احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کیهان» ثبت شده است

ریشه های اسلام ستیزی در غرب

پیروزی انقلاب اسلامی از یک سو، و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به تبع آن پایان جنگ سرد (1989) از سوی دیگر، سبب شد تا در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده، اسلام، به جای کمونیسم و خاورمیانه به جای شوروی، تهدیدی برای منافع نامشروع این کشور تلقی شود. جنگ تحمیلی علیه ایران، اقدامات براندازانه، تحریم ها و فعالیت های گسترده در رابطه با «اسلام ستیزی» نیز ناشی از همین تحولات بین المللی و احساس خطر آمریکا به عنوان سردمدار استکبار جهانی از «بیداری اسلامی» است. از این رو برای جلوگیری از صدور انقلاب و بیداری ملت ها و در نتیجه استقلال و نفی سلطه توسط آنها، فاز اول پروژه اسلام ستیزی پس از انقلاب آغاز شد و تالیف کتاب «آیات شیطانی» توسط سلمان رشدی در 1367، نیز در این راستا بود که با حکم تاریخی امام خمینی(ره) (25 بهمن 67) مواجه شد.

اما با ورود به هزاره سوم میلادی و روی کار آمدن رئیس جمهور نومحافظ کار، جرج بوش، در انتخابات سال2000، و در راستای اجرای سیاست های خاورمیانه ای جدید و نقشه راه، فاز دوم پروژه اسلام ستیزی با حادثه 11سپتامبر 2001 کلید خورد و با انتصاب آن به «القاعده» به عنوان مسلمانان ساکن در خاورمیانه، حمله به افغانستان (2001) و سپس عراق (2003) مشروعیت یافت. از این رو در سال های اخیر هجمه عظیم تبلیغات و عملیات روانی علیه اسلام، و تلاش گسترده غرب مبنی بر «اسلام هراسی» علاوه بر مشروعیت بخشیدن به فعالیت های نظامی در خاورمیانه و تداوم حضور در آن و نیز دریافت مجوز جنگ های آتی از افکار عمومی برای حمله به سایر کشورهای اسلامی هدف دیگری را نیز دنبال می کند و آن جلوگیری از روند رو به رشد اسلام گرایی خصوصا در کشورهای اروپای غربی است. چنانچه دین اسلام به عنوان تنها مکتب سعادت بشری در 15سال اخیر با رشد 235درصدی در دنیا مواجه بوده و هم اکنون 57میلیون از جمعیت یک میلیارد و 600میلیون نفری مسلمانان، در اروپا زندگی می کنند که به گفته محققان در صورت ادامه این روند، اروپا در 50 سال آینده قاره ای مسلمان نشین خواهد شد.

بنابراین، کشورهای اروپایی و آمریکا سعی دارند تا با مخدوش نشان دادن چهره اسلام و عناصر آن مانند: پیامبر(ص)، قرآن و مسلمانان؛ نه تنها از فروپاشی تمدن سست بنیان غرب جلوگیری کنند که مقدمات روانی جنگ جهانی پیش رو (موسوم به جنگ جهانی چهارم) را که هانتینگتون وقوع آن را پیش بینی و از آن به «برخورد تمدن ها» یادکرده است، نیز فراهم آورند. آنچه قابل توجه است آنکه در این طرح نیز تقریبا همه کشورهای اروپایی قرارگرفته اند تا هزینه های سیاسی- اقتصادی ناشی از اهانت ها، بر تعداد کشورهای هتاک تقسیم شود و امکان تحریم طولانی مدت کالاهای کشورهای اهانت شده به دلیل تعداد آن عملاغیرممکن شود.

نکته مهمی که در تدوین فاز جدید پروژه اسلام ستیزی وجود دارد این است که صهیونیسم بین المللی سعی در «کیش و مات» کردن مسلمانان در برابر این توطئه ها دارد؛ چنانچه اگر بخواهیم حکم امام(ره) نسبت به سلمان رشدی را تسری دهیم، عملا آب به آسیاب دشمن ریخته ایم و ادعای آنان را تصدیق کرده ایم؛ و اگر نسبت به این اهانت ها منفعلانه برخورد کنیم، با سکوتمان تبلیغات دشمن را تایید کرده ایم. پس بهترین راهی که جمعیت یک میلیارد و 600 میلیونی مسلمان می تواند انجام دهد، اعتراض های پی درپی، مبارزات فرهنگی و تحریم کالاهای کشورهای هتاک است. همچنین باید گوش به فرمان رهبر انقلاب بود و مواظب باشیم تا نسبت به صلح حسنی (مقام معظم رهبری) و قیام حسینی (امام خمینی) در مواجهه با این هتاکی ها شبهه ای به خود راه ندهیم.

