احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اصلاحات» ثبت شده است

نیم‌کلاچ

 

یک تفاوت مهم انتخاباتی اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب با طیف انقلابی این است که آن‌ها به گواه چند انتخابات اخیر، این توان را دارند که جامعه مخاطبین‌شان را در یک نیم روز پای صندوق‌ها بیاورند و ورق را برگردانند.

کافی‌ست چند کلیپ اثرگذار، با قدرت در شبکه‌های اجتماعی پمپاژ، و بی‌بی‌سی و منوتو وحشت‌آفرینی کنند و سلبریتی‌های سیاسی و هنری به مردم فراخوان دهند.

آن وقت میلیون‌ها رأی خاموش سرازیر می‌شود به سمت نامزدشان.

فریب پیشتازی کنونی رییسی و ژست شبه‌تحریمی‌ای که اصلاح‌طلبان گرفته‌اند را نخورید.

فعلا در وضعیت «نیم‌کلاچ» هستند تا بنابر اقتضاء بزنند روی گاز (مشارکت) یا ترمز (تحریم).

اگر اراده کنند برای حرکت، با سرعت و ظرف نیم روز می‌توانند سبقت بگیرند.

خصوصا که هنوز برگ برنده‌هایی چون مولوی عبدالحمید (پیش از انتخابات) و رحمانی فضلی (حین انتخابات) را هم رو نکرده‌اند.

وضعیت پیچیده و خطرناک است و جبهه انقلاب در خواب.

مجازی تقریبا اشباع است، محافل و میادین حضوری را دریابید.

تلفن را برداشته و با اقوام و دوستان‌تان گفتگو کنید.

در فضای مجازی به توییتر محدود نشوید و از اتلاف وقت در کلاب‌هاوس اکیداً پرهیز کنید.

زمین بازی، تلگرام، اینستاگرام و واتساپ است.

۱۴۰۰/۳/۱۶

اصلاحات شناسی

 

‏پایین‌ترین نرخ مشارکت در انتخابات‌های تاریخ انقلاب مربوط به شرایطی بوده که بی‌عرضه‌ترین دولت‌-مجلس‌ها بر سر کار بودند:

سال ۸۲، مجلس ششم و دولت خاتمی، ۵۱.۲۱٪

سال ۹۸، مجلس دهم و دولت روحانی، زیر ۵۰٪

۹۸/۱۲/۴

 

کارگزارانی رانت‌خوار و چپاول‌گر با ایجاد گرانی و بیکاری و دشوارسازی ازدواج جوانان، آنان را به تباهی و مجازی کشانده و درعین‌حال با مانور بر محور فیلترینگ و حجاب، حمایت و رأی قربانیانِ سبک زندگی تحمیلی را پشتوانه بقاء خود در قدرت قرار داده‌اند!

بیچاره این طیف تباه شده و بازی‌خورده.

۹۹/۷/۱۱

 

«بچه زرنگ» فقط اصلاح‌طلبایی که از ته چپ‌گرایی و وحشی‌گری و افراط زدن تو فاز لیبرال بازی؛

با تندروی و رانت و اختلاس، بسیاری رو از انقلاب متنفر کردن و حالا با روشنفکر بازی از همون رانده‌شدگان سواری میگیرن؛

قبل انتخابات احمقانه‌ترین وعده‌ها رو میدن اما بعدش یادشون میفته اختیار ندارن؛

همیشه در قدرت بودن، همیشه هم ژست اوپوز میگیرن؛

با دستاوردهای سپاه عکس میگیرن، خرشون که از پل گذشت لگد میزنن؛

اگه انتخاباتی رو ببرن، بردن، اگه ببازن، تقلب شده؛

همیشه گرای تحریم میدن و با شعار رفع تحریم میان سر کار؛

بجای شرمندگی از مفاسد اخلاقی و اقتصادی‌شون، طلبکار شورای نگهبانن.

۹۹/۷/۲۱

 

‏بیشترین مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری: ۸۵٪ با پیروزی احمدی‌نژاد در سال ۸۸

کمترین: ۵۰٪ با پیروزی هاشمی در سال ۷۲

اصلاح‌طلبان اما با ادعای مضحک «مشارکت پایین به نفع اصولگرایان است» درصدد القاء پشتوانه مردمی هستند!

