احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسانه» ثبت شده است

نیم‌کلاچ

 

یک تفاوت مهم انتخاباتی اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب با طیف انقلابی این است که آن‌ها به گواه چند انتخابات اخیر، این توان را دارند که جامعه مخاطبین‌شان را در یک نیم روز پای صندوق‌ها بیاورند و ورق را برگردانند.

کافی‌ست چند کلیپ اثرگذار، با قدرت در شبکه‌های اجتماعی پمپاژ، و بی‌بی‌سی و منوتو وحشت‌آفرینی کنند و سلبریتی‌های سیاسی و هنری به مردم فراخوان دهند.

آن وقت میلیون‌ها رأی خاموش سرازیر می‌شود به سمت نامزدشان.

فریب پیشتازی کنونی رییسی و ژست شبه‌تحریمی‌ای که اصلاح‌طلبان گرفته‌اند را نخورید.

فعلا در وضعیت «نیم‌کلاچ» هستند تا بنابر اقتضاء بزنند روی گاز (مشارکت) یا ترمز (تحریم).

اگر اراده کنند برای حرکت، با سرعت و ظرف نیم روز می‌توانند سبقت بگیرند.

خصوصا که هنوز برگ برنده‌هایی چون مولوی عبدالحمید (پیش از انتخابات) و رحمانی فضلی (حین انتخابات) را هم رو نکرده‌اند.

وضعیت پیچیده و خطرناک است و جبهه انقلاب در خواب.

مجازی تقریبا اشباع است، محافل و میادین حضوری را دریابید.

تلفن را برداشته و با اقوام و دوستان‌تان گفتگو کنید.

در فضای مجازی به توییتر محدود نشوید و از اتلاف وقت در کلاب‌هاوس اکیداً پرهیز کنید.

زمین بازی، تلگرام، اینستاگرام و واتساپ است.

۱۴۰۰/۳/۱۶

تله صوتی

 

‏نزدیک انتخابات و شب قدر سرنوشت هشت‌ساله کشور، به‌جای جهاد تبیین، اسباب‌بازی جدیدی پیدا کرده‌اند برای وراجی‌های خاله‌زنکی و با وقاحت هم نامش را گذاشته‌اند جنگ‌نرم!
تا دیروز خواهش می‌کردم محدود به توییتر نشوند و مردم کوچه و بازار را دریابند، امروز اما می‌گویم صد رحمت به توییت‌بازی!

 

پی‌نوشت: دیشب برای اولین‌بار با حضور جمع ۳۰ نفره‌ای از اعضای فرهیخته گروه بحث ۳ ساعته بسیار خوبی داشتیم پیرامون عملکرد وزارت خارجه.
به عبارت دیگر اگرچه شکل صوتی و محتوای گفتگو جدید و جذاب بود اما ۹۰ ساعت از وقت جمعیِ ما رفت.
درحالیکه آن ۳ ساعت برای شخص بنده معادل بود با زمان لازم برای نگارش ۲ مقاله تبیینی با حدود ۱۰هزار بازدید و یا ۵ توییت با تقریبا هر کدام به همان میزان مخاطب که می‌شود تقریبا ۱۰۰هزار بازدید در کل با احتساب جمع بازدیدها در توییتر و خصوصا کانال‌های تلگرامی منتشر کننده توییت‌ها.
ببینید چه چیزی را با چه چیزی عوض می‌کنیم!
گپ با مخاطب اندکِ غیرقابل تغییر را گرفته‌ایم و ذهن‌های آماده و تاثیرپذیر را رها کرده‌ایم.
حال آیا سرمایه‌گذاری بر کلاب‌هاوس، آن‌هم در آستانه انتخابات مطلقا ضرر است؟
از نظر کمیت، بله؛ اما از نظر کیفیت اثرگذاری، شاید آری و شاید نه.
این امکان حضور و مشارکتِ دوطرفه در بحث، شاید مصداق همان تخاطب ضروری‌ای باشد که رهبرانقلاب سال‌ها پیش تاکید نمودند.
ضمن آنکه با ضبط و انتشار صوت گفتگوها در دیگر پیام‌رسان‌ها، این ضعف در بهره‌وری، تاحدی قابل جبران است.

