احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روحانی» ثبت شده است

#پرسش:

بسیاری می‌پرسند وقتی قیمت‌ها در دولت رئیسی هم بالا رفته، پس چه فرقی با روحانی دارد؟

#پاسخ:

ایراد اول در بحث مقایسه دو دولت این است که ملاک بهتر و بدتر بودن را فقط بر محور قیمت‌ها برد‌ه‌اند و تمام خدمات بزرگ چند ماهه آغازین رئیسی را ندید گرفته‌اند؛ خدماتی چون تسهیل کسب و کار با اعطای عمومی و مجازی مجوزها، آغاز ساخت انبوه مسکن مهر، واکسیناسیون گسترده و کاهش شدید تلفات کرونا، برچیدن بساط قطعی برق و قحطی اقلام مختلف، عزل بسیاری از مدیران فاسد و متخلف، صرفه‌جویی در هزینه‌ها، سرکشی به نقاط مختلف کشور، ترمیم سرمایه اجتماعی، گسترش مناسبات خارجی، آزادسازی سواحل، افزایش صادرات نفتی و غیرنفتی و...

ایراد دوم این است که فراموش کرده‌اند رئیسی چه ویرانه‌ای تحویل گرفته و انتظار دارند طی چند ماه تمام آثار سوء اقتصادی نظیر تورم، نقدینگی، بدهی و کسری بودجه به‌جا مانده از روحانی رفع شود!
جهت اطلاع اینکه کسری بودجه سال گذشته ۶۴۷ همت بود و روحانی نقدینگی را در کانال ۴۰۰۰ همت و دلار را حدود ۲۶۰۰۰ تومان به رئیسی تحویل داد و خزانه هم به اقرار روحانی و در پاسخ مکتوبش به نوبخت خالی به دولت کنونی واگذار شد.
نگویید روحانی هم همین ادعا را نسبت به دولت احمدی‌نژاد داشت!
موضوع روشن است؛ روحانی مثل همیشه در این موضوع هم دروغ می‌گفت و دولت را در بهترین شرایط تحویل گرفته بود.

ایراد سوم هم عدم توجه به آثار و تبعات جنگ اوکراین بر اقلامی نظیر گندم و روغن و محصولات بر پایه آن است که اثر افزایشی بر قیمت جهانی و داخلی داشته و به مراتب بیشتر هم خواهد شد.

per.euronews.com/2022/05/02/inflation-ukraine-war-shortages-in-stores-spread-eu

کشف الاسرار

آنچه می‌گویم را احتمالا جز از اینجانب نخواهید شنید.
باورش برای برخی سخت خواهد بود اما این باعث نمی‌شود مطلبی را که می‌دانم بیان نکنم:
خطر قریب الوقوع حمله گسترده خارجی و گروه‌های مسلح داخلی و نیز انشقاق و ضعف جبهه انقلاب در دوسال پایانی دولت دهم و گرایش عموم مردم به جریان غربگرا همه سبب شُل گرفتن عمدی و ابلاغی از جانب شورای نگهبان شد تا ریسک جنگ خارجی و داخلی با روی کار آمدن یک عنصر نفوذی و امیدواری دشمن به براندازی از درون، تحت کنترل در بیاید.
خوب است بدانید روحانی ابتدا در شورای نگهبان رد، و بعد با وساطت ضدهاشمی‌ترین عضو شورا (آیت‌الله جنتی) تایید شد.

قضاوت حقوقی

در مسائل حقوقی، هر موضوعی را می‌توان از سه منظر بررسی کرد:

وکلای طرفین و قاضی.

طبیعتا دو طرفِ مناقشه هر کدام تفاسیر و مستندات متعارضی دارند که شاید غلط هم نباشد، اما همه واقعیات را هم دربر نمی‌گیرد.

این وظیفه قاضی بی‌طرف است که عیار ادعا را بررسی و حکم کند.

در برجام هم به همین قاعده می‌توان از سه منظر به موضوع نگاه کرد: ادعاهای تیم ایرانی، ادعاهای تیم آمریکایی و آنچه در فرض یک قاضی بین‌المللی باید از میان مستندات طرفین استخراج نمود.

