احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «موسوی» ثبت شده است

۱. مقتدی صدر را از لحاظ شخصیتی فردی سبک‌سر، بیش‌فعال، کم‌صبر، قدرت‌طلب، دمدمی‌مزاج، لجوج و ستیزه‌جو یافته‌ام که هر کاری می‌کند تا مطرح و در دید باشد؛ گاهی با هیاهو و هجمه و گاهی با قهر و عقب‌نشینی.

۲. پس از آنکه آیت‌الله سیدکاظم حائری، به عنوان وصی شهید سیدمحمد صدر، تلویحا مقتدی را فاقد صلاحیت رهبری و در عین حال در تلاش برای زعامت امور عراق خواند، مقتدی نیز برای چندمین بار اعلام کرد برای همیشه از سیاست کناره گیری می‌کند که برای این اعلام چند فرض و انگیزه از خوش‌بینانه‌ترین حالت تا بدترین آن قابل طرح و تصور است:

یک. اقدامی احساسی و هیجانی.

دو. اعلام کناره‌گیری به قصد بازگشت مجدد به قدرت با هدف مقطعی خنثی کردن موج منفی علیه خود و رفع اتهام قدرت‌طلبی.

سه. به‌هم ریختن اوضاع عراق با آزاد گذاشتن هواداران خود، همزمان با اعلام کناره‌گیری از قدرت با هدف نفی انتساب اقدامات خرابکارانه سرایا السلام به خویش.

۳. پیاده نظام جریان صدر را دو طیف تشکیل می‌دهد؛ یکی حامیان و هواداران خاندان صدر و شخص مقتدی، و دیگری بعثی‌ها و افراد شروری که تابلوی صدر را بستری دو سویه یافته‌اند تا از یک طرف تحت پوشش آن فعالیت (خرابکاری) کنند و از سوی دیگر با مهندسی فکری مقتدی‌، او را به دوری از ایران و ضدیت با حشدالشعبی بکشانند.

۴. با ضربه هوشمندانه و به موقعی که آیت‌الله حائری بر بدنه هواداران صدر زده، طبیعتا طیف اول تا حدی ریزش کرده؛ اما تکلیف طیف دوم چه می‌شود؟ این طیف تا جایی که بتواند همچنان به نام هواداری از صدر حرکت می‌کند اما در جایی که گریزی از عبور از مقتدی را نداشته باشد، از او نیز عبور خواهد کرد.

۵. چند موضوع مهم در بیانیه آیت‌الله حائری وجود دارد که بیان می‌گردد.

اول آنکه بسیار بعید می‌دانم چنین بیانیه مهم، بی‌نقص و تاریخی‌ای بدون مشورت با بزرگان ایران بوده باشد.

دوم اینکه تشر زدن به صدر، اعلام حمایت از حشدالشعبی و درخواست تبعیت از رهبر انقلاب را همراه کرد با اعلام کناره‌گیری از مرجعیت تا کمترین شبهه‌ای درخصوص جنگ قدرت و تصاحب میراث شهید صدر را باقی نگذارد.

سوم آنکه با اطلاع از برنامه‌ای که دشمن علیه عراق دیده، پیش از وخامت اوضاع دست به کار شد تا هرچه زودتر و بیشتر از بدنه حامیان صدر بکاهد و او را منزوی نماید.

۶. در این اوضاع با توجه به رودست خوردن جریان فتنه در عراق، و همزمان شدن بیانیه آیت‌الله حائری، انصراف مقتدی و آشوب دوباره صدری‌ها، نگران جاافتادن این تحلیل خدعه‌آمیز هستم که با ربط دادن بیانیه آقای حائری به انسداد مرزها و لغو پیاده‌روی اربعین، جماعتی مقدس‌نما را علیه این مرجع بصیر بشورانند.

۷. درخصوص کناره‌گیری آیت‌الله حائری از مرجعیت توجه کنید که «اجتهاد» با «مرجعیت» تفاوت دارد.

مرجعیت مرتبه علمی نیست که انصراف از آن به منزله اسقاط مقام افتاء باشد؛ شانی اجتماعی است که حول ارتباط با مردم و پاسخ به سوالات شرعی‌شان می‌گردد.

مقام اجتهاد آیت‌الله حائری کماکان باقی است و منافاتی با صدور فتوا ندارد.

در مقام مثال، حکایت ایشان حکایت استاد دانشگاهی است که از کرسی تدریس کناره گیری کرده.

