احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۶۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبری» ثبت شده است

۱. چرا ما فقط با دنیا مشکل داریم؟
۲. چرا ما با همه دنیا مشکل داریم؟
۳. چرا امام وعده آب و برق مجانی داد؟
۴. چرا رهبری غیرپاسخگو و مادام العمر است؟
۵. شورای نگهبان چه حقی دارد برای رد صلاحیت و چرا نباید ناکارآمدی دولت‌ها و رؤسای جمهور را پای انتخاب و دخالت شورای نگهبان بگذاریم؟
۶. این چه انقلاب و نظامی است که همه سران آن خائن و فاسد و نفوذی بوده‌اند؟
۷. این همه هزینه نظامی چرا، وقتی در اولیات زندگی مانده‌ایم؟
۸. کمک به سوریه، لبنان، عراق، یمن و فلسطین چرا وقتی مردم ایران خود محتاج‌اند؟
۹. این همه ناکارآمدی و اختلاس چر‌ا؟
۱۰. اگر فساد سیستماتیک نیست، چرا با مسولان ارشد نظام برخورد نمی‌شود؟
۱۱. این همه پول نفت کجا و چطور خرج می‌شود که اثری از آن در زندگی خود نمی‌بینیم؟
۱۲. اعترافات اجباری و تلویزیونی، چه فایده و چرا؟
۱۳. چرا ما مانند امارات پیشرفت نکرده‌ایم؟
۱۴. حجاب اجباری و گشت ارشاد چرا؟
۱۵. چرا رفراندوم برگزار نمی‌شود تا مردم حکومت دلخواه و سرنوشت خود را تعیین کنند؟
۱۶. سربازی اجباری چرا؟
۱۷. چرا فیلترینگ و محدودسازی‌ فضای مجازی و در عین حال حضور مسولان در شبکه‌های اجتماعی خارجی؟
۱۸. تبعیض و ترجیح مرد بر زن در احکام اسلام چرا؟
۱۹. انرژی پرهزینه هسته‌ای چرا؟
۲۰. چرا احکام خشن چون حد و قصاص خصوصا در حوزه جنسی؟
۲۱. مردم کجا باید اعتراض کنند که اغتشاشگر شناخته نشوند؟
۲۲. چرایی انتصاب افراد مسئله‌دار توسط رهبری و عدم عزل آنان توسط ایشان؟
۲۳. وقتی همه اختیارات و اموال و دارایی‌های کشور در رهبری و نهادهای زیرمجموعه او متمرکز شده، چه انتظاری از رییس‌جمهور و انتخابات می‌توان داشت؟
۲۴. با وجود این همه فساد در کشور، چطور ادعای اسلامی بودن جامعه و حکومت را داریم؟
۲۵. چرا مدام رهبری و مدیریت او با ائمه و دوران امام علی مقایسه می‌گردد؟
۲۶. چرا همه نارسایی‌ها و ناکارآمدی‌ها گردن دشمن انداخته می‌شود؟
۲۷. آیا احترام و اقتصاد ایران و اعتبار پاسپورت ایرانی در زمان شاه بالاتر نبود؟
۲۸. آیا شان و منزلت روحانیت و دین‌داری مردم زمان حکومت پهلوی بیشتر نبود؟
۲۹. آیا حکومتی سکولار در ایران مانند آنچه در ترکیه و عراق و لبنان شاهد هستیم بهتر جواب نمی‌داد و شاهد نزاع و دوقطبی کمتری نمی‌بودیم؟
۳۰. با وجود اذعان قرآن به «لااکراه فی الدین» این حد از دخالت دین در دنیا و مجازات‌های حوزه شخصی برای چیست؟

 

ملاحظات:
۱. گردآوری فوق، برآورد شخصی و تجربی نگارنده به‌واسطه حضور پررنگ و مستمر در محافل حقیقی و مجازی است که شایع‌‌ترین سؤالات و شبهات را دربرمی‌گیرد به نحوی که معتقدم اگر دستگاه‌های متولی فرهنگی بر این ۳۰ محور متمرکز شوند، به حداقل ۹۰٪ شبهات حداقل ۹۰٪ جامعه پاسخ داده‌اند.
۲. پاسخ علمی و منطقی تمام این سؤالات را در کانال خود طی این سال‌ها ارائه کرده‌ام که با صرف کمی وقت آن را خواهید یافت.
۳. با توجه به حجم بالای پیام‌ها از مخاطبان تقاضا دارم از درخواست دریافت پاسخ‌ها از اینجانب خودداری کنند. به شرط فرصت، در روزهای آینده، لینک پاسخ را ذیل هر پرسش در همین پست خواهم آورد.

