احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «موساد» ثبت شده است

 

چرا ترور فخری‌زاده در راستای تسهیل مذاکره است؟

بر سر مال زدن، برای معامله نکردن نیست؛ برای ارزان معامله کردن است. دو ضربه اخیر موساد به توان هسته‌ای ایران، یعنی خرابکاری در تاسیسات نطنز و ترور شهید فخری‌زاده، هر دو برای کم کردن قیمت موضوع معامله و رساندن متولیان مذاکره به این نقطه است که «چیزی را که دارد از دست می‌رود، بهتر است بفروشیم».
این را بگذارید کنار پیام بزرگ موساد به دست‌اندرکاران دفاعی و هسته‌ای کشور که «وقتی فخری‌زاده با آن سطح حفاظت ترور می‌شود، دیگران نیز به طریق اولیٰ در دسترس و در معرض خطراند».
طبیعتا اگر مقاومت و مطالبه حلقه اول متولیان صنایع دفاعی و هسته‌ای، یعنی دانشمندان و مدیران آن، در حفظ و توسعه دستاوردها شکسته شود، دیگر از سیاسیون و مردم کاری ساخته نیست.
همچنانکه اقدام نمادین روحانی در به‌صف کردن همسر شهدای هسته‌ای در کنار خود، در روز اعلام حصول توافق و نهایی شدن برجام در همین راستا بود.
فراموش نکنیم که دانشمندان و مدیران صنایع هایتک نیز، مثل همه ما انسان و دارای خانواده‌اند و سایه سنگین ترور و ترس و نگرانی آنان، مؤثر در عقب نشینی و تحقق معامله است.
۹۹/۹/۱۶

قواعد بازی

 

چرا انتقامی مشابه واکنش به ترور سردار سلیمانی، برای شهید فخری‌زاده متصور نیست؟
ترور حاج قاسم، هدفگیری مستقیم ارتش آمریکا توأم با قبول مسؤلیت توسط آن کشور بود و پاسخ درخور را می‌طلبید: اقدام نظامی آشکار و مستقیم.
اما جنگ اطلاعاتی یا نیابتی قواعد خاص خود را دارد؛ بدون گذاشتن ردپا زده‌اند؛ بدون گذاشتن ردپا خواهیم زد.
بعد از دور اول ترورهای دانشمندان هسته‌ای در دولت سابق، معاون موساد ترور شد.
کار چه کسی بود؟ نمی‌دانیم!
همچنین بعد از آتش‌افروزی‌های سریالی خردادماه در کشور، سلسله آتش‌سوزی‌های غرب آمریکا را شاهد بودیم.
کار چه کسی بود؟ باز هم نمی‌دانیم!
اما می‌دانیم گاهی تجاهل العارف لازم است.
حتی اگر بدانیم چه کسی زده و چرا، نباید به روی خود بیاوریم؛ زیرا علنی کردن خوردن، علنی کردن زدن را هم می‌طلبد و برای افکار عمومی انتظار ایجاد می‌کند.
می‌زنند، به روی خود نمی‌آورند؛ می‌زنیم، به روی خود نمی‌آوریم.
همه چیز را لازم نیست علنی کرد تا همه بدانند؛ کافی است آنکه باید بداند، بداند.
همین مقدار بدانیم که اگر دولت واداده و حقیر است، درعوض سیدعلی خامنه‌ای، فرمانده کل قوا، مقتدر و منتقم است.

تهدید شناور

 