شماره 19062 به تاریخ 29/1/87، صفحه 12 (دریچه)

magiran.com/npview.asp?ID=1603407

 

صفرهای اسکناس

سال گذشته شاهد نامه رئیس جمهور به شورای عالی پول و اعتبار مبنی بر بررسی حذف صفرهای ریال بودیم و پیشنهاد اولیه آن بود تا سه صفر از انتهای عدد مندرج در اسکناس ها به صورت کم رنگ نوشته شود تا در مرد م آمادگی دیدن اسکانس های 10000، 20000 و 50000 ریالی به صورت 10، 20 و 50 ریال، به وجود آید.

در جامعه ما که از هر پدیده ای برای گران فروشی استفاده می شود بهانه و عاملی برای توهم تورم و گرانی وجود نداشته باشد. نظر به محاسن این کار و تجربه دو کشور همسایه، افغانستان و ترکیه به ترتیب در حذف 3 و 6 صفر از واحد پولشان؛ توصیه می شود تا:

اولاً حال که بنا به تغییر اسکناس و تقبل هزینه آن است، عکس پشت اسکناس 1000 ریالی که تصویری از «مسجد القبه» است و اشتباهاً در اثر تبلیغات گسترده و جهانی صهیونیست ها به جای «مسجدالاقصی» انگاشته می شود، اصلاح شود.

ثانیاً: هر چهار صفر برداشته شود، تا 1 ریال ارزشی تقریباً معادل یک دلار پیدا کند که بهتر است بدین صورت عمل شود: مانند بسیاری از کشورها که از واحد پول دو نرخی استفاده می کنند، ما هم ریال و تومان را در کنار هم به کار گیریم.

به این صورت که تومان را با قیمت عرفی آن حفظ کرده و رسمیت بخشیم. و اسکناس ها و مسکوکاتی که کمتر از 10000 ریال اند را با تومان قیمت گذاری کنیم.

به این ترتیب اولاً راه برای برداشتن صفر دیگرِ اسکناس، (صفر چهارم) باز می شود. ثانیاً معیار و میزانی که «تومان» است و در تغییرات، ثابت مانده، برای هضم تغییر شکل پول، وجود خواهد داشت.

به طور مثال اکنون اسکناس سبز 10000 ریالی که عرفاً از آن به هزار تومانی تعبیر می شود به این صورت درآید که با حذف چهار صفر، و ده هزار برابر کردن ارزش ریال، هر 10000 ریال به 1 ریال تغییر شکل -و نه ارزش- می دهد که عملاً معادل 1000 تومان خواهد بود.

برای مقادیر کمتر از 10000 ریال کنونی نیز واحد دوم (تومان) به صورت رسمی-و نه عرفی- درج شود. به طوری که اسکناس 1000 ریالی کنونی، 100 تومان و سکه 500 ریالی 50 تومان شود. 

بدین صورت اگر قیمت کالایی به عنوان مثال اکنون 55000 ریال باشد، آن موقع با این تغییرات رسماً پنج ریال و پانصد تومان، و عرفاً 5500 تومان خواهد بود.

شماره 19085 به تاریخ 25/2/87، صفحه 6 (اقتصادی) 

magiran.com/npview.asp?ID=1620990

 

ایران و جنگ سرد جدید

1- به دلیل افزایش نفوذ ایران در منطقه و دگردیسی خاورمیانه و کشورهایی چون عراق، ترکیه، افغانستان و لبنان؛ و به تبع آن کوتاه شدن دست آمریکا از منطقه و نیز به جهت انحراف افکار عمومی مردم جهان و خصوصاً آمریکا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از ناکامی های اشغال عراق و تحمیل هزینه 3000 میلیارد دلاری بر مردم این کشور؛ تلاش برای دست یابی به منطقه گازخیز قفقاز جنوبی را(1)، می توان در کنار سایر دلایل نظیر نزدیکی به مرزهای روسیه و سود حاصل از فروش سلاح به کشورهای منطقه توسط پنتاگون؛ از اهداف آمریکا در پشت نقاب «ساکاشویلی» دانست.

2- جای شک نیست که علی رغم میل جمهوری اسلامی ایران مبنی بر عدم وقوع جنگ در منطقه که تماماً توسط آمریکا و اسرائیل طراحی می شود(2)، آنچه تاکنون در این رابطه اتفاق افتاده به سود ایران تمام شده و از دلایل آن می توان به دوری روسیه از غرب و در نتیجه نزدیکی به ایران، بی اعتباری بیشتر ایالات متحده مبنی بر عدم التزام به حمایت از هم پیمانان در مواقع نیاز و نیز انحراف مسیر تبلیغاتی دشمن از فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران به جنگ گرجستان و تبعات آن؛ اشاره نمود.

