احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۸ مطلب با موضوع «دین» ثبت شده است

چند سال در این کانال، برای اعزام کربلا اولی‌ها به پیاده‌روی اربعین، شماره کارت اعلام می‌کردیم تا بتوانیم کسانی که تاکنون به زیارت عتبات مشرف نشده‌اند را در بهترین و توصیه شده ترین زمان و با کمترین هزینه ممکن، راهی نماییم.
امسال با توجه به مشغله‌ها و عدم امکان صرف زمان برای راستی‌آزماییِ مستحق و کربلا اولی بودن افراد، بنای اعلام شماره کارت نداریم و البته درخواست دارم شما مخاطبان عزیز، خود در حد توان مالی‌تان، اهتمام ویژه‌ای به این مهم داشته باشید.

فرض را بر اطلاع شما از احادیث متعدد درخصوص ثواب بی‌حد و حصر به زیارت رفتن خود و به زیارت فرستادن دیگران می‌گذارم و در این باره مطلبی نمی‌گویم.
اما چرا بر اعزام «کربلا اولی‌های مستحق» در «ایام اربعین» تأکید دارم؟
مستحق و کربلا اولی؛ زیرا طبیعتا اولی‌تر از هرکسی حتی خود ما هستند.
اربعین؛ زیرا علاوه بر تاکید ویژه احادیث بر آن، با مبلغ حداقلی ۲میلیون تومان، می‌توان صفر تا صد هزینه مستحقان را در این ایام خاص که هزینه خوراک و اقامت تماما با موکب‌ها است پوشش داد و با کمتر از آن رقم نیز می‌توان کمک هزینه سفر را پرداخت نمود.
در غیر این صورت و به فرض که در آینده نزدیک، مسائلی چون فراگیری کرونا و ناآرامی‌های سیاسی عراق، امکان زیارت رفتن و فرستادن را اساسا از ما سلب نکند، در دیگر ایام سال، حداقل هزینه هر نفر برای زیارت پروازی حدود ۱۰میلیون تومان است.

فرصت را از دست ندهید و فریب اغوای شیطانی «بهتر است این هزینه خرج فقرا شود» را نخورید، زیرا اولا بنابر تجربه شخصی، این گزاره فقط برای منصرف کردن ما از چنین کارهای خیری کاربرد دارد و هیچگاه خرج فقرا نخواهد شد؛ نشان به آن نشان که افرادی که برای راهی زیارت نمودن دیگران حاضر به هزینه کردن نیستند، برای خیرات و نذورات محرم و غیرمحرم که دست مردم می‌رسد و اصطلاحا خرج فقرا می‌شود نیز هزینه‌ای نمی‌کنند! ثانیا خاستگاه و انگیزه تقریبا تمام خیّرین کشور، همواره مسائل دینی و معنوی و اعتقاد به «زندگی پس از زندگی» بوده و کربلایی کردن افراد، مصداق بارز انسان سازی و خَیّر پروری است.

نکته‌ای که می‌ماند یکی اینکه در شناسایی افراد حتما دقت نمایید و به ادعای آنان در مستحق و کربلا اولی بودن اکتفا نکنید و دیگر آنکه خودتان پیشگام شناسایی شوید و با توجه به اندک زمان پیش‌رو در این خصوص شتاب نمایید.

در پایان، حدیثی از امام باقر علیه السلام تقدیم می‌گردد: حسین، بزرگ مرد کربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب ‏زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود قسم یاد کرد که هیچ مصیبت‏ زده و رنجیده خاطر و گنهکار و اندوهناک و تشنه‌‏اى و هیچ بَلا دیده‌‏اى به خدا روى نمى‏‌آورد و نزد قبر حسین علیه السلام دعا نمى‌‏کند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمى‌‏سازد، مگر این‏که خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى‏‌کند و گناهش را مى‌بخشد و عمرش را طولانى و روزى‌‏اش را گسترده مى‌‏سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید!
مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل، ج ۱۰، ص ۲۳۹

چند سال پیش فرد ملبسی به نام تبریزیان و به ادعای خودش «آیت‌الله» تبریزیان تجویز طبی‌اش را «فتوا» نامید که تقلایی آشکار برای مطرح نمودن خویش به عنوان مجتهد و مرجع بود!
در زمان اوج التهابات ارزی در حوالی سال ۹۷ نیز، هوادارانش را به خرید طلا تشویق کرد؛ اتفاقی که فقط به افزایش بیشتر قیمت‌ها دامن می‌زد.
پس از آن در شرایطی که بحران کرونا هر روز تلفات گسترده‌ای از ما می‌گرفت و توصیه و اصرار رهبر انقلاب به واکسیناسیون عمومی و رعایت پروتکل‌های بهداشتی بود، علیه «همه» واکسن‌ها موضع گرفت و آن را عامل مسلوب‌الاختیار و همجنسباز شدن افراد می‌دانست و اینگونه شکاف و جدالی مزمن میان جریان ارزشی انداخت.
اخیرا هم ادعای شاذ و خطرناکی کرده مبنی‌بر ظهور امام زمان از غرب (اروپا و آمریکا) که زمینه‌سازی برای جاانداختن یک مدعی دروغین و هالیوودی امامت است!
نهادهای اطلاعاتی حواسشان به تحرکات معنادار این فرد هست؟
بعید می‌دانم!

t.me/DaftareAyatollahTabrizian/16214
 

جن شناسی

 ‏چند غلط شایع در مورد جن:

۱. تا انسان کاری به جن نداشته باشد کاری به انسان ندارد
۲. جن سنی وجود ندارد؛ همگی یا شیعه هستند یا کافر
۳. جن با «بسم الله الرحمن الرحیم» فرار می‌کند
۴. جنیان امکان تصرف در مادیات را ندارند و صرفا وسوسه می‌کنند
۵. در جایی که قرآن باشد، شیاطین وارد نمی‌شوند