عملکرد روحانی، همزمان شکست مطلق لیست مشترک اصلاحات-کارگزاران و کاهش مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم را رقم زد.

۹۹/۱۱/۱۴

 

‏این تردستی فقط از روحانی و پادوی‌های رسانه‌ای او چون تاجزاده برمی‌آید که با ناکارآمدی مطلق، کارنامه‌ای سیاه و کلکسیونی از شرارت‌های اقتصادی، سرچشمه امید و نشاط را در جامعه خشک کنند، و همزمان ناامیدی و کاهش مشارکت در انتخابات را چماقی کنند علیه نظام، برای پیشبرد دیگر اهداف شوم خود.

۹۹/۱۱/۱۴

 

‏درحالی «واقع‌گرایی» ادعا و کلید واژه پرتکرار اصلاح‌طلبان است که تصورات و مواضع‌شان ملغمه‌ای از توهمات و اکاذیب است:

در انتخابات ۸۸ تقلب شده

عصر موشکی گذشته

دشمنی آمریکا با مذاکره قابل حل است

برجام فتح‌الفتوح بود

امضای کری تضمین است

تمامی تحریم‌های ایران بالمره لغو شد

۹۹/۱۲/۲۴

 

‏همکاری با ونزوئلا: لیاقت‌تون همون مادر چاوزه!

همکاری با سوریه: سوریه رو رها کن فکری به حال ما کن!

همکاری با عراق: هدف ایران تصرف عراقه!

همکاری با روسیه: مرگ بر شوروی!

همکاری با چین: ایران رو به چین فروختن!

تحقیر و تهدید و تحریم شدن توسط آمریکا: باید با همه کشورها همکاری کنیم!

۱۴۰۰/۱/۱۶

 

‏ممکن است کسی از تایید صلاحیت روحانی گلایه کند و این گلایه بجا باشد.

ممکن است کسی نیز از نظارت استصوابی گلایه کند و این گلایه صحیح باشد.

اما چگونه کسی که مخالف اصل ردصلاحیت است، از تایید صلاحیت روحانی گلایه و این تناقض را هضم می‌کند!

بماند که شورای نگهبان تایید می‌کند، نه تعیین.

‏کسانی که از میان گزینه‌های تایید شده بدترین‌ش را انتخاب می‌کنند، اگر دایره انتخاب‌شان بیشتر بود چه می‌کردند؟!

فریب اصلاحات را در پنهان کردن بی‌کفایتی خود پشت موضوع شورای نگهبان نخورید.

سقف پرواز اصلاح‌طلبان در انتخاب آزاد مدیر ایده‌آل خود، نجفی بود بی‌آنکه هیچ فیلتری در کار باشد.

۱۴۰۰/۱/۲۶

 

ا‏هداف تاجزاده از ثبت‌نام در انتخابات، با علم به محتوای پرونده خود و قطعی دانستن ردصلاحیتش، علاوه‌بر تقلا برای تغییر ماهیت از سلبریتی توییتری به لیدر سیاسی، آن است که میخواهد کاهش مشارکت ناشی از کارنامه سیاه روحانی و وخامت معیشت را مصادره کرده و به حساب ردصلاحیت خود و هم‌قطارانش بگذارد.

۱۴۰۰/۲/۷

 

مانیفست اصلاحات:

‏حسن روحانی، تقصیر شورای نگهبان است.

مهدی جهانگیری، تقصیر احمدی‌نژاد است.

برجام، تصمیم نظام است.

شکست برجام، تقصیر نظام است.

تنبلی دولت، ناشی از نداشتن اختیار است.

سوء مدیریت دولت، تقصیر تحریم است.

جهش کرونا، تقصیر مردم است.

سایر موارد، ناشی از نظارت استصوابی است.

۱۴۰۰/۲/۱۳

 

‏پیش از انتخابات: مشکلات کشور از سوء مدیریت است.

در ایام تبلیغات: وعده‌های صدمن یک غاز.