بنده به‌شخصه در فضای رسانه‌ای کشور حفره‌های حقوقی برجام را متذکر شده‌ام و درعین‌حال در این جنگ حقوقی، دربرابر ادعاهای طرف آمریکایی سعی کرده‌ام همسو با توجیهات روحانی، ظریف و عراقچی، مطالبی را ارائه دهم.

اما اگر بخواهم نگاه بی‌طرفانه به موضوع داشته باشم، با کمال تاسف باید عرض کنم... بگذریم!

یکی از دروغ‌های بزرگ روحانی-ظریف این بوده که قطعنامه‌های ۶گانه پیش از ۲۲۳۱ لغو شده است!

اینجا دو نکته مهم وجود دارد:

۱. هرچند برای این قطعنامه‌ها کلمه لغو (Terminate) به کار رفته، اما با توجه به مکانیسم موسوم به ماشه (Trigger Mechanism/Snapback) -که اختصاصی به آمریکا ندارد و تمام طرف‌ها قابلیت فعال‌سازی آن را دارند- ماهیتش چیزی جز تعلیق نیست.

۲. مطلب مهم‌تر و کمتر گفته شده اما این است که می‌گویند قطعنامه‌های ۶گانه پیشین لغو (تعلیق) شده اما نمی‌گویند که سرخط کلی همان تحریم‌ها در قطعنامه ۲۲۳۱ (بندهای ۳ الی ۷ بخش ابتدایی) عینا تکرار و تایید شده است!

همه ما مناقشه‌ای که برسر واژه Lift وجود دارد و روایت وندی‌شرمن را شنیده‌ایم اما از موضوعی مهمتر غافلیم:

طبق ادعای کذب ظریف و عراقچی «آزمایش و توسعه موشک‌های بالستیک ممنوع نیست».

این ادعا چقدر صحیح است؟

به قول سیف «تقریبا هیچ»!

آنها ادعا می‌کنند فعل این بند از قطعنامه توصیه است، نه الزام؛ زیرا از Calls Upon (فرامی‌خواند) استفاده شده است و آن دلالت بر الزام ندارد!

ادعایی غلط که به معنای تحت‌الفظی واژه استناد می‌کند، غافل از اینکه در ادبیات حقوقی قطعنامه‌های شورای امنیت، اتفاقا درجه الزام بالایی دارد.

جالب آنکه دیوان بین‌المللی دادگستری به عنوان رکن قضایی سازمان ملل، به سال ۱۹۷۱ در رأی مشورتی «نامیبیا» دقیقا به کنکاش بار حقوقی همین واژه پرداخته و آن را الزام‌آور دانسته.

و این به جز قصه‌پردازی عجیب تیم سابق است که در میان تمام جزییات دقیق و فنی قطعنامه، اینجا «نیت» ایران در ساخت موشک با قابلیت حمل سلاح هسته‌ای را ملاک منع یا جواز قطعنامه می‌داند!

سوال: آیا تیم حقوقی ایران از همه این موارد بی‌اطلاع بوده یا باید این را نیز به حساب دروغ‌شان بگذاریم؟

بیان این مسائل از آن جهت است که بدانیم دولت کنونی و خصوصا تیم مذاکره کننده، وارث چه ویرانه‌ای است و این اقدام دولت قبل نیز به قول عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، به مثابه پوست موزهایی است که در هر دو مسیر ترک یا ادامه مذاکرات برجامی، زیر پای دولت رئیسی انداخته شده است!

