احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «منافقین» ثبت شده است

شبکه اشرف

به‌زودی عناصر سایبری منافقین و دنباله‌های داخلی‌شان به بهانه افزایش قیمت جهانی اقلام غذایی و کمبود آبِ ناشی از خشکسالی در ایران، عبارت «حق با یزید بود» را پمپاژ می‌کنند، با یک هدف: شوراندن مذهبیون علیه نظام و رهبری با ایجاد این انگاره که «جمهوری اسلامی چنان موجب دین‌گریزی شده که #مردم طرف یزید را گرفته‌اند»!
از سوی دیگر نیز در صورت بروز اغتشاشات مسلحانه و سرکوب آن توسط حافظان امنیت، با مظلوم و محق جلوه دادن آشوبگران، پروژه «یزید سازی از نظام» تکرار، و تقابل عناصر فاسد و یا جاهل حوزه با رهبری آشکار می‌گردد.
۱۴۰۱/۲/۱۸

اینکه بعد از مدت‌ها فراموش شدگی، ناگهان موسوی با یک نقاشی مضحک منتشر شده از صفحه اینستاگرام خاتمی، خودنمایی کند و تمسخر عموم را برای خود بخرد، بیش از حد عجیب و غیرمعقول است.

تصویر ققنوس برخاسته از آتش و خون، قاعدتا یک «کد» به سرویس‌های خارجی است از مجرای رسانه‌های عمومی، به سبک اعلام رمز کودتای ۲۸ مرداد از رادیو BBC فارسی و توییت نجات مشاور عملیات روانی روحانی در ۹۷/۳/۲۸ دو هفته پیش از اجلاس منافقین در پاریس، که آشنا در آن از مرگ مریم رجوی «در این شلوغی» می‌گوید و عملیات لو می‌رود و طراح انفجار اجلاس بازداشت می‌شود.

لازم است بدانید «ققنوس» نام پروژه‌ای است که در آن CIA در سال ۱۹۶۹ براندازی علیه ویتنام شمالی را با ترور، آشوب و خرابکاری آغاز کرد.

جالب آنکه چند روز بعد از کد تصویری موسوی از رحم اجاره‌ای اینستاگرام خاتمی، خبر تشکیل «دولت در سایه» اصلاح‌طلبان (یاران هاشمی) به طور گسترده منتشر شد و این درحالی است که از یکسال پیش از انتخابات ۸۸ نیز با طراحی هاشمی و مدیریت لاریجانی، به بهانه اجلاسیه ادوار مجلس در ۸۷/۹/۱۳ شاهد گردهمایی و همگرایی افراد و جریان‌های متعارض سیاسی با حضور عناصر ضدانقلاب نظیر اعضای نهضت آزادی و حزب مشارکت بودیم.

دولت سایه اصلاحات خیلی زود دست به کار شده با جلو انداختن باهنر و از زبان او، تنها چند ساعت پس از انتشار مصاحبه حجاریان با نشریه خط‌شکن و جریان‌ساز «صدا» مبنی‌بر لزوم «اصلاحات بنیادین»، پروژه تغییر قانون اساسی را کلید زده و در اولین گام خواهان تشکیل مجلس دومی نظیر سنا شده است!

کلیدواژه‌ای که اسم رمز حذف شورای نگهبان و نهادهایی نظیر مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی است؛ زیرا وجود نهادهای مذکور با ایجاد مجلس سنا اعم از آنکه انتخابی باشد یا انتصابی، دیگر معنا نخواهد داشت!

سخن گفتن از احتمال آشوبی دیگر، به استناد ماوقعِ ۹۶، ۹۷، ۹۸ و حوادث ۱۴۰۰ (اغتشاش آفرینی ناکام بنزینی، آشوب اصفهان و آنونس منافقین در سیما) که به اعلام عمومی نفتالی بنت نیز مستظهر شده، بیان بدیهیات است.

