احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۸۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آمریکا» ثبت شده است

زهر و پادزهر

 

‏پرده اول/وسواسی: ترامپ همراه با تیم فیلمبرداری برای قدردانی از خدمه هتل‌ش، دقیقه‌ای کارهای نظافت را انجام می‌دهد و در آن حال نیز حاضر نمی‌شود فرنگی را بشورد و به شستن روشویی اکتفا می‌کند.

پرده دوم/جان‌ترس: در یک سخنرانی انتخاباتی مستمعی الله‌اکبر می‌گوید و ترامپ قالب تهی می‌کند.

‏پرده سوم/جان‌سخت: در جنگی ویروسی از یک سو اقتصاد چین و ایران را هدف گرفته و از سوی دیگر کمپین انتخاباتی رقیب دموکراتش را به تعطیلی کشانده.

اما اینکه ترامپ ۷۳ ساله با وجود خطر کرونا، در قامت سیاستمداری نترس، با هوادارانش دست می‌دهد دلیلی جز این دارد که واکسن سلاح بیولوژیک را زده؟

‏چرا آمریکا سردار سلیمانی را ترور کرد؟

۱. در پیش بودن معامله قرن

۲. تسهیل مذاکره موشکی و منطقه‌ای برای روحانی

۳. رهایی ترامپ از استیضاح

۴. دستاورد داخلی و انتخاباتی برای ترامپ

۵. کاهش قدرت سپاه قدس با فتنه عراق و لبنان

۶. ایران ستیزی در عراق

۷. فاصله مردم و نظام بعد از فتنه بنزینی

‏تبعات ترور سردار سلیمانی برای آمریکا چه بود؟

۱. خروش یکپارچه ملت ایران و حمایت حداکثری از سپاه و نظام

۲. به محاق رفتن مذاکره و ارتقای گفتمان «مقاومت» به «انتقام»

۳. مواجهه ترامپ با چالش بزرگ داخلی و بین‌المللی

۴. همدلی دو ملت ایران و عراق

۵. خروج و اخراج نظامیان آمریکا از منطقه

 

نگاشته‌ی اینجانب در تاریخ ۶ اردیبهشت ۸۸

۱. ایالات متحده مکزیک با در اختیار داشتن ۱۵.۷ میلیارد بشکه ذخایر نفتی، نهمین دارنده‌ی بزرگ نفت جهان است که پس از کانادا، با صادرات روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت به آمریکا، بیشترین نیاز نفتی این کشور را تامین می‌کند.(۱) از این روی آمریکا درصدد است تا به موازات تلاش برای خصوصی سازی صنعت نفت مکزیک (سپردن آن به دست شرکت‌های چند ملیتی آمریکا) و حفظ و تشدید وابستگی این کشور به آمریکا(۲)، ذخایر آن را نیز -که مهمترین منبع درآمد ارزی این کشور به شمار رفته و ۴۰٪ بودجه سالیانه‌ی آن را تشکیل می‌دهد- به عاملیت مافیای مخدر تصاحب نماید.

۲. قاچاقچیان مواد مخدر که وجود آن برای دولت مکزیک، سال‌ها است به یک بحران دامنه دار تبدیل شده(۳)، معضلات بزرگی را برای این کشور به وجود آورده است. از جمله اینکه به دلیل جنایت گسترده، اکنون مکزیک پیشتاز آدم ربایی در جهان است و در ۶ سال اخیر حدود ۹ هزار نفر قربانی اقدامات باندهای قاچاق مواد مخدر و تبهکاری شده‌اند. در واقع مکزیک به عنوان محل ترانزیت کوکائین، هروئین و ماری جوانا از کلمبیا به آمریکا -به عنوان بزرگ ترین مصرف کننده مواد مخدر جهان-(۴) با حمایت و هدایت کشور دارای منافع از این پدیده (آمریکا) خسارات زیادی را متحمل می‌شود.(۵)

۳. کشور آمریکایی و راست گرای کلمبیا که در جنوب آمریکای مرکزی و شمال آمریکای جنوبی واقع است، به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، اسرائیلِ آمریکای لاتین و عامل سیاست‌های آمریکا در منطقه است. به طوری که آمریکا در پوشش کلمبیا، مناطق مرزی اکوادور را با هواپیما چندین بار بمباران کرد؛ و به ونزوئلا خرابکار اعزام می‌نماید و از این طریق به تضعیف دو کشور چپ‌گرا و ضد آمریکایی منطقه پرداخته و از همین این رو است که اکنون نیروهای نظامی ونزوئلا و کلمبیا در دو سوی مرزهای‌شان صف‌آرایی کرده‌اند(۶). حال این سؤال وجود دارد که آیا آمریکا هدایتی بر تولید بیش از ۶۰۰۰ تن کوکایین در سال، در ۹۹ هزار هکتار زمین زیر کشت گیاه کوکا (مورد نیاز برای تولید کوکائین) در کلمبیا نداشته یا همان نقشی را به عهده دارد که پس از حمله و حضور در افغانستان تاکنون ایفا کرده؟ نقشی که سبب شد از زمان ورود نظامیان آمریکایی در سال ۲۰۰۱ تا کنون، تولید مواد مخدر در آن کشور ۳۳ برابر شود.

