احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۷۶ مطلب با موضوع «بین الملل» ثبت شده است

 

نگاشته‌ی اینجانب در تاریخ ۶ اردیبهشت ۸۸

۱. ایالات متحده مکزیک با در اختیار داشتن ۱۵.۷ میلیارد بشکه ذخایر نفتی، نهمین دارنده‌ی بزرگ نفت جهان است که پس از کانادا، با صادرات روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت به آمریکا، بیشترین نیاز نفتی این کشور را تامین می‌کند.(۱) از این روی آمریکا درصدد است تا به موازات تلاش برای خصوصی سازی صنعت نفت مکزیک (سپردن آن به دست شرکت‌های چند ملیتی آمریکا) و حفظ و تشدید وابستگی این کشور به آمریکا(۲)، ذخایر آن را نیز -که مهمترین منبع درآمد ارزی این کشور به شمار رفته و ۴۰٪ بودجه سالیانه‌ی آن را تشکیل می‌دهد- به عاملیت مافیای مخدر تصاحب نماید.

۲. قاچاقچیان مواد مخدر که وجود آن برای دولت مکزیک، سال‌ها است به یک بحران دامنه دار تبدیل شده(۳)، معضلات بزرگی را برای این کشور به وجود آورده است. از جمله اینکه به دلیل جنایت گسترده، اکنون مکزیک پیشتاز آدم ربایی در جهان است و در ۶ سال اخیر حدود ۹ هزار نفر قربانی اقدامات باندهای قاچاق مواد مخدر و تبهکاری شده‌اند. در واقع مکزیک به عنوان محل ترانزیت کوکائین، هروئین و ماری جوانا از کلمبیا به آمریکا -به عنوان بزرگ ترین مصرف کننده مواد مخدر جهان-(۴) با حمایت و هدایت کشور دارای منافع از این پدیده (آمریکا) خسارات زیادی را متحمل می‌شود.(۵)

۳. کشور آمریکایی و راست گرای کلمبیا که در جنوب آمریکای مرکزی و شمال آمریکای جنوبی واقع است، به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، اسرائیلِ آمریکای لاتین و عامل سیاست‌های آمریکا در منطقه است. به طوری که آمریکا در پوشش کلمبیا، مناطق مرزی اکوادور را با هواپیما چندین بار بمباران کرد؛ و به ونزوئلا خرابکار اعزام می‌نماید و از این طریق به تضعیف دو کشور چپ‌گرا و ضد آمریکایی منطقه پرداخته و از همین این رو است که اکنون نیروهای نظامی ونزوئلا و کلمبیا در دو سوی مرزهای‌شان صف‌آرایی کرده‌اند(۶). حال این سؤال وجود دارد که آیا آمریکا هدایتی بر تولید بیش از ۶۰۰۰ تن کوکایین در سال، در ۹۹ هزار هکتار زمین زیر کشت گیاه کوکا (مورد نیاز برای تولید کوکائین) در کلمبیا نداشته یا همان نقشی را به عهده دارد که پس از حمله و حضور در افغانستان تاکنون ایفا کرده؟ نقشی که سبب شد از زمان ورود نظامیان آمریکایی در سال ۲۰۰۱ تا کنون، تولید مواد مخدر در آن کشور ۳۳ برابر شود.

۴. از اوایل سال ۲۰۰۷ تاکنون حدود ۸ هزار قبضه سلاح و ۱۰ میلیارد دلار پول از مرزهای آمریکا و در عملیات قاچاقچیان مواد مخدر وارد مکزیک شده است.(۷) به اذعان مسئولان امنیتی و سیاسی مکزیک، قاچاقچیان مواد مخدر سلاح‌های نسل جدیدی را در اختیار دارند که انحصاراً متعلق به ارتش آمریکا است به طوری که ایالت‌های میچوآکان و تامائولیپاس که مقر اصلی فعالیت کارتل مخوف خلیج مکزیک هستند؛ از سلاح‌های پیشرفته نسل چهارم از جمله تیربارهای اتوماتیک اف.ان.هرتسال.پی۹۰ ،متعلق به ارتش آمریکا، برخوردارند. و این علاوه‌ی بر ۱۵ میلیون سلاح سبک و در دسترس مردم مکزیک است که ۹۵٪ آن از همسایه‌ی شمالی به مکزیک قاچاق می‌شود. همچنین بنابر اعلام دولت مکزیک، اغلب سلاح‌های پیچیده‌ای که در اختیار باندهای قاچاق است، از آمریکا وارد می‌گردد و از این روی بود که "فیلیپه کالدرون"، رئیس جمهور مکزیک، بر خلاف سیره‌ی همیشگی خود و سایر رؤسای جمهور این کشور، آمریکا را بزرگترین کشور از لحاظ فساد و مواد مخدر نامید و طی بیانیه‌ای دولتی که پس از دیدار وی با نمایندگان کنگره آمریکا منتشر شد، از این کشور خواست تدابیر و اقدامات شدیدی را برای مبارزه با جنایت و تبهکاری در مرزهای مشترک دو کشور برای پیشگیری از قاچاق اسلحه از شمال (آمریکا) به جنوب (مکزیک) اتخاذ کند.(۸)

