احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قاجار» ثبت شده است

حتما دیده اید تصاویر آفریقایی هایی را که ساعت اهدایی بزرگی بر گردن دارند به پاس تحویل معادن طلا و الماس به استعمارگران.

یا راه دور نرویم، در همین ایران خودمان، ماشینی که به مظفرالدین شاه دادند و دوربینی که به ناصرالدین شاه عطا کردند و صدور جواز رفت و آمدهای مکرر شاهان قاجار به فرنگ در ازای اعطای امتیاز ماده سیاه بد بو، نفت.

یا شاید خاطرتان باشد خنده های مستانه و شوخی های کلامی جک استراو با خاتمی و روحانی حین توافق بر مفاد بیانیه سعد آباد که تعلیق کامل فعالیت های هسته ای و پلمپ تاسیسات اصفهان را در پی داشت.

یا در همین اواخر، رفت و آمدهای مکرر هیات های سیاسی و اقتصادی اروپا به ایران در فاصله امضا تا تصویب برجام به جهت موفق و تمام شده نشان دادن توافق وین و نیز بالا بردن هزینه های عدم تصویب و تنفیذ برای نظام.

به همین قاعده تعجب نکنید اگر پس از تصویب تحریم های جدید و موارد متعدد نقض برجام، هیات های اروپایی در یک شوی سیاسی به مراسم تحلیف روحانی سرازیر شوند و با کوله باری از سوغات اهدایی فرش و زعفران، دست دولت و ملت را در پوست گردو گذاشته و به ازای تمام غارت و خیانتی که داشتند تنها اعتبار حضورشان را تقدیم روحانی کنند.

آنچه اکنون همه شاه نعمت الله را به آن می شناسند پیشگویی های بسیار دقیقی است که تمام آنچه تاکنون بر ما گذشته محقق گشته؛ از ظهور صفویه تا سقوط پهلوی و وقوع انقلاب اسلامی که به گفته وی بعد از چهل سال متصل به ظهور حضرت ولی عصر(عج) خواهد شد.

جالب آنکه جناب شاه نعمت الله مدح و ثنای خود را نثار رهبر انقلاب ایران و حکومت برپا شده‌ی او می کند و از این رو است که عده ای دست به تحریف اشعار آن بزرگ مرد عارف زده، غافل ازاز اینکه قدیمی ترین نسخه‌ی خطی دیوان شاه نعمت الله ولی مربوط به دوره صفویه بوده و در ماهان کرمان نگهداری می شود که ابیات ذیل برگرفته از آن و دریافت شده از سایت دکتر سید حمید رضا طالقانی است:


قدرت کردگار می‌بینم-حالت روزگار می‌بینم

از نجوم این سخن نمی‌گویم-بلکه از کردگار می‌بینم

از سلاطین گردش دوران-یک به یک را سوار می‌بینم

هر یکی را به مثل ذره نور-پرتوی آشکار می‌بینم

از بزرگی و رفعت ایشان-صفوی برقرار می‌بینم (...)

آخر پادشاهی صفوی-یک حسینی به کار می‌بینم

[آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین بود]

نادری در جهان شود پیدا-قامتش استوار می‌بینم

[اشاره به نادر شاه افشار شاه مقتدر و مؤسس سلسله افشاریه]

آخر عهد نوجوانی او-قتل او آشکار می‌بینم

[احتمالا اشاره به شاهرخ میرزا نوه نادر شاه و آخرین پادشاه افشاریه دارد که در نوجوانی به شاهی رسید و نهایتا در کهنسالی توسط آغا محمد خان قاجار کشته شد]

شهر تبریز را چو کوفه کنند-شهر طهران قرار می‌بینم

[اشاره به انتقال پایتخت از تبریز به تهران در زمان آغا محمد خان قاجار]

بعد از آن دیگری فنا گردد-شاه دیگر به کار می‌بینم

که محمد به نام او باشد-تیغ او آبدار می‌بینم

[بنا بر ویژگیهایی که از او می‌گوید، مرادش محمد شاه قاجار است، نه آغا محمد خان قاجار]

چارده سال پادشاهی او-دولتش کامکار می‌بینم

[محمد شاه چهارده سال پادشاهی کرد]

سال کز مرغ می‌شود پیدا-مرگ او آشکار می‌بینم (...)

ناصر الدین به نصرت دوران-چار ده هشت سال می‌بینم (...)