3- مناقشه روسیه و غرب که یادآور دوران جنگ سرد است، تاکنون (که فقط حدود دو ماه از آغاز آن گذشته) هزینه های زیادی را برای مسکو درپی داشته(3). با این حال حرکت سریع و زیرکانه روسیه در دفاع از اوستیای جنوبی(4)، معادله موردنظر «برد-باخت» آمریکا را به «باخت -باخت» و به ضرر هر دو کشور آمریکا و روسیه مبدل کرده که تجهیز سوریه به سامانه دفاع موشکی در برابر اسرائیل و ایجاد پایگاه نظامی از دلایل آن است(5). نکته قابل توجه که هدف نگارش این مقاله می باشد این است که، خلاف نظر سایرین که معتقدند ادامه تنش میان روسیه و غرب همچنان به نفع ایران خواهد بود؛ به عقیده نگارنده، واشنگتن گذشته از وقوف یا عدم وقوف به عکس العمل مسکو نسبت به حمله گرجستان به اوستیای جنوبی) در صدد است با فرصت سازی و بهره برداری از این چالش، معادله مذکور را به «برد-برد» میان روسیه و آمریکا، علیه ایران مبدل سازد. چنانچه به غیر از جمهوری اسلامی ایران که استراتژی اش را بر پایه ایدئولوژی شیعی پایه ریزی نموده است، رفتار سیاسی کشورها منطبق بر «منافع ملی» و «منافع حیاتی»شان می باشد که روسیه هم از این قاعده مستثنا نیست. از این رو این احتمال وجود دارد که با بالابردن تنش ها و افزایش فشار بر مسکو از طریق تحریم های غیرمصوب، محاصره نظامی و حتی درگیری خفیف با ناتو، آمریکا با افزودن «چماق» به «هویج»های قدیم و جدید خود، و سپس با ارائه بسته پیشنهادی به روسیه شامل بازگشت اوضاع به حالت سابق و لغو تحریم ها و ضمیمه آن با سایر مشوق ها، و تهدید ضمنی به ادامه درگیری ها در صورت ممانعت از پذیرش آن؛ بر سر برنامه هسته ای ایران با روسیه معامله نماید. در این صورت این معامله مسلماً در ازای رای مثبت مسکو به تحریم ایران در شورای امنیت سازمان ملل نخواهد بود، چرا که تا بوده چنین بوده(6). بلکه فراتر از آن و به احتمال زیاد در ازای شراکت روسیه با آمریکا و عدم رای منفی و حتی رای مثبت این کشور در شورای امنیت در محکومیت ایران و حمله به کشورمان خواهد بود.

 

پاورقی:

1- زبیگنیو برژینسکی: گرجستان برای آمریکا دسترسی به نفت و گاز جمهوری آذربایجان، دریای خزر و آسیای مرکزی را میسر می سازد.

2- چنانچه 1000 کارشناس نظامی اسرائیلی در آماده سازی نیروهای گرجستان برای حمله به پایتخت اوستیا نقش داشته اند و دو وزیر دفاع و امور صلح در گرجستان یهودی می باشند. همچنین سخنگوی ارتش روسیه از کشف و ضبط یک زرادخانه بزرگ سلاح های ساخت آمریکا در شهر «سناکی» در غرب گرجستان خبر داد.

3- از جمله: توقف مذاکرات راهبردی اروپا با روسیه، قطع رسمی روابط دیپلماتیک گرجستان با روسیه، فرستادن ناو به دریای سیاه توسط ناتو، اعلام تجدید نظر استرالیا مبنی بر فروش اورانیوم و کیک زرد به مسکو و نیز محکومیت روسیه توسط بوش در مجمع عمومی سازمان ملل.

4- هراس افکنی میان جمهوری های سابق شوروی مبنی بر عدم پیوست به ناتو و عدم پذیرش طرح سپر موشکی، از مهمترین انگیزه های مسکو برای درگیری با تفلیس است چنانچه اگر اوکراین و گرجستان نیز به پیمان ناتو بپیوندند، روسیه از جانب مرز غربی خود تقریباً محاصره خواهد شد.

5- احتمال فروش موشک های اس-300 به ایران و حمایت صریح تر از برنامه فضایی و هسته ای کشورمان در همین راستا است.

6- در آخرین روز ریاست جمهوری آقای پوتین، این کشور با امضای وی به جمع کشورهای تحریم کننده ایران پیوست.

شماره 19203 به تاریخ 21/7/87، صفحه 12 (سیاسی)

magiran.com/npview.asp?ID=1718392

 

آفت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امروز

از آنجایی که مقدار حساسیت مردم نسبت به جامعه، رابطه مستقیم با خلق و خوی انقلابی دارد، و نظر به اندیشه شهید آیت الله دکتر بهشتی مبنی بر اینکه: انقلاب وقتی مرده است که مردم نسبت به یک دیگر بی تفاوت شوند و با توجه به اینکه «امر به معروف و نهی از منکر» میزان و معیاری است برای سنجش حساسیت؛ از مقدار عمل به این  دو واجب، می توان به درجه انقلابی بودن و هوشیاری افراد پی برد.

