احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بی بی سی» ثبت شده است

آیا رسانه‌های غربی می‌دانند اخبار، آمار و گزارش‌های‌شان پیرامون ایران مورد توجه مردم و مسولان ایرانی قرار می‌گیرد؟
آیا می‌دانند مردم و مسولان فاقد سواد رسانه و تحلیل، در نبود برآوردهای دقیق داخلی هرآنچه از رسانه‌های خارجی منتشر شود را حجت می‌پندارند؟

در صورتی که پاسخ‌تان به این دو سوال مثبت است، آیا گمان می‌کنید که مطالب منتشره در رسانه‌های خارجی، صرفا در راستای عمل به رسالت خبری و بیان حقایق است و با هدف تصمیم‌سازی غیرمستقیم نیست؟

اگر از من بپرسید فیلم "Iran & the West" ساخت BBC با چه هدفی از اجحاف غرب در قبال ایران گفت، به شما می‌گویم فقط و فقط به قصد "تطهیر و تبرئه روحانی و تقلیل خیانت هسته‌ای به رودست خوردن با هدف حفظ این شاهمهره برای آینده نظام" چنین کاری کرد.

در واقع رکن رسانه‌ای MI6 با این فیلم در میان مرور برخی خباثت‌های غرب در قبال ایران، یک گزاره کلیدی را هم تثبیت نمود: "پلمپ UCF اصفهان و تعلیق همه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، علیرغم میل باطنی روحانی صورت گرفت. او قصد مقاومت داشت اما یوشکا فیشر، وزیر خارجه آلمان با یک مشت کوبیدن بر روی میز، دبیر وقت شعام را وادار به تسلیم کرد".

مطمئن نیستم، اما احتمالا قصد شرمن نیز از معطوف کردن عقب‌نشینی باند نیویورکی‌ها به اشک خود، نجات تیم ایرانی از اتهام خیانت است. سکوت و عدم تکذیب عراقچی را نیز باید پای قدردانی او از این روایت نجات دهنده شرمن گذاشت.

تجارت تریاک

بسیار ساده انگارانه است اگر گمان کنیم آمریکا پشت تجارت تریاک و هروئین در افغانستان نبوده!
تصور می‌کنید این کشور هزینه‌های جنگ ۲۰ ساله‌ای را که ادعا شده برای آن ۲۰۰۰ میلیارد دلار هزینه کرده، از سوداگری سودآور مواد مخدر تامین نکرده است؟
درحالیکه می‌دانیم ایالات متحده برای ضربه زدن به دشمنان خود از طیف متنوعی از ابزارها (از فحشا تا تروریسم) بهره‌می‌گیرد، دلیلی ندارد که "مواد مخدر" را خط‌قرمز اخلاقی آن بدانیم آن‌هم وقتی پس از حضور ناتو، کشت خشخاش و تولید تریاک افزایش چندصد درصدی داشته!
گزارش بی‌بی‌سی در این خصوص هرچند به طور آشکاری مغرضانه و برای تطهیر آمریکا تنظیم شده اما حقایق غیرقابل کتمانی نیز از آن در تایید تحلیل مذکور قابل استخراج است.

جالب است بدانید آمریکا با هیاهوی بسیار در سال ۲۰۱۷ عملیات موسوم به "طوفان آهنین" را با ادعای هدف قراردادن کارگاه‌های مواد مخدر در افغانستان اعلام می‌کند که بعدا در بررسی‌ها مشخص می‌شود آن نیز فریب بوده و تقریبا تمام ساختمان‌هایی که ادعا می‌کرد کارگاه تولید مواد مخدر است، عاری از مواد افیونی بود.
حال چرا آمریکا به جای مزارع کشت خشخاش که به راحتی قابل شناسایی هوایی، اشتعال و امحاء بود، سراغ کارگاه رفت؟
زیرا آتش‌زدن مزارع به راحتی قابل راستی‌آزمایی و "نفی و اثبات" بود اما کارگاه، محیط سربسته‌ای است که آمریکا می‌توانست دست داشتنش در تولید و ترانزیت تریاک و هروئین را پشت ادعای مبارزه با مواد مخدر و به طور مصداقی انهدام "کارگاه‌های تولید مواد" پنهان کند.