در رابطه با بند اول خوب است بدانید شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان چنین آورده که از رسول خدا(ص) روایت شده: اگر جنّ #سنگی_بیندازد، آن شخص سنگ را بگیرد و به همان جایی که سنگ از آنجا آمده بیندازد و بگوید:
حَسْبِیَ اللّٰهُ وَ کَفَىٰ، وَ سَمِعَ اللّٰهُ لِمَنْ دَعا، لَیْسَ وَراءَ اللّٰهِ مُنْتَهَىٰ.
خداوند مرا بس است و کافی و خداوند شنید دعای کسی که او را خواند، ورای خدا نهایتی نیست.
و همچنین برای دفع #شرّ جنیان، نگاه داشتن مرغ و خروس و کبوتر و بزغاله در خانه سودمند است.
از حضرت صادق(ع) روایت شده: برای دفع #شرّ جنیان در سفر و بیابان و جاهای هولناک آن، دست بر سر بگذارد و با صدای بلند بخواند:
أَفَغَیْرَ دِینِ اللّٰهِ یَبْغُونَ؛ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ.
آیا [یهود و نصاری و مشرکان بعد از این همه دلایل روشن و نشانه‌های استوار بر حقانیت دین خدا] غیر دین خدا را خواستارند؟ درحالی‌که هرکس در آسمان‌ها و زمین است خواه‌و‌ناخواه تسلیم خداوند است و همه را به‌سوی او بازمی‌گردانند‌.
و هم وارد شده: در بیابان و جاهای وحشت‌آور و هولناک، با صدای بلند اذان بگویند.

💠 لَمْ تُخْرِجْنِی لِرَأْفَتِکَ بِی وَ لُطْفِکَ لِی وَ إِحْسَانِکَ إلَیَّ فِی دَوْلَهِ أَئِمَّهِ الْکُفْرِ الَّذِینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَ کَذَّبُوا رُسُلَکَ لَکِنَّکَ أَخْرَجْتَنی لِلَّذِی سَبَقَ لِی مِنَ الْهُدَی الَّذِی لَهُ یَسَّرْتَنِی

از باب رأفت و لطف و احسانی که به من داشتی، مرا در حکومت پیشوایان کفر، آنان که پیمانت را شکستند، و پیامبرانت را تکذیب کردند، به دنیا نیاوردی ولی زمانی به دنیا آوردی به خاطر آنچه در علمت برایم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدایتی که مرا برای پذیرفتن آن آماده ساختی

💠 یَا مَنْ قَلَّ لَهُ شُکْرِی فَلَمْ یَحْرِمْنِی وَ عَظُمَتْ خَطِیئَتِی فَلَمْ یَفْضَحْنِی وَ رَآنِی عَلَی الْمَعَاصِی فَلَمْ یَشْهَرْنِی

ای که شکرم برای او اندک است ولی محرومم نساخت، و خطایم بزرگ شد، پس رسوایم نکرد، و مرا بر نافرمانی‌ها دید، ولی در بین مردم رسوایم ننمود

💠 وَ لاَ تَجْعَلْنَا مِنَ الْقَانِطِینَ وَ لاَ تُخْلِنَا مِنْ رَحْمَتِکَ وَ لاَ تَحْرِمْنَا مَا نُؤَمِّلُهُ مِنْ فَضْلِکَ

و ما را از ناامیدان قرار مده، و از رحمت‌ت با دست خالی مگذار، و از آنچه از فضلت امیدواریم

💠 فَاغْفِرْهَا لِی یَا مَنْ لاَ تَضُرُّهُ ذُنُوبُ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْغَنِیُّ عَنْ طَاعَتِهِمْ

پس مرا بیامرز، ای آن که گناهان بندگان‌ش به او زیانی نرساند، و او بی‌نیاز از طاعت آنان است

💠 إِلَهِی أَمَرْتَنِی فَعَصَیْتُکَ وَ نَهَیْتَنِی فَارْتَکَبْتُ نَهْیَکَ فَأَصْبَحْتُ لاَ ذَا بَرَاءَهٍ لِی فَأَعْتَذِرَ وَ لاَ ذَا قُوَّهٍ فَأَنْتَصِرَ

خدای من، فرمان دادی فرمانت نخواندم، نهیم نمودی، مرتکب نهیت شدم، اکنون چنانم، که نه دارنده زمینه برائتم تا عذرخواهی کنم، و نه دارای قدرتم، تا یاری ستانم

💠 فَبِأَیِّ شَیْءٍ أَسْتَقْبِلُکَ یَا مَوْلاَیَ أَ بِسَمْعِی أَمْ بِبَصَرِی أَمْ بِلِسَانِی أَمْ بِیَدِی أَمْ بِرِجْلِی أَ لَیْسَ کُلُّهَا نِعَمَکَ عِنْدِی وَ بِکُلِّهَا عَصَیْتُکَ یَا مَوْلاَیَ فَلَکَ الْحُجَّهُ وَ السَّبِیلُ عَلَیَّ

ای مولای من با چه وسیله‌ای با تو روبرو شوم؟ آیا با گوشم، یا با دیده‌ام، یا با زبانم، یا با دستم، یا با پایم؟ آیا این همه نعمت‌های تو نزد من نیست؟ و من با همه اینها تو را معصیت کردم، ای مولای من، تو را بر من حجّت و راه است

💠 یَا مَنْ سَتَرَنِی مِنَ اﻵْبَاءِ وَ الأُْمَّهَاتِ أَنْ یَزْجُرُونِی وَ مِنَ الْعَشَائِرِ وَ الإِْخْوَانِ أَنْ یُعَیِّرُونِی وَ مِنَ السَّلاَطِینِ أَنْ یُعَاقِبُونِی وَ لَوْ اطَّلَعُوا یَا مَوْلاَیَ عَلَی مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنِّی إِذًا مَا أَنْظَرُونِی وَ لَرَفَضُونِی وَ قَطَعُونِی

ای آن که مرا از پدران و مادران پوشاند، از اینکه مرا از خود برانند، و از خویشان و برادران، از اینکه مرا سرزنش کنند، و از پادشاهان از اینکه مجازاتم نمایند، مولای من اگر اینان آگاه می‌شدند، بر آنچه تو بر آن از من می‌دانی، در این صورت مهلتم نمی‌دانند، و مرا تنها می‌گذاردند، و از من می‌بریدند

💠 إِلَهِی إِنَّ اخْتِلاَفَ تَدْبِیرِکَ وَ سُرْعَهَ طَوَاءِ مَقَادِیرِکَ مَنَعَا عِبَادَکَ الْعَارِفِینَ بِکَ عَنِ السُّکُونِ إلَی عَطَاءٍ وَ الْیَأْسِ مِنْکَ فِی بَلاَءٍ