 

پی‌نوشت | اگر دنبال پاسخ این پرسش‌ها هستید، کتاب «یک ون شبهه» را از دست ندهید:
eitaa.com/soada_ir/6053
 

دفع خدعه

مهمترین شاه‌مهره‌های نفوذ امروز یا مرده‌اند یا منزوی شده‌اند و مردم هم آن‌ها را شناخته‌اند و این درحالی است که از یک سو دولت، مجلس و قوه، پرقدرت و انقلابی‌تر از هر زمان است و توان نظامی و بازدارندگی کشور به اوج خود رسیده، و از سوی دیگر نیز نزاع بین قدرت‌های جهان آغاز گشته.
البته معترفم که در این شطرنج پیچیده و نفس‌گیرِ چهل ساله، کم در معرض هزینه‌های تحمیلی نبوده‌ایم اما چاره‌ای هم نداشتیم و بین راه‌های موجود کم خسارت‌ترین مسیر انتخاب گشته.
در مورد موضوع مورد بحث البته دقت کنید که شورای نگهبان روحانی را تعیین یا تحمیل نکرد، بلکه بنابر ملاحظات امنیتی، فشارهای سیاسی و ذائقه و خواست مردم، صرفا او را تأیید کرد.
در واقع این جهل مردم بود که روحانی را به کشور تحمیل نمود. اتفاقی که مشابه تاریخی آن در ماجرای حکمیت در جنگ صفین یا پیمان صلح با معاویه رخ داد: مواجهه امام جامعه با یک مطالبه عمومی و عقب‌نشینی از سر اکراه برای مدیریت بحران و کاهش تلفات و تبعات منفی آن.
طبیعتا در تمام این موارد اگر مردم فریب جریان تحریف را نمی‌خوردند، دست رهبر جامعه نیز برای اقدامات تهاجمی باز می‌شد.

برنامه

برنامه‌ای که امروز ائتلاف دشمنان دارند بر محور آشوب و جنگ داخلی برای کشور پیاده می‌کنند را پیشتر بنا داشتند به ترتیب در سال‌های ۸۸، ۹۲، ۹۶، ۹۷، ۹۸، ۹۹، ۱۴۰۰ و چندین مقطع دیگر از جمله در نیمه اول ۱۴۰۱ عملیاتی کنند اما در تمام موارد با درایت و هدایت رهبر انقلاب، یا شکست خوردند و یا فرصت عرض اندام نیافتند.
اکنون اما تحولات بین‌الملل و آستانه جنگ میان قدرت‌های جهان، آن‌هم در شرایط پیشرفت شتابان ایران، خصوصا اسرائیل را به‌مثابه غریقی درآورده که می‌خواهند به هر طریق ممکن ایران را متوقف و متلاشی کنند.
۱۴۰۱/۸/۶

یکبار برای همیشه

یکبار برای همیشه؛ پاسخی به ماجرای «سازماندهی گردان اراذل و اوباش توسط شهید همدانی» و «تکذیب نکردن جانشینی مجتبی خامنه‌ای توسط رهبری»

سیاست سپاه -و هر فرد و نهاد عاقلی- همواره تلاش برای تبدیل تهدید به فرصت بوده است؛ چه آنجایی که اخوانی‌های حماس را رودرروی اسرائیل قرار داد، چه در جایی که فردی چون مرحوم محمدرضا مدحی را پس از شناسایی دوجانبه کرد؛ و چه جایی که اراذل و اوباش تهران را پس از سرکوب و دستگیری، برای مقابله با تهدیدات امنیتی به خدمت گرفت.
پس نفس ایجاد گردان اراذل و اوباش، و تبدیل تهدید به فرصت، نه مذموم است و حتی نه پدیده‌ای جدید!
کافی است نگاهی به سابقه برخی یاران انقلاب و مجاهدان دفاع مقدس بیندازیم تا متوجه شویم شهیدانی چون طیب و شاهرخ از چه تباری بوده‌اند.
اینجا ممکن است برخی نه به اصل وجود گردان اراذل و اوباش، بلکه به عملکرد آن در آتش زدن مساجد و اتوبوس‌ها، شلیک هدفمند به نداآقا سلطان، لخت کردن یک بسیجی وسط خیابان، ضرب و شتم نیروهای پلیس و آتش زدن نمادهای عزاداری سیدالشهداء و پای کوبی در روز عاشورا، اشاره کنند که باید گفت از قضا تمام این جنایات از جانب اوباش جنبش سبز، این «مردان خدا جوی» عمر سعد زمان رخ داد، نه گردان مورد اشاره موسوی!
موضوع دیگر این است که گفته شده «اگر شایعه جانشینی حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی خامنه‌ای جدی نیست، پس چرا رهبری آن را تکذیب نمی‌کند؟»
مگر تکذیب نشدن جانشینی مرحوم احمد خمینی، به منزله تایید آن بود؟!
مگر قرار است راجع به هر شایعه دشمن ساخته و سخیفی بیانیه تکذیبه قرائت شود؟ و مگر این دست اکاذیب علیه امام و رهبری یکی دو تا بوده که با تکذیب همان چند مورد، پرونده شایعات بسته شود؟
اتفاقا در این صورت به شایعات بیشتر دامن زده می‌شود؛ زیرا اگر رویه بر تکذیب اکاذیب ناتمامی چون کلکسیون اسب و عصای رهبری باشد، مواردی که تکذیب نشود، به منزله تایید خواهد بود.

حکیم انقلاب

گفت باید طوری برنامه‌ریزی کنیم که بتوانیم بدون نیاز به نفت کشور را اداره کنیم؛

از انرژی هسته‌ای گفت و اینکه برق هسته‌ای نیاز قطعی نسل‌های آینده است؛

از اقتصاد مقاومتی و لزوم خودکفایی در تولید گندم گفت؛

از اینکه به آمریکایی‌ها نباید اعتماد کرد و خلف وعده می‌کنند؛

از اینکه توان نظامی و موشکی ناموس ملی و نیاز حیاتی کشور است؛

و اینکه هزینه سازش بیش از مقاومت است و...