در همین رابطه بخوانید:
bbc.com/persian/afghanistan-48085901
 

تله بی‌بی‌سی

 

سیاست همیشگی رسانه‌های بیگانه در فراخوان‌های تجمعات چنین است که با خنثی‌ترین عبارات مردم را دعوت می‌کنند تا نگرانی از حضور را کاهش و انگیزه مشارکت را افزایش دهند؛ اما پس از تشکیل تجمع، بر شعارهای هنجارشکنانه سازماندهی شده تمرکز و جمعیت را مصادره و علیه نظام و رهبری تبلیغ می‌کنند.

فعلا هم اگر می‌بینید رسانه پشتیبان روحانی استثنائا به شعار علیه روحانی اشاره می‌کند، دلیل مهمی دارد:

حساسیت‌زدایی از نیروهای انقلابی و نهادهای امنیتی در برابر شکل‌گیری تجمعات در ابتدا، و سپس مصادره تجمعات و منحرف کردن شعارها به نظام و رهبری پس از گسترش و شعله‌‌ور شدن اعتراضات.

 

این مقاله مهم و خواندنی محمد جواد ظریف در مورد دروغ‌های رویترز را از دست ندهید:

اگر مسئله مربوط به ایران باشد؛ باید منتظر یک خبر اختصاصی از رویترز باشیم که با منابع ناشناسی که هرگز معرفی‌شان نمی‌کند از جلسات نامعلومی که تاریخ و مکانش مبهم است سخن بگوید که تصمیمات بسیار مهمی در آن گرفته می‌شود و فقط رویترز است که می‌داند چه شده است و منابع آگاه و ناشناسش. رویترز دیروز خبری منتشر می‌کند و از این سخن می‌گوید که جلسه‌ای در  مکانی نامعلوم در مقر رهبر ایران برگزار شده است و رهبر با تشر دستور داده است که هر کاری می‌توانید انجام دهید تا اعتراضات را تمام کنید. رویترز در همین گزارش از کشته شدن ۱۵۰۰ نفر در جریان آبان ماه امسال خبر می‌دهد. خبر رویترز بلافاصله توسط رسانه‌های فارسی زبان خارجی در وسیع ترین شکل ممکن پوشش داده می‌شود و بی‌بی‌سی روی آن رژه می‌رود. انگار جا مانده است.

چرا رویترز این‌چنین شتاب‌زده و بدون لحاظ کردن کوچکترین اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری بین‌المللی ضدایران خبر و گزارش منتشر می‌کند؟ رویترز قماری نمی‌کند. این گزارش ها و اخبار برای ایرانیانی که در این سرزمین زندگی می‌کنند یک قمار بزرگ است. اما برای مخاطب خارجی کاملا قابل‌باور است. چرا اینگونه شده است؟ چرا دروغ‌هایی به این وحشتناکی درباره ایران منتشر می‌کند و مخاطب خارجی تعجب نمی‌کند؟

مخاطب غربی عادت کرده است به تنها پذیرش «دیگری» هایی که «به باورهایی که آنها فکر می‌کنند ایمان دارد؛ ایمان دارد». باورهایی که سرانجام با قدرت شگفت‌انگیز رسانه‌های جمعی، خود مخاطب هم خواهد پذیرفت. سناریوی رویترز در معنایی بزرگتر از اختلال امنیتی در جامعه امروز ایران قابل تفسیر است. باورهایی درباره ایران که دیگر رسانه‌های بدنامی مثل فاکس‌نیوز یا بی‌بی‌سی آنها راطرح نکرده‌اند. رویترز گفته است و رویترز در پارادایم رسانه‌ای دیگری، حرکت می‌کند. پارادایمی که به مدد اعتبار دست نیافتی رویترز، بیش از آنکه به نهادن تاثیراتی مقطعی و سریع در جامعه آشفته این روزهای ایران منجر شود در حال ساخت باورهایی است که مخاطب خارجی را برای هر گونه تصمیم دلهره‌آوری درباره ایران آماده می‌کند و به همین ترتیب به تدریج مخاطب ایرانی را نیز به قبول باورهایی درباره خود وادار خواهد کرد. این یکی از هوشمندانه‌ترین اتفاقات رسانه‌ای در مواجهه با ایران است.