۸. درخصوص رفتار شناسی دشمنان باید گفت طبیعتا ترجیح آنان این است که از ظرفیت مقتدی برای اهداف خرابکارانه خود استفاده کنند که با توجه به اعلام کناره گیری او از سیاست فعلا این پروژه در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و گزینه‌های دیگر یا تکرار الگوی آشوب‌های بی‌سر مشابه آنچه سال ۹۸ در عراق و لبنان و ایران گذشت است و یا علم کردن چهره‌ای چون شیرازی و الصرخی.

۹. زمان نیز در اینجا موضوعیت داشت؛ از یک سو این فتنه همزمان با افزایش تنش‌های جهانی و منطقه‌ای و نزدیک شدن به ساعت صفر نابودی اسرائیل رقم خورده و از سویی دیگر اربعینی را هدف گرفته که می‌رفت تا پرشورترین اربعین تاریخ شود.

فعلا برای قضاوت و تحلیل قطعی زود است، اما تصور نگارنده بر آن است که اوضاع عراق رو به وخامت و آشوب فراگیر می‌رود و مقدمات حمله خارجی را فراهم می‌آورد.

۱۰. در پایان به این مهم اشاره می‌شود که برای تحلیل اوضاع امروز عراق، حتما بیانیه اخیری که برای موسوی نوشتند تا از زبان او اعلام شود را بار دیگر بخوانید.

رد اوضاع کنونی عراق در آن بیانیه که مصداق مهندسی معکوس سیاسی است، به وضوح قابل مشاهده و نشان دهنده برنامه‌ای است که برای کل منطقه دارند.

یکبار برای همیشه

یکبار برای همیشه؛ پاسخی به ماجرای «سازماندهی گردان اراذل و اوباش توسط شهید همدانی» و «تکذیب نکردن جانشینی مجتبی خامنه‌ای توسط رهبری»

سیاست سپاه -و هر فرد و نهاد عاقلی- همواره تلاش برای تبدیل تهدید به فرصت بوده است؛ چه آنجایی که اخوانی‌های حماس را رودرروی اسرائیل قرار داد، چه در جایی که فردی چون مرحوم محمدرضا مدحی را پس از شناسایی دوجانبه کرد؛ و چه جایی که اراذل و اوباش تهران را پس از سرکوب و دستگیری، برای مقابله با تهدیدات امنیتی به خدمت گرفت.
پس نفس ایجاد گردان اراذل و اوباش، و تبدیل تهدید به فرصت، نه مذموم است و حتی نه پدیده‌ای جدید!
کافی است نگاهی به سابقه برخی یاران انقلاب و مجاهدان دفاع مقدس بیندازیم تا متوجه شویم شهیدانی چون طیب و شاهرخ از چه تباری بوده‌اند.
اینجا ممکن است برخی نه به اصل وجود گردان اراذل و اوباش، بلکه به عملکرد آن در آتش زدن مساجد و اتوبوس‌ها، شلیک هدفمند به نداآقا سلطان، لخت کردن یک بسیجی وسط خیابان، ضرب و شتم نیروهای پلیس و آتش زدن نمادهای عزاداری سیدالشهداء و پای کوبی در روز عاشورا، اشاره کنند که باید گفت از قضا تمام این جنایات از جانب اوباش جنبش سبز، این «مردان خدا جوی» عمر سعد زمان رخ داد، نه گردان مورد اشاره موسوی!
موضوع دیگر این است که گفته شده «اگر شایعه جانشینی حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی خامنه‌ای جدی نیست، پس چرا رهبری آن را تکذیب نمی‌کند؟»
مگر تکذیب نشدن جانشینی مرحوم احمد خمینی، به منزله تایید آن بود؟!
مگر قرار است راجع به هر شایعه دشمن ساخته و سخیفی بیانیه تکذیبه قرائت شود؟ و مگر این دست اکاذیب علیه امام و رهبری یکی دو تا بوده که با تکذیب همان چند مورد، پرونده شایعات بسته شود؟
اتفاقا در این صورت به شایعات بیشتر دامن زده می‌شود؛ زیرا اگر رویه بر تکذیب اکاذیب ناتمامی چون کلکسیون اسب و عصای رهبری باشد، مواردی که تکذیب نشود، به منزله تایید خواهد بود.