رهبر حکیم و صادق الوعد!

تحریم نفت، قطعی برق، قطحی غذا، شکست برجام و جنگ‌های جهان، تماما درستی هشدارهای شما را گواهی می‌دهد.

امنیت، تمامیت و حیات خود را مدیون‌تان هستیم.

چه خون‌دل‌ها که نخورده‌ای از دست نااهلان.

سرت سلامت، سایه‌ات مستدام.

دشمن شناسی

 گزیده عرایض اینجانب با موضوع دشمن شناسی، مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۵ در گفتگوی مجازی با دانشجویان استان فارس

 

دو مفهوم «دشمن شناسی» و «دشمنی شناسی» را باید از هم تفکیک کرد.

دشمن شناسی ناظر به شناخت خود دشمن است و دشمنی شناسی ناظر به شناخت اقدامات آن.

مشکل عموم ما در «دشمن» شناسی نیست؛ کمااینکه اکثرا در خباثت رژیم‌هایی چون آمریکا، اسرائیل، عربستان و انگلیس و سازمان منافقین و جریان‌های تجزیه طلب شکی نداریم؛ گرچه بعضا نیز با رأی به چهره‌هایی که رسانه حکومتی انگلیس مروج آنان بوده نشان داده‌ایم گاهی چقدر در بدیهیات هم آسیب پذیریم.

گرفتاری اصلی ما در «دشمنی» شناسی است؛ توطئه‌هایی که باید با آن مقابله کنیم اما اساسا ماهیت و موقعیت آن را نمی‌دانیم که بخواهیم رهگیری و خنثی نماییم.

در بحث دشمنی شناسی، عموما در بهترین حالت می‌توانیم آن را پس از وقوع و تحمل خسارت، تحلیل کنیم اما توان پیش‌بینی و به تبع آن پیشگیری را نداریم.

پیامبر اسلام می‌فرمایند کید منافق را با رسوا کردن آن خنثی کنید.

وقتی کید نفاق را تبیین می‌کنید، اذهان را بیدار و هوشیار کرده‌اید و دیگر دشمن نمی‌تواند در گردوغبار فتنه‌ها، آدرس غلط بدهد و به اهداف خود برسد.

بگذارید یک قاعده طلایی را پیرامون دشمنی شناسی به شما بگویم: خودتان را بگذارید جای دشمنی که دستش از هر لحاظ باز است؛ آنگاه با روش علمی ترسیم و شبیه‌سازی کنید که اگر جای طرف مقابل بودید، با چه ابزارهایی و چگونه به کشور هدف لطمه می‌زدید؛ و بدانید که به هرچه برسید، با چندین برابر خباثت و خسارت بیشتر، سازمان‌های امنیتی عریض و طویل دشمنان می‌توانند انجام دهند و انجام هم داده‌اند.

یک اختلال محاسباتی در جبهه انقلاب وجود دارد مبنی‌بر «جلونزدن از رهبری».

جلونزدن را عمدا یا سهوا بد ترجمه کرده‌ایم.

همانطور که در جنگ سخت، بخشی از سپاهیان را طلایه‌داران آن تشکیل می‌دهند، در جنگ نرم هم باید ما پیشگام و خط‌شکن باشیم.

اما متاسفانه از سر غفلت یا تغافل، عافیت طلبی خود را «پیروی» از ولایت جا زده‌ایم و رهبر انقلاب را سپر بلا کرده‌ایم و در بهترین حالت با یک «احسنت» آنچه ایشان بگویند را فقط تأیید می‌کنیم بی‌آنکه حتی برای تحقق آن تلاشی نماییم!

یکی از حوزه‌های اصلی جنگ ترکیبیِ تمام عیاری که علیه انقلاب اسلامی جریان دارد، حوزه «ادراک» است که «جهاد تبیین» راه مقابله با آن است.

در این جهاد باید به «سپر» و «شمشیر» مجهز بود.

سپرِ «سواد رسانه» برای آنکه خودمان گرفتار اخبار و تحلیل‌های غلط نشویم؛ و شمشیر «معارف اسلام و انقلاب» به جهت اینکه بتوانیم امواج تخریب و تحریف را خنثی و حقیقت را منتشر کنیم.

هدایت هوشمند

زمانی تله برجام با خیانت جریان نفوذیِ به قدرت بازگشته که از حمایت عموم مردم و مسؤلان برخوردار بود، می‌رفت تا یا ایران را خلع سلاح و تسلیم نماید و یا به‌واسطه مخالفت مطلق رهبری، جنگ داخلی را رقم بزند.
در آن شرایط چین و روسیه کمترین تنش را با آمریکا داشتند، نتانیاهو در اسرائیل یکه‌تازی می‌کرد و عربستان کماکان متحد و گاو شیرده ایالات متحده بود.
صبر راهبردی رهبر انقلاب و نرمش قهرمانه ایشان، برای ایران زمان خرید و با مدیریت بحران‌ها و تلاش مستمر برای عبور آرام از تنش‌های داخلی و خارجی و اقتصادی و امنیتی، وضعیت را به جایی رساند که شر ترامپ به انتخابات آمریکا کمانه کرد، نتانیاهو برکنار شد، تنش‌های روسیه و چین با آمریکا افزایش یافته، روابط آمریکا با سعودی رو به سردی رفته و از مهمتر اینکه جریان غربگرای غالب، به‌واسطه عملکرد خویش مغلوب و مطرود ملت شده و دولت و مجلسی انقلابی روی کار آمده که با سرعت تمام مشغول امداد و آوار برداری است.
همه اینها را مدیون حکیم انقلاب هستیم و تا محو اسرائیل، با او عهد خون بسته‌ایم.

