احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جمهوری اسلامی» ثبت شده است

۱. چرا ما فقط با دنیا مشکل داریم؟
۲. چرا ما با همه دنیا مشکل داریم؟
۳. چرا امام وعده آب و برق مجانی داد؟
۴. چرا رهبری غیرپاسخگو و مادام العمر است؟
۵. شورای نگهبان چه حقی دارد برای رد صلاحیت و چرا نباید ناکارآمدی دولت‌ها و رؤسای جمهور را پای انتخاب و دخالت شورای نگهبان بگذاریم؟
۶. این چه انقلاب و نظامی است که همه سران آن خائن و فاسد و نفوذی بوده‌اند؟
۷. این همه هزینه نظامی چرا، وقتی در اولیات زندگی مانده‌ایم؟
۸. کمک به سوریه، لبنان، عراق، یمن و فلسطین چرا وقتی مردم ایران خود محتاج‌اند؟
۹. این همه ناکارآمدی و اختلاس چر‌ا؟
۱۰. اگر فساد سیستماتیک نیست، چرا با مسولان ارشد نظام برخورد نمی‌شود؟
۱۱. این همه پول نفت کجا و چطور خرج می‌شود که اثری از آن در زندگی خود نمی‌بینیم؟
۱۲. اعترافات اجباری و تلویزیونی، چه فایده و چرا؟
۱۳. چرا ما مانند امارات پیشرفت نکرده‌ایم؟
۱۴. حجاب اجباری و گشت ارشاد چرا؟
۱۵. چرا رفراندوم برگزار نمی‌شود تا مردم حکومت دلخواه و سرنوشت خود را تعیین کنند؟
۱۶. سربازی اجباری چرا؟
۱۷. چرا فیلترینگ و محدودسازی‌ فضای مجازی و در عین حال حضور مسولان در شبکه‌های اجتماعی خارجی؟
۱۸. تبعیض و ترجیح مرد بر زن در احکام اسلام چرا؟
۱۹. انرژی پرهزینه هسته‌ای چرا؟
۲۰. چرا احکام خشن چون حد و قصاص خصوصا در حوزه جنسی؟
۲۱. مردم کجا باید اعتراض کنند که اغتشاشگر شناخته نشوند؟
۲۲. چرایی انتصاب افراد مسئله‌دار توسط رهبری و عدم عزل آنان توسط ایشان؟
۲۳. وقتی همه اختیارات و اموال و دارایی‌های کشور در رهبری و نهادهای زیرمجموعه او متمرکز شده، چه انتظاری از رییس‌جمهور و انتخابات می‌توان داشت؟
۲۴. با وجود این همه فساد در کشور، چطور ادعای اسلامی بودن جامعه و حکومت را داریم؟
۲۵. چرا مدام رهبری و مدیریت او با ائمه و دوران امام علی مقایسه می‌گردد؟
۲۶. چرا همه نارسایی‌ها و ناکارآمدی‌ها گردن دشمن انداخته می‌شود؟
۲۷. آیا احترام و اقتصاد ایران و اعتبار پاسپورت ایرانی در زمان شاه بالاتر نبود؟
۲۸. آیا شان و منزلت روحانیت و دین‌داری مردم زمان حکومت پهلوی بیشتر نبود؟
۲۹. آیا حکومتی سکولار در ایران مانند آنچه در ترکیه و عراق و لبنان شاهد هستیم بهتر جواب نمی‌داد و شاهد نزاع و دوقطبی کمتری نمی‌بودیم؟
۳۰. با وجود اذعان قرآن به «لااکراه فی الدین» این حد از دخالت دین در دنیا و مجازات‌های حوزه شخصی برای چیست؟

 

ملاحظات:
۱. گردآوری فوق، برآورد شخصی و تجربی نگارنده به‌واسطه حضور پررنگ و مستمر در محافل حقیقی و مجازی است که شایع‌‌ترین سؤالات و شبهات را دربرمی‌گیرد به نحوی که معتقدم اگر دستگاه‌های متولی فرهنگی بر این ۳۰ محور متمرکز شوند، به حداقل ۹۰٪ شبهات حداقل ۹۰٪ جامعه پاسخ داده‌اند.
۲. پاسخ علمی و منطقی تمام این سؤالات را در کانال خود طی این سال‌ها ارائه کرده‌ام که با صرف کمی وقت آن را خواهید یافت.
۳. با توجه به حجم بالای پیام‌ها از مخاطبان تقاضا دارم از درخواست دریافت پاسخ‌ها از اینجانب خودداری کنند. به شرط فرصت، در روزهای آینده، لینک پاسخ را ذیل هر پرسش در همین پست خواهم آورد.

 

پی‌نوشت | اگر دنبال پاسخ این پرسش‌ها هستید، کتاب «یک ون شبهه» را از دست ندهید:
eitaa.com/soada_ir/6053
 

#یک
از ابتدای خلقت تاکنون، تنها زمانی که ولیّ خدا در دسترس مردم نبوده اکنون است.
دوره حدودا ۱۲۰۰ ساله غیبت اگرچه طولانی اما یک استثناء است.
هرچند این استثناء چنان برای برخی به اصل تبدیل شده که وقتی کسی از ظهور و پایان غیبت سخن می‌گوید، گویی از خرافات و موهومات حرف می‌زند!

#دو
غیبت حاصل تلاقی دو سنت الهی است: انجام امور در بستر طبیعی و دنیایی آن (شوری/۲۰) و خاموش نشدن نور خدا در عالم (توبه/۳۱).
اینجا می‌شود فهمید که چرا بعد از امام رضا ائمه یک به یک در جوانی ترور می‌شدند و خدا جانشان را حفظ نکرد اما برای حضرت حجت به یکباره نجات معجزه‌آسا از سرداب و عمری تاکنون ۱۱۸۸ ساله مقدر کرده.
زیرا طبق سنت الهی از یک سو همه چیز باید بر مدار طبیعت و نظام علیت بگذرد و قرار نیست به طور معجزه‌وار جان اهل بیت حفظ شود اما قیدی هم وجود دارد که نور خدا هرچند ممکن است بسیار کم فروغ شود اما خاموش شدنی نیست و لذا آخرین حجت خدا باید باقی بماند برای نجات و هدایت بشریت؛ و ترکیب و خروجی آن قاعده و این قید چیزی جز «غیبت» نیست.

#سه
اما مفهوم غیبت چیست؟ غیبت یا غایب از نظر بودن امام را برخی به منزله نامرئی و ماورائی بودن ایشان تصور کرده‌اند!
حضرت در میان مردم زیست مادی و عادی دارند اما به طور ناشناس.
چرا ناشناس؟ برای حفظ جان حضرت از ترور و حفظ شهر و کشور محل حضور حضرت از خطر حمله، نابودی و انهدام.

#چهار
چرا امام اعلام قیام نمی‌کنند؟ آیا معطل علائم حتمی هستند؟
باید بدانیم آخرین امام بیش از منتظران مشتاق قیام است؛ اما قیام بدموقع، سوزاندن کل نهضت است.
فقط و فقط اگر دو اتفاق محقق شود، قیام واقع می‌گردد: آمادگی معنوی شیعه و خواستن امام و آمادگی مادی شیعه در قدرت دفاع از خود، نهضت و امام.

قیام نارس، یعنی شکست؛ و اگر قرار بر شکست باشد، فلسفه غیبت برای قیام در موعد مناسب زیر سوال می‌رود.