اینکه بعد از مدت‌ها فراموش شدگی، ناگهان موسوی با یک نقاشی مضحک منتشر شده از صفحه اینستاگرام خاتمی، خودنمایی کند و تمسخر عموم را برای خود بخرد، بیش از حد عجیب و غیرمعقول است.

تصویر ققنوس برخاسته از آتش و خون، قاعدتا یک «کد» به سرویس‌های خارجی است از مجرای رسانه‌های عمومی، به سبک اعلام رمز کودتای ۲۸ مرداد از رادیو BBC فارسی و توییت نجات مشاور عملیات روانی روحانی در ۹۷/۳/۲۸ دو هفته پیش از اجلاس منافقین در پاریس، که آشنا در آن از مرگ مریم رجوی «در این شلوغی» می‌گوید و عملیات لو می‌رود و طراح انفجار اجلاس بازداشت می‌شود.

لازم است بدانید «ققنوس» نام پروژه‌ای است که در آن CIA در سال ۱۹۶۹ براندازی علیه ویتنام شمالی را با ترور، آشوب و خرابکاری آغاز کرد.

جالب آنکه چند روز بعد از کد تصویری موسوی از رحم اجاره‌ای اینستاگرام خاتمی، خبر تشکیل «دولت در سایه» اصلاح‌طلبان (یاران هاشمی) به طور گسترده منتشر شد و این درحالی است که از یکسال پیش از انتخابات ۸۸ نیز با طراحی هاشمی و مدیریت لاریجانی، به بهانه اجلاسیه ادوار مجلس در ۸۷/۹/۱۳ شاهد گردهمایی و همگرایی افراد و جریان‌های متعارض سیاسی با حضور عناصر ضدانقلاب نظیر اعضای نهضت آزادی و حزب مشارکت بودیم.

دولت سایه اصلاحات خیلی زود دست به کار شده با جلو انداختن باهنر و از زبان او، تنها چند ساعت پس از انتشار مصاحبه حجاریان با نشریه خط‌شکن و جریان‌ساز «صدا» مبنی‌بر لزوم «اصلاحات بنیادین»، پروژه تغییر قانون اساسی را کلید زده و در اولین گام خواهان تشکیل مجلس دومی نظیر سنا شده است!

کلیدواژه‌ای که اسم رمز حذف شورای نگهبان و نهادهایی نظیر مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی است؛ زیرا وجود نهادهای مذکور با ایجاد مجلس سنا اعم از آنکه انتخابی باشد یا انتصابی، دیگر معنا نخواهد داشت!

سخن گفتن از احتمال آشوبی دیگر، به استناد ماوقعِ ۹۶، ۹۷، ۹۸ و حوادث ۱۴۰۰ (اغتشاش آفرینی ناکام بنزینی، آشوب اصفهان و آنونس منافقین در سیما) که به اعلام عمومی نفتالی بنت نیز مستظهر شده، بیان بدیهیات است.

شبکه نفوذ پیشتر نیز با اوج‌گیری توافق هسته‌ای ایران و آمریکا در دولت احمدی‌نژاد-اوباما دست به کار شد و با فتنه تحریم‌ساز ۸۸ به اهداف شوم خود رسید و توانست با شعار «رفع تحریم» خود ساخته، به قدرت بازگردد و مأموریت تضعیف امنیت و اقتصاد کشور و توقف برنامه هسته‌ای را انجام دهد.

ناگفته پیداست فعال شدن دوباره سران فتنه، معلول برآورد آنان از نبود تصمیم و اراده‌ای برای ‎#محاکمه_روحانی و مهره‌های پرخسارت او نظیر زنگنه است.

اشرار و شیاطین را اگر راحت بگذاریم، راحت‌مان نمی‌گذارند.

محاکمه خائنین را همین امروز آغاز کنید!

۱۴۰۰/۱۱/۱۸

ادا بازی

 

‏هاشمی در فیلم اول انتخاباتی خود در سال ۸۴ هم‌بازی جمعی از دانشجویان هنر شد تا مثلا ادای یک چالش بداهه را دربیاورند.
در فیلم انتخاباتی دوم نیز با بغض و اندوه خاطره دروغی را به شهید بهشتی نسبت داد که بعدها کارگردان افشا کرد آن خاطره، جعلی و ایده وی بوده!
‏موسوی نیز در فیلم انتخاباتی خود هم‌بازی بازیگر تئاتر شد که داخل اتوبوس ستاد موسوی رفت و با خطاب قراردادن او از وخامت اوضاع اجتماعی گفت و پاسخ موسوی را شنید!
غرض آنکه وقتی سیاسیون به راحتی دروغ میگویند و نقش بازی میکنند، ادا درآوردن سلبریتی‌‌هایی که شغل‌شان بازیگری است، عجیب نیست.

