احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسانه» ثبت شده است

فرمول تصویر سازی

همانطور که حجم یک شئ را «طول، عرض و ارتفاع» آن تشکیل می‌دهد، ابعاد تصویر ذهنی از یک وزن‌کشی سیاسی-اجتماعی را نیز «کمیت، کیفیت و رؤیت» آن به‌وجود می‌آورد.
کمیت، تعداد نفراتی است که برای اعلام موضع گرد هم آمده‌اند.
کیفیت، شدت و حدت انگیزه و موضع افراد است.
رؤیت نیز ضریبی است که یک واقعه در رسانه‌های جمعی و اجتماعی می‌گیرد و دیده می‌شود.
بنابراین به هر میزان که هر کدام از مؤلفه‌های کمیت، کیفیت یا رؤیت بیشتر باشد، ابعاد انگاره و تصویر ذهنی جامعه از آن واقعه بزرگتر خواهد بود.
برای تقریب به ذهن می‌توان گفت حضور توأم با سکوت ۱۰ نفر (کمیت بیشتر) وزن و ابعاد برابری دارد با فریاد ۱ نفر (کیفیت بیشتر)؛ و حضور ۱ مرتبه دیده شده ۱۰ نفر (کمیت بیشتر) برابر است با حضور ۱ نفر که توسط ۱۰ نفر دیده شده (رؤیت بیشتر).
فرمول مهمِ «ابعاد انگاره = کمیت × کیفیت × رؤیت» مبنای کلی و عمومی عملیات‌های روانی علیه جامعه هدف است؛ آنچنانکه طرف مقابل با علم به قلت عددی خود (کمیت) اندک جماعتی را که به طور سازماندهی شده در یک نقطه جمع می‌کند، با طرح شعارهای ساختار شکن (کیفیت) و ضریب‌دهی بالای رسانه‌ای (رؤیت) به عنوان جریان غالب، قالب نموده و ابعاد انگاره مطلوب را حجیم جلوه می‌دهد.

برنامه «عصر جدید» فقط معرفی کننده پدیده‌ها نیست، خود نیز یک پدیده و نیاز امروز جامعه ما است:

اول. #فرهنگ_عمومی
در اخبار خواندم ۴۰٪ بیکاران فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها هستند؛ جمعیت زیادی از جوانان که بنابر جبر اجتماعی وقت خود و منابع آموزشی را اتلاف کرده و درس و دانشگاه برای‌شان کارکردی جز یک پرستیژ تنزل کرده ندارد.
اولین دستاورد مهم عصر جدید، تغییر پارادایم ارزش‌های اجتماعی است و اینکه استعداد و منزلت محدود به «دکتر» و «مهندس» شدن نیست.

دوم. #امید_آفرینی
پرتاب استعدادهای گمنام از دورترین نقاط کشور به مراحل بالاتر، مؤلفه دیگر این برنامه است. اینجا سخن از «کشف استعداد» که در بند پیش گفته شد نیست؛ موضوع ایجاد موج «امید» و «امیدآفرینی» در ده‌ها میلیون بیننده‌ای است که با تمام وجود با شرکت کنندگان همذات پنداری می‌کنند.

سوم. #نشاط_اجتماعی
ایجاد فضایی مفرح و شاد که به عنوان خط فرعی و همیشگی برنامه دنبال می‌شود امتیاز دیگر برنامه و نیاز ضروری جامعه است.

چهارم. #وحدت_ملی
افزایش ضریب همدلی عمومی و وحدت ملی، چهارمین دستاورد بزرگ عصر جدید است. جایی که در یک طرف همه اقشار و تفکرات به عنوان تماشاچی درکنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و در طرف دیگر استعدادهای مختلف از اقوام متنوع ایرانی روی صحنه می‌روند و همه در موقعیتی یکسان و برابر به هنرنمایی می‌پردازند.

عصر جدید برای این چهار دستاورد بزرگ چهار چراغ سفید می‌گیرد، گرچه لایق زنگ طلایی نیز هست.