#پنج
تهدید برای کشورها درجات مختلفی دارد و ناظر به مقولات مختلفی است: منافع فرعی، منافع اساسی، منافع حیاتی، تمامیت، موجودیت.
حتما می‌توانید تصور کنید که درجه تهدید قیام جهانی حضرت برای رژیم‌های حاکم بر جهان چیست: تهدید موجودیت.
برای تقریب به ذهن یعنی چیزی فراتر از اینکه مثلا چند بمب اتمِ آماده شلیک به خاک دشمن، روی سکوی پرتاب وجود داشته باشد.
در مثال اخیر واکنش کشور هدف چه خواهد بود جز حمله نظامی گسترده و فوری به منشأ تهدید؟
حال تصور کنید حضرت ولو با وجود تمایل قلبی جمع کثیری از شیعیان، بخواهند قیام را علنی کنند.
چه اتفاقی می‌افتد؟ سرازیر شدن تمام زرادخانه‌های طیف و‌سیعی از دشمنان به سمت کانون قیام!

پس آنچه لازم است فقط تمایل و آمادگی معنوی نیست؛ توان حفظ امام و امت از تهدیدات هم شرط اصلی و ضروری است.

چیزی که اینجا موضوعیت دارد برای حفظ قیام، توازن قدرت و وحشت در مقابل جبهه باطل است. یعنی یا جبهه مقاومت به بازدارندگی فوق‌العاده نظامی برسد و یا جبهه مقابل به واسطه درگیری و فرسایش داخلی و خارجی، توان ضربه زدن به قیام را نداشته باشد.

پس لازمه ظهور و قیام حضرت این است که شیعه امام را، هم بخواهد و هم بتواند از خود و امامش حفاظت کند.

#شش
حال این سؤال پیش می‌آید که اگر این دو شرط کافی است؛ تکلیف علایم ظهور و حداقل علائم حتمی چه می‌شود؟
موضوع را با مثال تبیین می‌کنیم.
فرض کنید وزارت بهداشت می‌گوید «مدارس با واکسیناسیون عمومی بازگشایی می‌شود و طبق پیش‌بینی‌ها این عمل تا ۳۰ آذر محقق می‌گردد و آن روز هوا حتما سرد و احتمالا بارانی است».
در اینجا شرط باز شدن مدارس واکسناسیون عمومی است؛ علامت حتمی سردی هوا و علامت غیرحتمی بارانی بودن آسمان است.

با این وجود عجیب است که همه توجه ما به جای واکسیناسیون به عنوان شرط بازگشایی، به سردی و رطوبت هوا به عنوان علائم مقارن با بازگشایی معطوف شده و عجیب‌تر آنکه برخی گمان می‌کنند اگر آب و هوا را دستکاری کنند تا زودتر سرد و بارانی شود، مدارس باز می‌شود!

#هفت
مطلب مهم دیگر آنکه اگر متخصصین مهدویت، ترتیب حوادث آخرالزمان در جغرافیای ظهور را فهرست کنند و همزمان مستقلا چند استراتژیست، آینده پژوه و متخصص مسائل منطقه بخواهند بر اساس داده‌های سیاسی، شرایط منطقه را پیش‌بینی نمایند به طور زیادی به نتیجه واحدی می‌رسند!

یعنی اکنون حوادث پیش‌روی منطقه، هم مستقلا بر اساس سیر تحولات سیاسی و هم بر اساس تطبیق روایات قابل تبیین و ترسیم است.

چنانچه اگر از فردی که حتی کاملا با ادبیات دینی و آخرالزمانی بیگانه است بپرسید با اخراج آمریکا از منطقه چه اتفاقی خواهد افتاد؟
می‌گوید یک دیکتاتور را با رویکرد به ظاهر اسلامی، تقویت و حاکم می‌کنند تا منطقه دست ایران و مقاومت نیفتد.
حال شما این واقعیت را بیاورید در قالب دینی و روایی و نامش را بگذارید «سفیانی».
یا در نمونه‌ای دیگر شکی نیست که اگر ملک سلمان بمیرد و فصل حکومت نوادگان عبدالعزیز فرارسد، آل سعود روی آرامش را نخواهد دید و جنگ قدرتِ توأم با خشونت عیان خواهد گشت.
حال این گزاره مستقل سیاسی را بگذارید کنار بحث روایی و وضعیت متزلزل و متشتت حکومت حجاز در عصر ظهور.

دقت کنید که این حتی فراتر از تطبیق است. در تطبیق شما می‌خواهید یک موضوع را به موضوعی دیگر ربط دهید و دغدغه این است که این ربط بلاوجه و ناموجه نباشد؛ اما اینجا علائم ظهور و حوادث سیاسی اساسا حیات و واقعیتی مستقل و موازی دارند.

#هشت
اما در باب ماهیت علائم حتمی و غیرحتمی باید بدانیم که اهل بیت حوادث آخرالزمان را انشاء و ایجاد نکرده‌اند؛ بلکه صرفا آنچه در شبکه قضا و قدر الهی وجود دارد را بیان فرموده‌اند.
درواقع آنچه واقع می‌شود بیان شده، نه آنچه باید واقع شود؛ که در آن صورت شرط می‌بود.
در نسبت میان علائم قیام و عمل قیام، هیچ علیتی در کار نیست؛ بلکه صرفا وصف است.

#نه
مطلب دیگر آنکه علائم غیرحتمی چرا بیان شده‌، وقتی هم ممکن است محقق شود و هم نشود؟
باید دقت کنیم که غیرحتمی به معنای احتمالِ بعید و حتی احتمال برابر در وقوع و عدم وقوع نیست؛ بلکه پررنگ‌ترین و محتمل‌ترین خط در میان خطوط متعدد و درهم تنیده قضا و قدر است که بیان شده.
علائم آخرالزمان عنایتی است از جانب اهل بیت به عنوان خبر و هشدار به شیعیان برای مصون داشتن‌شان از بلایا و کمک به ما برای مدیریت بهتر تحولات و حتی تغییر صحنه و چه‌بسا ممانعت از وقوع حادثه.

#ده
گفتیم که غیبت یک استثناء و ضرورتی برای حفظ جان امام و نگه‌داشتن برگ برنده قیام برای روز موعود است. این استثناء باید در حد استثناء بماند. یعنی قرار نیست حضرت دخالتی نداشته باشند و فقط اگر شرایط مهیای قیام بود، اعلام قیام کنند!
حضرت دخالت، مدیریت و مشورت دارند در اموری که به قیام و مقدمات آن مرتبط است.

ماجرای محمدبن‌عیسی بحرینی و شیخ مفید، دو نمونه مشهور از دخالت حضرت و حساسیت نسبت به امور شیعیان است.
اولی پس از مراجعه محمدبن‌عیسی و دومی با ابتکار عمل خود حضرت.
مورد مشهور متأخر هم ماجرای امام و مرحوم طالقانی است.
امام خمینی پس از اعلام حکومت نظامی توسط شاه، فرمان داد همه به خیابان‌ها بریزند و حکومت نظامی را بشکنند.
آقای طالقانی با امام تماس می‌گیرد و اصرار می‌کند که این کار خطرناک است و نباید بشود. امام در نهایت پاسخی می‌دهد که آقای طالقانی حیرت می‌کند «آقای طالقانی! اصرار نکن! احتمال بده که این دستور از طرف امام زمان است».

خلاصه اینکه حضرت، بر اساس دلایل عقلی و نقلی امکان ندارد در مقدرات و مقدمات انقلابِ خود دخالتی نداشته باشند؛ خصوصا که در طول انقلاب ده‌ها بحران خطرناک را تجربه کرده‌ایم که هر کدام کافی بود برای شکست نهضت مقدماتی قیام و قتل‌عام شیعیان ایران و منطقه و از بین رفتن تلاش همه انبیاء در طول تاریخ.