#یک
از ابتدای خلقت تاکنون، تنها زمانی که ولیّ خدا در دسترس مردم نبوده اکنون است.
دوره حدودا ۱۲۰۰ ساله غیبت اگرچه طولانی اما یک استثناء است.
هرچند این استثناء چنان برای برخی به اصل تبدیل شده که وقتی کسی از ظهور و پایان غیبت سخن می‌گوید، گویی از خرافات و موهومات حرف می‌زند!

#دو
غیبت حاصل تلاقی دو سنت الهی است: انجام امور در بستر طبیعی و دنیایی آن (شوری/۲۰) و خاموش نشدن نور خدا در عالم (توبه/۳۱).
اینجا می‌شود فهمید که چرا بعد از امام رضا ائمه یک به یک در جوانی ترور می‌شدند و خدا جانشان را حفظ نکرد اما برای حضرت حجت به یکباره نجات معجزه‌آسا از سرداب و عمری تاکنون ۱۱۸۸ ساله مقدر کرده.
زیرا طبق سنت الهی از یک سو همه چیز باید بر مدار طبیعت و نظام علیت بگذرد و قرار نیست به طور معجزه‌وار جان اهل بیت حفظ شود اما قیدی هم وجود دارد که نور خدا هرچند ممکن است بسیار کم فروغ شود اما خاموش شدنی نیست و لذا آخرین حجت خدا باید باقی بماند برای نجات و هدایت بشریت؛ و ترکیب و خروجی آن قاعده و این قید چیزی جز «غیبت» نیست.

#سه
اما مفهوم غیبت چیست؟ غیبت یا غایب از نظر بودن امام را برخی به منزله نامرئی و ماورائی بودن ایشان تصور کرده‌اند!
حضرت در میان مردم زیست مادی و عادی دارند اما به طور ناشناس.
چرا ناشناس؟ برای حفظ جان حضرت از ترور و حفظ شهر و کشور محل حضور حضرت از خطر حمله، نابودی و انهدام.

#چهار
چرا امام اعلام قیام نمی‌کنند؟ آیا معطل علائم حتمی هستند؟
باید بدانیم آخرین امام بیش از منتظران مشتاق قیام است؛ اما قیام بدموقع، سوزاندن کل نهضت است.
فقط و فقط اگر دو اتفاق محقق شود، قیام واقع می‌گردد: آمادگی معنوی شیعه و خواستن امام و آمادگی مادی شیعه در قدرت دفاع از خود، نهضت و امام.

قیام نارس، یعنی شکست؛ و اگر قرار بر شکست باشد، فلسفه غیبت برای قیام در موعد مناسب زیر سوال می‌رود.

#پنج
تهدید برای کشورها درجات مختلفی دارد و ناظر به مقولات مختلفی است: منافع فرعی، منافع اساسی، منافع حیاتی، تمامیت، موجودیت.
حتما می‌توانید تصور کنید که درجه تهدید قیام جهانی حضرت برای رژیم‌های حاکم بر جهان چیست: تهدید موجودیت.
برای تقریب به ذهن یعنی چیزی فراتر از اینکه مثلا چند بمب اتمِ آماده شلیک به خاک دشمن، روی سکوی پرتاب وجود داشته باشد.
در مثال اخیر واکنش کشور هدف چه خواهد بود جز حمله نظامی گسترده و فوری به منشأ تهدید؟
حال تصور کنید حضرت ولو با وجود تمایل قلبی جمع کثیری از شیعیان، بخواهند قیام را علنی کنند.
چه اتفاقی می‌افتد؟ سرازیر شدن تمام زرادخانه‌های طیف و‌سیعی از دشمنان به سمت کانون قیام!

پس آنچه لازم است فقط تمایل و آمادگی معنوی نیست؛ توان حفظ امام و امت از تهدیدات هم شرط اصلی و ضروری است.

چیزی که اینجا موضوعیت دارد برای حفظ قیام، توازن قدرت و وحشت در مقابل جبهه باطل است. یعنی یا جبهه مقاومت به بازدارندگی فوق‌العاده نظامی برسد و یا جبهه مقابل به واسطه درگیری و فرسایش داخلی و خارجی، توان ضربه زدن به قیام را نداشته باشد.

پس لازمه ظهور و قیام حضرت این است که شیعه امام را، هم بخواهد و هم بتواند از خود و امامش حفاظت کند.