۴. از اوایل سال ۲۰۰۷ تاکنون حدود ۸ هزار قبضه سلاح و ۱۰ میلیارد دلار پول از مرزهای آمریکا و در عملیات قاچاقچیان مواد مخدر وارد مکزیک شده است.(۷) به اذعان مسئولان امنیتی و سیاسی مکزیک، قاچاقچیان مواد مخدر سلاح‌های نسل جدیدی را در اختیار دارند که انحصاراً متعلق به ارتش آمریکا است به طوری که ایالت‌های میچوآکان و تامائولیپاس که مقر اصلی فعالیت کارتل مخوف خلیج مکزیک هستند؛ از سلاح‌های پیشرفته نسل چهارم از جمله تیربارهای اتوماتیک اف.ان.هرتسال.پی۹۰ ،متعلق به ارتش آمریکا، برخوردارند. و این علاوه‌ی بر ۱۵ میلیون سلاح سبک و در دسترس مردم مکزیک است که ۹۵٪ آن از همسایه‌ی شمالی به مکزیک قاچاق می‌شود. همچنین بنابر اعلام دولت مکزیک، اغلب سلاح‌های پیچیده‌ای که در اختیار باندهای قاچاق است، از آمریکا وارد می‌گردد و از این روی بود که "فیلیپه کالدرون"، رئیس جمهور مکزیک، بر خلاف سیره‌ی همیشگی خود و سایر رؤسای جمهور این کشور، آمریکا را بزرگترین کشور از لحاظ فساد و مواد مخدر نامید و طی بیانیه‌ای دولتی که پس از دیدار وی با نمایندگان کنگره آمریکا منتشر شد، از این کشور خواست تدابیر و اقدامات شدیدی را برای مبارزه با جنایت و تبهکاری در مرزهای مشترک دو کشور برای پیشگیری از قاچاق اسلحه از شمال (آمریکا) به جنوب (مکزیک) اتخاذ کند.(۸)

۵. آمریکا با حمایت پشت پرده از مافیا، منافع فراوانی را عاید خود نموده که برخی از آن‌ها بدین قرار است:

الف- نیاز شدید دولت مکزیک در مبارزه با قاچاقچیان، تاکنون منجر به خرید مبالغ کلانی تسلیحات نظامی از آمریکا و تجهیزات جاسوسی از رژیم اسرائیل(۹) شده است و حتی رابرت گیتس وزیر دفاع پیشین و کنونی ایالات متحده، شرط کمک مالی ۴۵۰ میلیون دلاری آمریکا به مکزیک را در مبارزه با جرایم سازمان یافته و مواد مخدر -موسوم به طرح "مریدا"- خرید تجهیزات نظامی لازم از جمله هلیکوپتر اعلام کرد و از این روی، این به اصطلاح کمک مالی چیزی نیست جز "جیب به جیب کردن" آن مبلغ. چرا که مسلماً خرید سلاح مثل همیشه از آمریکا صورت خواهد گرفت.(۱۰)

ب- بر اثر ناامنی ایجاد شده، بسیاری از ثرروتمندان و نخبگان مکزیکی که آمریکا مایل به مهاجرت آنان است، به آن کشور کوچانده شده‌اند.

ج- نیاز مبرم مکزیک به کمک‌های مالی و غیرمالی آمریکا، زمینه‌ی نفوذ وسیعی را برای آن کشور به وجود آورده است به نحوی که شدت فعالیت مافیا سبب کمک خواهی بیشتر از واشنگتن، و این خود منجر به نزدیک‌تر شدن کاخ سفید به هدفش یعنی تضعیف و تجزیه‌ی مکزیک و سپس الحاق ایالات نفت خیز شمالی به خاک خود می‌شود. همچنان که پس از تصرف پایتخت مکزیک، در توافق تحمیلی گوادالوپ و تنها با پرداخت ۱۵ میلیون دلار، آمریکا سراسر ایالات تگزاس، کالیفرنیا، نوادا، یوتا، نیومکزیکو، آریزونا و بخشی از ایالات کلورادو، اوکلاهوما، کانزاس و وایومینگ (معادل نیمی از خاک مکزیک) را به تصرف خود درآورد.

