط تلفن و اینترنت را جویا می شود.

4- دختر فائزه از شک خود به روابط شوهرش می گوید.

5- بحث میرسد به مفاسد اخلاقی، دختر فائزه می گوید: همه همین اند، همه، اونم که از خاتمی.

6- مونا لاهوتی از سوء ظن فائزه به اطلاعاتی بودن یکی از اعضای خانواده سخن می گوید (در فایل مشخص نیست دقیقا چه کسی منظور است).

7- نیک آهنگ می گوید مهدی برای همه‌ پرونده درست می کند برای روز مبادا، دختر فائزه تایید می کند.

8- نیک آهنگ آخرین پیام موسوی را «مسخره» ذکر می کند و مونا لاهوتی نیز در تأیید، آن را «خنده دار» می نامد.

#تسبیح #چادر #بیت_حاجاقا

فایل صوتی: telegram.me/GhadiriNetwork/766