#شش
حال این سؤال پیش می‌آید که اگر این دو شرط کافی است؛ تکلیف علایم ظهور و حداقل علائم حتمی چه می‌شود؟
موضوع را با مثال تبیین می‌کنیم.
فرض کنید وزارت بهداشت می‌گوید «مدارس با واکسیناسیون عمومی بازگشایی می‌شود و طبق پیش‌بینی‌ها این عمل تا ۳۰ آذر محقق می‌گردد و آن روز هوا حتما سرد و احتمالا بارانی است».
در اینجا شرط باز شدن مدارس واکسناسیون عمومی است؛ علامت حتمی سردی هوا و علامت غیرحتمی بارانی بودن آسمان است.

با این وجود عجیب است که همه توجه ما به جای واکسیناسیون به عنوان شرط بازگشایی، به سردی و رطوبت هوا به عنوان علائم مقارن با بازگشایی معطوف شده و عجیب‌تر آنکه برخی گمان می‌کنند اگر آب و هوا را دستکاری کنند تا زودتر سرد و بارانی شود، مدارس باز می‌شود!

#هفت
مطلب مهم دیگر آنکه اگر متخصصین مهدویت، ترتیب حوادث آخرالزمان در جغرافیای ظهور را فهرست کنند و همزمان مستقلا چند استراتژیست، آینده پژوه و متخصص مسائل منطقه بخواهند بر اساس داده‌های سیاسی، شرایط منطقه را پیش‌بینی نمایند به طور زیادی به نتیجه واحدی می‌رسند!

یعنی اکنون حوادث پیش‌روی منطقه، هم مستقلا بر اساس سیر تحولات سیاسی و هم بر اساس تطبیق روایات قابل تبیین و ترسیم است.

چنانچه اگر از فردی که حتی کاملا با ادبیات دینی و آخرالزمانی بیگانه است بپرسید با اخراج آمریکا از منطقه چه اتفاقی خواهد افتاد؟
می‌گوید یک دیکتاتور را با رویکرد به ظاهر اسلامی، تقویت و حاکم می‌کنند تا منطقه دست ایران و مقاومت نیفتد.
حال شما این واقعیت را بیاورید در قالب دینی و روایی و نامش را بگذارید «سفیانی».
یا در نمونه‌ای دیگر شکی نیست که اگر ملک سلمان بمیرد و فصل حکومت نوادگان عبدالعزیز فرارسد، آل سعود روی آرامش را نخواهد دید و جنگ قدرتِ توأم با خشونت عیان خواهد گشت.
حال این گزاره مستقل سیاسی را بگذارید کنار بحث روایی و وضعیت متزلزل و متشتت حکومت حجاز در عصر ظهور.

دقت کنید که این حتی فراتر از تطبیق است. در تطبیق شما می‌خواهید یک موضوع را به موضوعی دیگر ربط دهید و دغدغه این است که این ربط بلاوجه و ناموجه نباشد؛ اما اینجا علائم ظهور و حوادث سیاسی اساسا حیات و واقعیتی مستقل و موازی دارند.

#هشت
اما در باب ماهیت علائم حتمی و غیرحتمی باید بدانیم که اهل بیت حوادث آخرالزمان را انشاء و ایجاد نکرده‌اند؛ بلکه صرفا آنچه در شبکه قضا و قدر الهی وجود دارد را بیان فرموده‌اند.
درواقع آنچه واقع می‌شود بیان شده، نه آنچه باید واقع شود؛ که در آن صورت شرط می‌بود.
در نسبت میان علائم قیام و عمل قیام، هیچ علیتی در کار نیست؛ بلکه صرفا وصف است.

#نه
مطلب دیگر آنکه علائم غیرحتمی چرا بیان شده‌، وقتی هم ممکن است محقق شود و هم نشود؟
باید دقت کنیم که غیرحتمی به معنای احتمالِ بعید و حتی احتمال برابر در وقوع و عدم وقوع نیست؛ بلکه پررنگ‌ترین و محتمل‌ترین خط در میان خطوط متعدد و درهم تنیده قضا و قدر است که بیان شده.
علائم آخرالزمان عنایتی است از جانب اهل بیت به عنوان خبر و هشدار به شیعیان برای مصون داشتن‌شان از بلایا و کمک به ما برای مدیریت بهتر تحولات و حتی تغییر صحنه و چه‌بسا ممانعت از وقوع حادثه.

#ده
گفتیم که غیبت یک استثناء و ضرورتی برای حفظ جان امام و نگه‌داشتن برگ برنده قیام برای روز موعود است. این استثناء باید در حد استثناء بماند. یعنی قرار نیست حضرت دخالتی نداشته باشند و فقط اگر شرایط مهیای قیام بود، اعلام قیام کنند!
حضرت دخالت، مدیریت و مشورت دارند در اموری که به قیام و مقدمات آن مرتبط است.

ماجرای محمدبن‌عیسی بحرینی و شیخ مفید، دو نمونه مشهور از دخالت حضرت و حساسیت نسبت به امور شیعیان است.
اولی پس از مراجعه محمدبن‌عیسی و دومی با ابتکار عمل خود حضرت.
مورد مشهور متأخر هم ماجرای امام و مرحوم طالقانی است.
امام خمینی پس از اعلام حکومت نظامی توسط شاه، فرمان داد همه به خیابان‌ها بریزند و حکومت نظامی را بشکنند.
آقای طالقانی با امام تماس می‌گیرد و اصرار می‌کند که این کار خطرناک است و نباید بشود. امام در نهایت پاسخی می‌دهد که آقای طالقانی حیرت می‌کند «آقای طالقانی! اصرار نکن! احتمال بده که این دستور از طرف امام زمان است».