۵. آمریکا با حمایت پشت پرده از مافیا، منافع فراوانی را عاید خود نموده که برخی از آن‌ها بدین قرار است:

الف- نیاز شدید دولت مکزیک در مبارزه با قاچاقچیان، تاکنون منجر به خرید مبالغ کلانی تسلیحات نظامی از آمریکا و تجهیزات جاسوسی از رژیم اسرائیل(۹) شده است و حتی رابرت گیتس وزیر دفاع پیشین و کنونی ایالات متحده، شرط کمک مالی ۴۵۰ میلیون دلاری آمریکا به مکزیک را در مبارزه با جرایم سازمان یافته و مواد مخدر -موسوم به طرح "مریدا"- خرید تجهیزات نظامی لازم از جمله هلیکوپتر اعلام کرد و از این روی، این به اصطلاح کمک مالی چیزی نیست جز "جیب به جیب کردن" آن مبلغ. چرا که مسلماً خرید سلاح مثل همیشه از آمریکا صورت خواهد گرفت.(۱۰)

ب- بر اثر ناامنی ایجاد شده، بسیاری از ثرروتمندان و نخبگان مکزیکی که آمریکا مایل به مهاجرت آنان است، به آن کشور کوچانده شده‌اند.

ج- نیاز مبرم مکزیک به کمک‌های مالی و غیرمالی آمریکا، زمینه‌ی نفوذ وسیعی را برای آن کشور به وجود آورده است به نحوی که شدت فعالیت مافیا سبب کمک خواهی بیشتر از واشنگتن، و این خود منجر به نزدیک‌تر شدن کاخ سفید به هدفش یعنی تضعیف و تجزیه‌ی مکزیک و سپس الحاق ایالات نفت خیز شمالی به خاک خود می‌شود. همچنان که پس از تصرف پایتخت مکزیک، در توافق تحمیلی گوادالوپ و تنها با پرداخت ۱۵ میلیون دلار، آمریکا سراسر ایالات تگزاس، کالیفرنیا، نوادا، یوتا، نیومکزیکو، آریزونا و بخشی از ایالات کلورادو، اوکلاهوما، کانزاس و وایومینگ (معادل نیمی از خاک مکزیک) را به تصرف خود درآورد.

از این رو است که کنگره آمریکا اواخر ماه می طرح اعطای کمک ۳۵۰ میلیون دلاری به مکزیک را برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر تصویب کرد اما برای عملی کردن آن شروطی از جمله اصلاحات در نظام پلیسی و قضایی کشور همسایه را خواستار شد. از طرف دیگر آمریکا خواسته است تا واحدهای پلیس و نیروهای نظامی مکزیک که از منابع مالی واشنگتن استفاده می‌کنند حقوق بشر را نقض نکنند و این در حالی است که در نظام حقوقی مکزیک بر خلاف آمریکا اعدام وجود ندارد و حتی نگارنده در بازدیدش از زندانی با ۱۱ هزار نفر جمعیت در پایتخت، با کمال تعجب متوجه حضور فردی با پرونده‌ی قتل ۶۰ نفر شد! با وجود این اما همچنان آمریکا خواستار رعایت حقوق(!) جنایتکاران در مکزیک است تا از این طریق خطر پذیری را برای قاچاقچیان کم‌تر و در نتیجه انگیزه‌ی فعالیتشان را مضاعف نماید.

۶. در پایان اظهارات چند مقام بلند پایه‌ی اطلاعاتی و امنیتی آمریکا به جهت تکمیل قطعات این پازل آورده می‌شود:

الف- مایکل هایدن ،رئیس سابق سیا: "مکزیک نیز می‌تواند در کنار ایران به چالشی برای اوباما تبدیل شود که احتمالا بسیار بزرگتر از عراق باشد. این کشور در حال تبدیل به یکی ازبزرگترین تهدیدهای امنیتی جهان است".

ب- فرماندهی مشترک ارتش آمریکا در گزارش اخیر خود مکزیک را در کنار پاکستان به عنوان کشورهایی نام برد که در خطر فروپاشی قریب الوقوع هستند.

ج- وزارت دادگستری آمریکا اعلام داشت قاچاقچیان مکزیکی بزرگترین تهدید موجود آمریکا در زمینه جرایم سازمان یافته هستند.