شبکه نفوذ پیشتر نیز با اوج‌گیری توافق هسته‌ای ایران و آمریکا در دولت احمدی‌نژاد-اوباما دست به کار شد و با فتنه تحریم‌ساز ۸۸ به اهداف شوم خود رسید و توانست با شعار «رفع تحریم» خود ساخته، به قدرت بازگردد و مأموریت تضعیف امنیت و اقتصاد کشور و توقف برنامه هسته‌ای را انجام دهد.

ناگفته پیداست فعال شدن دوباره سران فتنه، معلول برآورد آنان از نبود تصمیم و اراده‌ای برای ‎#محاکمه_روحانی و مهره‌های پرخسارت او نظیر زنگنه است.

اشرار و شیاطین را اگر راحت بگذاریم، راحت‌مان نمی‌گذارند.

محاکمه خائنین را همین امروز آغاز کنید!

۱۴۰۰/۱۱/۱۸

دشمن شناسی

 گزیده عرایض اینجانب با موضوع دشمن شناسی، مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۵ در گفتگوی مجازی با دانشجویان استان فارس

 

دو مفهوم «دشمن شناسی» و «دشمنی شناسی» را باید از هم تفکیک کرد.

دشمن شناسی ناظر به شناخت خود دشمن است و دشمنی شناسی ناظر به شناخت اقدامات آن.

مشکل عموم ما در «دشمن» شناسی نیست؛ کمااینکه اکثرا در خباثت رژیم‌هایی چون آمریکا، اسرائیل، عربستان و انگلیس و سازمان منافقین و جریان‌های تجزیه طلب شکی نداریم؛ گرچه بعضا نیز با رأی به چهره‌هایی که رسانه حکومتی انگلیس مروج آنان بوده نشان داده‌ایم گاهی چقدر در بدیهیات هم آسیب پذیریم.

گرفتاری اصلی ما در «دشمنی» شناسی است؛ توطئه‌هایی که باید با آن مقابله کنیم اما اساسا ماهیت و موقعیت آن را نمی‌دانیم که بخواهیم رهگیری و خنثی نماییم.

در بحث دشمنی شناسی، عموما در بهترین حالت می‌توانیم آن را پس از وقوع و تحمل خسارت، تحلیل کنیم اما توان پیش‌بینی و به تبع آن پیشگیری را نداریم.

پیامبر اسلام می‌فرمایند کید منافق را با رسوا کردن آن خنثی کنید.

وقتی کید نفاق را تبیین می‌کنید، اذهان را بیدار و هوشیار کرده‌اید و دیگر دشمن نمی‌تواند در گردوغبار فتنه‌ها، آدرس غلط بدهد و به اهداف خود برسد.

بگذارید یک قاعده طلایی را پیرامون دشمنی شناسی به شما بگویم: خودتان را بگذارید جای دشمنی که دستش از هر لحاظ باز است؛ آنگاه با روش علمی ترسیم و شبیه‌سازی کنید که اگر جای طرف مقابل بودید، با چه ابزارهایی و چگونه به کشور هدف لطمه می‌زدید؛ و بدانید که به هرچه برسید، با چندین برابر خباثت و خسارت بیشتر، سازمان‌های امنیتی عریض و طویل دشمنان می‌توانند انجام دهند و انجام هم داده‌اند.

یک اختلال محاسباتی در جبهه انقلاب وجود دارد مبنی‌بر «جلونزدن از رهبری».

جلونزدن را عمدا یا سهوا بد ترجمه کرده‌ایم.

همانطور که در جنگ سخت، بخشی از سپاهیان را طلایه‌داران آن تشکیل می‌دهند، در جنگ نرم هم باید ما پیشگام و خط‌شکن باشیم.