این رویترز است؛ اما تصور می‌شد که شرطی در این میان وجود دارد. به شرط اینکه خواسته‌های سیاسی، از حد نگه‌دارنده رویترز فراتر نرود. اما حالا دیگر آن حدنگه‌دارنده هم وجود ندارد. رویترز چه کار می‌کند؟

یک ماه از وقایع انتهایی آبان ۹۸ می‌گذرد و منابع امنیتی و اطلاعاتی ایران درباره میزان کشته شدگان این حوادث و همچنین دیگر جزئیات مربوط به این واقعه بسیار مهم سکوت کرده‌اند. در مطالعات رسانه‌ای ما با اصلی به نام ضربه اول روبرو هستیم. هر رسانه‌ای اولین پیام را درباره موضوع موردنظر ارسال کند برنده است و پیامش تا اندازه زیادی افکار عمومی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. تکذیب‌های بعدی و توضیحات بعدی عموما در بیش از نیمی از مخاطبان پیام اول ناکارآمد است و شنیده نخواهد شده است. به مدد سکوت منابع امنیتی ایران حالا رویترز ضربه اول را این‌گونه می‌زد: رقم حیرت‌آور ۱۵۰۰ کشته. ساعاتی بعد یک نهاد امنیتی ایران این رقم را تکذیب می‌کند اما باز هم خبری از داده‌های جدید نیست. ضربه اول رویترز همچنان در حال گردش در افکار عمومی ایرانی‌هاست و تکذیب‌ها حالا دیگر پشت سر هم می‌آید. اما کاری می‌شود کرد؟

در فوریه سال ۲۰۰۳ طرحی اعلام شد مبنی بر تاسیس یک دفتر نفوذ استراتژیک ‌ در آمریکا که یکی از وظایف عمده اش عبارت بود از انتشار دروغ هایی در رسانه‌های خارجی برای ترویج تصویر آمریکا در جهان. این طرح بلافاصله بایگانی شد. ماجرا واضح بود؛  اگر یک سازمان دولتی آشکارا اعلام می کرد که یکی از اهداف تاسیس آن، انتشار دروغ  است در واقع به ضد خودش بدل می‌شد. این اتفاق معنای واضح دیگری هم داشت: انتشار رسمی دروغ ادامه خواهد یافت. اما ایده تاسیس یک آژانس حکومتی که وظیفه‌اش انتشار دروغ است بیش از حد صادقانه بود و باید به بایگانی سپرده می‌شد. دقیقا به این دلیل ساده که اشاعه دروغ، باید به نحوی کارآمد صورت بگیرد؛ والا دروغی در کار نیست.

 

متن کامل مقاله:

mehrnews.com/news/4806103

یادت باشد


‏فارغ از امربه‌معروف‌های همیشگی اینجانب نسبت به رفتار مسؤلان و مسائل اقتصادی-سیاسی، قرعه‌ی امروز بعد از مدت‌ها به نام حجاب افتاد.
خانم‌های مجرم با «آقا شما کارت دارید؟» واکنش نشان دادند و مردان مدافع جرم، با «چشمات رو ببند» و «برید جلوی اختلاس‌ها رو بگیرید» به من تاختند.

‏در این رابطه گفتنی‌هایی است:
۱. درخواست رعایت قانون و شرع -اعم از حق‌الله و حق‌الناس- از منظر شرعی «واجب» و از منظر قانونی «جایز» است. آنچه «کارت» می‌خواهد «اعمال قانون» است، نه «درخواست رعایت قانون».
مطالبه «کارتِ ضابط قضایی» از آمربه‌معروفِ حجاب همانقدر مضحک است که برای آمرِ به رعایت سایر قوانین.

‏۲. منِ شهروند موقعی چشمانم را می‌بندم که نمایش چیزی «مجاز» باشد، اما با سلیقه‌ی من همخوان نباشد که بی‌حجابی قطعا داخل این موضوع نیست.
آیا منطقی است که راننده‌ای در پاسخ تذکر به خاموش کردن سیگار، به مسافرش بگوید «بینی‌ات را بگیر»؟
اساسا قانون وضع شده تا «بگیر» و «ببند» نداشته باشیم!