#یازده
چه چیز این حرف‌ها را احتمالا برای شما عجیب کرده است؟ کلیشه غیبت!
اینکه معنا و فلسفه غیبت را بد فهمیده‌ایم و تصور فضایی و ماورائی از موضوع ظهور داریم.
غیبت را غیب و نامرئی و ماورائی بودن معنا نکنیم! غیبت یعنی ناشناسی.

همانطور که سقیفه و عاشورا را تحلیل سیاسی-اجتماعی می‌کنیم، ظهور را هم باید با مؤلفه‌های نظامی-سیاسی-اجتماعی تحلیل نماییم.

دقت کنید که نه تنها منکر امدادهای غیبی نیستم بلکه اگر چیزی از اسلام و انقلاب اسلامی الان هست، تماما مدیون امدادهای ویژه الهی است. اما این امدادهای مهم و مؤثر در سنت الهی جنبه استثناء دارد و همه چیز حول محور طبیعت و نظام علیت است.
شاید علت نگرش ماورائی عموم این باشد که آنقدر در علائم آخرالزمان مسائل محیرالعقول داریم در روایات که ذهنیت‌ها غیرسیاسی شکل گرفته!
مانند مواردی که به پدیده‌هایی چون هواپیما، اینترنت، موبایل اشاره شده و از قرن‌ها پیش همه این را در ژانر تخیلی و ماورائی تصور کرده‌اند! درحالیکه اتفاقا اهل بیت دارند از موضوعات طبیعی و علمی صحبت می‌کنند.

#دوازده
در اینجا باید به پرچالش‌ترین موضوع در حوزه مهدویت و آخرالزمان نیز اشاره کنیم. اینکه آیا اساسا حق تطبیق علائم را داریم‌؟ خصوصا تطبیق برخی علایم که به نوعی اشاره به نزدیکی ظهور هم دارد و ممکن است تعیین وقت تلقی گردد.

پاسخ به این پرسش، طولانی و نیازمند تبیین چند موضوع است. اما مختصرا باید گفت اهل بیت کار عبث نمی‌کنند. علائم را گفته‌اند که تطبیق دهیم و زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی خود را بر مدار آن تنظیم کنیم. جایی هم که این تطبیق مستلزم تعیین تقریبی اوقات می‌شود خود اهل بیت آن را بیان فرموده‌اند و بیان آن، تعیین نیست، تبیین است.

در اینجا نکته و انذاری که وجود دارد این است که برای تطبیق باید اولا جنبه احتمال درنظر گرفته شود و ثانیا تنها کسانی منطقا می‌توانند احادیث را بر حوادث تطبیق دهند که هم حدیث را بشناسند و هم حادثه را. 

#سیزده
خوب است بدانید که همانقدر که حضرت اشتیاق به ظهور دارند و در پیدا و پنهان برای تحقق قیام تلاش می‌کنند، ابلیس هم متقابلا مهمترین دغدغه‌اش خرید زمان برای ادامه حیات خود هست.
در گفتگوی ابلیس با خدا، ابلیس تا قیامت وقت می‌خواهد اما خداوند تا «وقت معلوم» به او زمان می‌دهد (الحجر/۳۶-۳۸).
طبق روایات این وقتِ معلوم، زمان ظهور است که حضرت، ابلیس را در قدس گردن می‌زنند. مکانی که تا وقتی در آن حکومت بنی‌اسرائیل برقرار باشد، شیطان محفوظ است.
ضمن آنکه تا سد اسرائیل شکسته نشود و آخرین خیبر یهود به دست شیعه منهدم نگردد، تحولات ژئوپولتیک منطقه به نفع قیام حضرت رقم نمی‌خورد.
اینجاست که می‌توان معنای کلام رهبر انقلاب را فهمید که فرمودند «فلسطین کلید رمزآلودی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی می‌گشاید».

البته اگر عمر ابلیس تا روز قیامت هم باشد باز شیطان براساس خباثت ذاتی‌اش نهایت تلاش خود برای جلوگیری از ایجاد حکومت جهانی حق به عنوان بستر اساسی هدایت همگانی خواهد داشت و هراس از پایان عمر، صرفا مزید بر علت است.

#چهارده
تقلای شیطان بر بقای خود و انحراف بشر، هم به واسطه فریفتن تک‌تک انسان‌هاست و هم به واسطه راهنمایی‌ها و مشورت‌های خاص به اصحاب قدرت که قوای سیاسی-نظامی-اقتصادی-فرهنگی عالم دستشان است.

قرآن می‌فرماید «اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری سخنان فریبنده و بی‌اساس به یکدیگر می‌گفتند» (انعام/۱۱۲).
دقت کنید که اینجا طبق تفاسیر، سخن از وسوسه و القاء عمومی شیاطین جن به بشر نیست.
سخن از امداد و مشورت‌های خاص شیاطین جن به شیاطین انس است.

این خودش باب مجزایی است که فقط اشاره می‌کنم به سیاسیون قدرت‌های غربی که غرق در مناسک شیطان پرستی و فراماسونری شده‌اند تا در یک همکاری و هم‌افزایی، از یک سو شیاطین جن از قوای مادی صاحبان زر و زور استفاده کنند و از سوی دیگر شیاطین انس از قدرت ماورائی شیاطین جن و نقشه راه ابلیس بهره ببرند.

خلاصه آنکه نه امام زمان از قیام و مقدمه سازی برای آن غافل است و نه شیطان فقط به وسوسه افراد بسنده کرده. نهایت تلاش و جدال هر دو قطبِ حق و باطل، در قیام و برپایی حکومت متجلی است و هیچ کدام از دو قطب خیر و شر اصحاب خود را بدون کمک و مشورت نگذاشته و نمی‌گذارند.

می‌دانید که امام خمینی هدف از انقلاب خود را چنین گفته بود: مرحله اول اسقاط حکومت شاه، دوم برقراری حکومت اسلامی و سوم کمک به قیام جهانی و اتصال به انقلاب مهدوی.

اصلا می‌شود تصور کرد که انقلابی که به پشتوانه ۱۴۰۰ سال تلاش ائمه و علمای شیعه برای اولین بار به حکومتی با این قدرت و وسعت در منطقه رسیده و سقوطش مساوی است با تعویق چندصد ساله قیام، بی‌صاحب رها شده باشد!
فقط خطراتی که معجزه‌وار از گوش انقلاب گذشت کافی است برای درک پشتوانه الهی آن.

و اما اگر بخواهیم خلاصه بگوییم که مأموریت انقلاب اسلامی ایران و قوم سلمان فارسی چیست، باید بگوییم زمینه‌سازی ظهور و برقراری حکومت جهانی مهدوی با هدایت و درایت امام و رهبری به عنوان دو ذخیره بزرگ و تکرار ناشدنی تشیّع که در این عصر پرتلاطم آخرالزمان، مأموریت فوق‌العاده سنگینی داشته و دارند.
اینجاست که می‌توان فهمید چرا علامه حسن‌زاده آملی به این صراحت فرمود «گوش شما باید به فرمان رهبر باشد چون گوش ایشان به فرمان حضرت خاتم انبیاء است».