 

 

 

مشکل از جایی شروع شد که به جای کار فرهنگی در مهد و مدرسه و مسجد و محله، رفتیم چسبیدیم به توییتر.
داخل یک اتاق دربسته مجازی نشستیم و طوفان و هیاهو کردیم به خیال اینکه گوش فلک را کر و قله‌های مجازی را فتح می‌کنیم.
غافل از اینکه صدایی از آن اتاق کوچک و البته جذاب، بیرون نمی‌رود و مردم ایران خارج از اتاق توییتر و حتی خانه مجازی، و در کوچه و بازار حقیقی زیست می‌کنند.
وقتی مرور می‌کنم که چه شد که عرصه حقیقی را رها کردیم و شاخه خاصی از مجازی (توییتر) را چسبیدیم و در آن هم تمام توان و تلاش را صرف عبث‌ترین اقدام (ترند هشتگ) کردیم، به این نتیجه می‌رسم که سال ۸۸ یک اقلیت محض، وقتی در صندوق‌ها و علی الارض از جبهه انقلاب و اکثریت مردم شکست خوردند، تنها راه تنفس و ابراز وجودشان مجرای مجازی بود که در آن ترند کردن هشتگ برای‌شان تقلایی مضحک برای اکثریت نمایی شد.
اینجا بود که خیلی از دوستان انقلابی ما تصمیم گرفتند برای خارج کردن آن عرصه از دست ضدانقلاب، سنگر مجازی را هم فتح کنند، اما نتیجه عملا شد رها کردن عرصه‌های واقعی میدان و رفتن به کنج توییتر.
به تعبیر دیگر شبکه‌سازی اجتماعی را به شبکه‌های اجتماعی فروختیم.

 

ما در ایران بیش از اینکه با «افکارعمومی» مواجه باشیم، با «افکارسازی عمومی» مواجهیم.
فرق است میان آنچه نظر عموم است و آنچه مردم گمان می‌کنند نظر عموم است.
اولی حاصل‌جمع افکار تک‌تک افراد جامعه است که افکار عمومی نامیده می‌شود.
اما دومی تصوری است که تک‌تک افراد راجع به کلیت نظر جامعه دارند.
به واسطه پروپاگاندای ضدانقلاب در شبکه‌های اجتماعی، فاصله بسیار و البته نامحسوسی میان نظر اکثریت و تصور مردم از نظر اکثریت ایجاد شده است.
کافی است اکثریت مردم با القائات رسانه‌ای به اشتباه تصور کنند که اکثریت نظر خاصی دارند تا عملا و نادانسته در اقلیت قرار بگیرند و سکوت و تسلیم را در برابر اکثریت انتزاعی پیشه کنند.

 

میانگین‌سازی ذهنی چیست؟
یک تاکتیک عملیات روانی برای تغییر انگاره‌هاست مبنی‌بر اینکه برای جابجایی ذهنیت افکارعمومی از نقطه A به نقطه‌ B لازم است تا روی نقطه C تمرکز شود تا ذهنیت‌ها به‌طور میانگین به نقطه B نزدیک گردد.
طبق این تاکتیک است که برای اینکه محبوب یک ملت بودن قاسم سلیمانی (A) را نفی کنند، منتهی الیه قطب دیگر این انگاره را با پیش‌انداختن چند نفر برای اهانت و ابراز خوشحالی از ترور او (C) و موج‌سازی سنگین روی آن آغاز می‌کنند تا افکارعمومی به این تصور برسد که سردار سلیمانی، موافقان و درعین‌حال مخالفان دوآتشه بسیاری داشته است (B).
مصادق دراین خصوص بسیار است که جدیدترین مورد آن ابراز همدردی در اعدام روح‌الله زم بود.
پاتک این تاکتیک چیست؟
استفاده از همین روش علیه آن؛ یعنی اگر طرف مقابل از لزوم آزادی سران فتنه می‌گوید، تا همان حصر نیم‌بند را هم تخطئه کند، باید در سوی دیگر از لزوم اعدام سران فتنه بگوییم تا نه تنها حصر تثبیت شود که حتی تخفیف و ترحمی از سوی نظام به حال آنان تلقی گردد.
تاکتیک مذکور خصوصا در فضای مجازی بسیار پرکاربرد است و تقریبا در تمام پدیده‌های سیاسی استفاده می‌شود و در افکارعمومی و حتی نخبگان سیاسی قربانی می‌گیرد.

۱/ بچه‌های مدرسه را در نظر بگیرید که در هر زنگ تفریح تمایل دارند کنار هم حرف بزنند و اگر وقت خود را صرف صحبت با دیگران نکنند، منزوی می‌شوند.
اگر اتفاق مهمی نظیر غش کردن معلم یا آتش‌سوزی در کلاس رخ داده باشد، موضوع گفتگو مشخص است: غش و آتش.

