احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حزب الله» ثبت شده است

بد و بدتر

بد آن است که آمریکا پس از بهره بری کامل از مواهب برجام در عین نقض مکرر آن با اعمال تحریم های متعدد و از بین بردن سرمایه های مادی و انسانی هسته ای کشورمان، اکنون تیر خلاص را هم به توافق بزند و با شوک روانی و اقتصادی، بازار و جامعه را ملتهب نماید.

بدتر آن است که پس از زهر چشم کنونی از افکار عمومی ایران، بر سر کشور منت نهاده و اعلام دارد تا تاریخی مشخص و برای معامله ای معین، در برجام می ماند تا دولت و ملت هراسان از گرانی را به سوی خلع سلاح و خودکشی پی کند.  

کمک های مالی و نظامی ایران به لایه های دفاع منطقه ای اش چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامی، برای بدخواهان و ساده اندیشان همواره محل بحث و نزاع های سیاسی بوده است.

فارغ از مبانی امنیتی دکترین دفاعی کشور در این خصوص، رقم اعطایی ایران به این سه نهاد منطقه ای بیش از واقعیت، در اذهان تصور می شود.

به اذعان رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل در سال جاری، میزان کمک مالی سالانه ایران به حزب الله، جهاد اسلامی و حماس به ترتیب ۷۵، ۷۰ و ۵۰ میلیون دلار است. رقمی که طبیعتا برای عموم، بسیار کمتر از آنچه متصور اند می باشد.

در برآوردی دیگر اما وزارت دفاع آمریکا میزان کمک ایران به حزب الله را ۲۰۰ میلیون دلار اعلام کرده است، رقمی که به دلیل همزمانی اعلام آن با اعمال تحریم جدید علیه حزب الله لبنان، ظن انتزاعی بودن آن می رود.

اما به فرض صحت این رقم حداکثری، خوب است این مبلغ را در عرصه تجهیزات و ادوات نظامی عینی سازی نماییم.

جالب است بدانید رقم ۲۰۰ میلیون دلار در مقیاس نظامی مطلقا «هیچ» است. آنچنانکه قیمت یک عدد زیردریایی آلمانی «دلفین» که قرارداد تحویل ششمین فروند آن به اسرائیل مربوط به سال جاری میلادی (۲۰۱۷) می باشد، به گفته نشریه صهیونیستی و دست راستی «اشپیگل» حدود ۴۰۵ میلیون یورو (معادل ۴۷۷ میلیون دلار) است. 

یعنی کل رقم اعطایی سالانه ایران به حزب الله به روایت آمریکا، کمتر از نصف از قیمت یک زیردریایی تحویلی به اسرائیل و کمتر از یک ششم آن، به روایت رژیم صهیونیستی است.

معمای استعفا

خلاء قدرت در لبنان امری خلاف قاعده و روال نیست، حتی اعلام استعفای سعد حریری از داخل عربستان و به واسطه شبکه تلویزیونی سعودی نیز با توجه به روابط پیدا و پنهان وی با عربستان چندان تعجب آور نمی باشد. اما آنچه قابل تأمل و هشدار برانگیز است، متن بیانیه نخست وزیر لبنان است، نه آنجا که مذمت ایران را می کند، بلکه جایی که می گوید شرایط کنونی، همچون شرایط پیش از ترور پدرش، رفیق حریری است.

می دانیم که ترور رفیق حریری، آغازی بر تحولات گسترده لبنان بود که این کشور را به مرز تجزیه و وادی جنگ کشاند.

به گواه تاریخ، یک سال و نیم بعد از حادثه ترور، اسرائیل جنگ ۳۳ روزه را آغاز کرد، نبردی که اگرچه بهانه اش انجام عملیات «الوعد الصادق» از سوی حزب الله بود، اما به اذعان قاضی «وینوگراد» مسئول اسرائیلی کمیته حقیقت یاب رژیم صهیونیستی، طرح آن به صورت قطعی وجود داشت و عملیات مذکور صرفا چند ماهی واقعه را جلو انداخت.

از این روی، و مبتنی بر آنچه در بازه زمانی ترور حریری تا حمله اسرائیل به لبنان گذشت، می توان و در واقع می بایست در خصوص توطئه سعودی صهیونیستی در حمله ای دیگر به حزب الله نگران بود، آن هم پس از قرین شدن موضوع با شکست قطعی و نهایی داعش و نیز تحریم جدید و فراگیر سپاه و حزب الله توسط آمریکا.

اما آنچه در میانه سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ مبتنی بر شرایط پس از ترور حریری بر لبنان گذشت به این شرح است:

۱۴ فوریه ۲۰۰۵ ترور رفیق حریری،

۵ مارس ۲۰۰۵ اعلام خروج ارتش سوریه از لبنان،

۸ مارس ۲۰۰۵ تظاهرات گسترده حامیان مقاومت،

۱۴ مارس ۲۰۰۵ تظاهرات گسترده مخالفان مقاومت،

۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶ حمله اسرائیل به لبنان و آغاز جنگ ۳۳ روزه.

سناریوهای پیش روی کشور در تصویب تحریم CIDA:

۱. تحریم سپاه توسط دولت و بخش خصوصی (فریز توان نظامی کشور)

۲. تحریم کل کشور توسط آمریکا به دلیل عدم تحریم سپاه توسط دولت

۳. خروج از برجام توسط مجلس یا دولت

۴. خروج از برجام با حکم رهبری

۵. حفظ برجام توسط دولت و ورود به برجام منطقه ای و اعطای امتیازاتی چون به رسمیت شناختن اسرائیل، خلع سلاح حزب الله، کاهش توان موشکی و واگذاری سوریه برای/به بهانه رهایی از تحریم جدید (کاهش توان دفاعی کشور)


ملاحظات:

کم هزینه ترین حالت در موقعیت کنونی و در عین حال بعیدترین احتمال (به دلیل اتفاق اراده دولت و مجلس بر توجیه تحریم) بند ۳ است.

پرهزینه ترین حالات بندهای ۴ و ۵ است که در صورت عدم همراه کردن افکار عمومی، اعمال بند ۴ در کوتاه مدت منجر به آشوب و جنگ داخلی می گردد.

اعمال بند ۵ نیز که به دلیل اتفاق اراده دولت های ایران و آمریکا محتمل ترین گزینه است، در بلند مدت و حتی میان مدت منجر به فروپاشی توان دفاعی کشور و به حداکثر رسیدن احتمال حمله نظامی خارجی است.