احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ» ثبت شده است

انقلاب دو فاز دارد، وجه سلبی و سرنگونی رژیم سلطنتی و مابعد انقلاب یعنی وجه ایجابی و برقراری جمهوری اسلامی.

وجه سلبی را امام و نیروهای ارزشی به خوبی و با سختی انجام دادند و در ۲۲ بهمن ۵۷ به ثمر رساندند؛ وجه ایجابی آن اما تازه از ۲۲ بهمن شروع شده و تا ابد ادامه خواهد داشت.

از این جهت، هم از لحاظ کمی و هم کیفی فاز سخت تر و طاقت فرسا تری است. وجه کمی را گفتم چون تا ابد ادامه دارد، اما چرا از بعد کیفی سخت تر است؟ چون دیگر به صرف نفی و حذف دیگران محقق نمی شود، همزمان باید تفکر و تمدن اسلامی را جامه ی عمل پوشاند، باید ساخت و با عوامل مخرب به مبارزه پرداخت.

مبارزه با فقر و فساد و تبعیض در این دوره البته سخت تر است، به دلایلی چون انشقاقی که بعد از فتح به وقوع می پیوندد، به دلیل ریا و نفاقی که مانع از رسوایی عناصر فاسد می شود. در آن دوره هدف مشخص بود، فقط همت لازم بود برای محقق شدن. در این دوره اما مفسدان سیاسی اقتصادی سوابق خود را سپر بلایشان می کنند و پشت نام و نشان شان مخفی می شوند. در این دوره هم سختی تشخیص را داریم و هم تحمل را. مفسدین این دوره برای خود حاشیه های امن درست کرده اند و ابزارهای متعددی برای مقابله با نظام و رهبری دارند. ابزارهایی چون اسرار گرو گرفته از نظام، حلقه ی متنفذان قدرت و ثروت، روشنفکران و توجیه گران معمم و مکلا و طیف هایی از مردم و هواداران جاهل که مهمترین نقش را در حفاظت از فسادی دارند که دودش ناخواسته چشم خودشان را هم کور کرده.

فساد فساد است و باید با آن مبارزه کرد. ریزش های انقلاب وجه اجتناب ناپذیر انقلاب هاست و ذره ای از قداست انقلاب ما نمی کاهد. ضرورت هر زیست و حیاتی چالش و مبارزه است، هر پیکری بی تردید گرفتار میکروب ها و انگل های محیط است.

فساد هایی که در جمهوری اسلامی از برخی دولت مردان سر می زند قابل توجیه نیست اصلا نباید هم توجیه کرد، باید مبارزه و رسوا کرد اما بدانیم مبارزه با چه کسی و چگونه. بدانیم مشکل از مظروف است، نه ظرف.

مبارزه یعنی تبیین اصول و آرمان ها و غربال افراد منطبق با این اصول. تا وقتی اصول اصول بماند امکان حذف ناپاکی ها هست، مشکل وقتی فاجعه می شود که اصول هم دچار تغییر شود، این آغاز انحطاط است و الا تا وقتی چارچوب و خط کش باشد، انحرافات قابل شناسایی است اما وای به بعد از آن.

الان نیروهای ارزشی و انقلابی در دوران بعد از انقلاب مظلومانه در حال مبارزه اند، دشمنان ملت مشغول چپاول اند آن وقت ما باید پاسخگوی اعمال آنها باشیم! اقشاری از مردم هم یخه ما را می گیرند! خودشان در انتخابات ها و غیره آب به آسیاب غارتگران می ریزند آن وقت نق اوضاع را به نیروهای انقلابی می زنند! به کسانی که عمرشان را صرف جهاد سازندگی و نظامی کرده اند.

می گوییم به ما چه؟ می گویند شما انقلاب کردید!

اصلا همین جمله، اول مصیبت است. این یعنی یک عده تنها به تماشاچی بودن اکتفا کرده اند و اصلاح امور را از دیگران توقع دارند!