‏۲/ اما اگر اتفاق خاصی نیفتاده باشد، «حرف» سوژه خود را پیدا می‌کند: خواب آلودگی یا دفتر جدید یک همکلاسی!
حال اگر این «عدم واقعه» چند زنگ ادامه داشته باشد، تا سوژه شدن یک اتفاق مهم، همان واقعه بی‌اهمیت، موضوع حرافی‌ها خواهد ماند و از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار خواهد گرفت!

‏۳/ شبکه‌های اجتماعی و توییتر، بستری است برای اطفاء شهوت شهرت و دیده شدن.
دیده نشدن نیز با نبودن تفاوتی ندارد.
باید مانند بچه مدرسه‌ای‌ها در گعده‌ها حضور همیشگی داشته باشی و حرف بزنی تا منزوی نشوی!
هر روز راجع به یک موضوع و اگر موضوع جدیدی نبود، تا اطلاع ثانوی، حول همان موضوع!

‏۴/ اینگونه است که اظهارنظر پیرامون وضعیت بورس و قیمت‌ها داغ است «تا» تغییر جزئی جلد یک کتاب دبستان «تا» وضع مالی پناهیان و «تا» فوت آیت‌الله صانعی!
درجه اهمیت این موضوعات نیز اگرچه غیرقابل مقایسه است، اما تماما تیتر نخست تایم‌لاین است «تا» زنگ تفریح بعدی و سبقت کاربران برای افاضه فیض.

 

پی‌نوشت | ‏رهبر انقلاب ۹۶/۳/۱۷ در دیدار دانشجویان با ایشان:
«فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است اما کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیامهایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریه لازم است».

نسل اینستاگرام

 

‏نمی‌دانم آقامیری دقیقا چه چیزی را بساط کاسبی قرار داده!
نص صریح آیات و روایات که توبه را راه بخشش ‎#هر گناهی ذکر کرده.
اگر بحثش این است که چرا ‎#نظام نمی‌بخشد، جهت اطلاع:
بازیگران، ساواک و ارتشی‌های پیوسته به انقلاب مشغول به کار هستند و افراد بریده از نفاق نیز زندگی خود را دارند.

‏واقعا حرف حساب او چیست؟
عقاب الهی را رد می‌کند یا مجازات قضایی را؟
جز دکلمه‌ای احساسی چه حرف منطقی یا حتی جدیدی داشته؟
ظاهرا آن شیخ شهرت‌طلب نیز مانند عناصر خشونت طلب دیروز و اصلاح‌طلب امروز نظیر تاجزاده، گنجی و مخملباف، راه فریب افکار عمومی را پیدا کرده؛ گرچه قدری دیر، اما موفق!

‏واقعیت این است که بیشترین تقصیر متوجه متولیان فرهنگ و آموزش کشور است.
تا طالب یک شئ باشد، کاسب آن نیز هست.
تنزل نسل و عوام شدن عموم، علت و یا معلول واقعیتی چون تغییر سبک زندگی است.
برای ‎#نسل_اینستاگرام که تتلو خواننده‌اش باشد و روحانی رئیس‌جمهورش، باید هم آقامیری شارح شرع گردد.

 

ضمیمه | توبه و عفو در قانون مجازات اسلامیِ نظام جمهوری اسلامی

‏ماده ۱۱۴: در جرائم موجب حد [زنا، لواط، مساحقه، تفخیذ، قوادی، شرب خمر، سرقت، سب النبی، بغی و افساد فی الارض] به استثنای قذف و محاربه هرگاه متهم قبل از اثبات جرم، ‎توبه کند و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، حد از او ساقط می‌گردد.
همچنین اگر جرائم فوق غیر از قذف با اقرار ثابت شده باشد، در صورت توبه مرتکب حتی پس از اثبات جرم، دادگاه می تواند عفو مجرم را توسط رئیس قوه قضاییه از مقام رهبری درخواست نماید.
تبصره: توبه محارب قبل از دستگیری یا تسلط بر او موجب سقوط حد است.

‏ماده ۱۱۵: در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت چنانچه مرتکب توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات ساقط می‌شود. در سایر جرائم موجب تعزیر دادگاه می‌تواند مقررات راجع به تخفیف مجازات را اعمال نماید.

‏ماده ۹۶: عفو یا تخفیف مجازات محکومان، در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه با مقام رهبری است.

ماده ۹۷: عفو عمومی که به موجب قانون در جرائم موجب تعزیر اعطاء می‌شود، تعقیب و دادرسی را موقوف می‌کند. در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل می‌شود.