هدایت هوشمند

زمانی تله برجام با خیانت جریان نفوذیِ به قدرت بازگشته که از حمایت عموم مردم و مسؤلان برخوردار بود، می‌رفت تا یا ایران را خلع سلاح و تسلیم نماید و یا به‌واسطه مخالفت مطلق رهبری، جنگ داخلی را رقم بزند.
در آن شرایط چین و روسیه کمترین تنش را با آمریکا داشتند، نتانیاهو در اسرائیل یکه‌تازی می‌کرد و عربستان کماکان متحد و گاو شیرده ایالات متحده بود.
صبر راهبردی رهبر انقلاب و نرمش قهرمانه ایشان، برای ایران زمان خرید و با مدیریت بحران‌ها و تلاش مستمر برای عبور آرام از تنش‌های داخلی و خارجی و اقتصادی و امنیتی، وضعیت را به جایی رساند که شر ترامپ به انتخابات آمریکا کمانه کرد، نتانیاهو برکنار شد، تنش‌های روسیه و چین با آمریکا افزایش یافته، روابط آمریکا با سعودی رو به سردی رفته و از مهمتر اینکه جریان غربگرای غالب، به‌واسطه عملکرد خویش مغلوب و مطرود ملت شده و دولت و مجلسی انقلابی روی کار آمده که با سرعت تمام مشغول امداد و آوار برداری است.
همه اینها را مدیون حکیم انقلاب هستیم و تا محو اسرائیل، با او عهد خون بسته‌ایم.

اعتبار و رتبه پاسپورت ایرانی در دنیا چقدر است؟

قبل از پاسخ به این سوال ابتدا باید در معنای پاسپورت و ماهیت آن تأمل کنیم.
اگر منظور از این رتبه و اعتبار پاسپورت، تعداد کشورهایی است که می‌توانیم بدون نیاز به اخذ ویزا به آن سفر کنیم، در این صورت جزو پایین‌ترین کشورها در فهرست جهانی هستیم و احتمالا دولت اول روحانی، بهترین نمره را در این خصوص می‌گیرد.

اما اگر غرض، قدرت و عزت و منزلت ایران و ایرانی است، دوران سیاه پاسپورت ایران متعلق به دولت روحانی است.

اکنون اکثر قریب به اتفاق مردم ایران به لطف دولت قبل در اولیات زندگی خود مانده‌اند چه رسد به آنکه اساسا بخواهند به مسافرت خارج از کشور فکر کنند که بود و نبود ویزا برای‌شان کمترین اهمیتی داشته باشد.
ضمن آنکه مقصد ۹۹٪ همان مسافران خارج کشور نیز ۲۰ کشور است و لغو یا عدم لغو روادیدِ حتی ۱۰۰ کشور دیگر جهان نیز هیچ عایدی برای هیچکس ندارد جز آنکه اسباب تفاخری لوکس و فانتزی را برای دولت‌ها فراهم می‌کند و حتی بعید است تاثیری در تغییر مقصد مسافران خارج کشور نیز ایجاد کند.

بنابراین بیان "اعتبار پاسپورت ایران در جهان" به استناد نیاز یا عدم نیاز به "روادید" بسیار فریبنده و موضوع عملیات روانی فرساینده‌ای است با هدف القاء حس شرمساری به ایرانیان.

عزت و ذلت و افتخار و شرمساری را در موضوع لوکس و عبثی چون روادید نبینید و فریب آدرس غلط سیاسیون و رسانه‌های مغرض را نخورید!

ذلت، ننگ‌نامه برجام است و اینکه شرمن حماقت و بلاهت تیم ایرانی را در جریان مذاکرات روایت کند.
این است که رئیس‌جمهور ایران را زیر سم اسب سردار رومی ببرند.
این است که قاتل حجاج منا حتی دولت را برای سرکشی به کشته‌های خود آدم حساب نکند.
این است که سفیر روحانی را به سازمان ملل راه ندهند و نگذارند وزیر گرین کارتی دولت از محوطه سازمان ملل خارج شود.
این است که مایه ننگ و شرمساری است ولو آنکه رتبه ۱ لغو روادید را داشته باشیم.

و آنچه مایه عزت و افتخار شناسنامه و گذرنامه ایران است آنکه حوزه نفوذت از شرق مدیرانه تا غرب آمریکای لاتین باشد.
اینکه وقتی پهپاد متجاوز آمریکایی را می‌زنی ترامپ وحشی از سپاه که آن را در لیست تروریسم قرارداده بود تشکر کند که هواپیمای حامل نظامیان آمریکایی را نزده.