خدایا همانا اختلاف تدبیرت، و سرعت تغییر تقدیرات‌ت، بندگان عارف به تو را، از اطمینان به بخشش و ناامیدی از تو در گرفتاری باز داشته است

💠 إِلَهِی کَیْفَ تَکِلُنِی وَ قَدْ تَکَفَّلْتَ لِی (تَوَکَّلْتُ) وَ کَیْفَ أُضَامُ وَ أَنْتَ النَّاصِرُ لِی أَمْ کَیْفَ أَخِیبُ وَ أَنْتَ الْحَفِیُّ بِی

خدایا چگونه مرا وامی‌نهی درصورتی که عهده‌دار من شده‌ای؟ و چگونه مورد ستم واقع شوم و حال آنکه تو یار منی؟ یا چگونه ناامید گردم، درحالی که نسبت به من سخت مهربانی

💠 هَا أَنَا أَتَوَسَّلُ إلَیْکَ بِفَقْرِی إلَیْکَ وَ کَیْفَ أَتَوَسَّلُ إلَیْکَ بِمَا هُوَ مَحَالٌ أَنْ یَصِلَ إلَیْکَ اینک

به نیازم به تو، متوسل به توام، و چگونه متوسل به تو شوم به آنچه که محال است به تو برسد

💠 أَمْ کَیْفَ أَشْکُو إِلَیْکَ حَالِی وَ هُوَ لاَ یَخْفَی عَلَیْکَ أَمْ کَیْفَ أُتَرْجِمُ بِمَقَالِی وَ هُوَ مِنْکَ بَرَزٌ إلَیْکَ

یا چگونه از حالم به تو شکایت کنم و حال آنکه بر تو پوشیده نیست؟ یا چگونه با گفتارم ترجمه حال نمایم، درحالی که از تو برای تو واضح است؟

💠 إِلَهِی عَلِمْتُ بِاخْتِلاَفِ اﻵْثَارِ وَ تَنَقُّلاَتِ الأَْطْوَارِ أَنَّ مُرَادَکَ مِنِّی أَنْ تَتَعَرَّفَ إلَیَّ فِی کُلِّ شَیْ ءٍ حَتَّی لاَ أَجْهَلَکَ فِی شَیْءٍ

خدایا از اختلاف آثار، و تغییرات احوال دانستم که خواسته‌ات از من این است که خود را در هر چیز به من بشناسانی تا در هیچ چیز نسبت به تو جاهل نباشم

💠 إِلَهِی کَمْ مِنْ طَاعَهٍ بَنَیْتُهَا وَ حَالَهٍ شَیَّدْتُهَا هَدَمَ اعْتِمَادِی عَلَیْهَا عَدْلُکَ بَلْ أَقَالَنِی مِنْهَا فَضْلُکَ  

خدایا چه بسیار طاعتی که بنا کردم، و چه بسیار حالتی که استوار نمودم. عدالت‌ت اعتمادم را بر آنها ویران کرد، ولی فضل تو عذر مرا از آنها پذیراست

💠 إِلَهِی کَیْفَ أَعْزِمُ وَ أَنْتَ الْقَاهِرُ وَ کَیْفَ لاَ أَعْزِمُ وَ أَنْتَ اﻵْمِرُ

خدایا چگونه تصمیم بگیرم و حال آنکه تو چیره‌ای؛ و چگونه تصمیم نگیرم درحالی که تو دستور دهنده‌ای

💠 إِلَهِی تَرَدُّدِی فِی اﻵْثَارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَارِ فَاجْمَعْنِی عَلَیْکَ بِخِدْمَهٍ تُوصِلُنِی إلَیْکَ

خدایا مردّد شدن من در آثار موجب دوری دیدار است، پس مرا با وجودت گرد آور، به وسیله عبادتی که مرا به تو رساند

💠 کَیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْکَ بِمَا هُوَ فِی وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إلَیْکَ

چگونه بر وجود تو استدلال شود، به موجودی که در وجودش نیازمند به توست؟

💠 أَ یَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَیْسَ لَکَ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ

آیا برای غیر تو ظهوری هست که برای تو نیست، تا آن غیر وسیله ظهور تو باشد؟!

💠 مَتَی غِبْتَ حَتَّی تَحْتَاجَ إلَی دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَ مَتَی بَعُدْتَ حَتَّی تَکُونَ اﻵْثَارُ هِیَ الَّتِی تُوصِلُ إلَیْکَ

کی پنهان بوده‌ای، تا نیازمند به دلیلی باشی که بر تو دلالت کند و کی دور بوده‌ای، تا آثار واصل کننده به تو باشند؟ 

💠 إِلَهِی أَخْرِجْنِی مِنْ ذُلِّ نَفْسِی وَ طَهِّرْنِی مِنْ شَکِّی وَ شِرْکِی قَبْلَ حُلُولِ رَمْسِی

خدایا مرا از خواری نفسم نجات ده، و از شک شرکم پاک کن و پیش از آنکه وارد قبر شوم

💠 لَقَدْ خَابَ مَنْ رَضِیَ دُونَکَ بَدَلاً وَ لَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغَی عَنْکَ مُتَحَوِّلاً کَیْفَ یُرْجَی سِوَاکَ

همانا محروم شد کسی که به جای تو به دیگری راضی گشت، و زیانکار شد کسی که از تو به دیگری روی آورد، چگونه به غیر تو امید بست

💠 إِلَهِی إِنَّ رَجَائِی لاَ یَنْقَطِعُ عَنْکَ وَ إِنْ عَصَیْتُکَ کَمَا أَنَّ خَوْفِی لاَ یُزَایِلُنِی وَ إِنْ أَطَعْتُکَ

خدایا امیدم از تو قطع نشود، گرچه نافرمانی‌ات کردم، چنان که ترسم از تو زایل نشود، گرچه اطاعتت نمودم

💠 یَا مَنِ اسْتَوَی بِرَحْمَانِیَّتِهِ فَصَارَ الْعَرْشُ غَیْباً فِی ذَاتِهِ مَحَقْتَ اﻵْثَارَ بِاﻵْثَارِ وَ مَحَوْتَ الأَْغْیَارَ بِمُحِیطَاتِ أَفْلاَکِ الأَْنْوَارِ

ای که به رحمانیّتش چیره شد، در نتیجه عرش در ذاتش پنهان شد، آثار را با آثار نابود کردی، و اغیار را به احاطه کنندگان افلاک انوار محو نمودی

نکه طی یک سال شاهد سه پدیده بی‌سابقه فرهنگیِ فیلم سینمایی «موقعیت مهدی»، برنامه تلویزیونی «زندگی پس از زندگی» و سرود «سلام فرمانده» هستیم، نوید بخش درپیش بودن عصر جدیدی از شاهکارهای هنری است.