دشمن همیشه آماده وارد کردن ضربه است و در این خصوص گاهی زمان و زمینه را خود تعیین و فراهم می‌کند و گاهی خارج از برنامه و به‌واسطه اشتباهات داخلی، زمینه‌ای فراهم می‌شود و طرف مقابل وارد عمل شده و از آن بهره‌برداری می‌کند. این بهره‌برداری گاهی از نوع طراحی یک واکنش مستقل و مبتنی‌بر کنشِ ایجاد شده است، و گاهی برنامه از پیش طراحی شده‌ای وجود دارد که با حوادث خارج از برنامه، تنها زمان اجرای آن جابجا می‌گردد.
همیشگی بودن برنامه برای ضربه زدن به کشور که با سلاح‌های کودتا، تجزیه، ترور، خرابکاری، آشوب و یا حمله نظامی ممکن است صورت پذیرد، به معنای یکسان و بی‌نوسان بودن خطر نیست.
این تهدید در مناسبات میان «انگیزه و توان ضربه زننده» و «قدرت و موقعیت ضربه خورنده» شناور است؛ گاهی افزایش می‌یابد و گاهی به اوج می‌رسد.
در این میان در صورت فراهم بودن زمینه ضربه، مهمترین مؤلفه تعیین زمان آن، ترور مناسبت‌ها و بهره‌برداری از تقویم وقایع است.
به این موارد توجه کنید: آشوب دی‌ ۹۶ در آستانه سالگرد ۹‌ دی ۸۸، حمله به نیروهای مسلح در اهواز در رژه ۳۱ شهریور ۹۷، تحریم آمریکا در سالروز تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۹۷ و حمله به «کنسولگری» ایران در کربلا در ۱۳ آبان سال ۹۸ و در سالروز تسخیر به «سفارت» آمریکا در تهران.
اما اینکه چرا این مناسبت‌ها مهم، و زمان فتنه‌ها منطبق بر آن است، به دو موضوع بازمی‌گردد: یکی ترور مناسبت‌ها، جبران شکست‌های سیاسی و قدرت‌نمایی، و دیگری بهره‌برداری از ظرفیت‌های آشوب‌ساز این تاریخ‌ها.
با این توضیح باید گفت آبان‌ماهی که به خیر گذشت، بالاترین درجه حساسیت زمینه و زمان را داشت: از یک سو افزایش لجام گسیخته قیمت‌ها و از سویی دیگر انتخابات آمریکا و انگیزه ترامپ در ایجاد موقعیت برتر داخلی و همزمان انگیزه جریان‌های ضدانقلاب و سرویس‌های اسرائیل، سعودی و امارات در یکسره کردن کار جمهوری اسلامی ایران پیش از سقوط قطعی ترامپ یا افول آمریکا به واسطه آشوب‌های پساانتخاباتی.
و این درحالی است که تقویم آبان مملو از حوادث قابل بهره‌برداری است: سالگرد آشوب آبان ۹۸، تحریم‌های آبان ۹۷ آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی.
با این اوصاف همه چیز برای وارد کردن ضربه‌کاری به کشور فراهم بود و مهمترین عاملی که مانع فرمان آتش شد، تدبیر رهبری در حفظ ثبات سیاسی، با مخالفت با استیضاح روحانی و متعاقبا انتقال بحران به کشور بود؛ انتخاب بد در مقابل بدتر، و مشابه تصمیمی که در ماجرای افزایش مشکوک و شوک‌آور قیمت بنزین در آبان ۹۸ اتخاذ شد: حمایت از «عمل انجام شده» و جلوگیری از فرافکنی و فرار روحانی و افتادن کشور در دام بحران بی‌دولتی.
گذر از گردنه آبان ۹۹ اگرچه میسر شد اما این پایان راه نیست؛ دی و در مرتبه بعد بهمن نیز سقف خطر باوجود کاهش نسبت به آبان، کماکان بسیار بالا است.
سالگرد قیام ۹ دی ۸۸، ترور سردار سلیمانی، حمله موشکی به پایگاه نظامی آمریکا و آشوب‌های دی‌ماه ۹۶ و ۹۸، بستری است که موقعیت مناسب«تری» برای ضربه تا پایان دی‌ماه را فراهم می‌کند و این همه درحالی است که اشرار جهان در این زمان برگ برنده‌ای می‌خواهند تا نظر هیأت انتخابی آمریکا را به سوی رئیس‌جمهور کنونی جلب، و او را ابقاء کنند.
در چنین موازنه‌هایی است که «تهدید شناور» به سطح می‌آید و قربانی می‌گیرد.
ترور شهید محسن فخری‌زاده بیش از آنکه خروجی جلسه مشترک نتانیاهو، کوهن، پمپئو و بن‌سلمان در عربستان، پنج روز پیش از انجام عملیات باشد، حاصل تلاش مجدانه و شبانه روزی دولت در ایجاد بحران اقتصادی و ارسال مکرر پیام ضعف و ترس روحانی و ظریف در التماس برای معامله موشکی-منطقه‌ای است.
آشوب و ترور دو روی یک سکه و هر دو معلول تبانی جریان نفوذ با سرویس‌های غربی جهت بی‌ثبات سازی اقتصادی، سیاسی و امنیتی است؛ همچنانکه ترور سردار سلیمانی در میانه آشوب‌های آبان و دی ۹۸ رقم خورد.
در بحبوحه جابجایی جهانی قدرت با افول غرب و جریان‌های غربگرا، جنگ ترکیبی در سال ۹۹ به اوج خود رسیده است: دیروز آتش‌افروزی‌های سریالی مراتع و جنگل‌ها و خرابکاری‌های صنعتی در پارچین، نطنز و پالایشگاه‌ها؛ امروز حلقه اول ترورهای زنجیره‌ای با هدف قرار دادن مغز متفکر هسته‌ای-دفاعی؛ و فردا آشوبی که دود آن از آتش دوقطبی امنیت-معیشت و اصرار به معامله‌ای دیگر برخواهد خاست.
در این پیچ خطیر تاریخی باید بیش از همیشه آماده و گوش به فرمان حکیم انقلاب بود تا کشتی انقلاب به سلامت به ساحل ظهور و پایان مأموریت نخست خود برسد.

