احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یتیم خانه ایران» ثبت شده است

وقتی سخن از پیچ بزرگ تاریخی به میان می آید، اذهان متوجه گردنه ای می شود که عبور موفق یا ناموفق از آن، شرایط را به کلی دگرگون کرده یا از دگرگونی های اساسی جلوگیری می نماید. شاید طی سه دهه ی گذشته بتوان سه پیچ سرنوشت ساز جهان را که بازی با حاصل جمع صفر و به تعبیر دیگر به سود یک جبهه و به ضرر جبهه ی دیگری است، به این شرح نام برد:

1- پیروزی انقلاب اسلامی ایران (1357)

2- فروپاشی شوروی (1370)

3- پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه (1385) که فاز اول اجرای طرح خاورمیانه ی جدید بود

4- پیروزی محور مقاومت در سوریه و حلب (1395) که فاز دوم اجرای طرح خاورمیانه ی جدید است.

سوال این است که در اوایل دهه ی چهارم انقلاب و دهه ی دوم قرن 21م چه شرایطی در حال وقوع است و نسبت شرایط فعلی با موقعیت ایران چیست؟

در شرایطی که دشمن به موازات تهاجم فرهنگی، بر تحریم ها و مسائل اقتصادی تمرکز ویژه کرده و در صدد است تا دولت و ملت را به زانو در آورد، مختصاتی برای شرایط سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی کشورهای مخالف جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که گذر زمان را به ضرر آنان و به نفع ما قرار می دهد. به عبارت دیگر در شرایطی که

1- تعداد صفرهای بدهی های داخلی و خارجی دولت آمریکا (به عنوان ستون خیمه ی استکبار و فرمانده جبهه ی دشمنی با ایران) از شمارش خارج شده

2- صادرات چین به ارزش 2.2 تریلیون دلار بر آمریکا به ارزش 1.5 تریلیون دلار پیشی گرفته

3- نارضایتی های مردمی در آمریکا و مشکلات و معضلات فرهنگی اجتماعی بیش از گذشته سر باز کرده و خشونت آشکار و عیان حاکمیت را به نمایش گذاشته

4- حکام مرتجع و وابسته به غرب در جهان اسلام (تونس، مصر، لیبی و یمن) سرنگون گشته اند

5- جنگ پنهانی میان نوادگان آل سعود برقرار است و آینده ی حکومت سعودی را با بحران مواجه کرده 

6- پایه های حکومت بحرین بر آتش زیر خاکستر قرار دارد و مردم مترصد فرصت سرنگونی رژیم آل خلیفه هستند

7- گروه های اسلامی اطراف اسرائیل به مرور مسلح تر گشته و دولت فلسطین هر روز اعتبار بین المللی بیشتری کسب می کند و اسرائیل در میان دوستان خود نیز منزوی گردیده

8- قدرت نظامی و خصوصا موشکی ایران به پشتوانه ی بالاترین ضریب رشد علمی در جهان، به صورت تصاعدی رشد می کند

9- روسیه به عنوان حریفی قدر رسماً رو در روی آمریکا قرار گرفته و شمارش معکوس جنگ آغاز شده

10- اتحادیه ی اروپا بیش از پیش به مرز فروپاشی نزدیک گشته

11- با مقاومت ستودنی سوریه و عراق در برابر داعش، و حمایت بی دریغ ایران از هم پیمانان خود، و در نتیجه شکست و سرخوردگی داعشی ها، خطر بازگشت عناصر تکفیری به اوطان خود و آغاز بحران های امنیتی در کشورهای عربی و غربی وجود دارد

12- نسخه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی لیبرال دموکراسی، در اروپا و خصوصا آمریکا بی اثر گشته و بحران جهانی اقتصاد، بیکاری های گسترده در اروپا، نارضایتی ها و شورش های پراکنده ی اجتماعی و بحران هویت و فقدان معنویت را برای مردم مغرب زمین به ارمغان آورده