پاس و آبشار

 

یکی از جدل‌های احمدی‌نژادی‌نژادی‌ها این است که با افتخار می‌گویند او انقلابی ماند و تن به مذاکره نداد و صالحی و مذاکره او در مسقط هم به رئیس‌جمهور ربطی نداشت.
احمدی‌نژاد هم گفته آن دوره چون ایران به دلیل تحریم ۱۹۲۹ در موضع قدرت نبود، مخالفت کرده.
در این خصوص گفتنی‌هایی است:
۱. آنچه صالحی گفته بود، جواز مذاکره بود، نه دستور به مذاکره. البته در شرایطی که رییس‌جمهور وقت مخالف مذاکره بود، جواز رهبری به مذاکره می‌تواند متضمن توصیه نیز باشد.

۲. بر گردن احمدی‌نژاد مدال مخالفت با مذاکره نیاندازید! چراکه او همیشه خواهان مذاکره بوده و اخیرا نیز از ضرورت مذاکره با ترامپ گفت!
ضمن آنکه نه مطلق مذاکره نشانه سازشکار بودن است و نه مطلق مخالفت نشانه اقتدار و مقاومت؛ و بستگی به شرایط دارد.
با نظر امام در مقطعی و با شروطی، مذاکره صورت گرفت که میرحسین را در جریان نگذاشتند. بعدها هم که امام ۵۹۸ را پذیرفت، موسوی برای نمایش ناراحتی خواست استعفا کند که امام با عتابی که کردند، مانع استعفا و قهرمان‌بازی او شدند.

۳. اینکه احمدی‌نژاد گفته بود ما به دلیل اعمال تحریم‌های بانکی و نفتی در موضع قدرت نبودیم، درست است؛ اما اولا پیش از قطعمامه تحریمی ۱۹۲۹ نیز مذاکره در پرونده هسته‌ای ایران در دولت احمدی‌نژاد جریان داشت و بی‌نتیجه مانده بود، و ثانیا مگر الان که ترامپ وحشیانه‌ترین تحریم‌ها را اعمال کرده و بسیاری از مولفه‌های قدرت ما زائل شده، در موضع قدرت هستیم؟
این یک بام و دو هوا چه معنایی جز لجاجت دارد؟

۴. احمدی می‌گوید با تلاش صالحی برای مذاکره موافق نبود.
پاسخ را دکتر علی باقری داد: «متکی را روی هوا عزل کردی، صالحی را هم روی زمین عزل می‌کردی».
این با دست پس زدن‌ها و با پا پس‌کشیدن‌ها برای چیست؟

۵. و اما کلام آخر: موضع ضعف و قدرت نسبی است. قطعا اگر آن زمان احمدی‌نژاد جواز/توصیه/دستور آن روز رهبری را جدی می‌گرفت و از موضعی به مراتب قوی‌تر از امروز که احمدی‌نژاد تجویز به مذاکره کرده، وارد مذاکره و توافق می‌شد. روحانی و برجام با این تعداد و عمق حفره‌های حقوقی، امنیتی و اقتصادی بر سر کشور خراب نمی‌شد.
متأسفانه کشور در آنجا هم اسیر نگاه تک بعدی و لجاجت همیشگی احمدی‌نژاد شد و در یک کلام این روحانی از دل آن احمدی‌نژاد بیرون آمد.
به عبارت دیگر سرویس انگلیس با احمدی‌نژاد پاس داد و با روحانی آبشار زد.

 

آن سر دنیا مایکل فیلن، مشاور امنیت ملی ترامپ، در یک تماس نامعمول با سفیر روسیه در آمریکا و ردوبدل گفتگویی معمول، تحت فشار FBI برکنار و محاکمه می‌شود.
اما اینجا دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت ما، معلوم می‌گردد که از انگلستان مدرک بی‌پشتوانه ارشد و دکترا و تابعیت هدیه گرفته و مدام سفرهای مخفیانه به آن کشور داشته و نه تنها آب از آب تکان نمی‌خورد که رئیس‌جمهور هم می‌شود و حتی درنده‌تر از هر مقام سیاسی در کشور، به ارکان نظام حمله می‌کند و دم از قانون اساسی و رفراندوم هم می‌زند!