سینما و سیاست

رئیس سابق موساد در مصاحبه‌ اخیرش فاش کرده است که بنیامین نتانیاهو در سال ٢٠١١ به نیروهای نظامی اسرائیل دستور داده بود آماده حمله به اهدافی در ایران شوند.

bbc.in/2H6L6BC

این را بگذارید در کنار جنجال خلق الساعه رسانه های صهیونیستی آمریکا در «کشف» پیش بینی تمدن مایا در پایان یافتن جهان در سال ۲۰۱۲. موضوعی که هدفی جز مقدر و محتوم جلوه دادن وقوع جنگ را برای افکار عمومی جهان نداشت.

تولید فیلم سینمایی «۲۰۱۲» (محصول ۲۰۰۹ شرکت سنتروپلیس) و مستندهای «نوستاراداموس ۲۰۱۲» (محصول ۲۰۰۹ شبکه هیستوری چنل، متعلق به شرکت های هرست کورپوریشن و والت دیزنی) و «۲۰۱۲: شمارش معکوس تا آرماگدون» (محصول ۲۰۰۴ شبکه نشنال جئوگرافیک، متعلق به کمپانی فاکس قرن ۲۱) در همین چارچوب قابل ارزیابی است. 

لازم به ذکر آنکه هالیوود در اقدام مشابه دیگری نیز فیلم ضد ایرانی «۳۰۰» (محصول ۲۰۰۶ شرکت لجندری پیکچرز) را تولید کرد تا با وحشی و بربر نشان دادن ایرانیان، طرح نئوکان ها در حمله به ایران در سال پایانی دولت دوم بوش را هموار نماید.

بازیافت

به عنوان یک کارشناس رسانه هشدار می دهم فریب جنگ زرگری آمدنیوز با بی بی سی را نخورید. متلک پراکنی های کانال تحت حمایت موساد به رکن رسانه ای سازمان جاسوسی همکار (MI6) صرفا به جهت وجهه بخشی به رسانه ای است که اعتبارش در فتنه ۸۸ به سبب انتشار اخبار جعلی و مغرضانه مخدوش شده.

بی بی سی با فحش خوردن از رسانه بد نامی چون آمدنیوز در حال ترمیم چهره و تقویت اعتبار خود نزد اقشار خاکستری به جهت استفاده در فتنه پیش رو است.