د- استیون هادلی، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا، چندی پیش اعلام داشت خشونت روزافزون، دموکراسی مکزیک را تهدید می‌کند.

ه- و آخر اینکه دنیس بلر، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، دولت مکزیک را به عدم کنترل مواد مخدر متهم نمود که واکنش وزارت خارجه مکزیک را درپی داشت.

 

📝 پاورقی

۱- معادل ۱۳٪ از کل نفت مصرفی آمریکا.

۲- بیشترین واردات (۵۰.۹٪) و صادرات (۸۴.۷٪) مکزیک از و به آمریکا است.

۳- دولت مکزیک به تازگی از تصمیم خود برای اعزام ۶ هزار نیروی جدید به برخی مناطق هم‌مرز با آمریکا برای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر خبر داد.

۴- در آمریکا حدود ۳۰ میلیون معتاد وجود دارد که حدود ۱۰٪ جمعیت را شامل می‌شود.

۵- هیلاری کلینتون در دیدار خود با فیلیپه کالدرون: "بازار اشباع ناپذیر مواد غیرقانونی ما (آمریکا) به تجارت مواد مخدر دامن می‌زند".

۶- خوان مانوئل سانتوس وزیر دفاع کلمبیا از افزایش حضور نظامی آمریکا در کشورش خبر داد.

۷- سفیر مکزیک در واشنگتن: "گروههای آمریکایی مانع از توقف قاچاق اسلحه به مکزیک می‌شوند".

۸- هیلاری کلینتون: "ناتوانی ما در جلوگیری از قاچاق سلاح به طور غیرقانونی به آن سوی مرز که این مجرمان را مسلح می‌کند، باعث مرگ افسران پلیس، سربازان و غیرنظامیان می‌شود".

۹- بر اساس گزارشهای افشا شده، رژیم صهیونیستی درصدد است به موجب قراردادی نظامی، ۲۲ میلیون دلار تجهیزات جاسوسی پیشرفته شامل هواپیماهای بدون سرنشین به مکزیک ارائه نماید.

۱۰- هیلاری کلینتون در دیدار با فیلیپه کالدرون: دولت اوباما درحال همکاری با کنگره آمریکا برای ارائه ۸۰ میلیون دلار کمک به مکزیک برای خریداری هلیکوپترهای "بلکهاک" است.

 

📝 پی‌نوشت

۱- جالب است بدانید ویروس آنفولانزای نوع A معروف به آنفولانزای خوکی، پس از جدال لفظی مقامات آمریکا و مکزیک بر سر چالش مواد مخدر، ناگهان در کشور اخیر رواج یافت و ضرر هنگفتی بابت نیمه تعطیل درآمدن صنعت گردشگری مکزیک متحمل این کشور کرد. ضمن آنکه بعدها مشخص شد دونالد رامسفلد، وزیر دفاع بوش، از سهامداران اصلی "گیلعاد ساینس" شرکت عرضه کننده‌ی واکسن این بیماری بوده که درآمد هنگفتی را از فروش واکسن به کشورهای مختلف جهان عاید خود نمود.

۲- مطلب مرتبط از همین قلم:

farsnews.com/newstext.php?nn=13900722000611

 

سال ۲۰۰۹ که آنفلانزای خوکی در مکزیک شایع شد، آنجا بودم.

آمریکا مکزیک را منشأ مواد مخدر خواند و مکزیک واکنش عزتمندانه‌ای نشان داد: مطالبه آمریکایی‌ها منشأ مشکل است.

چندی بعد ویروس شایع شد و گردشگری پررونق مکزیک را فلج، و سود هنگفتی را نصیب شرکت آمریکایی تولید کننده واکسن کرد.

‏بعدها افشا شد رامسفلد از سهامداران عمده شرکت «گیلعاد ساینس» است.

اکنون نیز شیوع ویروس کرونا را ادامه دیپلماسی ویروسی آمریکا در جنگ تجاری می‌دانم.

طبیعتا این حجم از تمرکز آمریکا بر موضوع و برجسته کردن ضرورت قرنطینه‌ی افراد، به اجناس نیز سرایت، و صادرات چین را متأثر خواهد کرد.

 

عرایض اینجانب پیرامون دلایل و پیامدهای ترور سردار سلیمانی

دانشگاه افسری امام حسین، ۱۵ دی ۹۸

روی کار آمدن رئیس جمهور عمل گرا در آمریکا و نائل آمدن بن سلمان به ولیعهدی در عربستان فضای منطقه را به ضدیت بیشتر با ایران سوق داد؛ آنچنانکه عربستان از تهدید ایران و تلاش‌های پیدا و پنهان برای به رسمیت شناختن اسرائیل ابایی نداشته.