اکنون در جامعه ما، بارزترین معضل عاملان آن، عدم توجه به قیدها و تبصره ها و مهمترین مشکل کسانی که از این کار شانه خالی می کنند، درست نشناختن این مهم است به نحوی که آفت امر به معروف «به من چه مربوط» و آفت نهی از منکر «مملکت پلیس دارد» است.

به عقیده شهید مطهری، این دو فرع از فروع ده گانه دین (امر به معروف و نهی از منکر) مهمترین فروع و ضامن بقای سایر واجبات است و به همین دلیل است که امیر مومنان علی(ع) می فرمایند: همه کارهای خوب و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ایست در دریای عمیق. و نیز: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید وگرنه اشرار بر شما مسلط می شوند. هشداری که به دلیل کم توجهی به آن، شاید اکنون تاحدی به حقیقت پیوسته باشد.

شماره 19508 به تاریخ 19/8/88، صفحه 6 (معارف)

magiran.com/npview.asp?ID=1981961


 انتخابات مجلس و امنیت کشور

آنچه در سخنان مقام معظم رهبری درخطبه نماز عید مشهود بود، نگرانی از چالشی است که انتخابات مجلس پیش رو می تواند برای امنیت کشور در برداشته باشد و دراین مطلب تلاش برتبار شناسی آن هشدار است.

1- مسلماً وقتی دو واژه «انتخابات» و «امنیت» درکنار هم می آید، اذهان خواسته و ناخواسته متوجه حواشی بعد از انتخابات 88 می شوند و اینکه چگونه منافع دشمنان بیرونی و خواص آلوده با هم گره می خورد و کینه توزان و نیز فریب خوردگان داخلی نقش پیاده نظام پروژه تقلب در انتخابات (گام اول براندازی) را برعهده می گیرند. در بررسی این واقعه و علل و «عوامل» آن سخن ها گفته و قلم ها زده شده و لازم به تکرار آن نیست. ضمن اینکه روشنگری های صورت گرفته از دو سال گذشته تاکنون و ان شاءالله تا اسفند 90 و ما بعد آن، به نظر می رسد جایی برای تکرار این سیاست نخ نما شده باقی نمی گذارد و دیگر خیز برداشتن رسانه ای دشمنان و پادوهای داخلی آنان بر تهدید «تحریم» و تهمت «تقلب» و در نتیجه ایجاد زمینه ذهنی برای زیر سوال بردن نتیجه و دست آوردهای انتخابات اثر و جایگاهی نخواهد داشت. چرا که اثر آن واکسیناسیون سیاسی هنوز پا برجاست و البته احتیاط شرط عقل، و غفت موجب ندامت است.

2- خود مشغولی مسئولان، توجه حواس کاندیداهای آتی (نمایندگان و مدیران فعلی) به حوزه های انتخابیه مدنظر، نمایش های سیاسی عوام پسند و تخصیص نا بجا و بعضاً غیر ضروری منابع مالی به حوزه های انتخابیه، آن هم بدون در نظر گرفتن اولویت ها، خطری جدی است که اقتصاد کشور را تهدید می کند و با توجه به سایه سنگین تحریم ها، امنیت اقتصادی کشور را نشانه رفته است. در این زمینه لازم است دولت محترم بسیار زودتر از موعد مقرر لایحه بودجه سال 91 را تقدیم مجلس کند تا هم لایحه دولت و هم تغییرات مجلس، فرصت نظارت عمومی را پیدا کند و خدایی نکرده نمایندگان محترم «ضیق» وقت را بهانه سهل انگاری نکنند و تعطیلات نوروز فرصت نقد را از مصوبه سلب نکند، دراین میان صدا و سیما به عنوان رسانه ای که بالاترین ضریب نفوذ را میان مردم دارد نقش بسیار مهمی را می تواند درکنترل اعمال خلاف مصلحت درمقوله بودجه داشته باشد.

3- زد و خوردهای جناح های مختلف و سران کشور که با نزدیکی به موعد انتخابات قاعدتاً بیشتر هم خواهد شد، علاوه بر اینکه موجب سلب اعتماد عمومی و دلسردی مردم می شود،خطر بزرگی را پیش روی کشور قرار می دهد که با ذکر یک نمونه عینی شرح آن خواهد گذشت.