از این رو است که کنگره آمریکا اواخر ماه می طرح اعطای کمک ۳۵۰ میلیون دلاری به مکزیک را برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر تصویب کرد اما برای عملی کردن آن شروطی از جمله اصلاحات در نظام پلیسی و قضایی کشور همسایه را خواستار شد. از طرف دیگر آمریکا خواسته است تا واحدهای پلیس و نیروهای نظامی مکزیک که از منابع مالی واشنگتن استفاده می‌کنند حقوق بشر را نقض نکنند و این در حالی است که در نظام حقوقی مکزیک بر خلاف آمریکا اعدام وجود ندارد و حتی نگارنده در بازدیدش از زندانی با ۱۱ هزار نفر جمعیت در پایتخت، با کمال تعجب متوجه حضور فردی با پرونده‌ی قتل ۶۰ نفر شد! با وجود این اما همچنان آمریکا خواستار رعایت حقوق(!) جنایتکاران در مکزیک است تا از این طریق خطر پذیری را برای قاچاقچیان کم‌تر و در نتیجه انگیزه‌ی فعالیتشان را مضاعف نماید.

۶. در پایان اظهارات چند مقام بلند پایه‌ی اطلاعاتی و امنیتی آمریکا به جهت تکمیل قطعات این پازل آورده می‌شود:

الف- مایکل هایدن ،رئیس سابق سیا: "مکزیک نیز می‌تواند در کنار ایران به چالشی برای اوباما تبدیل شود که احتمالا بسیار بزرگتر از عراق باشد. این کشور در حال تبدیل به یکی ازبزرگترین تهدیدهای امنیتی جهان است".

ب- فرماندهی مشترک ارتش آمریکا در گزارش اخیر خود مکزیک را در کنار پاکستان به عنوان کشورهایی نام برد که در خطر فروپاشی قریب الوقوع هستند.

ج- وزارت دادگستری آمریکا اعلام داشت قاچاقچیان مکزیکی بزرگترین تهدید موجود آمریکا در زمینه جرایم سازمان یافته هستند.

د- استیون هادلی، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا، چندی پیش اعلام داشت خشونت روزافزون، دموکراسی مکزیک را تهدید می‌کند.

ه- و آخر اینکه دنیس بلر، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، دولت مکزیک را به عدم کنترل مواد مخدر متهم نمود که واکنش وزارت خارجه مکزیک را درپی داشت.

 

📝 پاورقی

۱- معادل ۱۳٪ از کل نفت مصرفی آمریکا.

۲- بیشترین واردات (۵۰.۹٪) و صادرات (۸۴.۷٪) مکزیک از و به آمریکا است.

۳- دولت مکزیک به تازگی از تصمیم خود برای اعزام ۶ هزار نیروی جدید به برخی مناطق هم‌مرز با آمریکا برای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر خبر داد.

۴- در آمریکا حدود ۳۰ میلیون معتاد وجود دارد که حدود ۱۰٪ جمعیت را شامل می‌شود.

۵- هیلاری کلینتون در دیدار خود با فیلیپه کالدرون: "بازار اشباع ناپذیر مواد غیرقانونی ما (آمریکا) به تجارت مواد مخدر دامن می‌زند".

۶- خوان مانوئل سانتوس وزیر دفاع کلمبیا از افزایش حضور نظامی آمریکا در کشورش خبر داد.

۷- سفیر مکزیک در واشنگتن: "گروههای آمریکایی مانع از توقف قاچاق اسلحه به مکزیک می‌شوند".

۸- هیلاری کلینتون: "ناتوانی ما در جلوگیری از قاچاق سلاح به طور غیرقانونی به آن سوی مرز که این مجرمان را مسلح می‌کند، باعث مرگ افسران پلیس، سربازان و غیرنظامیان می‌شود".

۹- بر اساس گزارشهای افشا شده، رژیم صهیونیستی درصدد است به موجب قراردادی نظامی، ۲۲ میلیون دلار تجهیزات جاسوسی پیشرفته شامل هواپیماهای بدون سرنشین به مکزیک ارائه نماید.

۱۰- هیلاری کلینتون در دیدار با فیلیپه کالدرون: دولت اوباما درحال همکاری با کنگره آمریکا برای ارائه ۸۰ میلیون دلار کمک به مکزیک برای خریداری هلیکوپترهای "بلکهاک" است.

 

📝 پی‌نوشت

۱- جالب است بدانید ویروس آنفولانزای نوع A معروف به آنفولانزای خوکی، پس از جدال لفظی مقامات آمریکا و مکزیک بر سر چالش مواد مخدر، ناگهان در کشور اخیر رواج یافت و ضرر هنگفتی بابت نیمه تعطیل درآمدن صنعت گردشگری مکزیک متحمل این کشور کرد. ضمن آنکه بعدها مشخص شد دونالد رامسفلد، وزیر دفاع بوش، از سهامداران اصلی "گیلعاد ساینس" شرکت عرضه کننده‌ی واکسن این بیماری بوده که درآمد هنگفتی را از فروش واکسن به کشورهای مختلف جهان عاید خود نمود.

۲- مطلب مرتبط از همین قلم:

farsnews.com/newstext.php?nn=13900722000611

 

سال ۲۰۰۹ که آنفلانزای خوکی در مکزیک شایع شد، آنجا بودم.

آمریکا مکزیک را منشأ مواد مخدر خواند و مکزیک واکنش عزتمندانه‌ای نشان داد: مطالبه آمریکایی‌ها منشأ مشکل است.