از سوی دیگر با روی کار آمدن جریان لیبرال در داخل و وادادگی بیش از حد در سیاست خارجی، سوق دادن گام به گام کشور به سوی بحران اقتصادی و امنیتی با هدف در تنگنای معامله موشکی و منطقه‌ای قرار دادن جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داشته.

این را بگذارید کنار طرح شوم آمریکا علیه محور مقاومت و ایجاد آشوب‌های یکسان و دنباله‌دار در عراق، لبنان و ایران که نظم جدیدی را برای خاورمیانه دنبال می‌کرد.

ترور سردار سلیمانی نیز در راستای پروژه خاورمیانه جدید و برداشتن مهم‌ترین مانع تحقق آن بود.

تا اینجای کار ظاهرا همه چیز درست طراحی شده بود؛ غافل از مکر خدا و آثار و برکات خون شهید. آنچه در عمل اتفاق افتاده اتحاد و خروش بی‌نظیر مردم ایران، بی‌آبرو شدن رسانه‌های ضدانقلاب و انفکاک و نفرت افکار عمومی از آن‌ها، به نفس افتادن توطئه مذاکره و اف.ای.تی.اف و اخراج و فرار آمریکا از منطقه در شرایطی است که محور مقاومت و ایران در شرف محاصره کامل بود.

اکنون اما ورق برگشته و درحدفاصل تهدید و فرصتی بزرگ هستیم. مدیریت کنونی صحنه برای رقم زدن شکست یا پیروزی بزرگ نقش اساسی دارد. برخورد نظامی حتمی است. اما انتخاب با ما است که منفعلانه در شرایط شکاف داخلی و پیرو لوایح استعماری، غافلگیرانه ضربه بخوریم یا اینکه در نهایت همرامی ملت و با دست برتر آمریکا را به عقب برانیم.

استراتژی شناخته شده و کارآمد اسرائیل این است که باید خطر را دفع کرد پیش از آنکه بزرگ‌تر شود. این منطق درستی است. اکنون بهترین زمان برای عقب راندن آمریکا و شکستن محاصره منطقه‌ای است.

دشمن البته بیکار ننشسته است و با قدرت مشغول سرد و منصرف کردن ملت ایران است. دولت و شخص روحانی دارد همراهی تاکتیکی می‌کند در موضوع. فعلا قصد دارند برادری‌شان را اثبات کنند اما آرام آرام تردید افکنی‌ها را آغاز خواهند کرد و حتی لزوم مذاکره برای پرهیز از جنگ را نیز نتیجه خواهند گرفت! همچنانکه چند تن از عناصر نشان دار فتنه بیانیه داده‌اند که دمیدن بر موضوع انتقام، بازی در زمین جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل است!

اکنون کلید زدن یک آشوب داخلی بهترین راه خنثی کردن انتقام و ضربه به آمریکا است تا نیروهای نظامی همچون صفین ناچار به عقب نشینی از اردوگاه معاویه شوند. آشوب داخلی باعث فرسایش نیروهای نظامی و توجه زدایی از موضوع انتقام می‌شود و نظام و سپاه را از موضع محق و مظلوم با پروپاگاندای رسانه‌های خارجی و نیابتی تبدیل می‌کند به رژیم و نیروی سرکوب‌گر. این بهترین راه آمریکا برای فرار از مهلکه است.

ما فرصت زیادی نداریم. تا خناسان در دل مردم تفرقه و تردید ایجاد نکرده‌اند و تا پیاده نظام خود و مسؤلان نفوذی را به فتنه انگیزی نکشانده‌اند، باید انتقام سخت و راهبردی را گرفت. آمریکا بزرگ‌ترین خطوط قرمز امنیتی و حیثیتی ما را رد کرده و عدم پاسخ قاطع، حمله مجدد و بزرگتر آمریکا را رقم خواهد زد.

این را هم در نظر داشته باشید که اگر سلاح هسته‌ای و بازدارندگی آن بود، امروز شاهد چنین گستاخی‌ای نبودیم. ممنوعیت حقوقی ساخت بمب اتم، ناشی از مقررات NPT است که خروج از آن قانونا و طبق متن منعی ندارد. اکنون بهترین زمان برای خروج از NPT و برجام است اگرچه در این خصوص امیدی به این دولت و مجلس نیست.

سراب سلاح

 

به گفته رئیس جمهور، طبق قطعنامه ۲۲۳۱ از سال آینده (پنج سال پس از برجام) تحریم‌های تسلیحاتی ایران در شورای امنیت ملغی می‌شود.

اما آیا با مرتفع شدن چنین مانعی، باب خرید تسلیحات نظامی لزوما باز می‌گردد؟

باید بدانیم تحریم تسلیحاتی، صرفا به موجب تحریم شورای امنیت نیست، مشکل اصلی همچنان تحریم ثانویه‌ای است که قدرت جلوگیری از فروش ایرباس به ایران و منع توتال از سرمایه گذاری نفتی در پارس جنوبی را نیز دارد.