پیش‌تر راجع به «موقعیت مهدی»‌ و «زندگی پس از زندگی» یادداشت کوتاهی را منتشر کردم و اکنون رشته‌ی کلام را به «سلام فرمانده» و وجوه جذابیت و فراگیری آن اختصاص می‌دهم و اینکه چرا ضجّه دشمن را چنین درآورده است.

وجوه جذابیت سرود را باید در سه عنصر «شکل»، «متن» و «فرامتن‌» جستجو نمود.

شکل کار به صوت و موسیقی دلنشین آن برمی‌گردد و اینکه ترکیبی از حس «حزن»، «حماسه» و «امید» است. همخوانی موجود در سرود، خروش بیشتر عواطف را موجب شده؛ صحبت از «من» در کنار «او» رابطه احساسی دوسویه‌ای ایجاد کرده؛ و حضور و صدای کودکان، علاوه‌بر آنکه مخاطب سنی سرود را به همه دهه‌ها گسترش داده، موضوع را از مجرای «کودک» به «فطرت» پیوند زده است.

متن یعنی تک‌تک مضامین معنوی و عبارات عالی آن از علقه عیان و نهان مخاطب نسبت به اشخاص و معارف محبوب و شناخته شده کدگشایی کرده است. در اینجا حسی ساخته نمی‌شود، بلکه گسل‌های احساس مخاطب نسبت به عمیق‌ترین بخش اعتقادات و‌ احساسات او فعال می‌گردد: امام زمان، رهبر انقلاب و حاج قاسم سلیمانی.

در این خصوص ناگفته پیداست در شرایطی که بیشترین تزریق ناامیدی و ستیز سیاسی-فرهنگی با انقلاب اسلامی در جریان است به‌نحوی که شاهد رسوخ موسیقی‌های مبتذل به شبکه مدارس نیز بوده‌ایم، اقبال رو به گسترش آحاد ملت نسبت به سرودی که مصداق بارز اسلام انقلابی است و آشکارا از همراهی و همسویی با «نظام» و «سیدعلی» می‌گوید، چقدر برنامه‌های دشمن را خصوصا نسبت به نسل جدید مختل کرده، مضافا که تجمعات و همخوانی‌های انبوه جمعیت‌های خودجوش این سرود در سراسر کشور وقتی با تلاش کنونی دشمن در گردآوری چندصد نفر از نیروهای سازمان‌دهی شده خود در برخی نقاط مقایسه می‌شود، آبرویی برای‌شان نمی‌گذارد!

فرامتن این اقبال نیز به شرایط کلی اجتماعی جهان برمی‌گردد. وضعیت خاص کنونی و بروز بلایایی چون بیماری، جنگ و قحطی، موعود خواهی را افزایش داده و از این حیث در این ملاحم و فتن آخرالزمان، مضامین مهدوی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و می‌گیرد.

زندگی پس از زندگی

یکم. به مطالعه یا مشاهده می‌دانیم که اشرار و شیاطین جن و انس در طول تاریخ و گستره جغرافیا چگونه ثمرات نفی توحید و معاد را در حوزه‌های سیاسی اجتماعی چیده‌اند.
دوم. همه از غوغایی که برنامه توحیدی «زندگی پس از زندگی» به‌پا کرده اطلاع داریم و ضدیت بدخواهان در تخریب اقدامات و آثار موفق و اثرگذار دینی و فرهنگی را به کرات دیده‌ایم.
سوم. نگرانی خود را با شما به اشتراک می‌گذارم در اینکه عباس موزون را هر نحو حذف و حرکت پرشتاب برنامه را متوقف نمایند.
آیا برای حفاظت و حراست از آن سردار جنگ فرهنگی و دستاورد بزرگش تدبیری اتخاذ شده؟
بعید می‌دانم!
۱۴۰۱/۲/۲۱

فتنه علیه شیعه

در جنگ ترکیبی تمام عیاری که علیه ملت ایران در جریان است، پررنگ شدن فتنه علیه شیعه نیز به وضوح قابل مشاهده و رهگیری‌ست.

این فتنه دو محور دارد: یکی جنگ شیعه-سنی و دیگری جدال جریان فاسد یا واداده حوزه با نظام و رهبری به محوریت مشهد و قم، موسوم به «فتنه قم».

روش شناخته شده در اختلاف انداختن میان «عوام» شیعه و سنی، همان رویکرد تکفیر طرفینی و اهانت به مقدسات یکدیگر است که نیاز به توضیح چندانی ندارد و فقط به همین اشاره بسنده می‌کنم که وقتی مولوی عبدالحمید به عنوان فردی مرتبط با دستگاه سعودی هزینه‌ی بی‌آبروییِ محکوم نکردن خشونت آشکاری چون قتل در حرم رضوی را خریده، این سکوت تفسیری ندارد جز آنکه قرار است نقشی را در آینده نزدیک ایفا کند که با محکومیت و اعلام برائت از شیعه کشی اخیر، در تضاد است.

اما در کنار طرح تفرقه افکنانه مذکور، محور جدید و تمرکز شده‌ای نیز عملیاتی شده و آن هدف گرفتن احساسات و محاسبات «خواص» شیعه یا همان طلاب و مدرسین حوزه علمیه، با القاء انگاره «عقب‌نشینی حکومت شیعه از مبانی خود» است که در اینجا رویکرد وحدت گرایانه امام و رهبری مسبب «عقب نشینی» معرفی می‌شود.