چندی بعد ویروس شایع شد و گردشگری پررونق مکزیک را فلج، و سود هنگفتی را نصیب شرکت آمریکایی تولید کننده واکسن کرد.

‏بعدها افشا شد رامسفلد از سهامداران عمده شرکت «گیلعاد ساینس» است.

اکنون نیز شیوع ویروس کرونا را ادامه دیپلماسی ویروسی آمریکا در جنگ تجاری می‌دانم.

طبیعتا این حجم از تمرکز آمریکا بر موضوع و برجسته کردن ضرورت قرنطینه‌ی افراد، به اجناس نیز سرایت، و صادرات چین را متأثر خواهد کرد.

 

عرایض اینجانب پیرامون دلایل و پیامدهای ترور سردار سلیمانی

دانشگاه افسری امام حسین، ۱۵ دی ۹۸

روی کار آمدن رئیس جمهور عمل گرا در آمریکا و نائل آمدن بن سلمان به ولیعهدی در عربستان فضای منطقه را به ضدیت بیشتر با ایران سوق داد؛ آنچنانکه عربستان از تهدید ایران و تلاش‌های پیدا و پنهان برای به رسمیت شناختن اسرائیل ابایی نداشته.

از سوی دیگر با روی کار آمدن جریان لیبرال در داخل و وادادگی بیش از حد در سیاست خارجی، سوق دادن گام به گام کشور به سوی بحران اقتصادی و امنیتی با هدف در تنگنای معامله موشکی و منطقه‌ای قرار دادن جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داشته.

این را بگذارید کنار طرح شوم آمریکا علیه محور مقاومت و ایجاد آشوب‌های یکسان و دنباله‌دار در عراق، لبنان و ایران که نظم جدیدی را برای خاورمیانه دنبال می‌کرد.

ترور سردار سلیمانی نیز در راستای پروژه خاورمیانه جدید و برداشتن مهم‌ترین مانع تحقق آن بود.

تا اینجای کار ظاهرا همه چیز درست طراحی شده بود؛ غافل از مکر خدا و آثار و برکات خون شهید. آنچه در عمل اتفاق افتاده اتحاد و خروش بی‌نظیر مردم ایران، بی‌آبرو شدن رسانه‌های ضدانقلاب و انفکاک و نفرت افکار عمومی از آن‌ها، به نفس افتادن توطئه مذاکره و اف.ای.تی.اف و اخراج و فرار آمریکا از منطقه در شرایطی است که محور مقاومت و ایران در شرف محاصره کامل بود.

اکنون اما ورق برگشته و درحدفاصل تهدید و فرصتی بزرگ هستیم. مدیریت کنونی صحنه برای رقم زدن شکست یا پیروزی بزرگ نقش اساسی دارد. برخورد نظامی حتمی است. اما انتخاب با ما است که منفعلانه در شرایط شکاف داخلی و پیرو لوایح استعماری، غافلگیرانه ضربه بخوریم یا اینکه در نهایت همرامی ملت و با دست برتر آمریکا را به عقب برانیم.

استراتژی شناخته شده و کارآمد اسرائیل این است که باید خطر را دفع کرد پیش از آنکه بزرگ‌تر شود. این منطق درستی است. اکنون بهترین زمان برای عقب راندن آمریکا و شکستن محاصره منطقه‌ای است.

دشمن البته بیکار ننشسته است و با قدرت مشغول سرد و منصرف کردن ملت ایران است. دولت و شخص روحانی دارد همراهی تاکتیکی می‌کند در موضوع. فعلا قصد دارند برادری‌شان را اثبات کنند اما آرام آرام تردید افکنی‌ها را آغاز خواهند کرد و حتی لزوم مذاکره برای پرهیز از جنگ را نیز نتیجه خواهند گرفت! همچنانکه چند تن از عناصر نشان دار فتنه بیانیه داده‌اند که دمیدن بر موضوع انتقام، بازی در زمین جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل است!

اکنون کلید زدن یک آشوب داخلی بهترین راه خنثی کردن انتقام و ضربه به آمریکا است تا نیروهای نظامی همچون صفین ناچار به عقب نشینی از اردوگاه معاویه شوند. آشوب داخلی باعث فرسایش نیروهای نظامی و توجه زدایی از موضوع انتقام می‌شود و نظام و سپاه را از موضع محق و مظلوم با پروپاگاندای رسانه‌های خارجی و نیابتی تبدیل می‌کند به رژیم و نیروی سرکوب‌گر. این بهترین راه آمریکا برای فرار از مهلکه است.

ما فرصت زیادی نداریم. تا خناسان در دل مردم تفرقه و تردید ایجاد نکرده‌اند و تا پیاده نظام خود و مسؤلان نفوذی را به فتنه انگیزی نکشانده‌اند، باید انتقام سخت و راهبردی را گرفت. آمریکا بزرگ‌ترین خطوط قرمز امنیتی و حیثیتی ما را رد کرده و عدم پاسخ قاطع، حمله مجدد و بزرگتر آمریکا را رقم خواهد زد.