سال 59 و در زمان ریاست جمهوری بنی صدر درحالی که شهیدان رجایی و بهشتی، نخست وزیر و رئیس دستگاه قضای وقت بودند، حضرت امام با علمی که به خائن بودن طیف بنی صدر و خادم بودن همراهان رجایی و بهشتی داشتند، با این حال توصیه مدام و موکدشان وحدت و همدلی میان مردم و خصوصاً مسئولان بود. بله، وحدت و همدلی با یکدیگر و سکوت در مقابل خائنی به نام ابوالحسن بنی صدر. درنگاه اول شاید این سخن قابل هضم نباشد، اما وقتی عنصر خارجی آن روزگار، یعنی رژیم بعث عراق و تحرکات مرزی صدام را به عنوان مولفه ای دراین معادله درنظر بگیریم، آن هنگام دیگر تردیدی در درستی توصیه های امام نمی ماند. صدامیان که انقلاب، تبعات و نیز حوادث تلخ و دشمن ساخته آن را سبب ضعف کشور دیده بودند، با مشاهده اختلافات به وجود آمده در بالاترین سطوح نظام، مهر تصویب بر ایده پلید خود زدند و علیه کشور آتشی برافروختند که تر و خشک را با هم می بلعید.

حتی در نمونه ای دیگر و در بحبوحه جنگ تحمیلی، آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت، به توصیه امام حاضر به حضور مجدد میرحسین موسوی برمسند نخست وزیری شدند. چرا که تغییر نخست وزیر و کولی بازی هایی که درشکست امروزه از موسوی دیدیم، آن روز بسیار برای کشورگرانتر می بود و معلوم نبود که آن زمان و در شرایط شکننده بتوانیم هم زمان از پس جبهه کفر خارجی و جبهه نفاق داخلی برآییم.

اینک خاورمیانه آبستن حوادث عجیبی است و به قول آقا «دنیای اسلام هم در این ماه های اخیر، حوادث بزرگی را دارد از سر می گذراند»، درحالی که دولت های تغییر یافته و حکومت های تازه برافراشته، به ایران نظام برخاسته از انقلاب اسلامی، به عنوان یک مدل قابل الگو گیری می نگرند، نباید با وجود و مخصوصاً بروز اختلافات، دلسردی از این رویکرد را سبب شد. امروز قدرت های استکباری با توجه به سرعت بالای ایران در دستیابی به فناوری های نوین و افزایش اقتدار منطقه ای، خود را آماده قماری بزرگ در برخورد با ایران می کنند: «یا امروز یا هیچ وقت». ائتلاف بزرگ کشورهای غربی و عربی وتدارک برخورد نظامی - در صورت شکست پروژه براندازی- با سوریه مطابق الگوی جنگ 33روزه طراحی شده:«اول متحدان ایران سپس ایران بدون متحد». اظهارات اخیر رئیس جمهور عیاش و سبک سر فرانسه نیز ترجمه فرانسوی سخنان سران آمریکا و اسرائیل است؛ از تحریم های به خیال خودشان «فلج کننده» آمریکا گرفته تا بزرگ ترین مانور عمومی تاریخ رژیم صهیونیستی. آیا مجموعه دولت، مجلس، قوه مقننه و شهرداری از وضعیت امروز بی اطلاع اند؟«هر که مالک تر، ساکت تر». 

شماره 20020 به تاریخ 20/6/90، صفحه 12 (سیاسی) 

magiran.com/npview.asp?ID=2354410


* دریافت فایل PDF متن فوق: bayanbox.ir/info/1130172531393668113

 ** دو مقاله نیز از اینجانب در سنین چهارده و پانزده سالگی در صفحه مدرسه کیهان منتشر شد که در این آدرس قابل رؤیت است: ahmadghadiri.ir/post/397

اولین مقالات

اولین مقاله ام در چهارده سالگی در صفحه ی «مدرسه» کیهان با موضوع «تجمل گرایی» به چاپ رسید. متن زیر دومین مقاله اینجانب است که یک سال بعد در همان صفحه منتشر شد و چندی پیش آن را به طور اتفاقی در نت یافتم که دلیل نگارش آن احتمالا حوادث 18 تیر باشد. با هم بخوانیم:

از آنجا که جوانان، پرانرژی ترین و آسیب پذیرترین قشر جوامع هستند، دشمن تمام نیروی خود را صرف جذب آنان به طرف بی بندوباری و فرهنگ غلط غرب می کند تا با پذیرش ارزشها و هدفهای کوتاه و پایان پذیر آنان، دست از آرمانهای بلند و الهی و جاویدانشان بکشند و تمام نیرو و قدرت و همچنین عقل و خردشان را به دست دشمن بسپارند تا دشمن از آنان، آن طور که برای رسیدن به اهداف پلیدشان از جمله نابودی اسلام وسلطه بر جهان می خواهد و لازم می داند استفاده کند.

با توجه به نکات بالا، به خوبی در می یابیم که چرا اخیرا عده ای از جوانان سرسپرده که اکثر قریب به اتفاق آنان را اراذل و اوباش تشکیل می دادند، دست به تحرکاتی به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران زده و با توجه به اظهاراتشان هم در می یابیم که آنها از غرب و بوسیله ماهواره و شبکه های ضدانقلاب هدایت می شدند. سئوال این است که آیا این حرکت ها که طی چند شب در مناطق مختلف تهران انجام شد، گواهی بر ضرر ماهواره برای جامعه ما نبود و این امر حتی با وجود قانون منع استفاده از ماهواره، دلیلی بر جمع آوری ماهواره از میان مردم نیست!