اللهم عجل لولیک الفرج

صعود چهل ساله

گفته می‌شود وقتی همه جای دنیا پیشرفت داشته و مانند چهل سال قبل خود نیست‌، مقایسه ایران بعد انقلاب با پیش از آن غلط است.
در این رابطه باید گفت حرف درست اگر نصفه زده شود، می‌شود حرف غلط.
صحبت از رشد نیست، از ضریب رشد است.
مقایسه هم فقط با ایران قبل انقلاب نیست، مقایسه با ترکیه، عربستان و مصر از جمیع جهات -و نه فقط ظواهر شهری- مهم است.
اینجا «رتبه» کشورها در حوزه‌های مختلف گویای خیلی از مسائل و ملاک است.
دقیقا چون همه جهان درحال پیشرفت است، رتبه موضوعیت دارد و عیار سرعت پیشرفت را مشخص می‌کند.
اگر مثل همه جای دنیا در رشد و پیشرفت باشیم، رتبه امروز ما با ۴۰ سال و ۱۰۰ سال پیش نباید تفاوتی کند، اما وقتی سرعت رشد ایران به برکت خلاصی از خاندان و حکومت فاسد پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی -با وجود لشکری از دولتمردان فاسد، خائن و نفوذی‌اش- بیشتر باشد، اینجاست که رتبه‌ها جابجا می‌شود و این است که جای افتخار دارد.

 

به گزارش خبرنگار تشکل‌های دانشگاهی خبرگزاری فارس، نشست «دهه پنجم انقلاب، فرصت‌ها و چالش‌ها» با حضور صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران و احمد قدیری  کارشناس مسائل سیاسی و دکترای حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه برگزار شد.

 

احمد قدیری در این مناظره با خطاب قرار دادن صادق زیباکلام گفت: گرفتن ژست اپوزیسیون ممنوع! شما باید پاسخگوی عملکرد دولت‌تان باشید.

 

وی ادامه داد: هر جا مدیریت جهادی و انقلابی حاکم بوده کشور پیشرفت داشته و هرجا مدیران لیبرال و غربگرا برسرکار بوده‌اند کشور یا درجا زده و یا پسرفت داشته است.

 

قدیری در پاسخ زیباکلام در خصوص تفاوت وضعیت کره جنوبی نسبت به ایران بیان داشت: وقتی در کره خبر سوء استفاده یکی از نزدیکان رئیس جمهور منتشر می شود، مردم و نخبگان خواهان استعفای وی می‌شوند، اما اینجا متاسفانه برخی اساتید و هواداران مسؤلین در هر شرایطی از دولت و تخلفات آن سرسختانه دفاع می‌کنند.

 

وی در پاسخ به ادعای عدم اختیار دولت و رئیس جمهور برای تحقق اهدافش گفت: این رسم دیرینه رؤسای جمهور است که وقتی می‌خواهند وعده دهند، اختیاراتی در حد خدایی برای خود فرض می‌کنند و افکار عمومی را فریب می‌دهند اما پس از انتخاب، کم کاری و بی‌کفایتی خود را پشت ادعای دروغ نداشتن اختیار مخفی می‌کنند.

 

قدیری در پاسخ به زیباکلام درباره تحقق اهداف انقلاب گفت: تحقق اهداف نسبی است و باید از نگاه صفر و صدی پرهیز کرد.

 

زیباکلام هم در این نشست با بیان اینکه اهداف انقلاب محقق نشده، گفت: شورای نگهبان اختیار انتخاب را از مردم می‌گیرد.

 

قدیری در پاسخ به این موضوع گفت: اولا در کدام یک از کشورهای اروپایی یا آمریکا هرکس می‌تواند بدون ضابطه وارد رقابت‌های انتخاباتی شود؟ ثانیا چه کسی مدنظر شما است که بخواهید نام ببرید و ادعا کنید که اگر او می‌آمد و تأیید می‌شد امروز عمل کرد خوبی از خود نشان می‌داد؟

 

farsnews.com/news/13980226000603

مرامنامه انقلاب

به گزارش خبرنگار تشکل‌های دانشگاهی خبرگزاری فارس، احمد قدیری کارشناس مسائل بین الملل طی سخنانی در مسجد جامع المهدی میدان المپیک در جمع نمازگزاران و دانشجویان دانشگاه علامه در نشست «تبیین بیانیه‌ی گام دوم انقلاب» گفت: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اساسنامه انقلاب است و بیانیه گام دوم، مرامنامه انقلاب.

وی با اشاره به بخش‌های مختلف بیانیه گام دوم افزود: آنچه در بیانیه صادر شد، یک فرمان جهاد عمومی در تمام عرصه‌ها است.

قدیری تصریح کرد:‌ از ویژگی‌های متن بیانیه، علاوه بر مستند و مبتنی بر آمار بودن، مدرج و سازمان‌مند بودن آن است.

وی ادامه داد: زبان بیانیه همه‌فهم است و اهمیت و تعدد موضوعات لطمه‌ای به اختصار کلام نزده است. بیانیه واقع گرایانه‌است و علاوه بر تشریح دست‌آوردهای متعدد گذشته و بشارت به افق‌های روشن پیش‌رو، به چالش‌ها و کاستی‌ها نیز اشاره شده است.

کارشناس مسائل بین الملل گفت: این نگاشته پویا است و در یک نگاه کلی با مرور گذشته، برنامه آینده را نیز مشخص می‌کند و هم قله و هدف را نشان داده و هم مسیر و وسیله را.

قدیری با بیان اینکه تبیین اهداف و مسیر پیش‌رو، به منزله انتقال مسؤلیت و مأموریت اهداف انقلاب از نسل اول به نسل‌های بعدی است، گفت: در شرایطی که دشمنان ملت متوهمانه از پایان عمر جمهوری اسلامی سخن می‌گویند، فراخوان رهبر انقلاب برای تکمیل الگوی پیشرفت ایران در پنجاه سال آینده و نیز صدور بیانیه گام دوم که نقشه راه چهل سال دوم است، یعنی تهاجم تمام عیار به نقشه دشمن.

وی تاکید کرد: رهبر انقلاب پیش از این دو مرتبه افکار عمومی و مؤکدا جوانان را در غرب مورد خطاب قرار داده بودند و اینک افتخار مخاطبِ کلام واقع شدن در نامه‌ای تفصیلی، نصیب ما شده است.

قدیری اظهار داشت: نگاه پدرانه و تعالی‌بخش در متن نامه موج می‌زند که این مشی همیشگی رهبر عزیزمان است که خود مستقیما به تعلیم و تعالی جامعه و جوانان می‌پردازند، نسلی که باید خود را برای مأموریت‌های بزرگ آماده کند.

 

farsnews.com/news/13971213000543

💠 از میان همه‌ی ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت میگمارد؛ و در میان ملّتهایی که به‌پاخاسته و انقلاب کرده‌اند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به‌جز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند.

 

💠 آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.

 

💠 انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ی تصحیح خطاهای خویش است.

 

💠 بی‌شک فاصله‌ی میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمان‌خواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصله‌ای طی‌شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است.

 

💠 اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بنده‌ی ناچیز مایلم با جوانان عزیزم، نسلی که پا به میدان عمل میگذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم. سخن اوّل درباره‌ی گذشته است. 

عزیزان! نادانسته‌ها را جز با تجربه‌ی خود یا گوش سپردن به تجربه‌ی دیگران نمیتوان دانست. بسیاری از آنچه را ما دیده و آزموده‌ایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است. ما دیده‌ایم و شما خواهید دید. دهه‌های آینده دهه‌های شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید.

 

💠 انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً: همه‌چیز علیه ما بود، چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه ‌بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه -و نه به زور شمشیر خود- بر سرِ کار آمده بود، و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی، و چه وضع بشدّت نابسامان داخلی و عقب‌افتادگی شرم‌آور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویّت و هر فضیلت دیگر. 

ثانیاً: هیچ تجربه‌ی پیشینی و راه طی‌شده‌ای در برابر ما وجود نداشت.

 

💠 انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانه‌ی جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد.