سیاه بازی

در همکاری و پاسکاری رسانه های ضد انقلاب با یکدیگر، آمدنیوز (مرتبط با موساد و وابسته به یکی از مقامات ارشد اجرایی کشور) اخبار کانال مملکته (متعلق به BBC) را بدون ذکر منبع و بدون اعتراض رسانه اخیر استفاده می کند، و در عین حال نیز در انتقادی تصنعی، رسانه وابسته به سرویس اطلاعاتی همکار (MI6) را متهم به تسامح در برابر جمهوری اسلامی می نماید تا ضمن نشاندن بی بی سی در جایگاه «بی طرفی» عملا اخبار آن را برای مخاطبانی که اعتمادی به آمدنیوز ندارند معتبر جلوه دهد.

آدرس غلط

موافقت و مخالفت دولت ها با تحولات بین المللی، بی شک تابع منافع ملی آنان می باشد و از این رو است که بر مخالفت کلامی و بی رمق ایالات متحده با جدایی کردستان عراق، آن هم در شرایطی که این تجزیه، قویا تحت حمایت اسرائیل و نسخه مؤخر پروژه آمریکایی «خاورمیانه جدید» است، دلیلی نمی توان یافت جز دادن آدرس غلط به جهت حفظ وجهه و جایگاه آمریکا نزد دولت های منطقه و علی الخصوص ترکیه.

پادو!

قد و قواره ات به #مدیریت نمی خورد، #پادویی را خوب بلدی.


بعد از ماجرای بازداشت برخی مداحان و گلپور دوستان رنجیده از نیش و کنایه های جریان اصلاحات پیام می دادند که «توضیحت به این مسئله چیست؟» که پاسخ می گفتم «موضوع خیلی واضح، و مغلطه بیش از اندازه آشکار است و اساسا نیازی به توضیح نیست». خلاصه آنکه بنای پاسخ نداشتم اما متاسفانه دیدم دامنه شبهه ذیل آنچنان وسیع شده که چاره ای جز تبیین نیست...


🔶 شبهه: رضا گلپور، متهم به جاسوسی برای اسرائیل، زمانی در کیهان قلم می زده، پس کیهان و در رأس آن حسین شریعتمداری جاسوس پرور است و ارتباط خاتمی با سوروس نیز دروغ بوده!


🔷 پاسخ:

🔹 ۱. بنا بر اخبار غیر رسمی، رضا گلپور متهم به ارتباط با موساد است. نه جزئیات موضوع مشخص است و نه چیزی اثبات شده. تا آنجایی که بنا بر شنیده ها می دانم، آنچه بر سر مداحان و گلپور آمده ارتباطاتی است که برخی زنان مرتبط با سرویس های خارجی تحت عنوان «صیغه» با این افراد گرفته اند که قاعدتا قربانیان دیگری نیز داشته و دیر یا زود نام افرادی دیگری را نیز خواهیم شنید.

🔹 ۲. بسیاری از افراد در دستگاه های کوچک و بزرگ مشغول کار اند، اگر جاسوسانی مثلا در تیم مذاکره کننده هسته ای، دفتر مشاور فرهنگی رئیس جمهور یا وزارت ارشاد و غیره دستگیر شوند، این الزاما حکایت از جاسوس بودن وزرا و رئیس جمهور دارد؟

🔹 ۳. فقط گلپور در کیهان قلم نمی زده، محمد نوری زاد نیز از نویسندگان کیهان بوده و محمد خاتمی نیز مدیرمسئول اسبق کیهان است. اگر قرار است جاسوس بودن یک فرد در کیهان نگاه ها را متوجه شریعتمداری کند، خوب است در این خصوص نیز نیم نگاهی هم به نوری زاد و خاتمی داشته باشیم!

🔹 ۴. اساسا موضوع اتهام جاسوسی گلپور به زمان کنونی مربوط است و زمان حضورش در کیهان به دهه هفتاد بر می گردد.

🔹 ۵. همان زمان بعد از انتقاد حسین شریعتمداری به برخی مطالب کتاب «شنود اشباح»، گلپور پاسخ تندی به شریعتمداری داد و رسما از اندیشه های وی اعلام برائت نمود.