شما انقلاب کردید یعنی چه؟! پس نقش شما چه می شود؟

ما انقلاب کردیم و می کنیم، اما مگر می شود با یک اکثریت تماشاچی و یک اقلیت منسجم منحرف نفوذی کارها را پیش برد؟

انقلاب هست، چون ضد انقلاب هست. انقلاب که تمامی ندارد. اینکه فکر کنیم انقلاب کردیم و تمام شد و رفت، یک خطای فاحش است. خروجی این تفکر انفعال و میدان دادن به عناصر نفوذی یا استحاله شده است. باید جنگید، باید از میراث امام محافظت کرد.

اگر تیر را می بینیم تیرانداز را هم ببینیم. نشود حکایت زمان حضرت علی(ع) که بزغاله های بچه های کوفی را اصحاب معاویه می دزدیدند، می گفتند علی دزدیده و با این خدعه کینه ها را به سمت حکومت علوی سرازیر می کردند.

زمان پیامبر را ببینید! پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود من برای تنزیل می جنگم و تو برای تأویل خواهی جنگید. جنگ های زمان پیامبر سخت تر بود یا حضرت علی؟

زمان پیامبر دشمن مشخص بود اما زمان حضرت علی خواص هم در تشخیص حق و باطل درمانده بودند. پیامبری که مجموعا ۲۳ سال به تربیت جامعه پرداخت، دخترش اولین قربانی امت پیامبر بعد رحلت ایشان بود. تا پیامبر رحلت کرد، مظلومیت انقلابی های راستین هم شروع شد، شروع شده بود، علنی شد. کودتای سقیفه رخ داد. دستان علی(ع) را بستند. حضرت فاطمه پاره تن پیامبر را کتک زدند و شهید کردند!

حدیث داریم بعد از پیامبر همه جز سه یا چهار نفر مرتد شدند!

چرا؟ چون همه تماشاچی بودند! فکر می کردند انقلاب کردند و تمام، دیگر وظیفه ای ندارند!

انقلاب را باید محافظت کرد، امام فرمود نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد، آیا ما عمل کردیم؟ چقدر در انتخاب ها و انتخابات ها معیار تعهد و تخصص را ملاک قرار دادیم؟ چه کسانی را بر مسند امور نشاندیم؟ اصلا رأی می دهیم؟ به چه کسی؟ با چه معیاری؟

اینها کف وظایف ماست، آیا به این حداقل عمل کرده ایم؟

(بخشی از عرایض اینجانب در یکی از محافل تهران)

خط تحریف

حال که حملات علیه رهبر انقلاب در حال اوج گرفتن است، می توان دریافت که بنا بر چه مأموریتی مورخ دربار هاشمی، جعفر شیر علی نیا، از چندی پیش تمام توان خود را می گذارد تا با پیوند زدن گزینشی و تحریف شده قطعات تاریخ انقلاب، «حکمت زدایی» از اندیشه و عمل امام و رهبری را در دستور کار خود قرار دهد.

نقل تاریخ است که مأموران معاویه حین غصب و سرقت بزغاله های کودکان کوفی می گفتند «دستور علی است» و اینچنین کینه و دشنام کوفیان را به سوی حضرت سوق می دادند...

#تکرارتاریخ #آمدنیوز #روحانی

۱. حتما می دانید که برنامه اینترنتی و گفتگو محور «خشت خام» به عاملیت حسین دهباشی مدتی است توقیف شده.

۲. حتما می دانید که این توقیف با رسیدن مصاحبه به آقای عباس امیر انتظام همزمان گشت که ظن رابطه علت و معلولی را در آن خصوص به ذهن متبادر می نماید.

۳. حتما به ارزش تاریخ نگاری به خودی خود، و مشخصا تاریخ شفاهی و تصویری در عصر ارتباطات واقفید.

۴. حتما مصاحبه دهباشی با عناصری چون صادق زیبا کلام، محمد نوری زاد و هادی غفاری را دیده اید و اینکه چگونه با ذکاوت مصاحبه گر، این افراد از حیث مبنا و منطق سیاسی کیش و مات می شوند.