و به طور خلاصه در شرایطی که در عرصه ی خارجی زمان به نفع ماست، پیروزی در عرصه ی داخلی و مقاومت در برابر فشار سنگین اقتصادی با نسخه ی شفا بخش اقتصاد مقاومتی در کنار مقابله با تهاجم گسترده ی فرهنگی، شرایط عبور موفق از این پیج بزرگ تاریخی را میسر کرده و شیب شرایط را به نفع جهان اسلام و به طور خاص جبهه ی مقاومت و در رأس آن جمهوری اسلامی ایران ایجاد، و طلیعه ی معادلات جدیدی را در عرصه ی روابط بین الملل پدیدار کرده است.

در تبیین فاصله‌ی فروش «یتیم خانه ایران» میان آنچه هست و آنچه باید باشد:
چهارشنبه، 18 آذر، صرفا بر اساس احساس تکلیف در حمایت از فیلم ضد انگلیسی ابوالقاسم طالبی به اتفاق همسرم به سینما کوروش رفتیم که از سطح بالای کار شوکه شدم! 
پس از آن چند مرتبه خواستم تا نقد و نظر خویش را بنویسم که قاعده‌ی «تا سه روز ذهن مخاطب درگیر فیلم است» سبب شد تا به امروز صبر، و به دور از هیجانات پس از نمایش نکاتی را مرقوم نمایم.
فیلم در حد اعلای استناندارد است، بازی ها طبیعی، دکور و جلوه های ویژه عالی، داستان و صحنه های فیلم بی نظیر؛ و در یک جمله فیلمی کاملا هالیوودی در سینمای ایران ساخته شده است.
تا این زمان شخصا برترین و محبوب ترین فیلم را «آژانس شیشه ای» می دانستم که هیچ کدام از فیلم های «محمد»، «چ»، «بادیگارد» و «قلاده های طلا» توان سبقت از آن را نداشت، اما با دیدن «یتیم خانه ایران»، «آژانس شیشه ای» در رتبه‌ی دوم ذهنم قرار گرفت.
اما با این همه چرا این فیلم جایگاه خود را آن طور که باید در گیشه نیافته است؟ 
به نظر می رسد پاسخ را در این موارد باید یافت:
1. ذائقه‌ی مخاطب ثابت سینما (سینما رو های عمدتا جوان)، به تم عشق و خیانت تغییر یافته و فیلم فاخر تاریخی جایگاه چندانی ندارد.
2. ایدولوژیک بودن فیلم و فیلمساز هر چقدر موافقانش را به تماشای فیلم ترغیب می کند، مخالفانش را از آن دور می سازد.
3. حدس پذیر بودن فیلم و اینکه مخاطب گمان می کند می داند قرار است چه چیزی ببیند و چه حرفی بشنود، از انگیزه‌ی مراجعه به گیشه می کاهد.
4. عنوان «یتیم خانه ایران» کشش ندارد و آبی بر آسیاب حدس پذیر بودن فیلم است. چنانچه اگر طالبی به جای «قلاده های طلا» از مثلا عنوان «آشوب خانه ایران» یا «فتنه در ایران» استفاده می کرد نیز، طبیعتا از مخاطبانش کاسته می شد.
5. آنوس اولیه‌ی فیلم بسیار ضعیف و فاقد تصاویر جذاب بود. با وجود آن همه صحنه های جذاب و طبیعی، نمی دانم چرا در آنونس و پوستر، تمرکز بر نمایش طرح کاشی «یتیم خانه ایران» و چهره های بازیگران بود!
6. نمایش همزمان چند فیلمِ همسو با ذائقه‌ی اقشار فرهیخته نیز سبب سرشکن شدن مخاطبان «یتیم خانه ایران» شده است، همچنانکه «سیانور»، «نفس»، «هیهات»، «ناسور» و «ایستاده در غبار» هم اکنون روی پرده‌ی نقره ای در حال نمایش است.