 

💠 [انقلاب اسلامی] بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بین‌المللی را به گونه‌ی شگفت‌آوری ارتقاء داد. تحلیل سیاسی و فهم مسائل بین‌المللی در موضوعاتی همچون جنایات غرب بخصوص آمریکا، مسئله‌ی فلسطین و ظلم تاریخی به ملّت آن، مسئله‌ی جنگ‌افروزی‌ها و رذالتها و دخالتهای قدرتهای قلدر در امور ملّتها و امثال آن را از انحصار طبقه‌ی محدود و عزلت‌‌گزیده‌ای به نام روشنفکر، بیرون آورد؛ این‌گونه، روشنفکری میان عموم مردم در همه‌ی کشور و همه‌ی ساحتهای زندگی جاری شد و مسائلی از این دست حتّی برای نوجوانان و نونهالان، روشن و قابل فهم گشت.

 

💠 نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بی‌همتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیّت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی‌عدالتی در این چهار دهه، با هیچ دوره‌ی دیگر گذشته قابل مقایسه نیست. در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور در اختیار گروه کوچکی از پایتخت‌نشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها بویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اوّلیّه‌ی زیرساختی و خدمت‌رسانی بودند. جمهوری اسلامی در شمار موفّق‌ترین حاکمیّتهای جهان در جابه‌جایی خدمت و ثروت از مرکز به همه‌جای کشور، و از مناطق مرفّه‌نشین شهرها به مناطق پایین‌دست آن بوده است.

 

💠 مساجد و فضاهای دینی رونقی بی‌سابقه گرفت. صف نوبت برای اعتکاف از هزاران جوان و استاد و دانشجو و زن و مرد و صف نوبت برای اردوهای جهادی و جهاد سازندگی و بسیج سازندگی از هزاران جوان داوطلب و فداکار آکنده شد. نماز و حج و روزه‌داری و پیاده‌روی زیارت و مراسم گوناگون دینی و انفاقات و صدقات واجب و مستحب در همه‌جا بویژه میان جوانان رونق یافت و تا امروز، روزبه‌روز بیشتر و باکیفیّت‌تر شده است.

 

💠 انقلاب عظیم و پایدار و درخشانی که شما به توفیق الهی باید گام بزرگ دوّم را در پیشبرد آن بردارید. 

محصول تلاش چهل‌ساله، اکنون برابر چشم ما است: کشور و ملّتی مستقل، آزاد، مقتدر، باعزّت، متدیّن، پیشرفته در علم، انباشته از تجربه‌هایی گران‌بها، مطمئن و امیدوار، دارای تأثیر اساسی در منطقه و دارای منطق قوی در مسائل جهانی، رکورددار در شتاب پیشرفتهای علمی، ر کورددار در رسیدن به رتبه‌های بالا در دانشها و فنّاوری‌های مهم.

 

💠 ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران روبه‌رو است امّا با تفاوتی کاملاً معنی‌دار. اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمّال بیگانه یا تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانه‌ی جاسوسی بود، امروز چالش بر سرِ حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه‌ی غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمین‌های اشغالی و دفاع از پرچم برافراشته‌ی حزب‌الله و مقاومت در سراسر این منطقه است. و اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود،‌ امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفته‌ی ایرانی به نیروهای مقاومت است.

 

💠 امّا راه طی‌شده فقط قطعه‌ای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله‌ی این مسیر که به گمان زیاد، به دشواریِ گذشته‌ها نیست، باید با همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعّالان جوان، در همه‌ی میدانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین‌المللی و نیز در عرصه‌های دین و اخلاق و معنویّت و عدالت، باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیّت دهند، از تجربه‌ها و عبرتهای گذشته بهره گیرند، نگاه انقلابی و روحیه‌ی انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته‌ی اسلامی بسازند.

 

💠 اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیه‌هایی میکنم. این سرفصل‌ها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی.

 

💠 امّا پیش از همه‌چیز، نخستین توصیه‌ی من امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه‌ی قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. 

 

💠 در طول این چهل سال -و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیّتها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌‌ی همیشگی هزاران رسانه‌ی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت میکنند.

 

💠 شما جوانان باید پیش‌گام در شکستن این محاصره‌ی تبلیغاتی باشید. در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشه‌ای‌ترین جهاد شما است.

 

💠 رویشهای انقلاب بسی فراتر از ریزشها است و دست‌ودلهای امین و خدمتگزار، بمراتب بیشتر از مفسدان و خائنان و کیسه‌دوختگان است. دنیا به جوان ایرانی و پایداری ایرانی و ابتکارهای ایرانی، در بسیاری از عرصه‌ها با چشم تکریم و احترام مینگرد. قدر خود را بدانید و با قوّت خداداد، به سوی ‌آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید.

 

💠 دانش،‌ آشکارترین وسیله‌ی عزّت و قدرت یک کشور است... اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغاز شده... به‌پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه‌توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید.

 

💠 معنویّت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتمادبه‌نفس و دیگر خلقیّات نیکو است.

 

💠 شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می‌آورد؛ این، بی‌گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد، بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت. اخلاق و معنویّت، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومتها نمیتوانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، امّا اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و ثانیاً زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی دراین‌باره میدان دهند و کمک برسانند؛ با کانونهای ضدّ معنویّت و اخلاق، به شیوه‌ی معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنّمی کنند.

 

💠 اقتصاد یک نقطه‌ی کلیدیِ تعیین‌کننده است. اقتصاد قوی، نقطه‌ی قوّت و عامل مهمّ سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه‌ی ضعف و زمینه‌‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. 

 

💠 انقلاب اسلامی راه نجات از اقتصاد ضعیف و وابسته و فاسد دوران طاغوت را به ما نشان داد، ولی عملکردهای ضعیف، اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است. چالش بیرونی تحریم و وسوسه‌ها‌ی دشمن است که در صورت اصلاح مشکل درونی، کم‌اثر و حتّی بی‌اثر خواهد شد. چالش درونی عبارت از عیوب ساختاری و ضعفهای مدیریّتی است. 

 

💠 مهم‌ترین عیوب، وابستگی اقتصاد به نفت، دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد که در حیطه‌ی وظایف دولت نیست، نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیّت داخلی، استفاده‌ی اندک از ظرفیّت نیروی انسانی کشور، بودجه‌بندی معیوب و نامتوازن، و سرانجام عدم ثبات سیاستهای اجرائی اقتصاد و عدم رعایت اولویّتها و وجود هزینه‌های زائد و حتّی مسرفانه در بخشهایی از دستگاه‌های حکومتی است. نتیجه‌ی اینها مشکلات زندگی مردم از قبیل بیکاری جوانها، فقر درآمدی در طبقه‌ی ضعیف و امثال آن است.

 

💠 جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه‌ی راه‌حل‌ها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‌حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه‌ی گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلت‌زدگان داخلی صادر میشود، امّا منشأ آن، کانونهای فکر و توطئه‌ی خارجی است که با صد زبان به تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و افکار عمومی داخلی القاء میشود.

 

💠 همه باید بدانند که طهارت اقتصادی شرط مشروعیّت همه‌ی مقامات حکومت جمهوری اسلامی است.

 

💠 استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است. و آزادی اجتماعی به‌معنای حقّ تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است.

 

💠 استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خون‌آوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبه‌های رفیع انسانیّت. این ثمر شجره‌ی طیّبه‌ی انقلاب را با تأویل و توجیه‌های ساده‌لوحانه و بعضاً مغرضانه، نمیتوان در خطر قرار داد.

 

💠 صحنه‌ی جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقّق یافته یا در آستانه‌‌ی ظهورند: تحرّک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه‌ی آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه.