‏۳. به وضعیت ولنگار خانواده‌های برخی مسؤلین نگاه کنید! سری به صفحه‌ی اینستاگرام‌ فرزندان‌شان بزنید! زندگی‌های «بی‌»بندوبار و «پر»زرق‌وبرق‌شان را ببینید!
«فقر و فحشا» به جای خود، اما بسیاری از عیاشی‌های جنون‌وار این طیف از جوانان نیز، اثر حرام‌خواری و اختلاس والدین‌شان است.

‏دو گانه‌ی ما رسیدگی به «بی‌حجابی» در برابر «اختلاس» نیست. بی‌حجابی یا به نام دیگرش «حجاب اختیاری» را مسؤلانی ترویج می‌کنند که هیچگاه نگفتند و نفهمیدیم از کجا آورده‌اند!
بی‌حجابی متعلق به آقازاده‌های حرام‌خواری است که از جیب من و شما، سوار بر خودروهای لوکس به تجارت فحشا مشغول‌اند.

‏دوگانه حقیقی، قانون دربرابر بی‌قانونی و رعایت حق‌الناس درمقابل نقض آن است.
مدافعان امنیت ملی و اخلاقی در یک سو و مبتلایان به وطن‌فروشی و تن‌فروشی در سویی دیگر قرار گرفته‌اند.
بریتانیا و کانادا همزمان پناهگاه دزدان اموال و عقاید ماست.
یادت باشد که من و تو در یک جبهه‌ایم علیه بی‌بی‌سی و من‌وتو.

 

۱. پیش از پرداختن به فرم و محتوای آخرین ساخته‌ی بی‌بی‌سی، بدون هیچ تعصبی باید از افتضاح اطلاعاتی رخ داده گلایه کرد و ضمن آن به این نکته اذعان نمود که اگرچه طبق این گزارش به بی‌گناهی عده‌ای متهم به جاسوسی و ترور تصریح گردید، اما ضمنا نیز از جریان خطرناک و پرقدرت «نفوذ» در حساس‌ترین وزارتخانه کشور پرده برداری شد که بر نگرانی و هشدارهای پرتکرار رهبر انقلاب صحه گذاشته است.
به عبارت دیگر نتیجه‌ای که مخاطب از روایت بی‌بی‌سی می‌گیرد، این است که نه تنها «توطئه» توهم نیست، بلکه از آنچه گمان می‌کنیم پیچیده‌تر و به مراکز اطلاعاتی و امنیتی نیز نزدیک است.

۲. پخش این فیلم را در راستای اعتبار زدایی دنباله‌دار از ارگان‌های کشور می‌دانم که مکمل فیلم «بهتان برای حفظ نظام» است؛ با این تفاوت که اولا در فیلم نخست، تلاش بر زدودن اعتبارِ «ادعا» علیه متهمان بود، و در فیلم اخیر از «اعتراف» متهمان علیه خویش، اعتبار زدایی شد. و ثانیا قالب فیلم اخیر «گزارش» و قالب مورد پیشین «مستند» بود که نشان از عجله بی‌بی‌سی برای انتشار مطلب در مقطع کنونی دارد.

۳. حال آن ضرورت و اضطراری که موجب شد مصاحبه‌های بی‌بی‌سی به جای مستندی مطول، در قالب گزارشی مختصر ارائه شود، چیست؟
به نظر می‌رسد انهدام شبکه ۱۷ نفره جاسوسان CIA در کشور و ارتباطات پیدا و پنهان آنان با برخی مقامات، بی‌بی‌سی را دست به کار کرده تا با بهره برداری از یک افتضاح اطلاعاتی، با ادعای این‌همانی دو موضوع، همکاران داخلی و خارجی سازمان همسو را نجات دهد.

۴. تلاش آشکار بی‌بی‌سی، کشاندن دامنه‌ی آن افتضاح به دامن صداوسیما است. این درحالی است که می‌دانیم صداوسیما و هر رسانه‌ی دیگری صرفا منعکس کننده اظهارات و گزارش‌های مقامات داخلی و خارجی است. همچنان که ادعای دروغ مقامات آمریکایی در وجود تسلیحات کشتارجمعی در عراق را تمام رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی پوشش دادند، اما هیچ‌کدام از این رسانه‌ها از بابت پوشش کذب مذکور نه بازخواست شدند و نه عذرخواهی کردند.