خلاصه اینکه حضرت، بر اساس دلایل عقلی و نقلی امکان ندارد در مقدرات و مقدمات انقلابِ خود دخالتی نداشته باشند؛ خصوصا که در طول انقلاب ده‌ها بحران خطرناک را تجربه کرده‌ایم که هر کدام کافی بود برای شکست نهضت مقدماتی قیام و قتل‌عام شیعیان ایران و منطقه و از بین رفتن تلاش همه انبیاء در طول تاریخ.

#یازده
چه چیز این حرف‌ها را احتمالا برای شما عجیب کرده است؟ کلیشه غیبت!
اینکه معنا و فلسفه غیبت را بد فهمیده‌ایم و تصور فضایی و ماورائی از موضوع ظهور داریم.
غیبت را غیب و نامرئی و ماورائی بودن معنا نکنیم! غیبت یعنی ناشناسی.

همانطور که سقیفه و عاشورا را تحلیل سیاسی-اجتماعی می‌کنیم، ظهور را هم باید با مؤلفه‌های نظامی-سیاسی-اجتماعی تحلیل نماییم.

دقت کنید که نه تنها منکر امدادهای غیبی نیستم بلکه اگر چیزی از اسلام و انقلاب اسلامی الان هست، تماما مدیون امدادهای ویژه الهی است. اما این امدادهای مهم و مؤثر در سنت الهی جنبه استثناء دارد و همه چیز حول محور طبیعت و نظام علیت است.
شاید علت نگرش ماورائی عموم این باشد که آنقدر در علائم آخرالزمان مسائل محیرالعقول داریم در روایات که ذهنیت‌ها غیرسیاسی شکل گرفته!
مانند مواردی که به پدیده‌هایی چون هواپیما، اینترنت، موبایل اشاره شده و از قرن‌ها پیش همه این را در ژانر تخیلی و ماورائی تصور کرده‌اند! درحالیکه اتفاقا اهل بیت دارند از موضوعات طبیعی و علمی صحبت می‌کنند.

#دوازده
در اینجا باید به پرچالش‌ترین موضوع در حوزه مهدویت و آخرالزمان نیز اشاره کنیم. اینکه آیا اساسا حق تطبیق علائم را داریم‌؟ خصوصا تطبیق برخی علایم که به نوعی اشاره به نزدیکی ظهور هم دارد و ممکن است تعیین وقت تلقی گردد.

پاسخ به این پرسش، طولانی و نیازمند تبیین چند موضوع است. اما مختصرا باید گفت اهل بیت کار عبث نمی‌کنند. علائم را گفته‌اند که تطبیق دهیم و زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی خود را بر مدار آن تنظیم کنیم. جایی هم که این تطبیق مستلزم تعیین تقریبی اوقات می‌شود خود اهل بیت آن را بیان فرموده‌اند و بیان آن، تعیین نیست، تبیین است.

در اینجا نکته و انذاری که وجود دارد این است که برای تطبیق باید اولا جنبه احتمال درنظر گرفته شود و ثانیا تنها کسانی منطقا می‌توانند احادیث را بر حوادث تطبیق دهند که هم حدیث را بشناسند و هم حادثه را. 

#سیزده
خوب است بدانید که همانقدر که حضرت اشتیاق به ظهور دارند و در پیدا و پنهان برای تحقق قیام تلاش می‌کنند، ابلیس هم متقابلا مهمترین دغدغه‌اش خرید زمان برای ادامه حیات خود هست.
در گفتگوی ابلیس با خدا، ابلیس تا قیامت وقت می‌خواهد اما خداوند تا «وقت معلوم» به او زمان می‌دهد (الحجر/۳۶-۳۸).
طبق روایات این وقتِ معلوم، زمان ظهور است که حضرت، ابلیس را در قدس گردن می‌زنند. مکانی که تا وقتی در آن حکومت بنی‌اسرائیل برقرار باشد، شیطان محفوظ است.
ضمن آنکه تا سد اسرائیل شکسته نشود و آخرین خیبر یهود به دست شیعه منهدم نگردد، تحولات ژئوپولتیک منطقه به نفع قیام حضرت رقم نمی‌خورد.
اینجاست که می‌توان معنای کلام رهبر انقلاب را فهمید که فرمودند «فلسطین کلید رمزآلودی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی می‌گشاید».

البته اگر عمر ابلیس تا روز قیامت هم باشد باز شیطان براساس خباثت ذاتی‌اش نهایت تلاش خود برای جلوگیری از ایجاد حکومت جهانی حق به عنوان بستر اساسی هدایت همگانی خواهد داشت و هراس از پایان عمر، صرفا مزید بر علت است.

#چهارده
تقلای شیطان بر بقای خود و انحراف بشر، هم به واسطه فریفتن تک‌تک انسان‌هاست و هم به واسطه راهنمایی‌ها و مشورت‌های خاص به اصحاب قدرت که قوای سیاسی-نظامی-اقتصادی-فرهنگی عالم دستشان است.