اما متاسفانه از سر غفلت یا تغافل، عافیت طلبی خود را «پیروی» از ولایت جا زده‌ایم و رهبر انقلاب را سپر بلا کرده‌ایم و در بهترین حالت با یک «احسنت» آنچه ایشان بگویند را فقط تأیید می‌کنیم بی‌آنکه حتی برای تحقق آن تلاشی نماییم!

یکی از حوزه‌های اصلی جنگ ترکیبیِ تمام عیاری که علیه انقلاب اسلامی جریان دارد، حوزه «ادراک» است که «جهاد تبیین» راه مقابله با آن است.

در این جهاد باید به «سپر» و «شمشیر» مجهز بود.

سپرِ «سواد رسانه» برای آنکه خودمان گرفتار اخبار و تحلیل‌های غلط نشویم؛ و شمشیر «معارف اسلام و انقلاب» به جهت اینکه بتوانیم امواج تخریب و تحریف را خنثی و حقیقت را منتشر کنیم.

میلیشیا

 

از مخاطبان خواستم ‏از منظر سیاسی و جامعه شناختی به سؤال زیر پاسخ دهند:

اقلیت میلیشیا چطور دریای جمعیت انقلابی را می‌بیند و همچنان با وقاحت فعالیت می‌کند و خود را نمی‌بازد؟

پاسخ‌های مخاطبان را بخوانید

محله محوری فتنه

 

اگرچه قطع کامل اینترنت در ایران اتصال و ارتباط شبکه آشوب را مسدود و فتنه را منکوب کرد اما نباید گمان کنیم قطع اینترنت همیشه کارایی دارد.

نه جریان نفاق و نفوذ و پشتوانه‌های خارجی‌شان همه توان خود را در آبان‌ماه خرج کردند، و نه این جریان پشت دروازه‌ی قطع و وصل اینترنت متوقف می‌مانند.

شبکه نفاق قطعا برای این موضوع راه حل دارد که محله محوری خرابکاری‌ها یکی از آن موارد است. در قیام مسلحانه منافقین در سال ۶۰ رجوی اعلام کرد اعضای سازمان در قالب تیم‌های چند نفره به صورت خود جوش عملیات کنند که نتیجه این اقدام ۱۷ هزار شهید ترور در کشور بود.

نگاشته شده در ۵ آذر ۹۸

خیانت خواص

 

خلاصه نامه مهم امام خمینی به حسینعلی منتظری، مورخ ۶ فروردین ۶۸

با دلى پرخون و قلبى شکسته چند کلمه‌اى برایتان می‌نویسم تا مردم روزى در جریان امر قرار گیرند...
از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامى عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبرى آینده نظام را از دست داده‌اید.
شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدرى مطالبى که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌اى براى جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلًا در همین دفاعیه شما از منافقین، تعداد بسیار معدودى که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌اى به استکبار کرده‌اید...
اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مى‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمى‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایى مى‌‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر مى‌کند- با دلى شکسته و سینه‌اى گداخته از آتش بى‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت مى‌کنم دیگر خود دانید:
۱. سعى کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدى هاشمى و لیبرال‌ها نریزد.
۲. از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک مى‌شوید در هیچ کار سیاسى دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
۳. دیگر نه براى من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هرچه اسرار مملکت است را به رادیوهاى بیگانه دهند.
۴. نامه‌‌ها و سخنرانی‌هاى منافقین که به وسیله شما از رسانه ‌هاى گروهى به مردم مى‌رسید؛ ضربات سنگینى بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتى بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحى له الفداء- و خون‌هاى پاک شهداى اسلام و انقلاب گردید؛ براى اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولى شخصى بودید تحصیل‌کرده که مفید براى حوزه‌هاى علمیه بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگرى دارم و مى‌دانید که از تکلیف خود سرپیچى نمى‌کنم.
واللَّه قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‌دانستم.
واللَّه قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خداى خود عهد کردم که از بدى افرادى که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نکنم. من با خداى خود پیمان بسته‌ام که رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمى‌دارم. من کار به تاریخ و آنچه اتفاق مى‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعى خود عمل کنم.
من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعى کنند تحت تأثیر دروغ‌هاى دیکته شده که این روزها رادیوهاى بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مى‌‌کنند نگردند.
از خدا مى‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد.