ابتدای استقرار: از دولت قبلی ویرانه تحویل گرفتیم.

اواسط دولت: مشکلات از تحریم است؛ باید با آمریکا مذاکره کنیم.

اواخر دولت: اختیار نداریم.

پایان دولت: نگذاشتند کار کنیم.

۱۴۰۰/۲/۱۳

 

‏تنها تفاوت اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب عامل مرز است.

ضدانقلاب داخل ایران، اصلاح‌طلب است و اصلاح‌طلب خارج کشور، ضدانقلاب.

با این وجود برخی دروغ سوپاپ اطمینان بودن‌شان را باور کرده‌اند!

این درحالی است که

یا مستقیم براندازی را کلید زده‌اند: ۷۸ و ۸۸

و یا بستر آن را ایجاد کرده‌اند: ۹۶ و ۹۸

۱۴۰۰/۳/۷

تله فیلترینگ

 

‏اخلال‌های عجیب و همگانی اینترنت در این روزها، به‌نظر می‌رسد عمدی و برای به ستوه آوردن مردم باشد تا با مطالبه رفع فیلتر، ارزش افزوده‌ای را در انتخابات برای طیف اصلاحات به ارمغان بیاورد.

‏حاکمیت برحذر باشد از افتادن در تله فیلترینگ در ایام باقی مانده تا انتخابات.

برنامه‌ای که تحرکات ضدامنیتی یا نشر کلیپ ضدفرهنگی عاملی شود بر قطع اینترنت بین‌الملل، فیلتر اینستاگرام یا از کار افتادن فیلترشکن‌ها، تا افزودن بر خشم مردم در آشوب یا سبد رأی طراحان در انتخابات، حاصل گردد.

فرار از بی‌کفایتی

 

ممکن است کسی از تایید صلاحیت روحانی گلایه کند و این گلایه بجا باشد.
ممکن است کسی نیز از نظارت استصوابی گلایه کند و این گلایه صحیح باشد.
اما چگونه کسی که مخالف اصل ردصلاحیت است، از تایید صلاحیت روحانی گلایه و این تناقض را هضم می‌کند!
بماند که شورای نگهبان تایید می‌کند، نه تعیین.
‏کسانی که از میان گزینه‌های تایید شده بدترین‌ش را انتخاب می‌کنند، اگر دایره انتخاب‌شان بیشتر بود چه می‌کردند؟!
فریب اصلاحات را در پنهان کردن بی‌کفایتی خود پشت موضوع شورای نگهبان نخورید.
سقف پرواز اصلاح‌طلبان در انتخاب آزاد مدیر ایده‌آل خود، نجفی بود بی‌آنکه هیچ فیلتری در کار باشد.

بیست گفتار انتخابات

 

۱. تصور نگارنده بر آن است که احمدی‌نژاد تایید صلاحیت می‌شود زیرا ردصلاحیت مجدد وی تبعات سنگینی دارد که کمترینش افت شدید مشارکت است؛ همچنانکه احتمال می‌دهم رئیسی نیز در نهایت وارد صحنه شود زیرا تنها کسی است که توان مهار و شکست احمدی‌نژاد را دارد.

۲. گرچه احمدی‌نژاد با مواضع لیبرالیسم فرهنگی، اشتیاق به مذاکره و معامله با آمریکا، مخالفت با نظارت استصوابی، موضع‌گیری علیه حضور ایران در سوریه و فاصله‌گذاری آشکار با رهبری، به یک اصلاح‌طلب تمام‌عیار تبدیل شده، اما در این انتخابات اندک تعارفات نیز کنار گذاشته خواهد شد و اصلاح‌طلبان رسما از او حمایت خواهند کرد.

۳. حمایت اصلاح‌طلبان از احمدی‌نژاد عجیب‌تر از حمایت آنان از هاشمی در ۸۴، پس از تخریب گسترده او در دولت اصلاحات نیست و این تجربه بار دیگر درخصوص احمدی‌نژاد تکرار خواهد شد.