گلوله و رسانه

گلوله و رسانه شاید در بدو امر دو موضوع متفاوت به نظر برسد اما در تمام نبردها، جنگ سخت و جنگ نرم همزاد و مکمل یکدیگر بوده است که جنگ اوکراین نیز از این قاعده مستثناء نیست.
جبهه غرب هرچقدر در حوزه نظامی دربرابر روسیه از خود انفعال نشان داده، در جنگ رسانه‌ای بیش فعال ظاهر شده.
نتیجه آنکه کرملین برای کاهش فشار رسانه‌ای و تبعات سیاسی آن ناچار از نمایش نبرد تمیز و غیرخونین است که همین احتیاط باعث کندی پیشروی ارتش و افزایش تلفات آن شده و اینجاست که دوباره و از منظری دیگر رسانه وارد می‌شود و با بزرگنمایی همین موضوع، اوکراین را باتلاق روسیه و پوتین را عامل خسارات و تلفات ارتش می‌نامد.
به عبارت دیگر رسانه ناتو به‌مثابه شطرنج‌بازی قهار، برای هر حرکت حریف برنامه دارد و اگر مات نکند، به کرات موقعیت کیش ایجاد می‌نماید.

نکات ارتباطات

‏چند نکته رسانه‌ای به بهانه خبر مهم امروز:
۱. وقتی می‌خواهیم خواست‌ها و ذهنیت‌های مخاطب را کشف کنیم، بهترین راه این است که پاسخ معما را به طرف مقابل بسپاریم.
از حدس‌های کاربران پیرامون موضوع، می‌شد فهمید هرکس در چه فضایی سیر می‌کند: آزمایش موشکی، محاکمه روحانی و غیره.
‏۲. در فاصله اعلام وجود یک واقعه مهم تا بیان جزییات آن، باور پذیری شایعه به دلیل عطش مردم به دانستن، به اوج می‌رسد.
خصوصا که افراد زیادی آرزو دارند خود را «وصل» نشان دهند و اگر مطلب کذبی طرح شود، همه به سرعت آن را به عنوان خبر «موثق» آن‌هم با ژست «خبرها به ما می‌رسد» بازنشر می‌کنند.
‏۳. اگر پیش از اعلام خبر، بیش از حد بر اهمیت آن تاکید شود، اثر عکس دارد. زیرا انتظار و ذهنیت‌هایی فراتر از واقعه شکل می‌گیرد و خبر مهم واقع شده، در مقایسه با خبر مورد انتظار افکارعمومی، کم اهمیت جلوه می‌کند.

اثر ناخودآگاه

این کلیپ‌های آزمایش‌های اجتماعی را دیده‌اید که نشان می‌دهد یک نوع نوشابه را داخل دو عدد بطری با مارک‌های متفاوت می‌ریزند و مردم می‌خورند و از مزه یکی تعریف می‌کنند؟
یا آن مورد که افرادی در همراهی ذهنی با جماعتی، گزینه غلطی را که آن‌ها به طور هماهنگ اعلام کرده‌اند، انتخاب می‌کنند؟
‏وقتی مسائل ذهنی تا این حد بر حس چشایی و بینایی تأثیر دارد، گمان می‌کنید بر تفکر سیاسی اثر ندارد؟
اکثرا بدون آنکه خود بدانند، متأثر از فضای غالب و اولین کنش-واکنش‌های رسانه‌ای هستند و براساس جو حاکم موضع می‌گیرند.
کارکرد پروژه بگیران نیز اعلام مواضع شاذ و خط‌دهی به افکارعمومی است.

نیم‌کلاچ

 

یک تفاوت مهم انتخاباتی اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب با طیف انقلابی این است که آن‌ها به گواه چند انتخابات اخیر، این توان را دارند که جامعه مخاطبین‌شان را در یک نیم روز پای صندوق‌ها بیاورند و ورق را برگردانند.

کافی‌ست چند کلیپ اثرگذار، با قدرت در شبکه‌های اجتماعی پمپاژ، و بی‌بی‌سی و منوتو وحشت‌آفرینی کنند و سلبریتی‌های سیاسی و هنری به مردم فراخوان دهند.