 

💠 در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت.

 

💠 سلام بر حضرت بقیّة‌الله (ارواحنافداه)؛ سلام بر ارواح طیّبه‌ی شهیدان والامقام و روح مطهّر امام بزرگوار؛ و سلام بر همه‌ی ملّت عزیز ایران و سلام ویژه به جوانان.

دعاگوی شما

سیّدعلی خامنه‌ای

 

🔗 متن کامل بیانیه:

farsi.khamenei.ir/message-content?id=41673

🔗 نمودار درختی بیانیه:

farsi.khamenei.ir/roadmap-content?id=41724

اپوزوسیون پوشالی

1. کانال تلگرامی آمدنیوز در نظرسنجی مورخ 3 اردیبهشت 97، از مخاطبان خود خواسته تا اعلام دارند به فرض تغییر نظام جمهوری اسلامی، کدام فرد را برای پایه گذاری سیستم جدید مناسب می دانند؟ و در این میان 8 چهره را در معرض انتخاب قرار داده که عبارت اند از «رضا پهلوی»، «سید محمد حسینی»، «میرحسین موسوی»، «محمود احمدی نژاد»، «سید محمد خاتمی»، «ابوالحسن بنی صدر»، «امیرعباس فخرآور» و «مریم رجوی».

2. فارغ از عددی که تلگرام از تعداد دنبال کنندگان کانال آمدنیوز نشان می دهد و اینکه از میان 1.3 میلیون مخاطب، چه تعداد حقیقی و چه میزان فیک است، تا این لحظه 360 هزار بازدید از مطلب مربوط به نظرسنجی (رفراندوم مجازی) صورت گرفته که تنها 25 هزار و 835 نفر در آن شرکت کرده اند و این یعنی بیش از 93% دنبال کنندگان آمدنیوز، رفراندوم مجازی این کانال ضد انقلاب را تحریم کرده و وقعی بر شطحیات زم ننهاده اند.

3. ریپورتاژهای متعدد آمدنیوز و رسانه های ضد انقلاب بر تحرکات اخیر احمدی نژاد، و تقلیدهای کلامی کانال دولت بهار از آمدنیوز نیز معرف حضورتان هست؛ نتیجه چنان گفتار و رفتاری آنکه احمدی نژاد افتخار یافت تا نام خود را در کنار تروریستی چون مریم رجوی، جاسوس فراری ای چون بنی صدر، دلقکی چون سید محمد حسینی و غارتگری چون رضا پهلوی جای دهد.

4. بیشترین اقبالِ اندک شرکت کنندگانِ در نظرسنجی، به ترتیب به رضا پهلوی (77%)، محمد حسینی (7%)، موسوی (5%)، احمدی نژاد (4%)، خاتمی (3%) و بنی صدر (2%) تعلق گرفت و تفاله هایی چون فخرآور و رجوی نیز هر کدام تنها 1% از آراءِ کمتر از 7% شرکت کننده در رفراندوم مجازی را به دست آوردند.

5. اتفاق جالب آنکه با وجود سنگ تمام آمدنیوز برای ری استارت در انتشار و رسانه ای کردن آتش بازی های این گروهک، و با وجود نائل آمدن این دلقک به رتبه دوم نظرسنجی آمدنیوز در میان دیگر چهره ها، اما عصبانیت مبتنی بر توهم وی، به دلیل عدم کسب رتبه نخست، باعث دریدن متقابل وحوشی چون سید محمد حسینی و روح الله زم شده به طوری که آتش توپخانه طرفین علیه یکدیگر فعال گشته و این دقیقا نشان دهنده آن است که نفی جمهوری اسلامی، تنها نقطه همنوایی رقت انگیز و شکننده اپوزوسیون پر سروصدا و پوشالی است و اینان حتی به صورت تاکتیکی هم توان تحمل یکدیگر را نه برای استقرار نظام جدید، که برای یک نظرسنجی مجازی پیرامون نظام جایگزین فرضی ندارند.


مطلب مرتبط در خصوص شکست مفتضحانه ضد انقلاب در رفراندوم حقیقی و علی الارض:

ahmadghadiri.ir/post/79

امتداد امام...

گزیده‌ای از مجموعه بیانات حاج احمد آقای خمینی در خصوص مقام معظم رهبری، برگرفته از کتاب «دیدگاه ها» چاپ موسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی:


💠 با امام پیمان می‌بندیم که لحظه‌ای از پشت سر رهبری عزیز انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای دور نباشیم. چرا که یکی از شاگردان عزیز امام، رهبر عزیزمان است، این بزرگ مردی که امروز سکان این کشتی را در دست گرفته و این بزرگ مردی که ما در پشت سر او پوزه‌ی آمریکا را به خاک خواهیم کشید.

💠 ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای حرکت کنیم، هر چه ایشان گفت، گوش کنیم. اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی، نخواند بدانید که نقص از ماست. اگر امروز اختلاف موجب شود که به اقتدار ولی صدمه بخورد گناه بزرگی مرتکب شده ایم.

💠 اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست. و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنه‌ای است در خط آمریکاست.

💠 رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های ر‍ژیم سفاک پهلوی به سر برده از افرادی است که در طول انقلاب خدمات زیادی کرده و در جبهه‌ها بوده، در خود جبهه‌‌ها مستقیماً جنگیده.

💠 امروز هم ما رهبر داریم، ولایت، فرقی نمی‌کند ولایت امام، یا ولایت حضرت رسول(ص) ولایت امروز درست مثل زمان امام است. ببینیم رهبری چه می‌گوید.

💠 امروز رادیوهای بیگانه به دروغ ولی با صراحت القاء می‌کنند که سیاست کلی نظام ما عوض شده است. این ادعاها بدترین اهانت به انقلاب و نظام ماست، ما امروز بیش از گذشته و با قدرت بیشتری باید از خط امام دفاع کنیم و در مقابل کسانی که بدون اجازه رهبر معظم انقلاب اقداماتی انجام می‌دهند بایستیم و نگذاریم افکار امام و رهبری و آرمانهای نظام از این مملکت رخت بربندد.

💠 هنوز هم انقلاب اسلامی در بین راه است و باید با حفظ اتحاد و برادری و حمایت از رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای که از یاران و شاگردان امام عظیم الشان‌مان هستند در راه تحقق آرمان‌های انقلاب و امام آماده باشیم.

💠 موضع گیری‌های حساب نشده و گاهی نرم و در باغ سبز نشان دادن برخی از مسئولین درجه دوم و سوم با چنان تبلیغی در رسانه‌های گروهی پخش می‌شود که گویی رهبری بلامنازع انقلاب آن‌ها هستند. در رسانه‌های استکباری بزرگ می‌شوند و کلامشان کلام امام زمان می‌گردد. 

💠 مواضع استوار و سازش ناپذیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در برابر دسائس و حیله‌های دنیای استکباری یادآور مواضع حکیمانه امام خمینی است.

💠 اینجانب بار دیگر تأکید می‌کنم مواضع مقام معظم رهبری عیناً همانند مواضع سازش ناپذیر حضرت امام است و باید برای اذهان عمومی داخلی و خارجی کشور بطلان این مطلب را که نظام و انقلاب، شاگردان و مریدان امام از خط امام عدول کرده‌اند، نشان دهیم. امروز سیاست کلی نظام و انقلاب را مقام معظم رهبری ترسیم می‌کنند و بر اساس شرع و قانون هیچ یک از ارکان نظام اعم از مجلس، دولت، قوه قضائیه و سایرین نمی‌توانند برخلاف نظر ایشان عمل کنند.