آن سر دنیا به تصور اینکه روسیه با استفاده از هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی، پیام‌های تبلیغاتی هدفمندی را به نفع ترامپ برای مردم آمریکا مخابره کرده (در همین حد!) چند سال جنجال و تحقیق می‌شود.
اما اینجا ۵-۶ ماه قبل از انتخابات ۸۸ تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی راه‌اندازی می‌شود، تعمیر توییتر تا بعد انتخابات به تاخیر می‌افتد، اشرار عالم رسما از جنبش سبز و فتنه تقلب حمایت می‌کنند، پول‌های سعودی سر از ستاد موسوی درمی‌آورد و... و جز یک حصر نیم‌بند در ویلای ۱۰۱۱ متری دزدی هیچ اتفاقی نمی‌افتد!

آن سر دنیا هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت، برای مسائل کاری از ایمیل شخصی آمریکایی در بستر نت آمریکایی استفاده می‌کند، آنچنان سروصدایی می‌شود که اثر مخربی بر پیروزی‌اش می‌گذارد و در نتیجه در انتخابات الکترال، به ترامپ می‌بازد.
اما اینجا مسولان دولتی تمام مروادات و مکاتبات دولتی را در بستر آمریکایی استفاده می‌کنند، شبکه ملی اطلاعات را به تاخیر انداخته و مدافع سرسخت حفظ پلتفرم‌های آمریکایی هستند و در یک اعتراف نادر، عراقچی اعلام می‌کند در وایبر اسرائیلی با ظریف و تخت روانچی گروهی دارند که در آن راجع به مسائل مختلف بحث و تبادل نظر می‌کنند و باز هیچ اتفاقی نمی‌افتد!
بیچاره ما جهان سومی‌ها!

اخیرا دیدم سایت توقیف شده جهان نیوز لیست مبسوط و مستندی از مفاسد اصلاحات و کارگزاران منتشر کرده بود[۱] که اگر آن را به موارد زیر اضافه کنیم فهرست نسبتا کاملی از مفاسد کلان اقتصادی در معرض قضاوت عموم قرار خواهد گرفت.
نکته قابل توجه آنکه در این میان رد پای خانواده هاشمی کم‌وبیش در تقریبا تمام این مفاسد مشهود است:

میرحسین موسوی اکنون در ویلایی ۱۰۱۱ متری زندگی می‌کند. وی این منزل را زمان نخست وزیری در اختیار داشت و پس از آن به درخواست او و با موافقت رئیس جمهور وقت (هاشمی) این خانه به یک هفتادم قیمت روز به وی واگذار می‌شود!

در موضوع موسوم به «دکل نفتی گم شده» نام فرزند یکی از وزرای دولت خاتمی در میان بود.

ماجرای فیش‌های نجومی ۳۷۹ مدیر این دولت و توجیه روحانی در ابتدا و دفاع جهانگیری که گفته بود «بانک‌ها مظلوم اند» و نوبخت که گفت «این‌ها ذخیره‌های نظام‌اند» قابل توجه است.
جالب آنکه در فاصله سال‌های ۸۹ تا ۹۳ اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی و مسئول برخورد با مفاسد اقتصادی و حقوق‌های نجومی، به همراه دیگر اعضای هیئت مدیره شرکت سیمان تهران، جمعا ۸۶۵ میلیون تومان پاداش دریافت نموده‌اند.

تاسیس صرافی بدون مجوز در زمان اوج نوسانات ارزی توسط حسین فریدون و شریکش (علی صدقی، رئیس نجومی خوار بانک رفاه) موضوع ناپیدایی نیست.

اختلاس ۸۰۰ میلیارد تومانی باند سرخه در دولت کنونی و ارتباطش به فریدون نیز جالب است.

وقف دانشگاه آزاد به ارزش ۲۵۰ هزار میلیارد تومان (با احتساب دلار هزار تومانی در سال ۸۸ معادل ۲۵۰ میلیارد دلار) توسط هیات امنای دانشگاه (هاشمی، میرحسین موسوی، حسن مصطفوی و جاسبی) درحالی صورت گرفت که در دولت قبل دست این افراد از این دانشگاه متعلق به بیت المال کوتاه شد و درنتیجه تصمیم گرفتند در وقفی نامشروع خود را متولی وقف قرار داده و سهمی به ظاهر قانونی را به عنوان متولی از این بابت از درآمدهای کلان دانشگاه برداشت نمایند که با مانعیت مقام معظم رهبری، این طرح شوم خنثی گردید.