آن وقت میلیون‌ها رأی خاموش سرازیر می‌شود به سمت نامزدشان.

فریب پیشتازی کنونی رییسی و ژست شبه‌تحریمی‌ای که اصلاح‌طلبان گرفته‌اند را نخورید.

فعلا در وضعیت «نیم‌کلاچ» هستند تا بنابر اقتضاء بزنند روی گاز (مشارکت) یا ترمز (تحریم).

اگر اراده کنند برای حرکت، با سرعت و ظرف نیم روز می‌توانند سبقت بگیرند.

خصوصا که هنوز برگ برنده‌هایی چون مولوی عبدالحمید (پیش از انتخابات) و رحمانی فضلی (حین انتخابات) را هم رو نکرده‌اند.

وضعیت پیچیده و خطرناک است و جبهه انقلاب در خواب.

مجازی تقریبا اشباع است، محافل و میادین حضوری را دریابید.

تلفن را برداشته و با اقوام و دوستان‌تان گفتگو کنید.

در فضای مجازی به توییتر محدود نشوید و از اتلاف وقت در کلاب‌هاوس اکیداً پرهیز کنید.

زمین بازی، تلگرام، اینستاگرام و واتساپ است.

۱۴۰۰/۳/۱۶

تله صوتی

 

‏نزدیک انتخابات و شب قدر سرنوشت هشت‌ساله کشور، به‌جای جهاد تبیین، اسباب‌بازی جدیدی پیدا کرده‌اند برای وراجی‌های خاله‌زنکی و با وقاحت هم نامش را گذاشته‌اند جنگ‌نرم!
تا دیروز خواهش می‌کردم محدود به توییتر نشوند و مردم کوچه و بازار را دریابند، امروز اما می‌گویم صد رحمت به توییت‌بازی!

 

پی‌نوشت: دیشب برای اولین‌بار با حضور جمع ۳۰ نفره‌ای از اعضای فرهیخته گروه بحث ۳ ساعته بسیار خوبی داشتیم پیرامون عملکرد وزارت خارجه.
به عبارت دیگر اگرچه شکل صوتی و محتوای گفتگو جدید و جذاب بود اما ۹۰ ساعت از وقت جمعیِ ما رفت.
درحالیکه آن ۳ ساعت برای شخص بنده معادل بود با زمان لازم برای نگارش ۲ مقاله تبیینی با حدود ۱۰هزار بازدید و یا ۵ توییت با تقریبا هر کدام به همان میزان مخاطب که می‌شود تقریبا ۱۰۰هزار بازدید در کل با احتساب جمع بازدیدها در توییتر و خصوصا کانال‌های تلگرامی منتشر کننده توییت‌ها.
ببینید چه چیزی را با چه چیزی عوض می‌کنیم!
گپ با مخاطب اندکِ غیرقابل تغییر را گرفته‌ایم و ذهن‌های آماده و تاثیرپذیر را رها کرده‌ایم.
حال آیا سرمایه‌گذاری بر کلاب‌هاوس، آن‌هم در آستانه انتخابات مطلقا ضرر است؟
از نظر کمیت، بله؛ اما از نظر کیفیت اثرگذاری، شاید آری و شاید نه.
این امکان حضور و مشارکتِ دوطرفه در بحث، شاید مصداق همان تخاطب ضروری‌ای باشد که رهبرانقلاب سال‌ها پیش تاکید نمودند.
ضمن آنکه با ضبط و انتشار صوت گفتگوها در دیگر پیام‌رسان‌ها، این ضعف در بهره‌وری، تاحدی قابل جبران است.