این طمع به خالی کردن پشت نظام از پشیبانی حوزه به همین رویکرد ختم نمی‌گردد؛ ساحت دیگری نیز بستر عملیات دشمن است: هنجارشکنی‌های علنیِ فرهنگی-مذهبیِ عوامل سازمانی و نیز حمله فیزیکی به معممین که تماما با هدف القاء دین گریزی و روحانیت ستیزی «مردم» و در نتیجه بالابردن هزینه همراهی حوزه با رهبر انقلاب است و اینکه طلاب و علما را یا از سر عافیت طلبی و یا اخلال در ادراک، وادار به اعلام برائت یا فاصله‌گذاری از نظام و رهبری نمایند.

اقدامی که مثل همیشه پیش از ایران، در محیط عراق به شکلی دیگر آزمایش و اجرا شد که یک سوی آن تلاش در تشویق آیت‌الله سیستانی به دور نگه‌داشتن وی از تحولات حساس و حیاتی عراق با تمجید از ایشان به عنوان مرجع «ساکت» و «سیاست گریز» است که نقطه عطف آن سفر و دیدار پرسروصدای پاپ با مرجعیت عراق بود؛ و سوی دیگر آن نیز هزینه سازی برای مقتدی صدر با هدف محقق شده‌ی جدا کردن او از جرگه مقاومت و دور نمودن وی از ایران بود که نقطه عطف آن را می‌توان در انفجار مهیب در شهرک صدر بغدا‌د، کانون هواداران بیت صدر دانست.

جالب آنکه روزنامه اسرائیلی هاآرتص مقتدی صدر را تنها فردی معرفی نموده که به دلیل سابقه و پشتوانه خود می‌تواند ایران و مقاومت را در عراق زمینگیر کند؛ اشاره به همان فرمول شناخته شده تز و آنتی‌تز که دشمن همواره پیگیر پیاده نمودن آن در ایران است: روحانیت علیه انقلاب.

رصد رد توطئه در عراق، کمک بزرگی به شناخت برنامه‌ای که دشمن برای ایران دارد می‌کند؛ هم به استناد مورد مذکور و هم آنچه در سال ۹۸ شاهد بودیم: فتنه یکسانِ آشوب و بی‌دولتی در عراق که به سرعت در ایران نیز کلید خورد و البته مثل همیشه با درایت و هدایت حکیم انقلاب ناکام ماند.

مستند به نکات ارائه شده، توالی وقایع در مشهد را نمی‌توان اتفاقی تلقی کرد و چه‌بسا شاهد حوادث مشابهی در قم نیز باشیم؛ حوادثی که احساسات و محاسبات خواص حوزه را هدف گرفته است.

اسرائیل خود را در این دور تند تحولات منطقه و جهان بی‌پناه و در لبه پرتگاه یافته و هر روز حلقه ضربه پذیری‌اش از درون تنگ‌تر می‌شود و به همین دلیل درکنار همه توطئه‌های همیشگی علیه ایران و انقلاب اسلامی، برنامه ویژه‌ای برای بدل زدن و وارد کردن ضربه از داخلی‌ترین حلقه نظام یعنی حوزه دارد که همین مسئله هوشیاری بیش از پیش مراجع و طلاب را می‌طلبد.
۱۴۰۱/۱/۱۸

پیرامون اتم

۱. آیه ۶۰ انفال که تا «من قوة» می‌خوانیم، ادامه‌ای دارد که مستند ساخت سلاح اتمی است: «دربرابر آنان آماده کنید هرآنچه در توان دارید از نیرو | و اسبان ورزیده تا با آن‌ها دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنانی غیر ایشان را که نمی‌شناسید، ولی خدا آنان را می‌شناسد ‎بترسانید».
‏اینجا دقیقا اشاره به بحث بازدارندگی نظامی و توازن وحشت است.
۲. اگر داشتن چیزی را مطلقا حرام بدانیم، آستانه آن هم معنا ندارد!
۳. آستانه، در جنگ غافلگیرانه معنا و کارایی ندارد.
۴. در جنگ تحمیلی برای تغییر محاسبات صدام هم متقابل و محدود شیمیایی زدیم و هم به مناطق شهری حمله کردیم.
‏۵. در فقه داریم که اگر جنگ ناگزیر به از بین بردن درختان بود، جایز است.
۶. همچنین اگر دشمن، افراد بیگناه را سپر انسانی کرده بود و ضرورت جنگ، حمله را ایجاب می‌کرد، جایز است.
۷. به قاعده ‌«ادل الدلیل علی امکان شیء وقوعه» جدا از مباحث نظریِ نظامی و فقهی، مستند به تلاش‌های مستمر ج.ا ‏برای دستیابی به بمب اتم، باید گفت به شدت دنبال‌ش بوده‌ایم. اینکه آیا رسیده‌ایم یا نه را نمی‌دانم هرچند ممکن است شخصا نظری داشته باشم.
۸. دروغ مصلحتی برای حفظ دماء مسلمین و حربه جنگی نه تنها جایز بلکه واجب است.
‏۹. دوستانی که به فتوای رهبر انقلاب استناد می‌کنند، اشکالی ندارد؛ اما امیدوارم اگر بعدا دیدند فتوا تغییر کرد، یا نکرد اما ناگهان از «زیبای خفته» رونمایی شد، دیگر کاتولیک تر از پاپ نشوند و آنجا نیز تابع نظر رهبری باشند.
‏۱۰. بمب اتم طلبی، مانند مطالبه نسل اول سانترفیوژ است!
اینجانب به عنوان یک شهروند، خواهان مسلح شدن کشورم به انواع تسلیحات هسته‌ای، هیدروژنی، میکروبی و شیمیایی هستم.
هرگاه اشرار عالم خلع سلاح شدند ما هم از مطالبه دست می‌کشیم.
باشد که دشمنان وحشی‌مان نگاه چپ به این آب و خاک نکنند.

#یک
از ابتدای خلقت تاکنون، تنها زمانی که ولیّ خدا در دسترس مردم نبوده اکنون است.
دوره حدودا ۱۲۰۰ ساله غیبت اگرچه طولانی اما یک استثناء است.
هرچند این استثناء چنان برای برخی به اصل تبدیل شده که وقتی کسی از ظهور و پایان غیبت سخن می‌گوید، گویی از خرافات و موهومات حرف می‌زند!