۴. اگرچه حضور رئیسی ریسکی برای اوست اما ریسک بزرگ‌تر باخت نظام و انقلاب و فروپاشی اقتصادی و انفجار اجتماعی است؛ بنابراین «رئیسی نیاید»های بعضا خیرخواهانه، عجیب و غیرمنطقی است.

۵. در ۹۶ با «هیولا» ساختن از رئیسی مانع پیروزی او شدند و در ۱۴۰۰ با «فرشته» سازی از او و اینکه «حیف است رئیسی از قوه برود» سعی در تقلیل آراء‌ش خواهند داشت؛ موضوعی که می‌بینم برخی نیز در دام آن افتاده‌اند. البته پازل عملیات روانی متوقف بر آن نخواهد ماند و با ادعای اینکه «درصورت شکست رئیسی، او مجددا رئیس قوه قضائیه خواهد شد» سعی می‌کنند به هر نحو مانع شکست خود و پیروزی وی شوند.

۶. اگر قرار باشد فردی که در سمتی موفق بوده به سمت بالاتر نرود، پس چه کسی برود؟ کسی که موفق نبوده؟! با این رویکرد، به دلیل کارنامه درخشان رئیسی در آستان نیز نباید از رفتن او به قوه استقبال می‌کردیم!

۷. ویژگی حضور دو ساله رئیسی در قوه این بوده که دست به اقدامات ساختاری و تحولات اداری و قضایی زده و به عبارت دیگر قطار را روی ریل انداخته است. ضمن آنکه حد یقفی برای کار در یک دستگاه وجود ندارد. اگر صد سال هم رئیسی در قوه باشد، به اندازه صد سال کار برای انجام هست. آنچه اهمیت دارد، دعوت از اصلح مقبول برای تحولات بزرگ‌تر و مناصب بالاتر است.

۸. همه دلسوزان و مطلعان و از جمله رؤسای قوه قضائیه بارها به درستی اذعان کرده‌اند که مهمترین راه مبارزه با فساد، پیشگیری به‌واسطه خشکاندن بسترهای ایجاد آن است. اگر مبارزه با فساد را در اولویت، و اقدامات قوه را در برخورد با مفاسد مطلوب می‌دانیم، باید تلاش کنیم تا این اقدامات از مجرای ریاست جمهوری ارتقاء و گسترش یابد.

۹. درحال حاضر متاسفانه جوان‌گرایی به بچه‌‌بازی تنزل پیدا کرده و هرکسی به صرف جوان بودن و فالوور داشتن خود را یک گزینه می‌پندارد! البته اینها می‌دانند که نه مقبولیت دارند و نه صلاحیت، و هدف‌شان چهره‌سازی از خود و دستیابی به مقام و موقعیتی همچون وزارت است.

۱۰. بسیاری از «می‌آیم»ها برای تست افکارعمومی و یا بالا بردن قیمت خود است؛ همچنانکه بسیاری از «نمی‌آیم»ها برای مصون ماندن از تخریب‌های انتخاباتی تا زمان ثبت نام است. به شدیدترین انکارها و تکذیب‌ها هم اعتمادی نیست و کاندیداها با ادعای احساس «تکلیف» و یا فشار و درخواست «مردم» ثبت نام‌شان را توجیه خواهند کرد.

۱۱. تعدد کاندیداهای انقلابی از دو جهت مطلوب است؛ بالا رفتن مشارکت و تب انتخابات و نیز افزایش فرصت به چالش کشیدن گفتمان و مدیریت کنونی کارگزاران-اصلاح‌طلبان.

۱۲. فن سخنوری، پیش‌تر یکی از امتیازات فرعی کاندیداها بود که در برابر کارنامه و برنامه و علم و تجربه آنان چندان به حساب نمی‌آمد، اکنون اما متاسفانه به مهمترین مؤلفه عیارسنجی و رأی‌آوری نامزدها تبدیل شده است!

۱۳. باید بدانیم که میان آنچه یک کاندیدا هست و آنچه به واسطه تصویرسازی‌ها از او تصور می‌کنیم، تفاوت بسیاری است و چه‌بسا فرد مذکور به مراتب بهتر یا بدتر چیزی باشد که گمان می‌کنیم.