۵. حتما شما هم مانند من می پرسید که چنین توقیفی با چه هدفی و از جانب چه کسانی صورت گرفته است. پاسخ را یافتید، حقیر را نیز لطفا بی خبر نگذارید!


مطالب مرتبط در خصوص تک نگاری های اینجانب از برخی برنامه های خشت خام:

فائزه هاشمی t.me/GhadiriNetwork/551

هادی غفاری t.me/GhadiriNetwork/849

صادق زیبا کلام t.me/GhadiriNetwork/1327

رو کم کنی!

جالب است که با فوت ابراهیم یزدی، جعفر شیر علی نیا، مورخ دربار هاشمی، ترجیح داده بدون اشاره به رفتار افراطی و زننده رفسنجانی با اعضای نهضت آزادی، به روایتی از گفتار تند ناطق نوری نسبت به این طیف بسنده کند. وی در آخرین مطلب کانال خود در این باره می نویسد:

«ناطق پیشنهادش دستگیری سران ملی مذهبی و نهضت آزادی بود. وی معتقد بود آن‌ها گروهی هستند که به دنبال براندازی هستند. او اعتقاد داشت حتی اگر لازم باشد و دیدیم که این‌ها به هرحال بحران ایجاد کردند و قصد براندازی دارند، آن‌ها را به سینه دیوار بگذاریم».

t.me/jafarshiralinia/167

این درحالی است آنچه را ناطق بر زبان آورد، هاشمی در عمل انجام داد! چنانکه ۲٧ سال قبل یعنی در ۲۳ خرداد ۶۹، ۲۳ نفر از اعضاء نهضت آزادی و افراد موسوم به ملی مذهبی‌ها به دلیل انتقاد از سیاست‌های اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی و به دستور وی بازداشت شدند. در همین رابطه عزت الله سحابی یکی از بازداشت شدگان سال ۶۹ می گوید:

«ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آنها من بودم... بعد از دستگیری ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را کم کنیم». 

alef.ir/vdcc41qix2bqix8.ala2.html?223080

پیرامون اصالت کتب «خاطرات تاج الملوک» (منتسب به مادر شاه) و «دخترم فرح» (منتسب به فریده دیبا) که به روایت رژیم پهلوی از زاویه دید شخصی می پردازد، از آقایان عبد الله شهبازی، محمد حسن روزی طلب و حسین دهباشی کسب اطلاع نمودم که نظر هر سه بر جعلی بودن آن خاطرات بود.

دکتر عبد الله شهبازی البته توضیحات بیشتری دادند مبنی بر اینکه نویسنده هر دو کتاب یک نفر است، هدف از اقدام جاعل مشخص نیست و بخش زیادی از دو کتاب و یا کتاب دخترم فرح -تردید از اینجانب است- از خاطرات ارتشبد حسین فردوست و اسناد ساواک به سرقت رفته است.

به نظر اینجانب البته با توجه به مطالب نابی که خصوصا در کتاب دخترم فرح گردآوری شده، هدف جاعل یکجا گردآوردن نقاط سیاه حکومت پهلوی است، تا با جعلی عنوان شدن «من قال»، تمام «ما قال» نیز یکجا بی اعتبار قلمداد گردد، وگرنه انگیزه دیگری نمی توان برای چنین اقدامی قائل شد؛ خصوصا که سودی از فروش این کتب نیز در ایران عاید نویسنده خارج نشین نمی شود.

مکتب هاشمیسم!

تاریخ نگاری به شیوه جعفر شیر علی نیا که حتی در عکس یادگاری با هاشمی نیز نمی توانست دست ارادت بر سینه نگذارد، چنین است که روایات هاشمی از مسائل مختلف را شاخص و به مثابه آیات _آن هم از نوع محکمات_ می پندارد و بعد فرمایشات رهبری را با آن سنجیده، آنگاه نتیجه می گیرد که تبیین رهبری صحیح بوده یا خیر!

این هم یک مکتب تاریخ نگاری است دیگر، مکتب هاشمیسم!