yon.ir/51X9o

افرط و افراط

 

۲۴ مرداد ۶۷، منتظری در واکنش به اعدام تروریست‌های فرقه رجوی، خطاب به آقایان نیری، پورمحمدی، اشراقی و رئیسی اظهار داشت: «به نظر من بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما را محکوم می‌کند، به دست شما انجام شده؛ و شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند». yon.ir/Rmmnb
این درحالی است که به دلیل روابط نزدیک قذافی و بیت منتظری، وی در واکنش به حمله‌ی هوایی ۲۶ فروردین ۶۵ آمریکا به لیبی، چنین فتوا داد: «در این جنایات و امثال این جنایات #تمام سربازان آمریکایی، افسران آمریکایی، #سفرای آمریکایی، #همه اینها؛ ملت مسلمان به ملت مسلمان حق می‌دهد که اینها را مورد #حمله قرار بدهند. ما در این جنایاتی که انجام می‌شود #همه نیروهای آمریکایی، #دیپلمات‌های آمریکایی و آنهایی که به این دیپلمات‌ها #راه می‌دهند و با اینها #خوش‌وبش می‌کنند #همه اینها را ما شریک می‌دانیم». yon.ir/Bd5nd


قبل از انقلاب، بهزاد نبوی به عنوان مبارزی کمونیست شناخته می‌شد، که مدتی هم‌بند رجایی قرار داده شد تا اینگونه به‌وسیله وی مسلمان، و امین و معتمد او شود.

اعتماد رجایی به نبوی تا حدی بود که وی را وزیر مشاور و سخنگوی دولت خود و مسؤل مذاکره با آمریکا در توافق خائنانه و پرخسارت الجزایر کرد.

در زمان ریاست جمهوری رجایی نیز، نبوی همچنان وزیر و سخنگو ماند تا زمان انفجار دفتر نخست وزیری، که متهم اصلی کشته سازی از کشمیری و فراری دادن وی شد.

دستگیری و محاکمه نبوی اما آسان نبود. او وزیر مقتدر و متظاهری بود که مسؤلیت خطیر پشتیبانی از جنگ نیز از جانب هاشمی به او داده شده بود و علاوه بر «شبکه» حمایت کل جریان چپ و خصوصا سازمان مجاهدین انقلاب و مقاماتی چون رئیس مجلس و فرمانده جنگ (هاشمی)، نخست وزیر (موسوی)، دادستان کل کشور (خوئینی‌ها) و ۶۰ تن از مسؤلان کشور که خواهان تبرئه نبوی و اختتام پرونده شده بودند را داشت.

مطابق آنچه یکی از مقامات امنیتی کشور برای نگارنده نقل کرده، نورالدین کیانوری، رئیس تواب حزب توده، بیان داشته بود که پیش از انقلاب رابط KGB شوروی، نبویِ کمونیست را مأمور ارشد CIA در ایران معرفی کرده، و کیانوری را از وی برحذر داشته بود.

به گفته‌ی مقام امنیتی مذکور، آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی هر دو در جریان این موضوع بودند اما هاشمی این گفته‌ی کیانوری را افترائی دانست که هدفی جز تخریب نبوی ندارد.

با وجود تمام شواهد و قرائن آشکار و نهان نفوذی بودن نبوی، وی علاوه بر پنج دور وزارت مستمر در دولت‌های رجایی، باهنر، مهدوی کنی و موسوی، با احتساب استیضاح‌های ناموفق و جلب اعتماد دوباره از مجلسِ به ریاست هاشمی، رکورد دار بیشترین دفعات کسب رأی اعتمادِ نمایندگان بوده است.