اگر هست پس چرا قوه مجریه که مسئول اجرای قوانین است با وجود ارگانهای قوی و نیرومندی مانند سپاه پاسداران بسیج و نیروی انتظامی، کاری از پیش نمی برد و باعث قطع رابطه جوانان با فرهنگ غرب و نجات آنها از غوطه ور شدن در فساد و تباهی بیشتر در میان آنان نمی شود آیا این موضوع نیازی به پیگیری ندارد؟

من شخصا به عنوان یک دانش آموز بسیجی و بیزار از فرهنگ غرب، خواستار پیگیری فوری این موضوع از سوی مسئولین مربوطه هستم و البته با جرات و اطمینان می توانم بگویم که بسیاری از مردم، نوجوانان و جوانان با نظر من و قانون اجرا نشده موافق بوده و حاضر به همکاری و اجرای این قانون بوده و هستند.

رسانه‌های خبری متعلق و یا نزدیک به اشخاص حقیقی و حقوقی، برگرفته از کتاب اینجانب تکنیک های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر:

محسن رضایی (سایت تابناک)، علیرضا زاکانی (سایت جهان و هفته‌نامه‌ی پنجره)، احمد توکلی (سایت الف)، حداد عادل (سایت و هفته نامه‌ی نماینده‌ی امروز)، محمد باقر قالیباف (سایت‌های فردا، شفاف، ضد فساد، پارسینه، نیمروز، فرارو، هشدار، همسنگر، خبر فوری، شنیده‌ها، دانشگاهیان، زندگی، سروش، شبکه‌ی مردم، امروزی‌ها، تهران امروز، امید، جهادی آنلاین، دکه آنلاین و روزنامه‌های تهران امروز، صبح نو، افکار و کلید)، حسین انتظامی (سایت خبرآنلاین و روزنامه‌‌های خبر جنوب و خبر ورزشی)، محمود احمدی‌نژاد (سایت‌های دولت بهار، میدان 72، مهر مردم، رئیس جمهور ما، هزاره سوم و نکات پرس)، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (خبرنامه‌ی دانشجویان)، سازمان تبلیغات اسلامی (خبرگزاری مهر و روزنامه‌ی تهران تایمز)، دولت (خبرگزاری ایرنا، روزنامه‌های ایران، الوفاق، ایران دیلی، ایران ورزشی و سایت شبکه‌ی ایران)، شهرداری تهران (مجموعه نشریات و روزنامه‌ی همشهری و سایت همشهری آنلاین)، شهرداری مشهد (روزنامه‌ی شهرآرا)، شهرداری اصفهان (خبرگزاری ایمنا و روزنامه‌ی اصفهان زیبا)، شهرداری همدان (روزنامه‌ی هگمتانه)، صدا و سیما (العالم، Press tv، Hispan tv، واحد مرکزی خبر، شبکه‌ی خبر، باشگاه خبرنگاران جوان، مجموعه نشریات سروش و روزنامه‌ی جام‌جم)، جهاد دانشگاهی (خبرگزاری های ایسنا، ایکنا و سینا پرس)، جبهه‌ی پایداری انقلاب اسلامی (سایت رجا)، سازمان ملی جوانان (خبرگزاری برنا)، خانه‌ی کارگر (خبرگزاری ایلنا و روزنامه‌ی کار و کارگر)، وزارت نفت (خبرگزاری شانا)، وزارت ارشاد (خبرگزاری ایبنا)، محمد رضا باهنر (سایت‌های تعامل و تابش)، محمد باقر خرازی (روزنامه‌ی حزب الله)، محمد رضا عارف (روزنامه‌ی رویش ملت)، محمد صادق خرازی (سایت دیپلماسی ایرانی و روزنامه‌ی وقایع اتفاقیه)، محمد علی وکیلی (روزنامه‌ی ابتکار)، غلامحسین کرباسچی (روزنامه‌ی شرق و هفته نامه‌ی صدا)، الیاس حضرتی (روزنامه‌های اعتماد و تعادل)، مهرداد بذرپاش (روزنامه‌ی وطن امروز)، مرتضی نبوی (روزنامه‌ی رسالت)، حسن خمینی (سایت جماران)، حسن روحانی (کانال آمدنیوز و سایت‌های آفتاب‌نیوز و تیک‌)، خانواده اکبر هاشمی رفسنجانی (روزنامه‌های آرمان، جمهوری اسلامی، سایت‌های انتخاب و آینده آنلاین و هفته‌نامه‌ی طلوع صبح)، مجمع جهانی اهل بیت (خبرگزاری ابنا)، رهبری (روزنامه‌های کیهان، اطلاعات، خراسان و هفته‌نامه‌ی خط حزب الله)، وزارت آموزش و پرورش (خبرگزاری پانا)، دانشگاه علامه طباطبائی (سایت عطنا)، دانشگاه آزاد (خبرگزاری آنا، سایت خبری ایسکا و روزنامه‌ی فرهیختگان)، عبد الله جاسبی (روزنامه‌های آفرینش و شاپرک)، سازمان تأمین اجتماعی (روزنامه‌ی خورشید)، کانون اسلامی مهندسین (روزنامه‌ی حسبان)، جمعیت هلال احمر (روزنامه‌ی شهروند)، سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور (روزنامه‌ی حمایت)، آستان قدس رضوی (روزنامه‌ی قدس و ماهنامه‌ی جریان امروز)، بیژن نوباوه (روزنامه‌ی عصر ایرانیان)، حمید رسایی (هفته‌نامه‌ی 9 دی)، مصطفی آجرلو (هفته‌نامه‌ی مثلث)، سپاه (خبرگزاری‌های فارس، تسنیم، نسیم، دانشجو، سایت‌های مشرق، ندای انقلاب، برهان و روزنامه‌ی جوان)، مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (هفته‌نامه‌ی پرتو و سایت خبری بی‌باک)، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری (خبرگزاری میراث آریا)، حوزه علمیه‌ی قم (خبرگزاری حوزه)، ستاد عالی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور (خبرگزاری شبستان)، مجلس شورای اسلامی (خبرگزاری خانه ملت)، انصار حزب الله (هفته‌نامه‌ی یالثارات و دو هفته‌نامه‌ی عبرت‌های عاشورا)، حزب مردم سالاری (روزنامه‌ی مردم سالاری)، حزب همبستگی (روزنامه‌ی همبستگی)، حزب مؤتلفه‌ی اسلامی (هفته‌نامه‌ی شما)، نیروی انتظامی (هفته‌نامه‌ی امین جامعه)، ستاد نماز جمعه‌ی تهران (هفته‌نامه‌ی آدینه‌ تهران).

