احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «افغانستان» ثبت شده است

جنگ نیابتی

عربستان به عنوان اولین کشوری که طالبان را به رسمیت شناخته، قصد دارد در قالب جنگ نیابتی همان نقشی را برای طالبان تعریف کند که انصارالله برای ایران ایفاء می‌کند.
با ناکام ماندن مأموریت اصلاح‌طلبان در هل دادن کشور به باتلاق افغانستان، اکنون رژیم سعودی عهده‌دار اجرای آن شده است.
با تحرکات نظامی طالبان و تنش مرزی آن با ایران، بهتر می‌توان به اهداف اقدام تروریستی در حرم رضوی و پیوست عملیات روانی آن در نفرت پراکنی میان دو ملت ایران و افغانستان پی‌برد.
مشغول کردن ایران به طالبان در شرق برای رهاندن اسرائیل در غرب، هدف اصلی تحرکات کنونی و یکی از خروجی‌های نشست اخیر شش‌جانبه در صحرای نقب است.
۱۴۰۱/۲/۶

حلقه اول

به موازات عادی سازی روابط اسرائیل با اعراب و افتتاح سفارت‌خانه‌های رژیم صهیونیستی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، نفرت پراکنی علیه ایران در افغانستان و حمله به کنسولگری ایران در هرات خیلی معنادار است.
اتفاق هرات را حلقه اول زنجیره موج جدید ایران ستیزی در منطقه می‌دانم.
تصور کنید وضعیتی را که در چند کشور همسایه با هدایت پیدا و پنهان اسرائیل و آتش‌بیاری مقامات و رسانه‌های محلی، پرچم ایران را آتش بزنند و به سفارت‌خانه‌ها و کنسولگری‌های کشورمان حمله کنند!
۱۴۰۱/۱/۲۳

پاکستان و چند نشان

به فاصله کوتاهی پس از اعلام عمران خان به دریافت نامه تهدید از جانب آمریکا، رسانه‌های پاکستانی خبر از خنثی شدن طرح ترور نخست وزیر پاکستان داده‌اند.
آمریکا از تنش آفرینی در پاکستان به دلیل تدوام مراوده سیاسی اقتصادی عمران خان و پوتین چند هدف راهبردی را دنبال می‌کند:
انزوای سیاسی اقتصادی روسیه،
لطمه به موقعیت چین،
روی کارآوردن دولت رادیکال و وابسته در پاکستان در فرض جایگزینی دولت مقتدر،
و ناامن شدن مرزهای شرقی ایران و نیز تقویت داعش در افغانستان و درنتیجه سونامی مهاجرت از افغانستان و پاکستان به ایران در فرض انسداد سیاسی و بحران اجتماعی در پاکستان.
جالب آنکه از اوایل سال ۲۰۰۹ پنتاگون در گزارشی «فروپاشی قریب الوقوع پاکستان و مکزیک» را اعلام و زمینه‌سازی کرده بود.
۱۴۰۱/۱/۱۲

تجارت تریاک

بسیار ساده انگارانه است اگر گمان کنیم آمریکا پشت تجارت تریاک و هروئین در افغانستان نبوده!
تصور می‌کنید این کشور هزینه‌های جنگ ۲۰ ساله‌ای را که ادعا شده برای آن ۲۰۰۰ میلیارد دلار هزینه کرده، از سوداگری سودآور مواد مخدر تامین نکرده است؟
درحالیکه می‌دانیم ایالات متحده برای ضربه زدن به دشمنان خود از طیف متنوعی از ابزارها (از فحشا تا تروریسم) بهره‌می‌گیرد، دلیلی ندارد که "مواد مخدر" را خط‌قرمز اخلاقی آن بدانیم آن‌هم وقتی پس از حضور ناتو، کشت خشخاش و تولید تریاک افزایش چندصد درصدی داشته!
گزارش بی‌بی‌سی در این خصوص هرچند به طور آشکاری مغرضانه و برای تطهیر آمریکا تنظیم شده اما حقایق غیرقابل کتمانی نیز از آن در تایید تحلیل مذکور قابل استخراج است.