خلاصه‌ای از گفتگوی مهم مرحوم احمد قدیریان، از نزدیکان شهید لاجوردی و معاون دادستان تهران، در مورد شبکه نفوذ و چگونگی دستور امام بر مختومه شدن پرونده انفجار نخست وزیری:

قرار شد فردای آن روز [تشخیص اجساد شهیدان رجایی و باهنر] برای تشییع جنازه آماده شوند.
از این مقطع نقش سازمان مجاهدین انقلاب پررنگ شد. آنها بودند که اعلام کردند کشمیری [عامل انفجار، عضو سازمان مجاهدین خلق و جانشین خسرو تهرانی در شورای امنیت ملی] شهید و کشته شده است و برای او جنازه درست کرده بودند.
روزی که پرونده آقای بهزاد نبوی [متهم به همدستی با مسعود کشمیری و عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی] آماده و حکم جلب برای دستگیری ایشان صادر شد، آقای خوئینی‌ها دادستان کل بود. امام اصلاً آقای خوئینی‌ها را نمی‌شناختند. امام فرمودند: «من ایشان را نمی‌شناسم، ولی افرادی که مورد اعتماد من هستند به من گفتند، لذا من ایشان را به عنوان دادستان انقلاب معرفی می‌کنم».
آقای منتظری و بعضی از دیگر مسئولین نظام [وی را به امام معرفی کرده بودند]. آقای خوئینی‌ها متوجه شد که می‌خواهند آقای بهزاد نبوی را بگیرند. آن زمان [جانشین] دادستان [تهران] آقای رئیسی بودند. بنده هم معاون اجرایی بودم. آقای بهزاد نبوی شبی که قرار بود دستگیر شود به منزل آقای خوئینی‌ها رفت. آن شب منزل ایشان قرار گذاشتند.
نظر آقای خوئینی‌ها این بود که پرونده باید بسته شود. بچه‌ها [قضات دادستانی تهران] زیر بار نمی‌رفتند و گفتند: «برای یکی از این افراد [بهزاد نبوی، وزیر مشاور کابینه باهنر در زمان انفجار و وزیر صنایع سنگین کابینه موسوی در زمان رسیدگی قضایی] کیفرخواست صادر شده است. این پرونده نمی‌تواند بسته شود». وقتی پرونده‌ای کیفرخواست صادر می‌شود یعنی طرف متهم است. در واقع کار آن فرد تمام بود.
وقتی دیدند از این مسیر نشد، آنها برنامه‌ریزی بسیار پیچیده‌ای کردند. با بیت امام، مرحوم حاج احمدآقا تماس گرفتند. آنچه عرض می‌کنم نقل قول از آقایانی است که در صحنه بودند. از حاج احمدآقا خواستند که راجع به این پرونده با امام دیداری کنند. امام می‌فرمایند بیایند. فردا یا پس فردای آن روز قرار می‌گذارند تا با حضور حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی و دعوت از آقای رئیسی خدمت امام بروند. بنابراین آقای خوئینی‌ها، آقای موسوی اردبیلی و حاج احمدآقا و آقای رئیسی در آن جلسه بودند.
آن روزها آقای میرحسین نخست‌وزیر و آقای بهزاد نبوی هم وزیر صنایع سنگین و از نزدیک‌ترین افراد به نخست‌وزیر بود. قبل از این جلسه بهزاد نبوی به حاج احمدآقا گفته بود: «هر موقع دولت می‌خواهد کاری کند بلافاصله علم شنگه‌ای درست و مردم را دستگیر می‌کنند و کشور را به شورش و اغتشاش می‌کشانند. الآن تعدادی دستگیرند» و با توجه به شرایط جنگ مقداری فضاسازی کرده بود، گویا این موضوع خدمت حضرت امام منعکس شد.
 وقتی امام نشستند، فرمودند: «آقای موسوی اردبیلی! قضایا چیست؟ برنامه چیست؟» آقای موسوی اردبیلی توضیح داد که پرونده و اعترافاتی است. بلافاصله آقای خوئینی‌ها وارد صحبت شد و گفت: «نه آقا! من پرونده را دیدم. چیزی نبوده است».
سپس آقای رئیسی دخالت کردند. آقای رئیسی عرض کردند: «حضرت امام! پرونده‌ای است. افراد اعتراف کردند. الان متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است». بعد امام دستور فرمودند که فعلاً این پرونده مسکوت بماند یا به روایتی مختومه شود. مجدداً آقای رئیسی خدمت حضرت امام عرض کردند: «حضرت امام! برای این پرونده کیفرخواست صادر شده است». امام فرمودند پرونده را مسکوت بگذارید یا مختومه کنید. لذا در آنجا پرونده بسته شد.
این موضوع را آقای رئیسی برایم نقل کرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰، مهم‌ترین پرونده امنیتی انقلاب است که علی‌رغم روشن بودن ابعاد آن، به دلیل شرایط ویژه کشور (جنگ خارجی و درگیری‌های امنیتی و سیاسی داخلی) از جانب امام مختومه اعلام شد و دیگر پیگیری نشد.