 

 

 

مشکل از جایی شروع شد که به جای کار فرهنگی در مهد و مدرسه و مسجد و محله، رفتیم چسبیدیم به توییتر.
داخل یک اتاق دربسته مجازی نشستیم و طوفان و هیاهو کردیم به خیال اینکه گوش فلک را کر و قله‌های مجازی را فتح می‌کنیم.
غافل از اینکه صدایی از آن اتاق کوچک و البته جذاب، بیرون نمی‌رود و مردم ایران خارج از اتاق توییتر و حتی خانه مجازی، و در کوچه و بازار حقیقی زیست می‌کنند.
وقتی مرور می‌کنم که چه شد که عرصه حقیقی را رها کردیم و شاخه خاصی از مجازی (توییتر) را چسبیدیم و در آن هم تمام توان و تلاش را صرف عبث‌ترین اقدام (ترند هشتگ) کردیم، به این نتیجه می‌رسم که سال ۸۸ یک اقلیت محض، وقتی در صندوق‌ها و علی الارض از جبهه انقلاب و اکثریت مردم شکست خوردند، تنها راه تنفس و ابراز وجودشان مجرای مجازی بود که در آن ترند کردن هشتگ برای‌شان تقلایی مضحک برای اکثریت نمایی شد.
اینجا بود که خیلی از دوستان انقلابی ما تصمیم گرفتند برای خارج کردن آن عرصه از دست ضدانقلاب، سنگر مجازی را هم فتح کنند، اما نتیجه عملا شد رها کردن عرصه‌های واقعی میدان و رفتن به کنج توییتر.
به تعبیر دیگر شبکه‌سازی اجتماعی را به شبکه‌های اجتماعی فروختیم.

 

ما در ایران بیش از اینکه با «افکارعمومی» مواجه باشیم، با «افکارسازی عمومی» مواجهیم.
فرق است میان آنچه نظر عموم است و آنچه مردم گمان می‌کنند نظر عموم است.
اولی حاصل‌جمع افکار تک‌تک افراد جامعه است که افکار عمومی نامیده می‌شود.
اما دومی تصوری است که تک‌تک افراد راجع به کلیت نظر جامعه دارند.
به واسطه پروپاگاندای ضدانقلاب در شبکه‌های اجتماعی، فاصله بسیار و البته نامحسوسی میان نظر اکثریت و تصور مردم از نظر اکثریت ایجاد شده است.
کافی است اکثریت مردم با القائات رسانه‌ای به اشتباه تصور کنند که اکثریت نظر خاصی دارند تا عملا و نادانسته در اقلیت قرار بگیرند و سکوت و تسلیم را در برابر اکثریت انتزاعی پیشه کنند.

 

میانگین‌سازی ذهنی چیست؟
یک تاکتیک عملیات روانی برای تغییر انگاره‌هاست مبنی‌بر اینکه برای جابجایی ذهنیت افکارعمومی از نقطه A به نقطه‌ B لازم است تا روی نقطه C تمرکز شود تا ذهنیت‌ها به‌طور میانگین به نقطه B نزدیک گردد.
طبق این تاکتیک است که برای اینکه محبوب یک ملت بودن قاسم سلیمانی (A) را نفی کنند، منتهی الیه قطب دیگر این انگاره را با پیش‌انداختن چند نفر برای اهانت و ابراز خوشحالی از ترور او (C) و موج‌سازی سنگین روی آن آغاز می‌کنند تا افکارعمومی به این تصور برسد که سردار سلیمانی، موافقان و درعین‌حال مخالفان دوآتشه بسیاری داشته است (B).
مصادق دراین خصوص بسیار است که جدیدترین مورد آن ابراز همدردی در اعدام روح‌الله زم بود.
پاتک این تاکتیک چیست؟
استفاده از همین روش علیه آن؛ یعنی اگر طرف مقابل از لزوم آزادی سران فتنه می‌گوید، تا همان حصر نیم‌بند را هم تخطئه کند، باید در سوی دیگر از لزوم اعدام سران فتنه بگوییم تا نه تنها حصر تثبیت شود که حتی تخفیف و ترحمی از سوی نظام به حال آنان تلقی گردد.
تاکتیک مذکور خصوصا در فضای مجازی بسیار پرکاربرد است و تقریبا در تمام پدیده‌های سیاسی استفاده می‌شود و در افکارعمومی و حتی نخبگان سیاسی قربانی می‌گیرد.