۱۴. کاندیدا شدن افراد با سنین و سطوح مختلف، اگرچه از نظر ما عجیب و مضحک باشد اما خلاف شرع و قانون نیست؛ آنچه خلاف شرع است، تمسخر و تخریب کاندیداها و فروختن آخرت خود به دنیای دیگران است.

۱۵. سیاست کاملا ملموسی است که طیفی از جریان موسوم به «عدالت‌خواه» از یکسو با زدن دولت و اصلاح‌طلبان، نزد جریان انقلابی اعتبار کسب می‌کنند تا در موقع مناسب آن را تقدیم احمدی‌نژاد نمایند؛ و از سوی دیگر نیز به هر بهانه‌ای به موجهین انقلاب حمله می‌کنند تا وی را به عنوان جریان سوم و یگانه ناجی جا بیندازند.

۱۶. فعالیت حجاریان در توییتر، شمشیر کشیدن علنی تاجزاده، برعهده گرفتن مدیریت تشکیلات موسوم به «ناسا» توسط بهزاد نبوی و نامه‌نگاری خاتمی، نشان دهنده فعال شدن سران فتنه ۸۸ و تکرار سناریوی آشوب است؛ خصوصا که دموکرات‌های آمریکا اربابان براندازی هستند و بدنه دولت بایدن همان طراحان فتنه ۸۸ در دولت اوباما است.

۱۷. حمله به قالیباف با هدف از اعتبار انداختن رقیب قدرتمند دیروز و فردای انتخاباتی اصلاح‌طلبان است. حمله به کلیت مجلس نیز اولا با هدف تسلیم و منفعل کردن قوه مقننه در برابر دولت و شخص روحانی و ثانیا به قصد بی‌اعتبار شدن مجلس انقلابی و به تبع آن دولت انقلابی و کاندیداهای آن جریان نزد مردم است. با این حال متاسفانه دیده می‌شود برخی افراد و اکانت‌ها فارغ از انگیزه‌شان، به اسم انقلابی، مطالبه‌گر و عدالتخواه، بدون بیان محاسن و اقدامات مفید مجلس، بی‌رحمانه‌ترین حملات را به آن می‌کنند که نتیجه‌ای ندارد جز تقدیم دوباره نهادهای حاکمیتی به امثال روحانی و لاریجانی.

۱۸. گزینه نظامی، موضوع جدیدی نیست و افرادی چون شمخانی، رضایی و قالیباف در انتخابات‌های مختلف با شکست مواجه شده‌اند. حال اینکه برخی گمان می‌کنند گزینه‌های نظامی پدیده انتخابات خواهند شد، نشان از بازی خوردن‌شان دارد. در دوقطبی‌سازی خیروشر نمی‌توان چند هیولا ساخت. علت آنکه فعلا ماشین جنگ روانی ضدانقلاب و اصلاح‌طلبان علیه گزینه نظامی فعال نشده این است که نمی‌دانند اقبال به چه کسی خواهد رفت و لذا شلیک زودهنگام به او بی‌فایده و به خطا رفتن تیر است. اما اگر به فرض قریب به محال، گزینه نظامی با اقبال مواجه شود، «دولت پادگانی» و «حکومت نظامی» را محور عملیات روانی سنگین خود خواهند کرد. جریانی که توانست از قاضی خوشنامی چون رئیسی «آیت‌الله اعدام» بسازد، از نظامیان هم هیولایی به مراتب وحشتناک‌تر خواهد ساخت.

۱۹. فریب آمارهای کنونی و عدم مقبولیت روحانی را نباید بخوریم. انتخابات‌ها تنگه اُحد است که حریف با اندکی غفلت ما، ورق را برمی‌گرداند. رأی دوباره و بیشتر روحانی در ۹۶ قدرت و اعجاز رسانه و جنگ روانی را بار دیگر اثبات کرد و اینکه چه میزان مردم استعداد بازی خوردن دارند؛ خصوصا که طرف مقابل برگ برنده خود را در حاشیه‌سازی و جنجال‌آفرینی حول مسائلی چون احکام قضایی، حصر، حجاب و فیلترینگ می‌داند.