[چار ده هشت، به معنای 48 است که دقیقا منطبق بر مدت پادشاهی ناصرالدین شاه است]

از شهنشاه ناصر الدین شاه-شیونی بیم دار می‌بینم

[اشاره به ترور ناصرالدین شاه]

روز جمعه ز شهر ذیقعده-تن او در مزار می‌بینم

[روز مرگ ناصرالدین شاه 12 اردیبهشت 1275، مصادف با جمعه، 18 ذی القعده 1313]

بعد از آن شه مظفر الدین را-شاهیِش ناگوار می‌بینم

[اشاره وضعیت ناگوار جسمی و ضعف پادشاهی مظفرالدین شاه]

چارشنبه ز شهر ذیقعده-مرگ او آشکار می‌بینم

[روز مرگ مظفرالدین شاه 18 دی 1385، مصادف با چهارشنبه، 24 ذی القعده 1324]

از الف تا به دال می‌گویم-شاه و شاهی فکار می‌بینم

[اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایه های سلطنت قاجاریه است]

در خراسان و مصر و شام و عراق-فتنه و کارزار می‌بینم

جنگ و آشوب و فتنه‌ی بسیار-در یمین و یسار می‌بینم

[آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با آخرین روزهای عمر مشروطیت ایران]

غارت و قتل لشکر بسیار-در میان و کنار می‌بینم

شه چو بیرون رود ز جاگاهش-شاه دیگر بکار می‌بینم

[به کودتای رضا خان علیه احمد شاه قاجار اشاره دارد، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره می‌کند و نه مرگ او]

چون فریدون به تخت بنشیند-نوکرانش قطار می‌بینم

متصف بر صفات سلطان است-لیک من گرگ وار می‌بینم

دائم اسبش به زیر زین طلا-کمتر آن را سوار می‌بینم

عدل و انصاف در زمانه‌ی او-همچو هیمه به نار می‌بینم

علمای زمان او دائم-همه را تار و مار می‌بینم

[تقابل دولت با دین و روحانیت هیچ گاه در تاریخ ایران به اندازه دوران حکومت رضا شاه نبوده است. او کوشش کرد تا لباس روحانیت را از بین برده و به کلی سازمان روحانیت را فرو بپاشد]

هست فصل حجاب در عهدش-فصل را بی اعتبار می‌بینم

[مهم ترین اقدام ضد دینی رضاشاه کشف حجاب زنان بود]

جنگ سختی شود تمام جهان-کوه و صحرا فکار می‌بینم

[اشاره به آغاز جنگ جهانی دوم]

کار و بار زمانه وارونه-قحط و هم ننگ و عار می‌بینم

[اشاره به نابسامانی شدید اقتصادی در ایران و گسترش قحطی، همچنین اشغال کشور توسط متفقین و خیانت رجال سیاسی در همکاری با بیگانگان]

چون دو ده سال پادشاهی کرد-شهیش برکنار می‌بینم

[رضا شاه عملاً از سوم اسفند 1299 تا شهریور 1320، قدرت را در اختیار داشت و پس از آن برکنار و تبعید شد]

پسرش چون به تخت بنشیند-بوالعجب روزگار می‌بینم

نوجوانی به سان سرو بلند-رستمش بنده وار می‌بینم

در امور شهی است بی تدبیر-لیکنش بخت یار می‌بینم

[خود محمد رضا پهلوی نیز معتقد بود که در کار پایداری سلطنتش، علیرغم حوادث سهمگین که می‌توانست طومار حکومت او را در هم بپیچد، همواره بخت یار او بوده تا جایی که مدعی بود که خداوند حامی اوست]

بس فرومایگان بی حاصل-حامل کار و بار می‌بینم

مذهب و دین ضعیف می‌یابم-مُبتدع افتخار می‌بینم

ظلم پنهان، خیانت و تزویر-بر اعاظم شعار می‌بینم

ظلمت ظلم ظالمان دیار-بی حد و بی شمار می‌بینم

ماه را رو سیاه می‌یابم-مهر را دل فکار می‌بینم

دولت مرد و زن رود به فنا-حال مردم فکار می‌بینم

غارت و قتل مردم ایران-دست خارج به کار می‌بینم

کهنه رندی به کار اهرمنی-اندر این روزگار می‌بینم

[ابتدا دخالت خارجی را در غارت و قتل مردم ایران مورد اشاره قرار می‌دهد، سپس آن قدرت خارجی را شیطانی قلمداد می‌کند. اشاره به آمریکا، شیطان بزرگ]

دور او هم تمام خواهد شد-لشکری را سوار می‌بینم

شور و غوغای دین شود پیدا-سر به سر کارزار می‌بینم

[اشاره به وقوع انقلاب اسلامی‌ایران و مبارزات گسترده مردمی‌از یک سو و کشتار مردم به دست جلادان رژیم شاه، از سوی دیگر]