در آخرین نمونه از اختلاس‌های کلان دولت روحانی، ۸۰۰۰ میلیارد تومان از صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان اختلاس شد که حدود نیمی از آن (۳۸۰۰ میلیارد تومان) تنها سهم شخص مدیر عامل بود.

در توضیح آنچه به دولت دهم منسوب می‌کنند باید گفت بابک زنجانی به اذعان خودش از رانندگی رئیس بانک مرکزی دولت هاشمی به مسئولیت خطیر توزیع ارز در کشور رسید و شد آنچه شد! جالب آنکه وی در انتخابات ۹۲ کمکی بلاعوض و ۵ میلیارد تومانی به ستاد روحانی نمود و دو نوبت مورد تقدیر اکبر هاشمی و حسن روحانی قرار گرفت. حال با توجه به امکانی که برای او در فروش نفت محیا بود، در دولت دهم فروش بخشی از نفت به کشورهای دیگر در زمان تحریم به وی واگذار شد که همین امر مستمسک نسبت دادن مفاسد وی به دولت دهم گشت.

فساد بانکی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی که مربوط به شرکت امیر منصور آریا است، اختلاسی متعلق به بخش خصوصی بود که به برکت نظام اسلامی، عامل آن اعدام شد و ۵۰۰۰ میلیارد تومان از اموال وی (۲۰۰۰ میلیارد تومان بیش از آنچه برداشته بود) مصادره گردید. خاوری، رئیس وقت بانک ملی نیز که در این فساد مشارکت داشت، از مدیران بانکی بود که نسبت فکری‌اش با هاشمی و حمایت انتخاباتی از او در سال ۸۴ موضوع پنهانی نیست.

فساد رحیمی در پرونده بیمه مربوط به زمان قبل از معاون اولی وی بود، و البته وقتی احمدی نژاد در اقدامی سهل انگارانه او را به عنوان معاون اول برگزید، اصولگریان بسیاری انتقاد کردند که چرا یک مهره هاشمی (استاندار کردستان در زمان هاشمی) که متهم به فساد اقتصادی است را در دولت خود آن هم در این سمت منصوب کرده است. جالب آنکه احمدی نژاد تا روز آخر دولتش مانع برخورد قضایی با رحیمی شد و دست درازی به کابینه را خط قرمز خود نامید.

کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار (رقم دقیق ۶۲۳ میلیارد دلار) درآمد نفت ایران در ۸ سال احمدی نژاد، که عده‌ای آن را با سوال «این پول ها کجا رفت؟» طوری وانمود می‌کنند که انگار دزدیه شده است، صرف هزاران پروژه ملی و استانی و بودجه جاری و عمرانی کشور شد که شرح هزینه‌کرد این مبالغ به صورت تفکیکی قابل مشاهده است.


۱. jahannews.com/report/339206
۲. rajanews.com/news/250569

 

* نگاشته شده در ۹۵/۷/۱

 

خلاصه مستخرج از کتاب «دیوان» پروفسور محمد مکری که توسط نشر زیگفرید-اوری، در پاریس و در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسیده است:

از قبل از انقلاب، ساواک او و همسرش، همکار خانم لیلی امیر ارجمند و آماده کننده دختران شایسته و ملکه‌های زیبایی، را در آب نمک گذاشته بود و توانست او را به روحانیون قالب کند و زنش را به بیت امام بفرستد و با آن‌ها رفت‌وآمد کند. این خانم محترمه با نوشتن شرح حال‌های کاذبانه‌ قلابی بی‌امضا و در حقیقت به قلم خود در جراید که در شب انقلاب بر خود نام زهرا رهنورد نهاده بود، شوهرش را به وزارت رسانید و تبدیل به یک شاعره سبک جدید گردید.
میرحسین یک مرد مقاطعه‌چی پول‌جمع‌کن و مدیر شرکت مقاطعه‌کاری سمرقند و نیز یک مؤسسه تجارتی دیگر به نام انتشارات قلم، آن‌هم با نام مستعار حسین رهجو بود. او فرزند یک چای‌فروش است که بعدها چای‌های بازار را با تردستی و به‌نام کارشناس چای در انحصار خود و یاران و شرکای خود قرار داد و به او لقب سلطان چای در ایران دادند. او توانست به کمک همان محافل سری، خود را به روحانیون بچسباند و در درون آن‌ها رخنه کند و منشأ آن همه خیانت‌ها شود و در پایان هم جام زهر را به ولی‌نعمت خود بنوشاند.
دوباره کارخانه‌ها را بستند و دکان خرده‌فروشی باز کردند و خدا می‌داند که اگر روزی پرده از کارهای میرحسین بردارند، چه حقایق تلخی روشن شود که روی شاه و همه نابکاران تاریخ را سپید خواهد کرد.
مسئولان فعلی پس از اصلاح قوانین و حذف پست نخست‌وزیری توانستند این انگل را که چون کَنه به میز نخست‌وزیری چسبانده شده بود، از جای بکنند و از سر خود وا کنند. در نامه‌ای که به عنوان «میگ و میخ» درباره خیانت‌های او جهت اطلاع آیت‌الله‌العظمی خمینی و فرزند او و سایر مسئولان فرستادم و نیز در تلگرام‌هایی که راجع به سیاست غلط اقتصاد دولتی او که کپی از سیستم کمونیست‌های شوروی بود، برای آن‌ها فرستادم، باعث شد که میرحسین به وسیله تیم اراذل و اوباش خود در هنگامی که کاندیدای ریاست‌جمهوری (آن‌هم برای ایجاد امکان بیان مظالم در تلویزیون و نه واقعاً ریاست‌جمهوری) شدم، مرا تهدید به استعفا کند و چون پیشنهاد کاندیداتوری را پس نگرفتم، به اکیپ امنیتی و اطلاعاتی خود در نخست‌وزیری مأموریت داده بود که مرا در حادثه اتومبیل‌رانی نابود کنند. ماشین پیکانی که در آن سوار بودم، داغان و قطعه قطعه شد ولی من جان به سلامت بردم و تنها یک هفته بستری شدم و چون نمردم، بدون هیچ‌گونه علتی، پس از آنهمه خدمات مأموران میرحسین با چند کامیون پر نفر به شهرک اکباتان برای دستگیریم آمدند که اگر مقاومتی شود تیراندازی هم بکنند. یعنی یک قشون آورده بودند که پشه‌ای را اعدام کنند. ولی من هیچ مقاومتی نکردم و مرا به زندان ویژه نخست‌وزیری بردند که نه ماه در آنجا با شرایط غیرانسانی در زیر بند و شکنجه و ۲۳ ماه در زندان اوین (که جز شش ماه آخر آن ۲۶ ماه در زندان اوین به‌سر بردم) نگه داشتند و در آخر هم نادم شدند و پس از یک معذرت خواهی تشریفاتی آزادم کردند و کلیه حقوق سفارتم را هم تا شاهی آخر پرداختند. پس از چند سال سرگردانی با تقاضای بازنشستگی و موافقت وزارت خارجه و چندین ماه تلاش برای خروج از کشور به صورت قانونی و با گذرنامه ملی خودم دوباره در سال ۱۳۶۷ به تبعیدگاه نخستین خود، به پاریس برگشتم که قریب ۲۴ سال در آنجا به کار تحقیق و علم پرداخته بودم و مجدداً به تحقیقات علمی سابق ادامه می‌دهم. 
آیت‌الله العظمی خمینی هم معلوم شد که از زندانی شدن من اطلاعی نداشته است و به آقای احمد خمینی هم، صادق خلخالی و میرحسین اطلاعات کاذبانه داده بودند. (بعدها با اطلاع‌رسانی به امام) حجت‌الاسلام موسوی زنجانی و نماینده امام (حجت‌الاسلام انصاری که ضمناً هم دوست میرحسین بود) به زندان روحانیت که در آنجا در بند بودم، به عیادتم فرستاد و قول دادند که پوزش‌خواهی و جبران شود.

yon.ir/PpnBJ

 

خلاصه مصاحبه مهم مرحوم ابراهیم اسرافیلیان، نماینده دور دوم مجلس، پیرامون ترور شهید حسن آیت:

شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همین‌طور شهید دیالمه. این دو نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت می‌گفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؛ حالا چطور می‌تواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟!
آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان می‌کرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امور خارجه به مجلس معرفی شود و رأی اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌کند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز [۱۴ مرداد ۱۳۶۰] باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم.
این اسناد ارتباط موسوی [با فراماسونری] را اثبات می‌کرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج می‌شود در فاصله ۳۰ تا ۴۰ متری بنزی مشاهده می‌شود که راننده ‌آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیک به ۶۵ گلوله به بدنش اصابت می‌کند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.
همسر دکتر آیت می‌گوید، اسناد را شهید آیت پشت شیشه اتومبیل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزدیدند. بعدا باجناق آیت دنبال پوشه می‌رود تا اینکه به وزارت امور خارجه می‌رسد، در آنجا فردی پیدا می‌شود و می‌گوید اسناد دست من است، همین جا باشید تا من آنها را بیاورم، باجناق شهید آیت چند ساعت صبر می‌کند اما از آن فرد خبری نمی‌شود تا اینکه معلوم می‌شود از در دیگر ساختمان فرار کرده است [اسرافیلیان در جای دیگری به نقل از باجناق آیت می‌گوید بعدها همان فرد را در دفتر موسوی دیده است].
پروفسور محمد مکری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می‌کرد، می‌گفت یکسری اسناد [راجع به عضویت موسوی در لژ فراماسونری] دارد که از آیت و دیالمه گرفته است.

پاورقی:

۱. متن کامل مصاحبه ابراهیم اسرافیلیان با روزنامه وطن امروز، مورخ ۲۰ مرداد ۸۸
vatanemrooz.ir/Newspaper/Page/210

۲. ماجرای تکذیب برخی جزئیات محتویات مصاحبه و تأیید کلیت آن توسط اسرافیلیان
old.alef.ir/vdcevx8n.jh8zvi9bbj.html?51388

۲. شرح نفوذ موسوی توسط مرحوم پروفسور محمد مکری، اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در شوروی
javanonline.ir/fa/news/452346/
 


قبل از انقلاب، بهزاد نبوی به عنوان مبارزی کمونیست شناخته می‌شد، که مدتی هم‌بند رجایی قرار داده شد تا اینگونه به‌وسیله وی مسلمان، و امین و معتمد او شود.

اعتماد رجایی به نبوی تا حدی بود که وی را وزیر مشاور و سخنگوی دولت خود و مسؤل مذاکره با آمریکا در توافق خائنانه و پرخسارت الجزایر کرد.

در زمان ریاست جمهوری رجایی نیز، نبوی همچنان وزیر و سخنگو ماند تا زمان انفجار دفتر نخست وزیری، که متهم اصلی کشته سازی از کشمیری و فراری دادن وی شد.

دستگیری و محاکمه نبوی اما آسان نبود. او وزیر مقتدر و متظاهری بود که مسؤلیت خطیر پشتیبانی از جنگ نیز از جانب هاشمی به او داده شده بود و علاوه بر «شبکه» حمایت کل جریان چپ و خصوصا سازمان مجاهدین انقلاب و مقاماتی چون رئیس مجلس و فرمانده جنگ (هاشمی)، نخست وزیر (موسوی)، دادستان کل کشور (خوئینی‌ها) و ۶۰ تن از مسؤلان کشور که خواهان تبرئه نبوی و اختتام پرونده شده بودند را داشت.

مطابق آنچه یکی از مقامات امنیتی کشور برای نگارنده نقل کرده، نورالدین کیانوری، رئیس تواب حزب توده، بیان داشته بود که پیش از انقلاب رابط KGB شوروی، نبویِ کمونیست را مأمور ارشد CIA در ایران معرفی کرده، و کیانوری را از وی برحذر داشته بود.

به گفته‌ی مقام امنیتی مذکور، آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی هر دو در جریان این موضوع بودند اما هاشمی این گفته‌ی کیانوری را افترائی دانست که هدفی جز تخریب نبوی ندارد.

با وجود تمام شواهد و قرائن آشکار و نهان نفوذی بودن نبوی، وی علاوه بر پنج دور وزارت مستمر در دولت‌های رجایی، باهنر، مهدوی کنی و موسوی، با احتساب استیضاح‌های ناموفق و جلب اعتماد دوباره از مجلسِ به ریاست هاشمی، رکورد دار بیشترین دفعات کسب رأی اعتمادِ نمایندگان بوده است.