۲۰. انتخابات به دو دلیل لازم است پیامکی برگزار شود. اول آنکه در شرایط کرونا هستیم و احتمال دارد به موج چهارم یا پنجم برخورد کنیم و دیگر آنکه بخشی از کاهش انگیزه مشارکت با افزایش سهولت در مشارکت، مرتفع می‌شود. آنچه در این خصوص پیشنهاد می‌کنم ارسال اسامی نامزدها به همه شماره موبایل‌های کشور است و اینکه فرد کد ملی خود را برای تایید، همراه با عدد کاندیدای مد نظر ارسال نماید و به فرض ارسال چند رأی از خطوط متعلق به یک فرد، تنها اولین مورد آن پذیرفته و بقیه جزء آراء باطله محاسبه شود.

۹۹/۱۲/۱۱

تأملات

 

آیا حواسمان هست که نظامی بودن رییس جمهوری پوست خربزه‌ای بوده که اول بار اصلاح‌طلبان زیر پای‌مان انداخته‌اند؟
فعلا چیزی نمی‌گویند، اما اگر حضور یک نظامی قطعی و مورد اقبال واقع شد، تمام قد علیه‌ش هجمه خواهند کرد و حکومت نظامی و پادگانی را بر سر ما خواهند زد.

مسئله دیگر اینکه اساسا آیا نظامی بودن مزیت است؟
اینطور استدلال می‌شود که «چون جامعه گسسته است، باید یک فرد مقتدر اوضاع را جمع کند».
گسسته بودن جامعه گزاره صحیحی است؛ اما آیا اقتدار فقط با نظامی بودن حاصل می‌شود؟ مگر اقتدار و پیشرفت ایران در دوره احمدی‌نژاد به دلیل نظامی بودن او بود؟ قطعا خیر.
آیا جامعه گسسته، روی خوشی به گزینه نظامی-سپاهی نشان خواهد داد؟ احتمالا خیر.

هر رییس جمهوری کابینه و تیمش را از «حوزه شناخت» خود خواهد چید. دلیل تاکید رهبری بر جوان بودن رییس جمهور هم همین است: جوان، جوان انتخاب خواهد کرد.
به همین قاعده نیز نظامی، نظامی را برمی‌گزیند.
اینجاست که باید گفت هم‌اکنون که ثلث مجلس و بسیاری از مناصب کلیدی در قبضه سرداران است؛ کافی نیست؟
قالیباف، لاریجانی، رضایی، صفارهرندی، محصولی و...
آیا همین چند سمت باقی‌مانده هم قرار است بیفتد دستِ نظامیان و دوستان ‌هم‌گردان و هم‌پادگان‌شان؟

طبیعی است که هواداران هر یک از گزینه‌های نظامیِ احتمالی، تبلیغ فرد حلقه زده به دور او را بکنند؛ اما واقعیت‌ها را نباید تحریف کرد و شاخصی دوخت و ساخت تا بر تن گزینه مطلوب خود کرد.
رئیس‌جمهور نظامی، در بهترین حالت یک «بدِ ضروری» است؛ اگر ضرورت‌ش اثبات شود.
در غیر آن صورت، حتما مطلوب هم نیست.
قرار نیست پاشنه دولت روی دو قطبی امنیتی-نظامی بچرخد و از چاله دولت امنیتی به چاه دولت نظامی سقوط کنیم.
نیاز امروز ما رئیس‌جمهور و تیم اقتصاددان و حقوقدان است که البته چه بهتر که جوان هم باشد.

در پایان لازم به ذکر است که آنچه بیان شد، اصول کلی، فارغ از مصادیق است. گاهی مجموع قابلیت‌های فرد آنچنان ممتاز است یا آرایش رقبا به گونه‌ای است که اگر فرد مورد نظر جوان هم نباشد یا نظامی باشد، ما را به انتخاب آن کاندیدا سوق می‌دهد.