قصه ای بس غریب می‌شنوم-غصه ای در دیار می‌بینم

جنگ و آشوب و فتنه‌ی بسیار-نام او زشت و خوار می‌بینم

[محمد رضا پهلوی، تنها شاهی است که تمام مردم مستقیماً او را مورد خطاب قرار داده و مرگ بر او گفتند بنابراین وی خوارترین شاه در سلسله پادشاهی ایران است]

کم ز چل چون که پادشاهی کرد-سلطه اش تار و مار می‌بینم

[اشاره به 37 سال حکومت محمدرضا پهلوی]

غم مخور زانکه من در این تشویش-خرمی‌ وصل یار می‌بینم 

بعد از او شاهی از میان برود-عالمی‌چون نگار می‌بینم

سیدی را ز نسل آل رسول-نام او، برقرار می‌بینم

[سیادت امام خمینی(ره) را تصریح می‌کند]

نایب مهدی آشکار شود-سروری را سوار می‌بینم

[نیابت عام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه از پایان غیبت صغری آغاز شده است اما هیچگاه نیایت عام فقها آشکار و علنی و عملیاتی نبوده است تا اینکه با وقوع انقلاب اسلامی‌ایران، نیابت عام فقها، فعلیت یافت و حکومت ولایت فقیه با تکیه بر نیابت عام حضرت حجت عجل الله فرجه تأسیس گردید]

پیشوای تمام دانایی-رهبری با وقار می‌بینم

متصف بر صفات سلطانیست-لیک درویش وار می‌بینم

رهنما و امام هفت اقلیم-نام او را شعار می‌بینم

[اشاره به استفاده مکرر از نام امام خمینی در شعارهای قبل و بعد از انقلاب]

همچو مولا جلال الدین مولا-شمس تبریز وار می‌بینم

[اشاره به عشق و ارادت آیت الله خامنه ای به امام خمینی]

بندگان جناب حضرت او-سر بسر تاجدار می‌بینم 

گوهر شب چراغ بهر کمال-آن دُرِ شاهوار می‌بینم

هر کجا رو نهد به فضل اله-دشمنش خاکسار می‌بینم

[اشاره به غلبه بر فتنه های داخلی و موفقیت های نظامی ایران در منطقه]

با کرامات و جامع آداب-آصف روزگار می‌بینم

[تشبیه مقام معظم رهبری به آصف بن برخیا، وزیر حضرت سلیمان و عالم قوم]

تا چهل سال ای برادر من-دوره‌ی شهریار می‌بینم

[نمی‌گوید «دوره آن شهریار می‌بینم» بلکه می‌گوید «دوره شهریار می‌بینم» زیرا در صورت اول حکومت شخص خمینی کبیر باید ادامه می‌یافت و توسط او به صاحب اصلیش تسلیم می‌شد اما در مصراع تصریح می‌کند که طول حیات جمهوری اسلامی، دوره شهریاری خمینی کبیر است و حکومت از اندیشه ها و آرمانهای او منحرف نمی‌شود]

بعد از آن خود امام خواهد بود-که جهان را مدار می‌بینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر-علم و حلمش شعار می‌بینم

قائم شرع آل پیغمبر-به جهان آشکار می‌بینم

میم و حاء، میم و دال می‌خوانند-نام آن نامدار می‌بینم

از کمربند آن سپهر وقار-تیغ چون ذوالفقار می‌بینم

جنگ سختی شود تمام جهان-کوه و صحرا فکار می‌بینم

[جنگ جهانی سوم]

مردمان جهان ز انس و پری-همه را در فرار می‌بینم

مر مسیح از سما فرود آید-گور دجال زار می‌بینم

رنگ یک چشم او به رنگ کبود-خری بر خر سوار می‌بینم

هر قدم از خرش بود میلی-دور گردون غبار می‌بینم

آل سفیان تمام کشته شوند-با هزاران سوار می‌بینم

مهدی وقت و عیسی دوران-هر دو را شهسوار می‌بینم

دین و دنیا از او شود معمور-خلق از او، بخت یار می‌بینم

مسکنش شهر کوفه خواهد بود-دولتش پایدار می‌بینم

هفت باشد وزیر سلطانم-همه را کامکار می‌بینم

زینت شرع و رونق اسلام-محکم و استوار می‌بینم

عاصیان از امام معصومم-خجل و شرمسار می‌بینم

گرگ با میش، شیر با آهو-در چرا، برقرار می‌بینم

نه درودی به خود همی‌گویم-بلکه از سرّ یار می‌گویم

نعمت الله نشسته در کنجی-همه را در کنار می‌بینم

فرقه دراویش گنابادی در دشمنی با انقلاب، با تحریف قصیده شاه نعمت الله ولی، به قطب خود نیز رحم نکردند!

اقدام عجیب «گنجور» در استناد قصیده پیشگویی ها به سایت فرقه!