#دو
غیبت حاصل تلاقی دو سنت الهی است: انجام امور در بستر طبیعی و دنیایی آن (شوری/۲۰) و خاموش نشدن نور خدا در عالم (توبه/۳۱).
اینجا می‌شود فهمید که چرا بعد از امام رضا ائمه یک به یک در جوانی ترور می‌شدند و خدا جانشان را حفظ نکرد اما برای حضرت حجت به یکباره نجات معجزه‌آسا از سرداب و عمری تاکنون ۱۱۸۸ ساله مقدر کرده.
زیرا طبق سنت الهی از یک سو همه چیز باید بر مدار طبیعت و نظام علیت بگذرد و قرار نیست به طور معجزه‌وار جان اهل بیت حفظ شود اما قیدی هم وجود دارد که نور خدا هرچند ممکن است بسیار کم فروغ شود اما خاموش شدنی نیست و لذا آخرین حجت خدا باید باقی بماند برای نجات و هدایت بشریت؛ و ترکیب و خروجی آن قاعده و این قید چیزی جز «غیبت» نیست.

#سه
اما مفهوم غیبت چیست؟ غیبت یا غایب از نظر بودن امام را برخی به منزله نامرئی و ماورائی بودن ایشان تصور کرده‌اند!
حضرت در میان مردم زیست مادی و عادی دارند اما به طور ناشناس.
چرا ناشناس؟ برای حفظ جان حضرت از ترور و حفظ شهر و کشور محل حضور حضرت از خطر حمله، نابودی و انهدام.

#چهار
چرا امام اعلام قیام نمی‌کنند؟ آیا معطل علائم حتمی هستند؟
باید بدانیم آخرین امام بیش از منتظران مشتاق قیام است؛ اما قیام بدموقع، سوزاندن کل نهضت است.
فقط و فقط اگر دو اتفاق محقق شود، قیام واقع می‌گردد: آمادگی معنوی شیعه و خواستن امام و آمادگی مادی شیعه در قدرت دفاع از خود، نهضت و امام.

قیام نارس، یعنی شکست؛ و اگر قرار بر شکست باشد، فلسفه غیبت برای قیام در موعد مناسب زیر سوال می‌رود.

#پنج
تهدید برای کشورها درجات مختلفی دارد و ناظر به مقولات مختلفی است: منافع فرعی، منافع اساسی، منافع حیاتی، تمامیت، موجودیت.
حتما می‌توانید تصور کنید که درجه تهدید قیام جهانی حضرت برای رژیم‌های حاکم بر جهان چیست: تهدید موجودیت.
برای تقریب به ذهن یعنی چیزی فراتر از اینکه مثلا چند بمب اتمِ آماده شلیک به خاک دشمن، روی سکوی پرتاب وجود داشته باشد.
در مثال اخیر واکنش کشور هدف چه خواهد بود جز حمله نظامی گسترده و فوری به منشأ تهدید؟
حال تصور کنید حضرت ولو با وجود تمایل قلبی جمع کثیری از شیعیان، بخواهند قیام را علنی کنند.
چه اتفاقی می‌افتد؟ سرازیر شدن تمام زرادخانه‌های طیف و‌سیعی از دشمنان به سمت کانون قیام!

پس آنچه لازم است فقط تمایل و آمادگی معنوی نیست؛ توان حفظ امام و امت از تهدیدات هم شرط اصلی و ضروری است.

چیزی که اینجا موضوعیت دارد برای حفظ قیام، توازن قدرت و وحشت در مقابل جبهه باطل است. یعنی یا جبهه مقاومت به بازدارندگی فوق‌العاده نظامی برسد و یا جبهه مقابل به واسطه درگیری و فرسایش داخلی و خارجی، توان ضربه زدن به قیام را نداشته باشد.

پس لازمه ظهور و قیام حضرت این است که شیعه امام را، هم بخواهد و هم بتواند از خود و امامش حفاظت کند.

#شش
حال این سؤال پیش می‌آید که اگر این دو شرط کافی است؛ تکلیف علایم ظهور و حداقل علائم حتمی چه می‌شود؟
موضوع را با مثال تبیین می‌کنیم.
فرض کنید وزارت بهداشت می‌گوید «مدارس با واکسیناسیون عمومی بازگشایی می‌شود و طبق پیش‌بینی‌ها این عمل تا ۳۰ آذر محقق می‌گردد و آن روز هوا حتما سرد و احتمالا بارانی است».
در اینجا شرط باز شدن مدارس واکسناسیون عمومی است؛ علامت حتمی سردی هوا و علامت غیرحتمی بارانی بودن آسمان است.

با این وجود عجیب است که همه توجه ما به جای واکسیناسیون به عنوان شرط بازگشایی، به سردی و رطوبت هوا به عنوان علائم مقارن با بازگشایی معطوف شده و عجیب‌تر آنکه برخی گمان می‌کنند اگر آب و هوا را دستکاری کنند تا زودتر سرد و بارانی شود، مدارس باز می‌شود!

#هفت
مطلب مهم دیگر آنکه اگر متخصصین مهدویت، ترتیب حوادث آخرالزمان در جغرافیای ظهور را فهرست کنند و همزمان مستقلا چند استراتژیست، آینده پژوه و متخصص مسائل منطقه بخواهند بر اساس داده‌های سیاسی، شرایط منطقه را پیش‌بینی نمایند به طور زیادی به نتیجه واحدی می‌رسند!

یعنی اکنون حوادث پیش‌روی منطقه، هم مستقلا بر اساس سیر تحولات سیاسی و هم بر اساس تطبیق روایات قابل تبیین و ترسیم است.

چنانچه اگر از فردی که حتی کاملا با ادبیات دینی و آخرالزمانی بیگانه است بپرسید با اخراج آمریکا از منطقه چه اتفاقی خواهد افتاد؟
می‌گوید یک دیکتاتور را با رویکرد به ظاهر اسلامی، تقویت و حاکم می‌کنند تا منطقه دست ایران و مقاومت نیفتد.
حال شما این واقعیت را بیاورید در قالب دینی و روایی و نامش را بگذارید «سفیانی».
یا در نمونه‌ای دیگر شکی نیست که اگر ملک سلمان بمیرد و فصل حکومت نوادگان عبدالعزیز فرارسد، آل سعود روی آرامش را نخواهد دید و جنگ قدرتِ توأم با خشونت عیان خواهد گشت.
حال این گزاره مستقل سیاسی را بگذارید کنار بحث روایی و وضعیت متزلزل و متشتت حکومت حجاز در عصر ظهور.