برهان کیهان

فارغ از مواضع تند، تهدید آمیز و پر تکرار مسئولان و رسانه های وابسته به دربار سعودی علیه ایران، در اردیبهشت ۹۶ محمد بن سلمان رسما از تلاش رژیم عربستان مبنی بر کشاندن جنگ سوریه به داخل خاک ایران خبر می دهد و هیچ یک از مسئولان و روشنفکران وطنی آن را «تهدید» تلقی نمی کنند تا مبادا امر نسبت به سکوت و انفعال دستگاه دیپلماسی مشتبه شود. اما وقتی روزنامه کیهان در تیتری مبتنی بر اظهارات فرماندهان انصار الله یمن، دوبی را هدف بعدی واکنش موشکی یمن ذکر می کند، همان حضرات مطلب این روزنامه را تهدیدی علیه رژیم دوست و برادر، عربستان، قلمداد می نمایند!

بعد از ماجرای بازداشت برخی مداحان و گلپور دوستان رنجیده از نیش و کنایه های جریان اصلاحات پیام می دادند که «توضیحت به این مسئله چیست؟» که پاسخ می گفتم «موضوع خیلی واضح، و مغلطه بیش از اندازه آشکار است و اساسا نیازی به توضیح نیست». خلاصه آنکه بنای پاسخ نداشتم اما متاسفانه دیدم دامنه شبهه ذیل آنچنان وسیع شده که چاره ای جز تبیین نیست...


🔶 شبهه: رضا گلپور، متهم به جاسوسی برای اسرائیل، زمانی در کیهان قلم می زده، پس کیهان و در رأس آن حسین شریعتمداری جاسوس پرور است و ارتباط خاتمی با سوروس نیز دروغ بوده!


🔷 پاسخ:

🔹 ۱. بنا بر اخبار غیر رسمی، رضا گلپور متهم به ارتباط با موساد است. نه جزئیات موضوع مشخص است و نه چیزی اثبات شده. تا آنجایی که بنا بر شنیده ها می دانم، آنچه بر سر مداحان و گلپور آمده ارتباطاتی است که برخی زنان مرتبط با سرویس های خارجی تحت عنوان «صیغه» با این افراد گرفته اند که قاعدتا قربانیان دیگری نیز داشته و دیر یا زود نام افرادی دیگری را نیز خواهیم شنید.