وقتی آمریکا ترکیه را در موضوع S400 و کشیش آمریکایی به نابودی اقتصادش تهدید می‌کند، اهرمش همین تحریم ثانویه است که هیچ نهاد بین المللی‌ای نیز نمی‌تواند جلودارش باشد.

همچنین در قضیه خرید سامانه پدافندی S300 توسط ایران، با وجودی که مشمول هیچ تحریمی در شورای امنیت نبود، اما روسیه با فشار -و نه حتی تحریم- آمریکا متوقف شد به طوری که با چند سال تأخیر، بعد از شکایت ایران به نهاد داوری و پیروزی حقوقی بر روسیه، این سلاح نهایتا در پی مصالحه دو کشور، به ایران تحویل داده شد.

نتیجه آنکه با رفع تحریم شورای امنیت نیز، الزاما امکان خرید انواع سلاح میسر نیست و همه چیز به فشار تحریمی و غیرتحریمی آمریکا، اروپا و اسرائیل نسبت به کشورهای فروشنده (روسیه و چین) بستگی دارد و اینکه چه میزان اراده برای مقاومت در برابر آن وجود داشته باشد. اراده‌ای که بنابر تجربه، تاکنون ظهور و بروزی نداشته است.

 

تهدید مصر به تحریم توسط آمریکا در صورت خرید جنگنده سوخو-۳۵ از روسیه

af.sputniknews.com/world/201911154177821

آسیاب به نوبت

 

قرن ۲۰م کودتا و حمله‌ی نظامی مهمترین مدل براندازی آمریکا در کشورهای آمریکای لاتین و آسیا بود.
دهه اول قرن ۲۱م انقلاب‌های رنگین به راهبرد اصلی براندازی آمریکایی، خصوصا در منطقه قفقاز و اروپای شرقی، بدل شد که ایران را نیز در سال ۸۸ هدف قرار داد. با این تفاوت که آتشی که ایالات متحده برافروخت و مدلی که با رسانه‌های خود ترویج کرد، این‌بار و یک سال بعد دامن متحدان آمریکا را نیز گرفت و حاکمان تونس، مصر و یمن را سرنگون کرد.
اکنون نیز مدل جدید براندازی آمریکا که قیام‌های بدون رهبری آشکار، با بهره‌گیری از نارضایتی‌های اقتصادی و مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی است، اگرچه نخست در ایران (۹۶ و ۹۷) و عراق و لبنان (هم‌اکنون در ۹۸) به آزمایش گذاشته شده، اما بی‌شک همچون بهار عربی، موج تحول دیگری را در منطقه رقم می‌زند که سایر رژیم‌های همسو با آمریکا را از صفحه سیاسی خاورمیانه محو خواهد کرد.
تظاهرات اخیر در کویت را که به تأسی از اعتراضات منطقه آغاز شده، به چشم اولین جرقه‌های سرایت آتش به خارج از کشورهای هدف ببینید.
قیام علیه رژیم سراسر فساد سعودی و فروریزی کاخ‌های شیشه‌ای آل سعود، نتیجه حتمی سنگ‌پراکنی عربستان به همسایگان خود خواهد بود.


۱. همراه شدن تاکتیکی با اعتراضات به نیت هدایت مطالبات و آرام کردن شرایط، غلط و بی‌ثمر است و از همان ابتدا باید تمام گروه‌های سیاسی و مراجع دینی صف خود را جدا و با آشوب مخالفت و مقابله کنند.
۲. کنترل سران اغتشاشات مانع فتنه نمی‌شود چراکه در دوره کنونی و در مدل جدید براندازی، اساسا آشوب‌ها بدون رهبر ظاهری صورت می‌گیرد.
۳. آغاز اغتشاشات الزاما موکول به رویداد سیاسی اقتصادی خاصی نیست و در هر زمان و به هر دلیلی امکان شعله‌ور شدن اعتراضات هست.
۴. ترورهای هدفمند در دل آشوب‌های بی‌هدف طراحی و اجرا می‌شود.
۵. با اوج گرفتن ناامنی و هرج‌ومرج هیچ فرد و جناحی در نهایت مصون از تعرض نخواهد بود.
۶. توقف موقت آشوب‌ها را نباید پایان آن تصور کرد.
۷. مقدسات و غیرت دینی، همیشه مانع و دافع آشوب نخواهد بود.
۸. مطالبات به‌حق، همواره امکان انحراف و انفجار را دارد.
۹. علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد و اصلاحات اداری سیاسی پس از آغاز درگیری‌ها فایده چندانی ندارد.
۱۰. آنچه امکان نجات کشور و جامعه را دارد، ولی فقیهِ در رأس ساختار حاکمیت و دارای قاطعیت است، نه مرجعیت دور از سیاستی که ضمانت اجرایی برای تحقق فتاوی و نصایح او وجود ندارد.