قرآن می‌فرماید «اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری سخنان فریبنده و بی‌اساس به یکدیگر می‌گفتند» (انعام/۱۱۲).
دقت کنید که اینجا طبق تفاسیر، سخن از وسوسه و القاء عمومی شیاطین جن به بشر نیست.
سخن از امداد و مشورت‌های خاص شیاطین جن به شیاطین انس است.

این خودش باب مجزایی است که فقط اشاره می‌کنم به سیاسیون قدرت‌های غربی که غرق در مناسک شیطان پرستی و فراماسونری شده‌اند تا در یک همکاری و هم‌افزایی، از یک سو شیاطین جن از قوای مادی صاحبان زر و زور استفاده کنند و از سوی دیگر شیاطین انس از قدرت ماورائی شیاطین جن و نقشه راه ابلیس بهره ببرند.

خلاصه آنکه نه امام زمان از قیام و مقدمه سازی برای آن غافل است و نه شیطان فقط به وسوسه افراد بسنده کرده. نهایت تلاش و جدال هر دو قطبِ حق و باطل، در قیام و برپایی حکومت متجلی است و هیچ کدام از دو قطب خیر و شر اصحاب خود را بدون کمک و مشورت نگذاشته و نمی‌گذارند.

می‌دانید که امام خمینی هدف از انقلاب خود را چنین گفته بود: مرحله اول اسقاط حکومت شاه، دوم برقراری حکومت اسلامی و سوم کمک به قیام جهانی و اتصال به انقلاب مهدوی.

اصلا می‌شود تصور کرد که انقلابی که به پشتوانه ۱۴۰۰ سال تلاش ائمه و علمای شیعه برای اولین بار به حکومتی با این قدرت و وسعت در منطقه رسیده و سقوطش مساوی است با تعویق چندصد ساله قیام، بی‌صاحب رها شده باشد!
فقط خطراتی که معجزه‌وار از گوش انقلاب گذشت کافی است برای درک پشتوانه الهی آن.

و اما اگر بخواهیم خلاصه بگوییم که مأموریت انقلاب اسلامی ایران و قوم سلمان فارسی چیست، باید بگوییم زمینه‌سازی ظهور و برقراری حکومت جهانی مهدوی با هدایت و درایت امام و رهبری به عنوان دو ذخیره بزرگ و تکرار ناشدنی تشیّع که در این عصر پرتلاطم آخرالزمان، مأموریت فوق‌العاده سنگینی داشته و دارند.
اینجاست که می‌توان فهمید چرا علامه حسن‌زاده آملی به این صراحت فرمود «گوش شما باید به فرمان رهبر باشد چون گوش ایشان به فرمان حضرت خاتم انبیاء است».

اللهم عجل لولیک الفرج

گزیده عرایض اینجانب در مسجد حضرت زینب(س) پردیسان قم، مورخ ۱۴۰۰/۷/۱۶

انقلاب اسلامی ایران به مأموریت نهایی خود در زمینه‌سازی ظهور نزدیک شده و برخورد تمدنی اسلام و استکبار به اوج خود رسیده است.

جبهه مقابل از هشت سال پیش تاکنون با طیف متنوعی از ابزارها تمام تلاش خود را برای سرگونی کشور کلید زده و اشتباه است که گمان کنیم در دولت رئیسی فتنه‌ای نخواهیم داشت.

روحانی زمین سوخته برجای گذاشته و معیشت و اعتماد عمومی را به شدت تضعیف کرده است.

تحرکات آذربایجان به پشتوانه اسرائیل، تلاشی برای نزدیک کردن تهدید به مرزهای ایران و بدل زدن دربرابر تنگ شدن عرصه بر صهیونیست‌هاست.

باید بدانیم که دشمن طیف وسیعی از اهرم‌ها را علیه ایران آماده دارد که تنها بخشی از آن را استفاده کرده است؛ همچنانکه جبهه مقاومت نیز مهره‌های مختلفی را برای مقابله استفاده می‌کند.

آنچه در این میان اهمیت اساسی دارد و می‌تواند ایران را با وجود مهره‌های کمتر شطرنج، مصون از تعرض داشته و فاتح میدان نماید، فرمانده و هدایتگر این نبرد است.

اگر رهبر انقلاب که به قول رایس، مشاور امنیت ملی دولت بوش، ابرحریفی است که توان خنثی‌سازی پیچیده‌ترین نقشه‌های آمریکا را دارد، بتواند راه‌بری کند، همچنان از گردنه‌ها به سلامت عبور خواهیم کرد. اما اگر اعتماد و اعتقاد مردم و نیروهای انقلابی به ایشان سست شود، همه چیز را باخته‌ایم.

علت حملات روز افزون به رهبر انقلاب و تلاش چند لایه برای حرمت‌زدایی از ایشان و حکمت‌زدایی از تصمیمات‌شان همین است.

همه می‌دانیم در شطرنج برای غلبه بر حریف، فقط مهره را جلو نمی‌بریم، بلکه گاهی کرّ است و گاهی فرّ. اینجاست که دست دشمن برای جنجال‌آفرینی در هر حرکت باز است.

اگر رهبری درجایی آشکارا ورود کند، نامش را «دخالت» می‌گذارند و اگر جایی آشکارا ورود نکند، می‌گذارند به حساب «بی‌خیالی»!
جایی که ایشان تهاجمی عمل کند، با برچسب «آرمان‌گرایی» تخریب می‌کنند و جایی هم که بنابر مصالح تدافعی عمل کنند نامش را می‌گذارند «محافظه‌کاری»!
و این به جز هجمه‌های پرحجم علیه راهبردهای نظام در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای است.