💠 اگر نظام و انقلاب بخواهد قدرتمندانه راه امام را دنبال کند باید مواضع حضرت امام و رهبری انقلاب را در مورد غرب، سیاست خارجی و مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به گوش مردم داخل و خارج از کشور برسانیم. 

💠 امروز تمامی تبلیغات دنیای غرب بر روی این نکته متمرکز شده است که بعد از امام خمینی  اهداف ایشان به فراموشی سپرده شده است و ایران اسلامی از مواضع سازش ناپذیر امام فاصله گرفته است ما در بزرگداشت سالگرد رحلت امام خمینی  باید به معنای واقعی کله شاهد تداوم راه و آرمان امام باشیم و این هدف موقعی عملی است که ما اهداف و مواضع سازش ناپذیر امام و رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای را به شکلی گسترده تبیین کنیم.

💠 فرماندهی کل قوا را حضرت آیت الله خامنه‌ای به عهده گرفت که پا جای پای امام گذاشت در موضع گیری‌ها در حمله به آمریکا، در مبارزه با استکبار، در عدم انعطاف در مقابل زورگویان جهانی، بحمدالله با رهبری‌های شان ما را به سر منزل مقصود نزدیک می‌کند.

💠 امروز امام پیش ما نیست، در بین ما نیست، اما رهبر هست، کانون مبارزه هست، همه باید گرد رهبری جمع شویم.

💠 اقدام تاریخی، حساس و سرنوشت ساز مجلس خبرگان در تعیین رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای به شکلی رقم خورد که رحمت خدای تبارک و تعالی را برای مردم ایران به دنبال داشت.

💠 باید در برابر همه مظاهر انحراف و تهاجم فرهنگی در ابعاد گوناگون، دستورات رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای را نصب العین قرار دهیم.

💠 باید سعی کنیم همگی پشت سر فرماندهی کل قوا حضرت آیت الله خامنه‌ای باشیم برای دنبال کردن اهداف ایشان، مقاصد و تفکر ایشان، آماده فداکاری باشیم.

💠 باید از فرامین و دستورات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای مدظله العالی پیروی کنیم. چرا که ما سرباز تحت امر ایشان هستیم و بر ما لازم و واجب است که از فرمانده‌ی خود اطاعت کنیم.

💠 ایشان خط و راه امام را به بهترین شکل ممکن دنبال می‌کنند. در زمینه خودباختگی در مقابل غرب با طرح هجوم فرهنگی غرب، خطوط کلی انقلاب اسلامی را با ارائه شیوه‌های مقابله ترسیم کرده اند. در زمینه پیاده کردن احکام خدا گروهی را برای شناخت درست و تطبیق آن بر مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی تعیین کردند. در زمینه تهاجم دیپلماسی از طریق وزارت امور خارجه و یا رأساً اقدام لازم را نموده اند. ما باید سعی کنیم دستورات و منوبات ایشان را اجرا کنیم.

💠 امروز رهبر انقلاب با همه توان در برابر باج خواهی قدرت‌ها ایستاده اند و هرگز اجازه نمی‌دهند که قوای مسلح تضعیف شوند و به اقتدار نیروهای مسلح عمیقاً معتقدند.

💠 میزان تشخیص حق و باطل و ملاک عمل برای ما رهنمودهای مقام رهبری به عنوان ولی و پایه اساسی نظام و انقلاب است و حکم ایشان حرف نهایی در همه صحنه هاست.

💠 شما دانشگاهیان عزیز با درک عمیق ولایت فقیه توجه کنید که اگر لازم شد برای اجرای فرامین ولی امر باید اسلحه به دست گیرید و با دشمنان خدا بجنگید. هرگز نباید لحظه‌ای به خودمان اجازه بدهیم که بین ولایت حضرت امام و ولایت رهبر انقلاب فرق بگذاریم.

💠 امروز حضرت آیت الله خامنه‌ای جانشین شایسته امام عظیم الشان است. شما نگویید که خط امام را قبول داریم و بعد از آن هر چه می‌شود به ما مربوط نیست! اگر اینگونه سطحی تحلیل کنیم، از انجام مسئولیت و تکلیف دینی ساقط نمی‌شویم. فرامین رهبر انقلاب مانند فرامین حضرت امام واجب الاطاعه است.

💠 امروز امام در میان ما نیستند، اما فرزند شایسته ایشان، رهبری نظام و انقلاب را به عهده دارند. باید خلاء وجودی امام خمینی را با پشتیبانی از رهبری و اتحاد و همدلی جبران کنیم تا اهداف امام و انقلاب با قدرت و تداوم یابد.

💠 در وصیت نامه ایشان مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۷۰ نیز آمده است: «به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است».


متن کامل بیانات مرحوم سید احمد خمینی در خصوص حضرت آیت الله خامنه‌ای: AhmadGhadiri.ir/post/146

آنان که سودای رفراندوم را دارند، امیدوارم خوب مناظر با شکوه از جمعیت ده ها میلیونی سراسر کشور را که به سخت ترین شکل و با چندین ساعت پیاده روی در سرمای شدید و بعضا برف و باران حمایت خود از نظام مقدس جمهوری اسلامی نشان داده اند، تماشا کرده باشند.
در این رابطه لازم به ذکر است:
1- اگرچه جمعیت روستاها و شهرهای کوچک (وفادار ترین اقشار به انقلاب) به خودی خود بخش بزرگی از جمعیت کل کشور را شامل می شود اما به دلیل قلت جمعیت این واحدهای جغرافیایی، اصولا در این نواحی تجمعی برگزار نمی گردد.
2- به دلیل کثرت شهرها و حجم بالای فیلم و تصاویر از جای جای جمعیت آن همه شهر، تنها صحنه ای و خیابانی از برخی شهرهای بزرگ در فهرست نمایش جمعیت قرار می گیرد و در سیما به نمایش گذارده می شود.
3- جمعیت حاضر در راهپیمایی های سراسر شهرهای کشور، همه‌ی حامیان و موافقان نظام و انقلاب نیستند، بلکه تنها عده ای هستند که آمده اند. حتما هر سال برای بسیاری از حامیان ارزش ها، اقوام و اطرافیان شان پیش آمده که به دلایلی اعم از طفولیت، کهولت، کسالت، مسافرت و خصوصا تاخیر و یا رخوت نتوانسته در راهپیمایی حضور یابند. بنابراین شکوه جمعیت تنها متعلق به بخشی از حامیان انقلاب است که خواسته و توانسته اند در راهپیمایی حاضر گردند.
4- صحنه هایی که در اخبار سیما و خبرگزاری ها از انبوه جمعیتِ راهپیمایی کننده در 22 بهمن نشان داده می شود، محدود به لحظه‌ی ثبت و نیز کادر تصویر است و همه‌ی جمعیت را نشان نمی دهد.
5- همان جمعیت حاضر در زمان واحد در داخل یا خارج کادر تصاویر نیز همه‌ی جمعیت به خیابان آمده نیست بلکه تنها پیک آن است. در بازه‌ی زمانی 5 ساعته ی مراسم (7 تا 12)، حداقل دو شیفت آدم میاید و می رود و به ازای افرادی که تازه وارد جمعیت می شوند، عده ای که زودتر حضور یافته بودند، از جمعیت خارج شده و یا در حال خروج اند.
6- و آخر آنکه با توجه به وجود سه دسته‌ی "موافق، ممتنع و مخالف" نسبت هر موضوعی از جمله نظام و انقلاب، جمعیت آمده به راهپیمایی با جمعیت نیامده مورد قیاس قرار نمی گیرد، بلکه جمعیت حاضر در 9 دی 88 و 22 بهمن ها در سراسر کشور و حتی همان تهران (پایتخت ناهنجاری های سیاسی و فرهنگی) با مثلا جمعیت 25 خرداد 88 می بایست مقایسه شود، که البته آن هم محل اشکال است زیرا بسیاری از همان جمعیت 25 خرداد نیز بدون ضدیت با نظام، تنها نسبت به نتایج انتخابات مردد بودند و طبق نظرسنجی های خارجی (PIPA و Globe Scan) بسیاری از همان افراد نیز طی چند هفته به شدت ریزش کردند تا جایی که برخی از همان طیف نهایتا با حضور در مراسم برائت 9 دی، در ثبت رکورد عظیم ترین تجمع مردمی سهیم بوده اند.
7- دلمان باید بسوزد به حال روان پریشانی که با استناد به "طوفان توییتری" که به برکت بیکاری مفرط و حساب های فیک، رقم خورده، بر توهم خود بی شمار پنداری خویش اصرار دارند. برای شفای شان دعا نماییم و تحقیرشان نکنیم که به حکم شارع "لا حرج للمریض".
هم دعوت به حضور کردند و هم اذعان نمودند که خطری متوجه شان نیست. بنابراین در ۲۲ بهمن امسال برای اولین بار شاهد وزن کشی عملی و هم زمان بودیم.
آیا شانتاژ و توهم اقلیت پر هیاهو پایان خواهد یافت؟