دقت کنید که این حتی فراتر از تطبیق است. در تطبیق شما می‌خواهید یک موضوع را به موضوعی دیگر ربط دهید و دغدغه این است که این ربط بلاوجه و ناموجه نباشد؛ اما اینجا علائم ظهور و حوادث سیاسی اساسا حیات و واقعیتی مستقل و موازی دارند.

#هشت
اما در باب ماهیت علائم حتمی و غیرحتمی باید بدانیم که اهل بیت حوادث آخرالزمان را انشاء و ایجاد نکرده‌اند؛ بلکه صرفا آنچه در شبکه قضا و قدر الهی وجود دارد را بیان فرموده‌اند.
درواقع آنچه واقع می‌شود بیان شده، نه آنچه باید واقع شود؛ که در آن صورت شرط می‌بود.
در نسبت میان علائم قیام و عمل قیام، هیچ علیتی در کار نیست؛ بلکه صرفا وصف است.

#نه
مطلب دیگر آنکه علائم غیرحتمی چرا بیان شده‌، وقتی هم ممکن است محقق شود و هم نشود؟
باید دقت کنیم که غیرحتمی به معنای احتمالِ بعید و حتی احتمال برابر در وقوع و عدم وقوع نیست؛ بلکه پررنگ‌ترین و محتمل‌ترین خط در میان خطوط متعدد و درهم تنیده قضا و قدر است که بیان شده.
علائم آخرالزمان عنایتی است از جانب اهل بیت به عنوان خبر و هشدار به شیعیان برای مصون داشتن‌شان از بلایا و کمک به ما برای مدیریت بهتر تحولات و حتی تغییر صحنه و چه‌بسا ممانعت از وقوع حادثه.

#ده
گفتیم که غیبت یک استثناء و ضرورتی برای حفظ جان امام و نگه‌داشتن برگ برنده قیام برای روز موعود است. این استثناء باید در حد استثناء بماند. یعنی قرار نیست حضرت دخالتی نداشته باشند و فقط اگر شرایط مهیای قیام بود، اعلام قیام کنند!
حضرت دخالت، مدیریت و مشورت دارند در اموری که به قیام و مقدمات آن مرتبط است.

ماجرای محمدبن‌عیسی بحرینی و شیخ مفید، دو نمونه مشهور از دخالت حضرت و حساسیت نسبت به امور شیعیان است.
اولی پس از مراجعه محمدبن‌عیسی و دومی با ابتکار عمل خود حضرت.
مورد مشهور متأخر هم ماجرای امام و مرحوم طالقانی است.
امام خمینی پس از اعلام حکومت نظامی توسط شاه، فرمان داد همه به خیابان‌ها بریزند و حکومت نظامی را بشکنند.
آقای طالقانی با امام تماس می‌گیرد و اصرار می‌کند که این کار خطرناک است و نباید بشود. امام در نهایت پاسخی می‌دهد که آقای طالقانی حیرت می‌کند «آقای طالقانی! اصرار نکن! احتمال بده که این دستور از طرف امام زمان است».

خلاصه اینکه حضرت، بر اساس دلایل عقلی و نقلی امکان ندارد در مقدرات و مقدمات انقلابِ خود دخالتی نداشته باشند؛ خصوصا که در طول انقلاب ده‌ها بحران خطرناک را تجربه کرده‌ایم که هر کدام کافی بود برای شکست نهضت مقدماتی قیام و قتل‌عام شیعیان ایران و منطقه و از بین رفتن تلاش همه انبیاء در طول تاریخ.

#یازده
چه چیز این حرف‌ها را احتمالا برای شما عجیب کرده است؟ کلیشه غیبت!
اینکه معنا و فلسفه غیبت را بد فهمیده‌ایم و تصور فضایی و ماورائی از موضوع ظهور داریم.
غیبت را غیب و نامرئی و ماورائی بودن معنا نکنیم! غیبت یعنی ناشناسی.

همانطور که سقیفه و عاشورا را تحلیل سیاسی-اجتماعی می‌کنیم، ظهور را هم باید با مؤلفه‌های نظامی-سیاسی-اجتماعی تحلیل نماییم.

دقت کنید که نه تنها منکر امدادهای غیبی نیستم بلکه اگر چیزی از اسلام و انقلاب اسلامی الان هست، تماما مدیون امدادهای ویژه الهی است. اما این امدادهای مهم و مؤثر در سنت الهی جنبه استثناء دارد و همه چیز حول محور طبیعت و نظام علیت است.
شاید علت نگرش ماورائی عموم این باشد که آنقدر در علائم آخرالزمان مسائل محیرالعقول داریم در روایات که ذهنیت‌ها غیرسیاسی شکل گرفته!
مانند مواردی که به پدیده‌هایی چون هواپیما، اینترنت، موبایل اشاره شده و از قرن‌ها پیش همه این را در ژانر تخیلی و ماورائی تصور کرده‌اند! درحالیکه اتفاقا اهل بیت دارند از موضوعات طبیعی و علمی صحبت می‌کنند.

#دوازده
در اینجا باید به پرچالش‌ترین موضوع در حوزه مهدویت و آخرالزمان نیز اشاره کنیم. اینکه آیا اساسا حق تطبیق علائم را داریم‌؟ خصوصا تطبیق برخی علایم که به نوعی اشاره به نزدیکی ظهور هم دارد و ممکن است تعیین وقت تلقی گردد.

پاسخ به این پرسش، طولانی و نیازمند تبیین چند موضوع است. اما مختصرا باید گفت اهل بیت کار عبث نمی‌کنند. علائم را گفته‌اند که تطبیق دهیم و زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی خود را بر مدار آن تنظیم کنیم. جایی هم که این تطبیق مستلزم تعیین تقریبی اوقات می‌شود خود اهل بیت آن را بیان فرموده‌اند و بیان آن، تعیین نیست، تبیین است.

در اینجا نکته و انذاری که وجود دارد این است که برای تطبیق باید اولا جنبه احتمال درنظر گرفته شود و ثانیا تنها کسانی منطقا می‌توانند احادیث را بر حوادث تطبیق دهند که هم حدیث را بشناسند و هم حادثه را. 