 

این مقاله مهم و خواندنی محمد جواد ظریف در مورد دروغ‌های رویترز را از دست ندهید:

اگر مسئله مربوط به ایران باشد؛ باید منتظر یک خبر اختصاصی از رویترز باشیم که با منابع ناشناسی که هرگز معرفی‌شان نمی‌کند از جلسات نامعلومی که تاریخ و مکانش مبهم است سخن بگوید که تصمیمات بسیار مهمی در آن گرفته می‌شود و فقط رویترز است که می‌داند چه شده است و منابع آگاه و ناشناسش. رویترز دیروز خبری منتشر می‌کند و از این سخن می‌گوید که جلسه‌ای در  مکانی نامعلوم در مقر رهبر ایران برگزار شده است و رهبر با تشر دستور داده است که هر کاری می‌توانید انجام دهید تا اعتراضات را تمام کنید. رویترز در همین گزارش از کشته شدن ۱۵۰۰ نفر در جریان آبان ماه امسال خبر می‌دهد. خبر رویترز بلافاصله توسط رسانه‌های فارسی زبان خارجی در وسیع ترین شکل ممکن پوشش داده می‌شود و بی‌بی‌سی روی آن رژه می‌رود. انگار جا مانده است.

چرا رویترز این‌چنین شتاب‌زده و بدون لحاظ کردن کوچکترین اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری بین‌المللی ضدایران خبر و گزارش منتشر می‌کند؟ رویترز قماری نمی‌کند. این گزارش ها و اخبار برای ایرانیانی که در این سرزمین زندگی می‌کنند یک قمار بزرگ است. اما برای مخاطب خارجی کاملا قابل‌باور است. چرا اینگونه شده است؟ چرا دروغ‌هایی به این وحشتناکی درباره ایران منتشر می‌کند و مخاطب خارجی تعجب نمی‌کند؟

مخاطب غربی عادت کرده است به تنها پذیرش «دیگری» هایی که «به باورهایی که آنها فکر می‌کنند ایمان دارد؛ ایمان دارد». باورهایی که سرانجام با قدرت شگفت‌انگیز رسانه‌های جمعی، خود مخاطب هم خواهد پذیرفت. سناریوی رویترز در معنایی بزرگتر از اختلال امنیتی در جامعه امروز ایران قابل تفسیر است. باورهایی درباره ایران که دیگر رسانه‌های بدنامی مثل فاکس‌نیوز یا بی‌بی‌سی آنها راطرح نکرده‌اند. رویترز گفته است و رویترز در پارادایم رسانه‌ای دیگری، حرکت می‌کند. پارادایمی که به مدد اعتبار دست نیافتی رویترز، بیش از آنکه به نهادن تاثیراتی مقطعی و سریع در جامعه آشفته این روزهای ایران منجر شود در حال ساخت باورهایی است که مخاطب خارجی را برای هر گونه تصمیم دلهره‌آوری درباره ایران آماده می‌کند و به همین ترتیب به تدریج مخاطب ایرانی را نیز به قبول باورهایی درباره خود وادار خواهد کرد. این یکی از هوشمندانه‌ترین اتفاقات رسانه‌ای در مواجهه با ایران است.

این رویترز است؛ اما تصور می‌شد که شرطی در این میان وجود دارد. به شرط اینکه خواسته‌های سیاسی، از حد نگه‌دارنده رویترز فراتر نرود. اما حالا دیگر آن حدنگه‌دارنده هم وجود ندارد. رویترز چه کار می‌کند؟

یک ماه از وقایع انتهایی آبان ۹۸ می‌گذرد و منابع امنیتی و اطلاعاتی ایران درباره میزان کشته شدگان این حوادث و همچنین دیگر جزئیات مربوط به این واقعه بسیار مهم سکوت کرده‌اند. در مطالعات رسانه‌ای ما با اصلی به نام ضربه اول روبرو هستیم. هر رسانه‌ای اولین پیام را درباره موضوع موردنظر ارسال کند برنده است و پیامش تا اندازه زیادی افکار عمومی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. تکذیب‌های بعدی و توضیحات بعدی عموما در بیش از نیمی از مخاطبان پیام اول ناکارآمد است و شنیده نخواهد شده است. به مدد سکوت منابع امنیتی ایران حالا رویترز ضربه اول را این‌گونه می‌زد: رقم حیرت‌آور ۱۵۰۰ کشته. ساعاتی بعد یک نهاد امنیتی ایران این رقم را تکذیب می‌کند اما باز هم خبری از داده‌های جدید نیست. ضربه اول رویترز همچنان در حال گردش در افکار عمومی ایرانی‌هاست و تکذیب‌ها حالا دیگر پشت سر هم می‌آید. اما کاری می‌شود کرد؟