جالب است بدانید آمریکا با هیاهوی بسیار در سال ۲۰۱۷ عملیات موسوم به "طوفان آهنین" را با ادعای هدف قراردادن کارگاه‌های مواد مخدر در افغانستان اعلام می‌کند که بعدا در بررسی‌ها مشخص می‌شود آن نیز فریب بوده و تقریبا تمام ساختمان‌هایی که ادعا می‌کرد کارگاه تولید مواد مخدر است، عاری از مواد افیونی بود.
حال چرا آمریکا به جای مزارع کشت خشخاش که به راحتی قابل شناسایی هوایی، اشتعال و امحاء بود، سراغ کارگاه رفت؟
زیرا آتش‌زدن مزارع به راحتی قابل راستی‌آزمایی و "نفی و اثبات" بود اما کارگاه، محیط سربسته‌ای است که آمریکا می‌توانست دست داشتنش در تولید و ترانزیت تریاک و هروئین را پشت ادعای مبارزه با مواد مخدر و به طور مصداقی انهدام "کارگاه‌های تولید مواد" پنهان کند.

در همین رابطه بخوانید:
bbc.com/persian/afghanistan-48085901
 

اهداف نفاق

اهداف اصلاح‌طالبان به عنوان پادوهای داخلی سرویس‌های بیگانه از مواضع منافقانه خود و نمایش طالبان ستیزی و افغانستان دوستی چیست؟

۱. تخطئه حمایت ایران از محور مقاومت در فضای داخلی و بین‌المللی،
۲. القاء این‌همانی جمهوری‌اسلامی ایران و امارت اسلامی طالبان،
۳. ایجاد تزلزل و تشکیک در تیپ فاطمیون و سوق دادن‌شان به مخالفت با ایران،
۴. جری کردن چندمیلیون افغانی مقیم ایران و تبدیل آن به معضلی سیاسی امنیتی برای کشور،
۵. دلسرد کردن شیعیان و ایران دوستان مقیم افغانستان، متاثر از فضای رسانه‌ای ایجاد شده توسط اصلاح‌طالبان،
۶. هل دادن ایران به باتلاق جنگ افغانستان، متاثر از فضای رسانه‌ای و فشار افکارعمومی،
و در یک کلام نجات اسرائیل از حلقه محاصره.
٧. حاشیه‌سازی خبری جهت پنهان نگه‌داشتن خدمات و توفیقات دولت رئیسی خصوصا در حوزه واکسیناسیون عمومی از دید مردم.

تله طالبان

 

۱. نه شوروی و نه آمریکا و ناتو توفیقی در سرزمین کوهستانی افغانستان نیافتند. تصور غلط و وهم‌آلودی است که گمان کنیم ایران می‌تواند فاتح نبرد با طالبان باشد.

۲. اگر ایران به طالبان سیلی بزند، آنان با قتل‌عام شیعیان افغانستان و حمله به مرزهای کشور انتقام خواهند گرفت.

‏۳. در این شرایط اقتصادی و در اوج زدوخورد با آمریکا و اسرائیل و عربستان، نباید به دام جنگ بی‌پایان با طالبان بیفتیم و نگاه‌مان از غرب کشور برداشته شود.

۴. تلاش کنونی ایران میانجیگری است اما در فرض عدم توفیق هم مدارا برای حفظ جان شیعیان افغانستان و امنیت ایران، ضرورت و اولویت دارد.

 

‏پی‌نوشت: باید توجه داشت آنچه در عراق توسط ایران اتفاق افتاد، ‎#سازماندهی و ‎#تجهیز بسیج مردمی در کشوری با اکثریت شیعه و بسترهای از پیش آماده و همراه با حمایت دولت مرکزی عراق بود.

بنابراین تصور امکان ایجاد نسخه افغانستانی حشدالشعبی با استفاده از ظرفیت لشکر فاطمیون و نیروهای مسعود غلط است.