#سیزده
خوب است بدانید که همانقدر که حضرت اشتیاق به ظهور دارند و در پیدا و پنهان برای تحقق قیام تلاش می‌کنند، ابلیس هم متقابلا مهمترین دغدغه‌اش خرید زمان برای ادامه حیات خود هست.
در گفتگوی ابلیس با خدا، ابلیس تا قیامت وقت می‌خواهد اما خداوند تا «وقت معلوم» به او زمان می‌دهد (الحجر/۳۶-۳۸).
طبق روایات این وقتِ معلوم، زمان ظهور است که حضرت، ابلیس را در قدس گردن می‌زنند. مکانی که تا وقتی در آن حکومت بنی‌اسرائیل برقرار باشد، شیطان محفوظ است.
ضمن آنکه تا سد اسرائیل شکسته نشود و آخرین خیبر یهود به دست شیعه منهدم نگردد، تحولات ژئوپولتیک منطقه به نفع قیام حضرت رقم نمی‌خورد.
اینجاست که می‌توان معنای کلام رهبر انقلاب را فهمید که فرمودند «فلسطین کلید رمزآلودی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی می‌گشاید».

البته اگر عمر ابلیس تا روز قیامت هم باشد باز شیطان براساس خباثت ذاتی‌اش نهایت تلاش خود برای جلوگیری از ایجاد حکومت جهانی حق به عنوان بستر اساسی هدایت همگانی خواهد داشت و هراس از پایان عمر، صرفا مزید بر علت است.

#چهارده
تقلای شیطان بر بقای خود و انحراف بشر، هم به واسطه فریفتن تک‌تک انسان‌هاست و هم به واسطه راهنمایی‌ها و مشورت‌های خاص به اصحاب قدرت که قوای سیاسی-نظامی-اقتصادی-فرهنگی عالم دستشان است.

قرآن می‌فرماید «اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری سخنان فریبنده و بی‌اساس به یکدیگر می‌گفتند» (انعام/۱۱۲).
دقت کنید که اینجا طبق تفاسیر، سخن از وسوسه و القاء عمومی شیاطین جن به بشر نیست.
سخن از امداد و مشورت‌های خاص شیاطین جن به شیاطین انس است.

این خودش باب مجزایی است که فقط اشاره می‌کنم به سیاسیون قدرت‌های غربی که غرق در مناسک شیطان پرستی و فراماسونری شده‌اند تا در یک همکاری و هم‌افزایی، از یک سو شیاطین جن از قوای مادی صاحبان زر و زور استفاده کنند و از سوی دیگر شیاطین انس از قدرت ماورائی شیاطین جن و نقشه راه ابلیس بهره ببرند.

خلاصه آنکه نه امام زمان از قیام و مقدمه سازی برای آن غافل است و نه شیطان فقط به وسوسه افراد بسنده کرده. نهایت تلاش و جدال هر دو قطبِ حق و باطل، در قیام و برپایی حکومت متجلی است و هیچ کدام از دو قطب خیر و شر اصحاب خود را بدون کمک و مشورت نگذاشته و نمی‌گذارند.

می‌دانید که امام خمینی هدف از انقلاب خود را چنین گفته بود: مرحله اول اسقاط حکومت شاه، دوم برقراری حکومت اسلامی و سوم کمک به قیام جهانی و اتصال به انقلاب مهدوی.

اصلا می‌شود تصور کرد که انقلابی که به پشتوانه ۱۴۰۰ سال تلاش ائمه و علمای شیعه برای اولین بار به حکومتی با این قدرت و وسعت در منطقه رسیده و سقوطش مساوی است با تعویق چندصد ساله قیام، بی‌صاحب رها شده باشد!
فقط خطراتی که معجزه‌وار از گوش انقلاب گذشت کافی است برای درک پشتوانه الهی آن.

و اما اگر بخواهیم خلاصه بگوییم که مأموریت انقلاب اسلامی ایران و قوم سلمان فارسی چیست، باید بگوییم زمینه‌سازی ظهور و برقراری حکومت جهانی مهدوی با هدایت و درایت امام و رهبری به عنوان دو ذخیره بزرگ و تکرار ناشدنی تشیّع که در این عصر پرتلاطم آخرالزمان، مأموریت فوق‌العاده سنگینی داشته و دارند.
اینجاست که می‌توان فهمید چرا علامه حسن‌زاده آملی به این صراحت فرمود «گوش شما باید به فرمان رهبر باشد چون گوش ایشان به فرمان حضرت خاتم انبیاء است».

اللهم عجل لولیک الفرج

اقامه عدل

‏تصور غلطی رایج است که «از منظر شرع و قانون تنها پس از اثبات در دادگاه می‌توان علیه جرم و مجرم سخن گفت»!
فرقی ندارد که فساد «اثبات شده» باشد یا «قابل اثبات»؛ در هر دو، تمام تریبون‌داران حق و بلکه تکلیف به افشاگری مصداقی دارند؛ با این تفاوت که در حالت دوم، وظیفه اثبات نیز مفروض است.
‏امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری، هیچگاه معطل اثبات در قوه قضائیه نبوده.
خصوصا که گاهی فساد از درون قوه است.
همه موظف به فریاد علیه فساد و مفسد هستند.
چیزی که در ورود مصداقی به موضوع مهم است آنکه نباید مبتنی‌بر ظن محض باشد.
یقین برای خود و قابلیت اثبات در دادگاه شرط است.
‏قرار نیست تریبون‌های نمازجمعه به استودیوی خبری با کارکرد قرائت اخبار مفاسد اثبات شده و آمار مفسدان محکوم شده تبدیل شود!
قرار نیست ائمه‌جمعه از مفاسد اخلاقی پرده برداری کنند تا مصداق اشاعه فحشا باشد!
حتی قرار نیست تخلفات اقتصادی درحال وقوع را از سر رفع تکلیف صرفا بگویند و بروند!
‏باید با هدف جمع کردن بساط فساد سیاسی، اداری و اقتصادی، اهم مصادیق آن را رسوا و تا حصول نتیجه، پیگیری و منکوب کنند.
قرار بر «لیقوم الناس بالقسط» است.
باید از ظرفیت مغفول مانده نماز عبادی-سیاسی جمعه برای آگاه و همراه کردن ناس استفاده نمود که این عین عدالت و تقوا، و احیای امید است.