دزدی دریایی

 

بی‌پاسخ گذاشتن دزدی دریایی انگلیس راه تحرکات مشابه علیه کشور را باز می‌کند

احمد قدیری  کارشناس مسائل بین الملل و دکترای حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه در گفت‌وگو با خبرنگار تشکل‌های دانشگاهی خبرگزاری فارس، با اشاره به بیانات مقتدرانه رهبر معظم انقلاب درباره دزدی دریایی انگلیس، گفت: جنایت بین المللی به عنوان حد اعلای جرایم بین المللی معمولا در دو ساحت سیاسی و حقوقی تعریف می‌شود.

وی ادامه داد: بسیاری اتفاقات هست که آن را مبتنی بر تبعات ناگوار، جنایت می‌دانیم، اما ممکن است از منظر حقوق بین الملل ذیل عنوان جنایت نباشد؛ مانند موضوع تحریم‌ها. اما برخی جرایم، آنقدر برای جامعه‌ بین الملل مهم بوده که در دسته‌ جنایت و به عنوان نقض قواعد آمره بین المللی تعریف شده است؛ مانند نسل کشی، جنایات جنگی و دزدی دریایی.

قدیری تاکید کرد: در بررسی اقدام انگلیس در توقیف نفکش ایرانی، خواهیم گفت که اگر اثبات شود که برخلاف ادعای آن دولت، مبنای حقوقی ندارد، می‌تواند مشابه دزدی دریایی تلقی شود و در هر حال حق اقدام متقابل برای ایران، کاملا مشروع و محفوظ است. حال باید بررسی کرد که چه رخ داده و سپس وضعیت حقوقی را بر اساس ماوقع بررسی نمود.

این کارشناس مسائل بین الملل گفت: شبه دولت جبل الطارق به عنوان دولت تحت حمایت انگلستان و به عاملیت نیروی دریایی آن، یک فروند نفتکش حامل نفت ‎ایران را که با پرچم پاناما در حال گذر از تنگه بوده، به ظن اثبات نشده حرکت به مقصد سوریه، توقیف کرده که تاکنون نیز تداوم داشته است.

وی تصریح کرد: ‏دلیل ادعایی توقیف نفتکش ایران، ظن دولت ساحلی و در واقع انگلستان این ذکر شده که نفتکش با هدف تامین سوخت پالایشگاه تحریم شده سوریه از سوی اتحادیه اروپا، در حرکت بود. اما به فرض صحت آن گزاره، مسئله این است که تحریم‌ اتحادیه اروپا اگرچه برای کشورهای عضو و نسبت به خودشان لازم الاجرا است اما هیچ تکلیفی برای دولت های ثالث و هیچ حقی برای دولت‌های اتحادیه در برخورد با دیگران ایجاد نمی‌کند. در غیر این صورت شأن اتحادیه اروپا و مصوبات و قطعنامه‌های آن را همسنگ تصمیمات شورای امنیت دانسته‌ایم که هیچ کشوری چنین ادعایی ندارد.

قدیری یادآور شد: جالب آنکه انگلیس، درحالی اقدام خصمانه و متخلفانه خود را به تحریم اتحادیه اروپا ربط می‌دهد که در حال فرار و خروج کامل از اتحادیه است و این شدت از بی‌تابی و حرارت در اجرای تصمیمات آن مضحک است. 

این کارشناس مسائل بین الملل در تکمیل سخنانش اضافه کرد: ثانیا میان حاکمیت دولت جبل الطارق به اسپانیا یا انگلیس، میان این دو کشور اختلاف وجود دارد. ضمن اینکه اساسا عبور از دریای سرزمین‌های مجاور تنگه‌های بین المللی برای تمامی کشورها آزاد است و در خصوص تنگه جبل الطارق، مطابق حقوق عرفی شده‌ی کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، حق عبور ترانزیت برقرار است و این یعنی دولت ساحلی، مطلقا حق برخورد و توقیف کشتی‌های عبوری را ندارد.

وی افزود: اما فارغ از تحلیل حقوقی اقدام غیرقانونی انگلستان، به نظر می‌رسد این دولت به نیابت از آمریکا و برای جبران حقارت ناشی از سرنگونی پهپاد جاسوسی آن کشور توسط ایران، مرتکب راهزنی دریایی - در معنای عام و ناظر به توقیف، و نه الزاما به معنای مصادره و تصاحب اموال- شده، و سکوت و انفعال ایران و یا واکنش نسنجیده ما را پیروزی خود تلقی می‌کند.