 

‏سیاسیون و رسانه‌های اصلاح‌طلب ابایی ندارند از اینکه سخیف‌ترین مطالب و ادعاها را بیان کنند، زیرا برای هر سطحی از مطلب، مخاطبی در همان سطح وجود دارد؛ ضمن آنکه تکرار یک ادعای در نگاه اول مضحک، سبب تثبیت و باور پذیری آن در ذهن مخاطب می‌شود.
تجربه آمدنیوز و اکاذیب آن، مستند این مدعا است.
‏اینکه می‌بینید فردی چون تاجزاده به عنوان سرشبکه عملیات روانی جریان نفاق با مأموریت ویژه خط‌دهی و خط‌شکنی علیه رهبر انقلاب، چنین وقیحانه و در فرار به جلو موضع می‌گیرد، از سر حماقت او نیست، اتفاقا عین هوشمندی و مبتنی‌بر این تجربه سیاسی است که «اصلاحات زنده است، چون وقاحت زنده است».

رفراندوم

 

بحث رفراندوم روحانی، یک پیوست مهم لازم دارد که اگر در جدال با حاکمیت جدی شود، از سوی او منتشر خواهد شد: قانون اساسی پیشنهادی در دو پلانِ با جایگاه رهبری (محدود و موقت) و بدون آن، که بسته به شرایط کشور و میزان توان تهاجمی، یکی از آن دو منتشر خواهد شد.
منظومه اشعاری زیبا و مردم پسند از فاسدترین جریان سیاسی کشور که مملو از عبارات فریبنده است.
اگر می‌خواهید بدانید محوریت پیش‌نویس قانون اساسی جریان نفوذ چه هست، نیم نگاهی به توییت‌های سرشبکه عملیات روانی، تاجزاده، و کلیدواژه‌های پرتکرار و مورد استفاده او بیندازید: حذف نظارت استصوابی، شفافیت، آزادی مطبوعات، آزادی اینترنت، علنی بودن محاکم و انتخابی و دوره‌ای بودن رهبری در نسخه اول، و حذف آن در نسخه دوم.
۹۹/۱۰/۲

بچه زرنگ

«بچه زرنگ» فقط اصلاح‌طلبایی که از ته چپ‌گرایی و وحشی‌گری و افراط زدن تو فاز لیبرال بازی؛
با تندروی و رانت و اختلاس، بسیاری رو از انقلاب متنفر کردن و حالا با روشنفکر بازی از همون رانده‌شدگان سواری میگیرن؛
قبل انتخابات احمقانه‌ترین وعده‌ها رو میدن اما بعدش یادشون میفته اختیار ندارن؛
همیشه در قدرت بودن، همیشه هم ژست اوپوز میگیرن؛
با دستاوردهای سپاه عکس میگیرن، خرشون که از پل گذشت لگد میزنن؛
اگه انتخاباتی رو ببرن، بردن، اگه ببازن، تقلب شده؛
همیشه گرای تحریم میدن و با شعار رفع تحریم میان سر کار؛
بجای شرمندگی از مفاسد اخلاقی و اقتصادی‌شون، طلبکار شورای نگهبانن.

 

در سال ۷۶ و در فقدان رسانه‌های اجتماعی، محمد، فرزند ۲۰ ساله حسن روحانی، به ضرب گلوله کشته می‌شود و هیج اتفاقی هم نمی‌افتد.

وقت رسیدگی به آن پرونده امنیتی نرسیده است؟

 

شما را نمی‌دانم،

ولی من خیلی دلم برای قاتل و مقتول سوخت،

خدا برای هیچکس نیاورد،

زن نگون بخت، چندماه قبل خوشحال بود از اینکه عروس فردی صاحب ثروت و قدرت شده و عکس‌های عاشقانه‌اش را در فضای مجازی منتشر می‌کرد،

و مرد نگون بخت، شهردار پایتخت این کشور بود که همه چیزش را از دست داده.

 

طبق معمول آمدنیوز در بزنگاه‌ها به کمک شتافت تا با ادعای دروغ «پرستوی اطلاعات بودنِ میترا استاد» و به قاعده‌ی «بهترین دفاع حمله است» اذهان را از بازگشایی پرونده قتل فرزند حسن روحانی دور نماید.