این را هم در نظر داشته باشید که اگر سلاح هسته‌ای و بازدارندگی آن بود، امروز شاهد چنین گستاخی‌ای نبودیم. ممنوعیت حقوقی ساخت بمب اتم، ناشی از مقررات NPT است که خروج از آن قانونا و طبق متن منعی ندارد. اکنون بهترین زمان برای خروج از NPT و برجام است اگرچه در این خصوص امیدی به این دولت و مجلس نیست.

فتنه تحریم ساز

 

۱۸ آذر ۸۸ | ویکی‌لیکس: در ۱۲ آذر ۸۸، هاشمی رفسنجانی از سفیر اتریش خواست تا اروپا در زمینه انتخابات و حقوق بشر به ایران فشار وارد کند!

wikileaks.org/plusd/cables/09UNVIEVIENNA553_a.html

 

۱۴ آذر ۹۵ | هاشمی‌رفسنجانی: اسناد ویکی لیکس می‌تواند خیلی از نکات و نقاط مبهم پیروزی انقلاب اسلامی را تبیین نماید.

farsnews.com/13950914001420

 

ریچارد نفیو طراح تحریم در ص ۵۸ کتاب هنر تحریم‌ها: "در بهار و تابستان سال ۲۰۰۹ (مصادف با آغاز فتنه سبز در سال ۱۳۸۸)، کارشناسان تحریم در وزارتخانه‌های خارجه و انرژی آمریکا داشتند از ایده تحریم های بیشتر نسبت به ایران فاصله می گرفتند که یک دفعه هیلاری کلینتون، وزیرخارجه اوباما، تحریم را از سر گرفت".

engare.net/art-of-sanctions-highlight

 

در نتیجه تلاش‌های کلینتون به اعتراف خودش در کتاب "تصمیم‌های سخت"، قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت در ۹ ژوئن ۲۰۱۰ (۱۹ خرداد ۸۹) دقیقا در آستانه سالگرد فتنه ۸۸ با بهانه‌های حقوق بشری در حمایت از فتنه ۸۸ صادر می‌شود.

farsnews.com/news/13931026000297

 

از کانال مکتوبات

 

این مقاله مهم و خواندنی محمد جواد ظریف در مورد دروغ‌های رویترز را از دست ندهید:

اگر مسئله مربوط به ایران باشد؛ باید منتظر یک خبر اختصاصی از رویترز باشیم که با منابع ناشناسی که هرگز معرفی‌شان نمی‌کند از جلسات نامعلومی که تاریخ و مکانش مبهم است سخن بگوید که تصمیمات بسیار مهمی در آن گرفته می‌شود و فقط رویترز است که می‌داند چه شده است و منابع آگاه و ناشناسش. رویترز دیروز خبری منتشر می‌کند و از این سخن می‌گوید که جلسه‌ای در  مکانی نامعلوم در مقر رهبر ایران برگزار شده است و رهبر با تشر دستور داده است که هر کاری می‌توانید انجام دهید تا اعتراضات را تمام کنید. رویترز در همین گزارش از کشته شدن ۱۵۰۰ نفر در جریان آبان ماه امسال خبر می‌دهد. خبر رویترز بلافاصله توسط رسانه‌های فارسی زبان خارجی در وسیع ترین شکل ممکن پوشش داده می‌شود و بی‌بی‌سی روی آن رژه می‌رود. انگار جا مانده است.

چرا رویترز این‌چنین شتاب‌زده و بدون لحاظ کردن کوچکترین اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری بین‌المللی ضدایران خبر و گزارش منتشر می‌کند؟ رویترز قماری نمی‌کند. این گزارش ها و اخبار برای ایرانیانی که در این سرزمین زندگی می‌کنند یک قمار بزرگ است. اما برای مخاطب خارجی کاملا قابل‌باور است. چرا اینگونه شده است؟ چرا دروغ‌هایی به این وحشتناکی درباره ایران منتشر می‌کند و مخاطب خارجی تعجب نمی‌کند؟

مخاطب غربی عادت کرده است به تنها پذیرش «دیگری» هایی که «به باورهایی که آنها فکر می‌کنند ایمان دارد؛ ایمان دارد». باورهایی که سرانجام با قدرت شگفت‌انگیز رسانه‌های جمعی، خود مخاطب هم خواهد پذیرفت. سناریوی رویترز در معنایی بزرگتر از اختلال امنیتی در جامعه امروز ایران قابل تفسیر است. باورهایی درباره ایران که دیگر رسانه‌های بدنامی مثل فاکس‌نیوز یا بی‌بی‌سی آنها راطرح نکرده‌اند. رویترز گفته است و رویترز در پارادایم رسانه‌ای دیگری، حرکت می‌کند. پارادایمی که به مدد اعتبار دست نیافتی رویترز، بیش از آنکه به نهادن تاثیراتی مقطعی و سریع در جامعه آشفته این روزهای ایران منجر شود در حال ساخت باورهایی است که مخاطب خارجی را برای هر گونه تصمیم دلهره‌آوری درباره ایران آماده می‌کند و به همین ترتیب به تدریج مخاطب ایرانی را نیز به قبول باورهایی درباره خود وادار خواهد کرد. این یکی از هوشمندانه‌ترین اتفاقات رسانه‌ای در مواجهه با ایران است.