در فوریه سال ۲۰۰۳ طرحی اعلام شد مبنی بر تاسیس یک دفتر نفوذ استراتژیک ‌ در آمریکا که یکی از وظایف عمده اش عبارت بود از انتشار دروغ هایی در رسانه‌های خارجی برای ترویج تصویر آمریکا در جهان. این طرح بلافاصله بایگانی شد. ماجرا واضح بود؛  اگر یک سازمان دولتی آشکارا اعلام می کرد که یکی از اهداف تاسیس آن، انتشار دروغ  است در واقع به ضد خودش بدل می‌شد. این اتفاق معنای واضح دیگری هم داشت: انتشار رسمی دروغ ادامه خواهد یافت. اما ایده تاسیس یک آژانس حکومتی که وظیفه‌اش انتشار دروغ است بیش از حد صادقانه بود و باید به بایگانی سپرده می‌شد. دقیقا به این دلیل ساده که اشاعه دروغ، باید به نحوی کارآمد صورت بگیرد؛ والا دروغی در کار نیست.

 

متن کامل مقاله:

mehrnews.com/news/4806103

 

شاید شما با این سؤال که تعداد زنان چادری بیشتر است یا بدحجاب مواجه شده و پاسخ و تخمینی هم برای آن داشته باشید.

بنده میخواهم پاسخ را از دقت در خود سؤال شروع کنم:

۱. پرسش، از تعداد خانم‌های «چادری» (به عنوان یکی از اشکال و البته کامل‌ترین شکل حجاب) است، درحالی‌که پاسخ هرچه باشد، پای تمام خانم‌های «محجبه» نوشته می‌شود.

درحالی‌که یا باید سؤال از تعداد چادری‌ها (به عنوان منتهی‌الیه یک طیف) دربرابر بی‌حجاب‌ها (به عنوان منتهی‌الیه طیفی دیگر) باشد و یا اینکه از تعداد افراد معتقد به حجاب (شامل طیف وسیعی از پوشش) دربرابر افراد مصر به بدپوششی و بی‌حجابی باشد.

در غیر این صورت هرکسی که تاری از مویش نمایان باشد، خودبه‌خود و بلاوجه در طیف «بی‌‌حجاب» فرض می‌گردد!

۲. و اما بعد از اصلاح سؤال در یکی از دو صورت مذکور، پاسخ نگارنده به آن در فقدان جامعه‌ی آماری متقن و دقیق، «نمی‌دانم» است!

بله! من هم مانند شما نمی‌دانم تعداد زنان «چادری و بی‌حجاب» یا «محجبه و غیرمحجبه» چقدر است، اما یک چیز مهم را می‌دانم و آن اینکه تخمین‌های مبتنی بر مشاهدات ما، زمین تا آسمان با واقعیت تفاوت دارد، چرا؟

زیرا یک خانم بی‌حاشیه و باحجاب (کامل یا نسبی) اگر خانه‌دار است که عموما در خانه و دور از مشاهدات قرار دارد، و اگر هم شاغل یا محصل و دانشجو است، گریزان از نگاه دیگران و دارای تردد حداقلی در سطح شهر است.

درحالی‌که افراد بی‌حجاب، خصوصا از نوع ولنگار آن، شبانه روز در خیابان پرسه می‌زنند و خود را در «کانون توجه» و «مرکز نگاه» قرار می‌دهند و نتیجه آن می‌شود که زنان بی‌حجاب هر تعداد که باشند، خصوصا به مدد دوپینگ رسانه‌ایِ بعد از هر کشف حجاب و هنجارشکنی در شبکه‌های اجتماعی، چندین برابر بیش از آنچه هستند به «چشم» می‌آیند که خود مهمترین عامل در ترویج توهم «خود بی‌شمار پنداری» است.

بازیافت

به عنوان یک کارشناس رسانه هشدار می دهم فریب جنگ زرگری آمدنیوز با بی بی سی را نخورید. متلک پراکنی های کانال تحت حمایت موساد به رکن رسانه ای سازمان جاسوسی همکار (MI6) صرفا به جهت وجهه بخشی به رسانه ای است که اعتبارش در فتنه ۸۸ به سبب انتشار اخبار جعلی و مغرضانه مخدوش شده.

بی بی سی با فحش خوردن از رسانه بد نامی چون آمدنیوز در حال ترمیم چهره و تقویت اعتبار خود نزد اقشار خاکستری به جهت استفاده در فتنه پیش رو است.