انقلاب دو فاز دارد، وجه سلبی و سرنگونی رژیم سلطنتی و مابعد انقلاب یعنی وجه ایجابی و برقراری جمهوری اسلامی.

وجه سلبی را امام و نیروهای ارزشی به خوبی و با سختی انجام دادند و در ۲۲ بهمن ۵۷ به ثمر رساندند؛ وجه ایجابی آن اما تازه از ۲۲ بهمن شروع شده و تا ابد ادامه خواهد داشت.

از این جهت، هم از لحاظ کمی و هم کیفی فاز سخت تر و طاقت فرسا تری است. وجه کمی را گفتم چون تا ابد ادامه دارد، اما چرا از بعد کیفی سخت تر است؟ چون دیگر به صرف نفی و حذف دیگران محقق نمی شود، همزمان باید تفکر و تمدن اسلامی را جامه ی عمل پوشاند، باید ساخت و با عوامل مخرب به مبارزه پرداخت.

مبارزه با فقر و فساد و تبعیض در این دوره البته سخت تر است، به دلایلی چون انشقاقی که بعد از فتح به وقوع می پیوندد، به دلیل ریا و نفاقی که مانع از رسوایی عناصر فاسد می شود. در آن دوره هدف مشخص بود، فقط همت لازم بود برای محقق شدن. در این دوره اما مفسدان سیاسی اقتصادی سوابق خود را سپر بلایشان می کنند و پشت نام و نشان شان مخفی می شوند. در این دوره هم سختی تشخیص را داریم و هم تحمل را. مفسدین این دوره برای خود حاشیه های امن درست کرده اند و ابزارهای متعددی برای مقابله با نظام و رهبری دارند. ابزارهایی چون اسرار گرو گرفته از نظام، حلقه ی متنفذان قدرت و ثروت، روشنفکران و توجیه گران معمم و مکلا و طیف هایی از مردم و هواداران جاهل که مهمترین نقش را در حفاظت از فسادی دارند که دودش ناخواسته چشم خودشان را هم کور کرده.

فساد فساد است و باید با آن مبارزه کرد. ریزش های انقلاب وجه اجتناب ناپذیر انقلاب هاست و ذره ای از قداست انقلاب ما نمی کاهد. ضرورت هر زیست و حیاتی چالش و مبارزه است، هر پیکری بی تردید گرفتار میکروب ها و انگل های محیط است.

فساد هایی که در جمهوری اسلامی از برخی دولت مردان سر می زند قابل توجیه نیست اصلا نباید هم توجیه کرد، باید مبارزه و رسوا کرد اما بدانیم مبارزه با چه کسی و چگونه. بدانیم مشکل از مظروف است، نه ظرف.

مبارزه یعنی تبیین اصول و آرمان ها و غربال افراد منطبق با این اصول. تا وقتی اصول اصول بماند امکان حذف ناپاکی ها هست، مشکل وقتی فاجعه می شود که اصول هم دچار تغییر شود، این آغاز انحطاط است و الا تا وقتی چارچوب و خط کش باشد، انحرافات قابل شناسایی است اما وای به بعد از آن.

الان نیروهای ارزشی و انقلابی در دوران بعد از انقلاب مظلومانه در حال مبارزه اند، دشمنان ملت مشغول چپاول اند آن وقت ما باید پاسخگوی اعمال آنها باشیم! اقشاری از مردم هم یخه ما را می گیرند! خودشان در انتخابات ها و غیره آب به آسیاب غارتگران می ریزند آن وقت نق اوضاع را به نیروهای انقلابی می زنند! به کسانی که عمرشان را صرف جهاد سازندگی و نظامی کرده اند.

می گوییم به ما چه؟ می گویند شما انقلاب کردید!

اصلا همین جمله، اول مصیبت است. این یعنی یک عده تنها به تماشاچی بودن اکتفا کرده اند و اصلاح امور را از دیگران توقع دارند!

شما انقلاب کردید یعنی چه؟! پس نقش شما چه می شود؟

ما انقلاب کردیم و می کنیم، اما مگر می شود با یک اکثریت تماشاچی و یک اقلیت منسجم منحرف نفوذی کارها را پیش برد؟

انقلاب هست، چون ضد انقلاب هست. انقلاب که تمامی ندارد. اینکه فکر کنیم انقلاب کردیم و تمام شد و رفت، یک خطای فاحش است. خروجی این تفکر انفعال و میدان دادن به عناصر نفوذی یا استحاله شده است. باید جنگید، باید از میراث امام محافظت کرد.

اگر تیر را می بینیم تیرانداز را هم ببینیم. نشود حکایت زمان حضرت علی(ع) که بزغاله های بچه های کوفی را اصحاب معاویه می دزدیدند، می گفتند علی دزدیده و با این خدعه کینه ها را به سمت حکومت علوی سرازیر می کردند.

زمان پیامبر را ببینید! پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود من برای تنزیل می جنگم و تو برای تأویل خواهی جنگید. جنگ های زمان پیامبر سخت تر بود یا حضرت علی؟

زمان پیامبر دشمن مشخص بود اما زمان حضرت علی خواص هم در تشخیص حق و باطل درمانده بودند. پیامبری که مجموعا ۲۳ سال به تربیت جامعه پرداخت، دخترش اولین قربانی امت پیامبر بعد رحلت ایشان بود. تا پیامبر رحلت کرد، مظلومیت انقلابی های راستین هم شروع شد، شروع شده بود، علنی شد. کودتای سقیفه رخ داد. دستان علی(ع) را بستند. حضرت فاطمه پاره تن پیامبر را کتک زدند و شهید کردند!

حدیث داریم بعد از پیامبر همه جز سه یا چهار نفر مرتد شدند!

چرا؟ چون همه تماشاچی بودند! فکر می کردند انقلاب کردند و تمام، دیگر وظیفه ای ندارند!

انقلاب را باید محافظت کرد، امام فرمود نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد، آیا ما عمل کردیم؟ چقدر در انتخاب ها و انتخابات ها معیار تعهد و تخصص را ملاک قرار دادیم؟ چه کسانی را بر مسند امور نشاندیم؟ اصلا رأی می دهیم؟ به چه کسی؟ با چه معیاری؟

اینها کف وظایف ماست، آیا به این حداقل عمل کرده ایم؟

(بخشی از عرایض اینجانب در یکی از محافل تهران)