این رویترز است؛ اما تصور می‌شد که شرطی در این میان وجود دارد. به شرط اینکه خواسته‌های سیاسی، از حد نگه‌دارنده رویترز فراتر نرود. اما حالا دیگر آن حدنگه‌دارنده هم وجود ندارد. رویترز چه کار می‌کند؟

یک ماه از وقایع انتهایی آبان ۹۸ می‌گذرد و منابع امنیتی و اطلاعاتی ایران درباره میزان کشته شدگان این حوادث و همچنین دیگر جزئیات مربوط به این واقعه بسیار مهم سکوت کرده‌اند. در مطالعات رسانه‌ای ما با اصلی به نام ضربه اول روبرو هستیم. هر رسانه‌ای اولین پیام را درباره موضوع موردنظر ارسال کند برنده است و پیامش تا اندازه زیادی افکار عمومی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. تکذیب‌های بعدی و توضیحات بعدی عموما در بیش از نیمی از مخاطبان پیام اول ناکارآمد است و شنیده نخواهد شده است. به مدد سکوت منابع امنیتی ایران حالا رویترز ضربه اول را این‌گونه می‌زد: رقم حیرت‌آور ۱۵۰۰ کشته. ساعاتی بعد یک نهاد امنیتی ایران این رقم را تکذیب می‌کند اما باز هم خبری از داده‌های جدید نیست. ضربه اول رویترز همچنان در حال گردش در افکار عمومی ایرانی‌هاست و تکذیب‌ها حالا دیگر پشت سر هم می‌آید. اما کاری می‌شود کرد؟

در فوریه سال ۲۰۰۳ طرحی اعلام شد مبنی بر تاسیس یک دفتر نفوذ استراتژیک ‌ در آمریکا که یکی از وظایف عمده اش عبارت بود از انتشار دروغ هایی در رسانه‌های خارجی برای ترویج تصویر آمریکا در جهان. این طرح بلافاصله بایگانی شد. ماجرا واضح بود؛  اگر یک سازمان دولتی آشکارا اعلام می کرد که یکی از اهداف تاسیس آن، انتشار دروغ  است در واقع به ضد خودش بدل می‌شد. این اتفاق معنای واضح دیگری هم داشت: انتشار رسمی دروغ ادامه خواهد یافت. اما ایده تاسیس یک آژانس حکومتی که وظیفه‌اش انتشار دروغ است بیش از حد صادقانه بود و باید به بایگانی سپرده می‌شد. دقیقا به این دلیل ساده که اشاعه دروغ، باید به نحوی کارآمد صورت بگیرد؛ والا دروغی در کار نیست.

 

متن کامل مقاله:

mehrnews.com/news/4806103

سراب سلاح

 

به گفته رئیس جمهور، طبق قطعنامه ۲۲۳۱ از سال آینده (پنج سال پس از برجام) تحریم‌های تسلیحاتی ایران در شورای امنیت ملغی می‌شود.

اما آیا با مرتفع شدن چنین مانعی، باب خرید تسلیحات نظامی لزوما باز می‌گردد؟

باید بدانیم تحریم تسلیحاتی، صرفا به موجب تحریم شورای امنیت نیست، مشکل اصلی همچنان تحریم ثانویه‌ای است که قدرت جلوگیری از فروش ایرباس به ایران و منع توتال از سرمایه گذاری نفتی در پارس جنوبی را نیز دارد.

وقتی آمریکا ترکیه را در موضوع S400 و کشیش آمریکایی به نابودی اقتصادش تهدید می‌کند، اهرمش همین تحریم ثانویه است که هیچ نهاد بین المللی‌ای نیز نمی‌تواند جلودارش باشد.

همچنین در قضیه خرید سامانه پدافندی S300 توسط ایران، با وجودی که مشمول هیچ تحریمی در شورای امنیت نبود، اما روسیه با فشار -و نه حتی تحریم- آمریکا متوقف شد به طوری که با چند سال تأخیر، بعد از شکایت ایران به نهاد داوری و پیروزی حقوقی بر روسیه، این سلاح نهایتا در پی مصالحه دو کشور، به ایران تحویل داده شد.

نتیجه آنکه با رفع تحریم شورای امنیت نیز، الزاما امکان خرید انواع سلاح میسر نیست و همه چیز به فشار تحریمی و غیرتحریمی آمریکا، اروپا و اسرائیل نسبت به کشورهای فروشنده (روسیه و چین) بستگی دارد و اینکه چه میزان اراده برای مقاومت در برابر آن وجود داشته باشد. اراده‌ای که بنابر تجربه، تاکنون ظهور و بروزی نداشته است.