قدیری ادامه داد: آنچه جمهوری اسلامی ایران در این زمینه می‌تواند و باید انجام دهد، استفاده از ظرفیت حقوقی و به رسمیت شناخته شده‌ اقدام متقابل در مواجهه با کشتی‌های انگلیسی در تنگه‌هرمز است که از منظر حقوق دریاها عینا وضعیت جبل الطارق را دارد؛ ضمن آنکه ظرفیت‌های دیگری که وجود دارد، نیز باید لحاظ شود. در غیر این صورت، بی‌پاسخ گذاشتن اقدام انگلستان، راه را برای تحرکات مشابه و بیشتر علیه کشور باز، و بدخواهان را جری می‌کند.

 

farsnews.com/news/13980426001048

 

هشت ماه بعد از ساقط شدن جنگنده ۲۵ میلیون دلاری ‎#روسیه در مرز ‎#ترکیه، اردوغان ضمن پرداخت غرامت و دیدار با پوتین در مسکو، از وی دلجویی نمود.

امروز ‎#ایران پهپاد ۲۰۰ میلیون دلاری ‎#آمریکا را ساقط کرد و با وجود ادعای هدفگیری آن بر فراز آب‌های بین‌المللی، آمریکا هیچ غلطی نتوانسته بکند.

 

در شرایط بهت جهانی از توان سامانه سوم خرداد، اعلام به کشورها مبنی بر آمادگی فروش آن، دو برد اساسی نصیب ایران خواهد کرد:

یک. مذاکره برای خرید، سیلی به آمریکا است در ۱- بی‌اعتنایی به تحریم ۲- مقبولیت سرنگونی پهپاد ۳- تجهیز در برابر آمریکا

دو. اقدام به خرید، جبران کسری مالی است.

 

در عالم احتمالات این را هم مد نظر قرار دهید:

بعد از انفجار نفتکش‌‌ها در ‎#دریای_عمان و انتساب آن به ایران، تله‌ MQ-4C گذاشته شد، به نحوی که پهپادی غیرمسلح و غیرقابل شناسی را نزدیک مرز سرزمینی ‎#دریای_عمان اما در آبهای بین‌المللی به صورت قابل رهگیری درآوردند تا ساقط کنیم و...

 

نقد و نظر سه مخاطب گرامی بر مطلب «عالم احتمالات» در صفحه اینستاگرام نگارنده و پاسخ تجمیعی اینجانب:

حیدری | نمی‌تونستن این کار رو با پهپادی ارزون‌تر انجام بدن؟!

میثم | البته اونا میدونن که توان جنگ الکترونیک ما بالاست و تا حالا چندین پهپاد شکار کردیم. پس مطمئنا دوست نداشتن اینم شکار کنیم که البته قطعا احتمال داشت که شکارم بشه و اگر این اتفاق میفتاد بازم قدرت پهپادی ایران افزایش پیدا میکرد.

رو بازی کردن نظامی ایران هم که به وضوح دیده شد توی این حرکت.

ایمان | زدن پهپاد به نوعی ایران رو تبرئه میکنه از زدن نفتکشها. طبق گفته سرلشکر باقری، ما اگه چیزی رو بزنیم مقتدرانه اعلام میکنیم.

زدن پهپاد و مانور رسانه‌ای روی اون به نظرم در راستای مواضع ما هست نه تله برای ما، اگه بنا بر تله گذاری بود قطعا RQ4 نمی‌فرستادن.

پاسخ | سلام، چند نکته:

۱. قیمت کنونی، نرخی است که آمریکا برای فروش گذاشته و البته بازار و خریدار هم دارد زیرا کالای انحصاری است، وگرنه برای سازنده که تکنولوژی و تجهیزات آن را دارد، هزینه‌ی تمام شده این نیست. ضمن اینکه همین قیمت بالا باعث این همه جلب توجه و هیاهو راجع به موضوع شده است.

۲. همه‌ی اقدامات نظامی و اطلاعاتی‌مان را قطعا نگفتیم و نخواهیم گفت، به عنوان مثال حمله اول به نفتکش‌ها که گمان داریم کار ایران بود اما آن را نیز تکذیب کردیم یا موارد فراوان دیگری چون کمک به انصارالله و غیره.

۳. این پهپاد پیشرفته‌تر از RQ-170 است که شکارش کرده بودیم، بنابراین نمی‌توان از توان ایران در شکار آن، الزاما نتیجه گرفت که امکان رؤیت و رهگیری این را نیز داشتیم، خصوصا که پیشرفته‌ترین سامانه پدافندی S-500 روسیه است، که ادعای توان رهگیری چنین پهپادی را ندارد و این درحالی است که ایران درحال حاضر از متقاضیان خرید S-400 است و این یعنی نباید راجع به سامانه سوم خرداد اسطوره سازی و افسانه سرایی کرد.