 

اواخر دولت دوم بوش، تهدید علیه ایران به اوج رسیده بود. بوش حمله به افغانستان و عراق را در کارنامه داشت و جنگ ۳۳ روزه نیز با مدیریت آمریکا به وقوع پیوست.
ادبیات «همه گزینه‌ها روی میز است» به تهدید رسمی و دولتی «انگشت ما روی ماشه است» تبدیل شده بود.
در این شرایط حساس، رییس‌جمهور وقت همسو با رهبر انقلاب تهدید را با تهدید جواب داد: «اگر انگشتی علیه ایران روی ماشه رود، دست را از بازو قطع می‌کنیم».
بوشِ جنگ طلب و مجری طرح خاورمیانه جدید رفت و هیچ غلطی هم نکرد.
اخیرا اما احمدی‌نژاد در میان گمانه‌زنی رسانه‌ای حمله آمریکا به ایران، در نامه به روحانی و با تمسک به دیپلماسی التماسی، در پیام ضعفی آشکار و وحدت شکن، خواست به هر نحوی شده جلوی جنگ گرفته شود!
در میانه جنگ تحمیلی هم هاشمی و روحانی مجمع موسوم به عقلا را راه انداختند که محور جلسات چگونگی پایان جنگ بود. اقدامی ظاهرا وطن دوستانه و باطنا خائنانه که در میانه نبرد به دلیل پیام ضعف و ماهیت وحدت شکن، با عتاب امام تعطیل شد. و این درحالی بود که آن روز جنگ در جریان بود و امروز تنها یک گمانه‌زنی درخصوص احتمال آغاز جنگ است.
و اینجاست که باید گفت «هاشمی زنده است، چون احمدی‌نژاد زنده است».

ایران من

 

‏راجع به اسرائیل می‌گویند رژیمی که رؤیای نیل تا فرات داشت، دور تا دور خود را دیوار حائل کشیده است.
راجع به آمریکای امروز نیز باید گفت کشوری که برای حفاظت از منافع خود در عراق و افغانستان، سنگرهای نظامی ایست-بازرسی تدارک دیده بود، امروز برای حفاظت از کاخ سفید همان سنگرها را برپا کرده.
‏دیروز دغدغه‌ ما وارد کردن تسلیحات ابتدایی بود، امروز دغدغه دشمنان ما نرسیدن موشک‌های دوربرد نقطه‌زن به دست حامیان منطقه‌ای ما است.
دیروز نگران تهاجم دشمن به مرزهای خود بودیم و امروز نگرانی دشمن رسیدن ایران به مرزهای رژیم جعلی اسرائیل و گسترش نفوذ کشور به دریای سرخ و مدیترانه است.

مقدمه

پیش از انقلاب اسلامی و در دوره جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب، ایران به دلیل قرارگیری آشکار در جبهه آمریکا و ایفای نقش به عنوان ژاندارم منطقه، موضعی انفعالی و قابل پیش بینی داشت و رژیم پهلوی جز ملی شدن صنعت نفت و تظاهرات انقلابیون در درون و بازتاب‌های بیرونی آن، با چالشی در عرصه بین الملل مواجه نبود.

پس از انقلاب اسلامی اما، کنشگری فعال و تهاجمی و جبران گرایانه از یک سو و واکنش در برابر فشارهای بیرونی از سویی دیگر، جمهوری اسلامی را در معرض طوفان حوادث قرار داد.

اولین پرونده بی تردید به موضوع اشغال سفارت آمریکا بر می‌گردد که معلول میزبانی آمریکا از محمد رضا شاه بود و علتی شد بر حمله نظامی به طبس و در نهایت استعفای دولت موقت بازرگان و در نهایت انعقاد قرارداد الجزایر موسوم به بیانیه الجزایر.

پرونده دوم موضوع حمله صدام به ایران و تحمیل جنگ هشت ساله را در بر می‌گیرد.

پرونده سوم به موضوع هسته‌ای تعلق دارد که نقاط عطف آن به ترتیب عبارت است از مطرح شدن برنامه ایران، تعلیق کامل فعالیت‌ها مطابق بیانیه سعد آباد، فک پلمپ، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، صدور قطعنامه تحریمی 1921، امضا و اجرایی شدن توافق وین (برجام) و اکنون خروج آمریکا از آن.

پرونده چهارم که موضوع اصلی این تحقیق است به کنشگری فعال ایران در مناقشات منطقه چون لبنان، فلسطین، افغانستان، عراق، یمن، بحرین، نیجریه و خصوصا سوریه مربوط می‌شود که اکنون بیش از همیشه در محافل خارجی و بین المللی محل بحث و مناقشه است.