🔹 ۶. فارغ از فاصله زمانی بسیارِ حضور گلپور در کیهان و اتهام کنونی جاسوسی وی، و فارغ از اینکه او صرفا یکی از ده ها و صدها نویسنده کیهان بوده و بعدا نیز جزء منتقدان شربعتمداری می شود، فرض کنیم که وی اساسا برادر یا فرزند شریعتمداری بوده، آیا قرار است به سبک قبیله های بدوی، کل یک خانواده و قبیله را به دلیل جرم یک نفر مجرم بدانیم و مجازات کنیم؟ در این صورت و به همین سیاق لابد می بایست اولاد و اجداد خاتمی را هم نیز در فهرست دیدار کنندگان با سوروس و دریافت کنندگان مبالغ هنگفت از ملک عبد الله عربستان بنامیم!

🔹 ۷. با خطا و جرم یک نفر، آیا قرار است تمام گفته ها و نوشته های مستند وی ابطال شود و وی را از نطفه جاسوس بدانیم؟ یعنی به همین منوال چون خاتمی با جرج سوروس دیدار داشته و از شاه سعودی بودجه براندازی دریافت کرده، پس وی را جاسوس بالفطره بنامیم؟ و جالب آنکه حتی اگر پاسخ مثبت باشد باز آبی برای جریان اصلاحات گرم نمی شود چرا که اسم جاسوس و نفوذی معرف ماهیت وی است، بی آنکه متعلق به یک جبهه و تفکر باشد خود را به آن اردوگاه نزدیک کرده و نقش بازی می کند، نه اینکه حقیقتا به آن جبهه متعلق باشد.

🔹 ۸. تفاوت جبهه انقلاب و ارزشی با جریان اصلاحات دقیقا در همین نمونه عیان است، وقتی فردی مرتکب خلاف و جرمی می شود ما با زبان رسا از او و اقدامش اعلام برائت می کنیم اما جریان اصلاحات حتی پس از اثبات جرایم یک مجرم نیز تمام قد پشت فاسد و فسادش می ایستند، همچنانکه کرباسچی لیست اصلاحات را برای مجلس و شورای شهر می بندد و  فاطمه حسینی ها را با دریافت مبالغ کلان راهی خانه ملت می کند و جریان اصلاحات نیز گوش به «تَکرار» خاتمی می سپارند و سلفی های حقارت را رقم می زنند. 

🔹 ۹. جالب است بدانید کتاب افشاگرانه شنود اشباح در ارشاد دولت خاتمی مجوز نشر می گیرد و گلپور را سر زبان ها می اندازد و امروز بیش از همیشه به پاسخ این معما که این کتاب چرا و چگونه در آن دولت مجوز نشر دریافت می کند و پس از مدتی جمع آوری و خمیر می گردد نزدیک شده ایم.

🔹 ۱۰. و اما اینکه چگونه با اثبات جرم یک سابقا کیهانی، دیدار خاتمی با سوروس برای براندازی (اقدامی که در سال ۸۸ به عینه شاهدش بودیم) نفی می گردد عجیب است! خبر دیدار پیش از آنکه در رسانه های داخلی منتشر شود در رسانه های خارجی منعکس شد و حسین شریعتمداری نیز در مناظره زنده تلویزیونی طرف اصلاحاتی خود را که سعی در رفع و رجوع این افتضاح داشت چنین پاسخ گفت که «اگر آقای خاتمی چنین دیداری را تکذیب کند من فردا سندش را در کیهان منتشر می کنم» روزها گذشت و خاتمی از ترس افشاگری مستند شریعتمداری لب از لب نگشود...

🔹 ۱۱. در همین رابطه بخوانید: اماره های قطعی در تأیید افشاگری دبیر شورای نگهبان و وزیر وقت اطلاعات در خصوص کمک یک میلیارد دلاری ملک عبد الله به جنبش سبز برای براندزی در سال ۸۸

www.ahmadghadiri.ir/post/58