وقتی می‌دانیم و دیده‌ایم که حکیم انقلاب ده‌ها پروژه خطرناک داخلی و خارجی را خنثی کرده‌اند، در مواقعی هم که مطلب مجهولی وجود دارد، لازم است استصحاب، اعتماد و اطاعت کنیم؛ خصوصا که منطقه و جهان روی دور تند تحولات افتاده و شاید حتی فرصت نشود همه چیز را برای عموم توضیح داد.

همین‌قدر بدانیم که رهبر انقلاب، به پشتوانه اجتهاد دینی، آشنایی با علوم روز، تسلط به چهار زبان فارسی، عربی، آذری و انگلیسی، مطالعه چندین هزار جلد کتاب و صدها هزار صفحه گزارش محرمانه و غیرمحرمانه از سراسر جهان و تجربه طیف متنوعی از مسؤلیت‌ها، چهره بی‌بدیلی است که در حوزه‌های دینی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و غیره صاحب نظر و متخصص هستند.

گذشته از اینها ویژگی‌های بی‌نظیری نیز وجود دارد که این نابغه جامع الطراف را به نخ تسبیح قومیت‌های ایران تبدیل کرده.

مشهدی و اهل خراسان است؛ اصالتا اهل خامنه در آذربایجان شرقی است؛ سید و عرب است‌؛ به ایرانشهر و جیرفت تبعید، و زمان جنگ در جبهه‌ها بوده و از این جهت مأنوس با اهالی سیستان‌وبلوچستان، کرمان و خوزستان است؛ در حوزه‌های سه‌گانه جهان تشیع یعنی مشهد و قم و نجف تحصیل کرده؛ جانباز است؛ ادیب و شاعر و سخنگور است؛ اهل ورزش است؛ مرجع جامع دینی و استراتژیست نظامی است؛ و جالب است که با همه این اوصاف برخی در مجهولات و حتی معلومات نظر خود را بر ایشان ترجیح می‌دهند!

اینجاست که باید در این آخرین غربال‌های پیش از ظهور یادی کنیم از سفارش مرحوم علامه حسن‌زاده آملی که فرمود «گوش شما باید به فرمان رهبر باشد چون گوش ایشان به فرمان حضرت خاتم الانبیاء است».

تحریف ممنوع!

چرا رهبر انقلاب در ابتدا گفتند این بحران انقدرها هم مهم نیست و چرا گفتند دعا کنید؟
اگر خاطرتان باشد در ابتدای شیوع کرونا آنچنان استرس و دلهره‌ای در جامعه فراگیر شده بود که سلامت جسمانی و امنیت روانی مردم تحت تاثیر آن قرار داشت. اینجا کلام رهبری برای روحیه دادن به مردم و مسولان بود که «از عهده این بحران نیز برخواهیم آمد» وگرنه کیست که نداند قهرمان مبارزه با کرونا شخص مقام معظم رهبری است: حمایت از جامعه درمانی کشور، توصیه اکید به رعایت پروتکل‌ها، دستور به ایجاد ستاد ملی مقابله با کرونا، موافقت با برداشت مالی از صندوق ذخیره ارزی برای کمک ویژه به وزارت بهداشت و به‌خط کردن تمام نهادهای وابسته به ایشان از سپاه و بسیج و ارتش تا آستان قدس و ستاد اجرایی فرمان امام و...
موضوع دعا نیز بیش از حد واضح است! گفتند دعا و توسل هم داشته باشید؛ نه اینکه کارهای درمانی را رها کرده و فقط به دعا اکتفا کنید!

 

چرا واردات واکسن آمریکایی و انگلیسی ممنوع اعلام شد؟
مهمترین هدف رهبر انقلاب جلوگیری از برجام سازی در حوزه واکسن بود و اینکه روحانی همچنانکه تمام شؤن کشور را معطل توافق کرد، تزریق واکسن را به واردات از کشورهای متخاصم انگلیس و آمریکا گره نزند تا با گروگان‌گیری و باج‌گیری آنان موجه نشویم؛ وگرنه همان زمان، هم تولید واکسن پیگیری می‌شد و هم واردات انواع آن ادامه داشت و واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی نیز از مبدأ کشورهای ثالث خریداری شده و می‌شود.
جالب آنکه باوجود واریز مبلغ واکسن‌های خریداری شده از کواکس، سهمیه ایران تاکنون تحویل داده نشده و نیز آنکه اخلال در خط‌تولید دوم و سوم واکسن برکت به دلیل تحریم‌های آمریکا به وجود آمده، و این یعنی اثبات آنکه اگر واردات واکسن به آمریکا و انگلیس منوط می‌شد برای کشته‌گیری و بحران‌سازی در ایران و پیشبرد اهداف شرورانه خود، همان رفتار خصمانه‌ای را مرتکب می‌شدند که اکنون نسبت به واردات تجهیزات خط تولید واکسن انجام می‌دهند.

 

مطالب مرتبط:
t.me/GhadiriNetwork/4809
t.me/GhadiriNetwork/5435