۲. همزمان با پیشرفت تحقیقات، طراحان انفجار نیز برای نجات «شبکه» دو برنامه را به موازات هم پیش بردند، یکی قتل‌های زنجیره‌ای مسؤلان پرونده (شهیدان قدوسی، ربانی املشی و لاجوردی) و دیگری فشار بر امام و ایجاد حاشیه امن برای متهمان، که نخستین نمود بارز آن حمایت علنی هاشمی، به عنوان رئیس مجلس و فرمانده جنگ، از نبوی بود و نمود دیگر، نامه ۶۰ تن از مسؤلان ارشد کشور از جمله ۱۰ وزیر کابینه موسوی به امام و درخواست ختم رسیدگی، که ایشان را ناچار به توقف پیگیری پرونده نمود.

۳. متن کامل مصاحبه احمد قدیریان:
revolution.pchi.ir/show.php?page=contents&id=12867

۴. متن نامه به امام و اسامی امضا کنندگان:
khabaronline.ir/news/170413/

۵. مستند «پرونده ناتمام» در همین رابطه:
cinemamarket.ir/p/18c

۶. اطلاعات بیشتر:
yon.ir/SByCj

۷. توضیحات داخل کروشه از اینجانب است.

درباب راسویاب

 

پشت هر شعبده‌ای ترفندی عادی است.
آنچه راسویاب انجام می‌دهد به سادگی و به چند روش قابل دستیابی است:
۱. استخراج اطلاعات مندرج در صفحات مجازی افراد.
۲. جستجو در سایت مخابرات یا نرم‌افزار ارسال انبوه پیامک.
۳. دسترسی به اطلاعات به‌واسطه تنها یک فرد شاغل در مخابرات، دفاتر پیشخوان و ثبت احوال یا اسناد.

وقتی برای خرید سیم‌کارت، کارت‌ملی خود را به دفاتر پیشخوان می‌دهید تا ثبت شود، یعنی تمام کارکنان دفاتر به عکس، نام، نام پدر، تاریخ تولد، کدملی و کدپستی (آدرس منزل) شما دسترسی دارند.
در سایت مخابرات نیز از طریق نام، تلفن منزل یافت می‌شود.
بنابراین شعبده راسویاب را جدی نگیرید.

این درحالی است که راسویاب طوری وانمود می‌کند که گویی اطلاعات دست‌یافته را مردم در اختیار آن قرار داده‌اند تا اینگونه:
۱. پشتوانه مردمی برای تحرکات خود ترسیم نموده و حریف را به انزوا کشاند.
۲. با مدیریت نشت اطلاعات، نیروهای حاضر در اغتشاشات بعدی را نگران شناسایی و منفعل نماید.