۴. پهپاد کنونی در آب ساقط شده و احتمال دسترسی به آن در کف دریا خیلی بعید است.

۵. راجع به نام پهپاد هم اگرچه RQ-4 را نیز شنیده‌ام، اما اسامی مختلف و دنباله داری ذکر شده که یکی نیز MQ-4C است.

۶. در هر حال نکات شما قابل ملاحظه است و من نیز گمانم همین است و آنچه عرض شد صرفا بیان و ارائه‌ی فرضیه‌ای دیگر به مسؤلان، آن هم در عالم احتمالات بود که البته چندان هم محال نیست.

۷. در هر حال چه تله بوده باشد یا نه، باید می‌زدیم که الحمد لله زدیم.

 

بنابر اعلام آمریکا در بررسی حمله، و کنار نهادن آن، ثابت شد نه فقط سامانه پدافندی سوم خرداد، که موشک‌های آفندی شهاب و سجیل نیز به دلیل ایجاد توازن وحشت و بازدارندگی، عملا در حوزه پدافندی تعریف میشود و هرگونه فکر مذاکره موشکی یا ایجاد زیرساخت حقوقی بازرسی در FATF، آشکارا جنایت است.

 

ترامپ: ایران بسیار هوشمند بود که هواپیمای سرنشین‌دار ما را ساقط نکرد، ما از این اقدام آنها* تشکر می‌کنیم.

* آنها: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که چندی پیش در لیست تروریسم آمریکا قرار گرفت.

دریای سرخ در حد فاصل جنوب غرب آسیا و شمال شرق آفریقا، به دو آبراه استراتژیک تنگه باب المندب و کانال سوئز متصل است. تنگه باب المندب در جنوب قرار دارد که میان یمن و جیبوتی قرار گرفته و دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می کند، و سوی دیگر آن نیز در شمال، کانال سوئز است که دریای سرخ را به دریای مدیرترانه وصل می نماید. بنابراین دریای سرخ در مرحله نخست محل ترانزیت و اتصال اروپا به غرب آسیا و شرق آفریقا است و در مرحله بعد کانون اتصال به اقیانوس هند و دسترسی به تمام مناطق دریایی نیم کره جنوبی. بنابراین هرچقدر برای دریای سرخ ارزش قائل باشیم، به همان میزان دو آبراه استراتژیک تنگه باب المندب و کانال سوئز را واجد اهمیت راهبردی می دانیم.

حال با توجه به تحولات یمن و اشراف انصارالله بر تنگه باب المندب، ائتلاف غربی و عربی تمام توان خود را گذاشتند تا با سرکوب و کشتار یمنی ها فرصت از دست رفته را بازیابی کنند که تاکنون موفق نشده اند. در این میان نیز یمن اندکی بعد از تهدید آقای روحانی به بستن تنگه هرمز، نفتکش -و به روایتی دیگر ناوچه- سعودی را در دریای سرخ هدف قرار داد تا ضمن اعلام همراهی با ایران، اشراف خود را بر این آبراه بین المللی و توان بستن تنگه باب المندب را نشان دهد.

با این اوصاف، و با توجه به اتصال هشت دولت عربستان، اسرائیل، اردن، مصر، جیبوتی، یمن، اتیوپی و سودان به دریای سرخ، چند هدف مهم را می توان به عنوان انگیزه عربستان برای تاسیس اتحادیه دریای سرخ برشمرد.

اول، مانور قدرت کشور عربستان و شخص بن سلمان پس از رسوایی قتل خاشقچی و نیز بروز اختلاف در شورای همکاری خلیج فارس و ناکارآمدی آن ائتلاف عربی.

دوم، حساس کردن کشورهای حوزه دریای سرخ نسبت به وضعیت یمن و تنگه باب المندب و طبیعتا در ادامه همراه کردن این دولت ها علیه ایران و انصارالله.

و سوم ایجاد بستر همنشینی و همسویی با رژیم صهیونسیتی به بهانه اتصال اراضی اشغالی به دریای سرخ.

اگرچه درحال حاضر اسرائیل با وجود اتصال اراضی اشغالی به دریای سرخ عضوی از این اتحادیه نیست، اما مسلم است که دیر یا زود ابتدا به عنوان عضو ناظر و سپس به عنوان عضو رسمی، به بهانه اتصال دریایی به جمع کشورهای عربی ملحق خواهد شد که نتیجه ای جز به رسمیت شناختن اسرائیل و تحقق معامله قرن ندارد.

گزارش دعوای حقوقی نیکاراگوئه علیه آمریکا در دیوان بین المللی دادگستری.

دریافت متن گزارش: bayanbox.ir/info/5500642181404424935

دریافت فایل صوتی: t.me/GhadiriNetwork/2440

شرح مختصر موضوع: ahmadghadiri.ir/post/445