🔹 ۲. بسیاری از افراد در دستگاه های کوچک و بزرگ مشغول کار اند، اگر جاسوسانی مثلا در تیم مذاکره کننده هسته ای، دفتر مشاور فرهنگی رئیس جمهور یا وزارت ارشاد و غیره دستگیر شوند، این الزاما حکایت از جاسوس بودن وزرا و رئیس جمهور دارد؟

🔹 ۳. فقط گلپور در کیهان قلم نمی زده، محمد نوری زاد نیز از نویسندگان کیهان بوده و محمد خاتمی نیز مدیرمسئول اسبق کیهان است. اگر قرار است جاسوس بودن یک فرد در کیهان نگاه ها را متوجه شریعتمداری کند، خوب است در این خصوص نیز نیم نگاهی هم به نوری زاد و خاتمی داشته باشیم!

🔹 ۴. اساسا موضوع اتهام جاسوسی گلپور به زمان کنونی مربوط است و زمان حضورش در کیهان به دهه هفتاد بر می گردد.

🔹 ۵. همان زمان بعد از انتقاد حسین شریعتمداری به برخی مطالب کتاب «شنود اشباح»، گلپور پاسخ تندی به شریعتمداری داد و رسما از اندیشه های وی اعلام برائت نمود.

🔹 ۶. فارغ از فاصله زمانی بسیارِ حضور گلپور در کیهان و اتهام کنونی جاسوسی وی، و فارغ از اینکه او صرفا یکی از ده ها و صدها نویسنده کیهان بوده و بعدا نیز جزء منتقدان شربعتمداری می شود، فرض کنیم که وی اساسا برادر یا فرزند شریعتمداری بوده، آیا قرار است به سبک قبیله های بدوی، کل یک خانواده و قبیله را به دلیل جرم یک نفر مجرم بدانیم و مجازات کنیم؟ در این صورت و به همین سیاق لابد می بایست اولاد و اجداد خاتمی را هم نیز در فهرست دیدار کنندگان با سوروس و دریافت کنندگان مبالغ هنگفت از ملک عبد الله عربستان بنامیم!

🔹 ۷. با خطا و جرم یک نفر، آیا قرار است تمام گفته ها و نوشته های مستند وی ابطال شود و وی را از نطفه جاسوس بدانیم؟ یعنی به همین منوال چون خاتمی با جرج سوروس دیدار داشته و از شاه سعودی بودجه براندازی دریافت کرده، پس وی را جاسوس بالفطره بنامیم؟ و جالب آنکه حتی اگر پاسخ مثبت باشد باز آبی برای جریان اصلاحات گرم نمی شود چرا که اسم جاسوس و نفوذی معرف ماهیت وی است، بی آنکه متعلق به یک جبهه و تفکر باشد خود را به آن اردوگاه نزدیک کرده و نقش بازی می کند، نه اینکه حقیقتا به آن جبهه متعلق باشد.

🔹 ۸. تفاوت جبهه انقلاب و ارزشی با جریان اصلاحات دقیقا در همین نمونه عیان است، وقتی فردی مرتکب خلاف و جرمی می شود ما با زبان رسا از او و اقدامش اعلام برائت می کنیم اما جریان اصلاحات حتی پس از اثبات جرایم یک مجرم نیز تمام قد پشت فاسد و فسادش می ایستند، همچنانکه کرباسچی لیست اصلاحات را برای مجلس و شورای شهر می بندد و  فاطمه حسینی ها را با دریافت مبالغ کلان راهی خانه ملت می کند و جریان اصلاحات نیز گوش به «تَکرار» خاتمی می سپارند و سلفی های حقارت را رقم می زنند. 

🔹 ۹. جالب است بدانید کتاب افشاگرانه شنود اشباح در ارشاد دولت خاتمی مجوز نشر می گیرد و گلپور را سر زبان ها می اندازد و امروز بیش از همیشه به پاسخ این معما که این کتاب چرا و چگونه در آن دولت مجوز نشر دریافت می کند و پس از مدتی جمع آوری و خمیر می گردد نزدیک شده ایم.

🔹 ۱۰. و اما اینکه چگونه با اثبات جرم یک سابقا کیهانی، دیدار خاتمی با سوروس برای براندازی (اقدامی که در سال ۸۸ به عینه شاهدش بودیم) نفی می گردد عجیب است! خبر دیدار پیش از آنکه در رسانه های داخلی منتشر شود در رسانه های خارجی منعکس شد و حسین شریعتمداری نیز در مناظره زنده تلویزیونی طرف اصلاحاتی خود را که سعی در رفع و رجوع این افتضاح داشت چنین پاسخ گفت که «اگر آقای خاتمی چنین دیداری را تکذیب کند من فردا سندش را در کیهان منتشر می کنم» روزها گذشت و خاتمی از ترس افشاگری مستند شریعتمداری لب از لب نگشود...

🔹 ۱۱. در همین رابطه بخوانید: اماره های قطعی در تأیید افشاگری دبیر شورای نگهبان و وزیر وقت اطلاعات در خصوص کمک یک میلیارد دلاری ملک عبد الله به جنبش سبز برای براندزی در سال ۸۸

www.ahmadghadiri.ir/post/58