 

تهدید مصر به تحریم توسط آمریکا در صورت خرید جنگنده سوخو-۳۵ از روسیه

af.sputniknews.com/world/201911154177821

آسیاب به نوبت

 

قرن ۲۰م کودتا و حمله‌ی نظامی مهمترین مدل براندازی آمریکا در کشورهای آمریکای لاتین و آسیا بود.
دهه اول قرن ۲۱م انقلاب‌های رنگین به راهبرد اصلی براندازی آمریکایی، خصوصا در منطقه قفقاز و اروپای شرقی، بدل شد که ایران را نیز در سال ۸۸ هدف قرار داد. با این تفاوت که آتشی که ایالات متحده برافروخت و مدلی که با رسانه‌های خود ترویج کرد، این‌بار و یک سال بعد دامن متحدان آمریکا را نیز گرفت و حاکمان تونس، مصر و یمن را سرنگون کرد.
اکنون نیز مدل جدید براندازی آمریکا که قیام‌های بدون رهبری آشکار، با بهره‌گیری از نارضایتی‌های اقتصادی و مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی است، اگرچه نخست در ایران (۹۶ و ۹۷) و عراق و لبنان (هم‌اکنون در ۹۸) به آزمایش گذاشته شده، اما بی‌شک همچون بهار عربی، موج تحول دیگری را در منطقه رقم می‌زند که سایر رژیم‌های همسو با آمریکا را از صفحه سیاسی خاورمیانه محو خواهد کرد.
تظاهرات اخیر در کویت را که به تأسی از اعتراضات منطقه آغاز شده، به چشم اولین جرقه‌های سرایت آتش به خارج از کشورهای هدف ببینید.
قیام علیه رژیم سراسر فساد سعودی و فروریزی کاخ‌های شیشه‌ای آل سعود، نتیجه حتمی سنگ‌پراکنی عربستان به همسایگان خود خواهد بود.

جدال حقوقی

 

جدال توییتری دو استاد مطرح حقوق بین‌الملل، آقایان دکتر محمد حبیبی مجنده و دکتر محسن عبداللهی در خصوص کاهش تعهدات برجامی ایران، و نظر اینجانب:

حبیبی: ‏برجام را حتی اگر معاهده بدانیم و قطعنامه شورای امنیت هم ایجاد کننده تعهد به عدم خروج باشد -که هیچ کدام درست نیست- گام‌های موسوم به کاهش تعهدات ایران، نقض برجام است و جمله آخر بند ۳۷ نمی‌تواند توجیه کننده آن باشد. در این جمله، توافقی به چشم نمی‌خورد بلکه اظهارات خود ایران ثبت شده است.

عبداللهی: ‌‎مستند "اقدام متقابل" ایران، قسمت اخیر بند ۳۶ است که صراحتا به دولت عضوی که معتقد به عدم اجرای مهم برجام از سوی عضو یا اعضاء دیگر است، "حق توقف تمام یا بخشی از تعهداتش" را می‌دهد.

حبیبی: بله، به شرطی که همه مراحل یاد شده در بند ۳۶ بطور رسمی طی شده باشد.

عبداللهی: ‌‎ایران این مسیر را در عالیترین سطح پس از خروج غیرقانونی آمریکا از برجام طی کرد و پس از بی‌نتیجه ماندن، اقدامات متقابل مرحله‌ای خود را در توقف برخی از تعهدات برجامی اعلام کرد.

حبیبی: ‌‎این مراحل عبارتند از: بررسی در کمیسیون مشترک یا در سطح وزیران؛ بررسی در هیئت مشورتی؛ صدور نظریه هیئت مشورتی؛ و بررسی این نظریه در کمیسیون مشترک و در نهایت حل نشدن موضوع. لطفا چنان چه نظریه هیئت مشورتی را دراختیار دارید به اشتراک بگذارید.

‌عبداللهی: مطالعه دقیق فرآیند نشان می‌دهد که تشکیل هیئت مشورتی، موازی یا بجای نشست وزرای خارجه دولتهای عضو است. بعلاوه وقتی ۳ بار پس از خروج آمریکا نشست وزرای خارجه برای بررسی همین موضوع و شکایتهای ایران تشکیل شده دیگر نیازی به تشکیل کمیسیون برجام در سطحی پایین‌تر نیست!

حبیبی: ‌‎اگر هیئت مشورتی سه نفره تشکیل نشده و نظریه‌ای صادر نکرده، شاید درست‌تر باشد بگوییم ایران نیازی به تشکیل آن ندیده است. البته با کمال احترام، خروج را غیرقانونی نمی‌دانم هرچند بی‌نزاکتی و نقض عهد سیاسی است.