درهر حال سؤال اصلی باقی است:

ترس از افشای کدام اسرار است که چنین جنایاتی را تجویز میکند؟

 

نحوه مواجه‌ی ‎#سرطان_اصلاحات با اقدام نجفی:

۱. تأکید بر همسر «دوم» بودن مقتول

۲. خبر کذب متواری نبودن نجفی

۳. خبر کذب سکته نجفی

۴. حمله به صداوسیما

۵. اتهام بی‌مبنا و خلاف واقع به رقیب در سوء استفاده از موضوع

۶. اتهام زنای محصنه به مقتول

۷. اتهام امنیتی بودن مقتول و پاپوش بودن قتل

 

صداوسیما بنابر ارزش خبری واقعه، که مستند به پرشدن شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های خبری بود، به موضوع ورود کرد و با توجه به سابقه تکذیب‌وتحریف اصلاحات-ضدانقلاب، گزارش خود را مستند به نمایش آلت قتاله کرد و اینبار با تیترهایی چون «اعتراف تلویزیونی» و «بی‌شرافتی سیما» وحشیانه نواخته شد!

 

به این خبر BBC به عنوان مشتی از خروار دقت کنید:

 

۱. قرار دادن کلمه «اعتراف» در تیتر به عنوان عبارتی عجیب داخل گیومه.

۲. انتخاب تیتر کنونی به جای «اعتراف نجفی به قتل» و القاء نقش‌آفرینی سیما در روند اعتراف.

۳. یافتن یک تصویر از میترا استاد با «چادر» و انتخاب آن برای خبر قتل.

۴. نشاندن خبر «پخش اعتراف» به جای «اعتراف» به عنوان خبر اصلی و مهم.

۵. استفاده از «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» به جای الفاظ جاری در خود بی‌بی‌سی (تلویزیون ایران، صداوسیما و صداوسیمای ایران) برای حکومتی و حاکمیتی جلوه دادن روایت ماجرا.

۶. اکتفا به «وزیر سابق دولت» در مقام بیان سابقه، بدون ذکر تصدی وزارت در کدام دولت‌ها.

۷. ادعای «عدم حضور وکیل» و القای ممانعت از آن، در شرایطی که نجفی شخصا خود را معرفی و تسلیم کرده است.

۸. استفاده از قید «به وضوح مشخص است» برخلاف رویه.

۹. ادعای «تقطیع گزارش» و القاء تحریف آن از سوی سیما.

۱۰. انتخاب ادعای غیرعامدانه بودن قتل توسط نجفی، در میان تمام صحبت‌های او.

* به دلیل محدویت تصویر، صرفا به چند خط اول خبر BBC اکتفا شده!

 

ببینید افسادطلبانی را که برای نجات حیثیت خود -و نه حتی همقطار قاتل‌شان- اینچنین دروغ و دغل سرهم می‌کنند و از هیچ حیله‌ای نمی‌گذرند.

اینها همان‌هایی بودند که در ۸۸ به خاطر هوس قدرت، مردم را به جان هم انداختند و کشته‌ها ساختند و بدتر آنکه همین جانوران برای ۹۸ و ۱۴۰۰ قصد بردن دارند!

 

حال که نجفی با شلیک ۵ گلوله دخل همسرش را آورده و حمام خون راه انداخته، قاتل مظلوم است و مقتول مقصر و نظام مسبب!

تصور کنید اگر نجفی موفق به خودکشی می‌شد چه می‌شد؟

یا بدتر از آن، در این نزاع خانوادگی، زن به شوهر شلیک می‌نمود!

خدا به خباثت اصلاح‌طلبان علم داشت که اتفاق دیگری نیفتاد!

 

از خدمات جریان لیبرال به زنان اینکه دستگاه پروپاگاندای اصلاحات، در ماجرای ارتباط نجفی با میترا استاد و ارتکاب به قتل وی، آنچنان بر طبل پرستوگری مقتول کوبید که تا سال‌ها افکار عمومی نسبت به هر ماجرای ارتباط و ارتکابی، پیش‌داورانه و کورکورانه جنس مؤنث را مجرم و مقصر خواهد پنداشت.