۴. طبق اظهارات مصاحبه شوندگان در گزارش بی‌بی‌سی، متهمان، آزادی خویش را مدیون ورود مسؤلانه‌ی سازمان اطلاعات سپاه به موضوع هستند، این درحالی است که بی‌بی‌سی اصرار دارد ورود سپاه به موضوع را نه به دلیل مسؤلیت پذیری و اشراف به موضوع، بلکه به دلیل «اختلاف» میان سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ذکر کند.

۵. بار دیگر تجربه شد -امیدوارم بشود- که در عصر ارتباطات امکان کتمان چنین افتضاحاتی وجود ندارد و چه بهتر که نظام با به دست گرفتن ابتکار عمل و اذعان به اشتباهات خود یا خطا و خیانت پرسنل، روایت دست اول را پیش از دیگران ارائه کند، یا حداقل مستندات چندرسانه‌ای خود را برای چنین روزهایی آماده داشته باشد.

۶. توصیه می‌کنم متولیان امر، ضمن پذیرش اصل موضوع، به تبیین نیمه‌ی پر لیوان، یعنی ورود مسؤلانه به مسئله و آزادی بی‌گناهان، ولو به قیمت هجمه به «آبروی نظام» بپردازند. زیرا همانطور که می‌دانیم با وجود آن «اعترافات» و ایجاد پذیرش در افکار عمومی برای مجازات اعدام، راحت‌ترین اقدام، سلب حیات دستگیر شدگان بود.

۷. نه سکوت و خفقان و نه توجیه و تکذیب، افتضاح رخ داده در وزارت اطلاعات را تطهیر نخواهد کرد. متولیان امنیت کشور لازم است صریح و صادقانه، رودرروی مردم به تبیین موضوع و تشریح مجازات مجرمان بپردازند؛ در غیر این صورت به دست خود، تمام اعترافات به‌حق گذشته و آینده را به ورطه‌ی ابهام خواهند کشاند.

 

نگاشته شده در 15 مرداد 98

تناقضات

چگونگی ممانعت از کاهش قیمت طلا و ارز در بازار و زمینه سازی برای گرانی بیشتر جالب است. جالب تر آنکه همین رسانه در پی افزایش قیمت ها، سکان دار اعتصاب و آشوب در جامعه شده است.

سابقا رویه قوه این بود که حکم افراد ۱۵ تا ۱۸ سال، پس از پروسه قضایی اجرا گردد که با هجمه «اعدام کودکان را متوقف کنید» به پس از ۱۸ سالگی موکول شد. حال تماشا کنید تخطئه همین رویکرد را!

#خرملانصرالدین

عملیات فریب

فایل PDF مجموعه مطالب اینجانب با عنوان «عملیات فریب» در حوزه سواد رسانه

bayanbox.ir/info/1305243302062959881

بازیافت

به عنوان یک کارشناس رسانه هشدار می دهم فریب جنگ زرگری آمدنیوز با بی بی سی را نخورید. متلک پراکنی های کانال تحت حمایت موساد به رکن رسانه ای سازمان جاسوسی همکار (MI6) صرفا به جهت وجهه بخشی به رسانه ای است که اعتبارش در فتنه ۸۸ به سبب انتشار اخبار جعلی و مغرضانه مخدوش شده.

بی بی سی با فحش خوردن از رسانه بد نامی چون آمدنیوز در حال ترمیم چهره و تقویت اعتبار خود نزد اقشار خاکستری به جهت استفاده در فتنه پیش رو است.

بی بی سی کم دروغ نمی گوید و کمتر از آمدنیوز به خون این نظام تشنه نیست، اما همین رسانه کاذب به نسبت آمدنیوز کذاب، حکم ابوذر صدیق را دارد. بنابراین برای دروغ سنجی اخبار و گزارش های آمدنیوز کافی است مقایسه ای داشته باشید با بی بی سی.

اگر مطلبی را آمدنیوز زد و رسانه وابسته به رژیم سلطنتی انگلیس نزد، می توان مطمئن بود که آن خبر دروغ است.

اما اگر مطلبی را بی بی سی مستقل یا مشترک کار کرد، الزاما به معنای صحت خبر نیست، ممکن است دروغ باشد یا نباشد.