نظر اینجانب:

۱. به دلیل تعریفی که کنوانسیون عرفی شده‌ی ۱۹۶۹ حقوق معاهدات وین در بند ۱ ماده ۲ از معاهده ارائه داده، برجام معاهده است.
۲. در برجام که به تأیید قطعنامه ۲۲۳۱ نیز رسیده، خروج هر طرف منطقا ممنوع و ناممکن است؛ زیرا اگرچه منع خروج تصریح نگشته، اما الزام طرفین به انجام تعهدات، دلالت بر عدم خروج دارد.
۳. عبارت پردازی بند ۳۷ به گونه‌ای است که اولا ناظر به اعمال مجدد تحریم‌های تعلیق شده‌ی "شورای امنیت" است؛ و ثانیا تصریحی بر حق بر توقف یا کاهش تعهدات از جانب ایران ندارد، اگرچه درج همان گزاره‌ی "ایران گفته است" نیز اکتفا می‌کند در استفاده‌ی ما از ظرفیت آن. به تعبیر دقیق‌تر اختلافی بودن موضوع، مانع از بهره‌برداری ایران از تفسیر خود نیست.
۴. وزارت خارجه بند ۳۶ را مستند خود قرار داده اما بدون طی کردن مقدمات و مسیر مذکور در توافق؛ و ارجاع به کمیسیون برجام در راستای استفاده از ظرفیت دیپلماتیک توافق است تا ظرفیت حقوقی آن.

نتیجه آنکه به دلیل ساختار ضعیف حقوقی برجام که با تغافل تیم ایرانی، آشکارا به سود طرف مقابل طراحی شده است،
الف. ممنوعیت خروج اطراف معاهده، در متن تصریح نگشته.
ب. کاهش تعهدات برجامی ایران به شیوه کنونی مستند حقوقی ندارد.
ج. هرگونه طرح دعوای ایران از طرف مقابل (۵+۱) و یا برعکس، به دلیل منتهی شدن به مکانیسم ماشه، به زیان کشور است و از این جهت بوده که طرف ایرانی، نقض تعهدات آمریکا را در چارچوب نظام حقوقی حل و فصل برجام پیش نبرده است.
 

پی نوشت:

 

نظرات تکمیلی دکتر حبیبی مجنده و پاسخ اینجانب:

 

- سلام جناب آقای قدیری ابیانه
متشکرم از توجه شما
در اواخر مذاکرات برجام بحث شکل آن مطرح بود و بنده در یادداشتی، قالب معاهده با نظام حل اختلاف (داوری، دیوان بین‌المللی دادگستری) را پیشنهاد داده بودم. پس از پذیرش متن برجام، طرفها به صراحت، معاهده بودن آن را نفی کرده و هیچکدام فرایند تصویب داخلی نداشتند.

 

+ عرض سلام خدمت استاد گرامی
۱. کاش به پیشنهادات شما و دیگران دلسوزان عمل می‌شد.
۲. اگرچه آمریکا از ابتدا و ایران در اوایل نافی معاهده بودن برجام بوده‌اند، اما به دلیل چندجانبه، مکتوب و مطابق حقوق بین‌الملل بودن توافق، مشمول عنوان معاهده هست و عنوان تأثری در ماهیت ندارد.
‌۳. فرآیند داخلی تصویب و اجرا، موضوعی داخلی است که تأثیری در الزام بین المللی آن ندارد، ضمن آنکه رئیس جمهور آمریکا قانونا اختیار توافق دارد و در ایران نیز اگرچه برجام تصویب نشد، اما جواز آن همچون توافق الجزایر در نهاد قانون گذاری اخذ گردید.

 

- قطعنامه در ۳۰ بند خود هیچ تعهدی بر طرفهای برجام ایجاد نکرده. بندهای الزامی قطعنامه متوجه خود شورا است و بقیه در قالب درخواست و تشویق است. بنابراین با قطعنامه نمی‌توان وجهی الزامی به برجام داد.

 

+ طبیعتا تأیید می‌فرمایید که الزام آوری برجام، ناشی از خود برجام است، فارغ از آنکه برای ضمیمه A شدنش در قطعنامه ۲۲۳۱ چه کادکردی قائل باشیم.
همچنین اگرچه در ۳۰ بند نخست قطعنامه تکلیفی بر طرفین بار نشده اما ضمیمه B تکالیف مجزایی صریحا مشخص گردیده.

 

- بند ۳۶ را در مورد بازگرداندن تحریم‌های آمریکا قابل استناد نمی‌دانم چون آمریکا، دیگر کشور مشارکت کننده در برجام نیست. در مورد بقیه طرفهای برجام مراحل این بند می‌تواند طی شود و اتفاقا معتقدم ایران با برداشتن گام‌های کاهش پای‌بندی به برجام خود را در تله این بند و بند ۳۷ گرفتار می‌کند.

 

+ موافقم؛ با این نکته تکمیلی که در وضعیت کیش و مات قرار گرفته‌ایم، چنانچه عدم پاسخ ایران یعنی نقض یکجانبه طرف غربی، و پاسخ ایران یعنی نزدیک شدن به مکانیسم ماشه.