در غیر این صورت و بنابر آدرس غلط، روحانی و غنی و بن‌سلمان عزتمندترین سیاستمداران کشورشان بوده‌اند!
روحانی افتخار داشت حقیرانه عکس یادگاری با برخی سران اروپا بگیرد؛ غنیِ فراری توفیق داشت از نزدیک در جایگاه سربازان آمریکایی ترامپ را تشویق کند و بن‌سلمان درحالیکه از جانب ولی‌نعمت خود گاوشیرده خطاب می‌شد قراردادهای سنگین تسلیحاتی با آمریکا منعقد کرد تا همان سلاح‌ها را برای بقاء حقیرانه خود خرج منافع فروشنده کند.

نام ایران و ایرانی و شناسنامه و گذرنامه کشورمان به برکت اقتدار بی‌مثال جمهوری اسلامی برای دوست و دشمن عظمت و عزت دارد؛ گور پدر روادید!

ملغمه

 

فردی به نام هادی موسوی، مقاله‌ای طولانی در تطهیر ادعای کذب ظریف درخصوص نبود تعلیق در برجام، و رفع و رجوع خاطره شرمن از نحوه کلاه گذاشتن سر تیم ایرانی نوشته که هرگاه در توییتر بحثی راجع به برجام می‌شود، همه را به همان انشاء حواله می‌دهد که چون کسی حوصله نمی‌کند بخواند، قاعدتا بحث به نفع ادعای اکانت مذکور مختومه می‌شود.

بنده متن فرد مذکور را با دقت خواندم ملغمه‌ای از دروغ، مغلطه و بی‌سوادی است:

۱. از بررسی واژه Cease (که حتی مرتبه‌ای پایین‌تر از تعلیق است) کلا فاکتور گرفته!

۲. اشاره‌ای به ماهیت تعلیقی قطعنامه‌های شورای امنیت که طبق نص بند ۱۷ به راحتی و با مکانیسم موسوم به ماشه بازگشت پذیر هستند نکرده و زمین بازی را برده روی ترمینولوژی Lift در بند ۳۷.

۳. با این ادعا که بسیاری از تحریم‌ها امکان لغو نداشته یا به دلیل ماهیت غیرهسته‌ای قرار بر لغوشان نبوده، تعلیقی بودن‌شان را توجیه کرده؛ درحالی که اولا بنابر ادعای روحانی در پس و پیش از امضای برجام، قرار بود «تمام» تحریم‌های هسته‌ای و غیرهسته‌ای «لغو» گردد و ثانیا طبق ادعای عجیب ظریف، در هیچ جای برجام «تعلیق» نیامده و تماما «لغو» است.

این درحالی است که نویسنده در این متن اساسا برای توجیه گفته ظریف قلم‌فرسایی کرده، درحالی که آن نگاشته بر کذب گویی ظریف دلالت دارد!

۴. ادعای اینکه کلمه تعلیق، تنها در عبارت «تحریم‌های سابقا تعلیق شده لغو می‌شود» آمده است، دروغی دیگر، و صرفا ناظر به تصمیم ۲۰۱۰/۴۱۳ شورای اتحادیه اروپا مندرج در پاراگراف چهارم بند ۲۰ ضمیمه پنجم برجام است.

۵. ضمن اینکه جناب نابغه اساسا فرق لیبی (Libya) و لیبریا (Liberia) را نمی‌داند و قطعنامه ۲۲۸۸ را ناظر به تحریم‌های لیبی فرض کرده است!

irdiplomacy.ir/fa/news/1972534

 

ابومازن، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، طی سال‌ها شهرک سازی اسرائیل، در مذاکره با صهیونیست‌ها یک شرط به‌ظاهر منطقی داشته: توقف شهرک سازی؛ و نه حتی پرداخت غرامت و برچیدن شهرک‌ها یا تحویل سازه‌ها به فلسطینیان.

نتیجه این مطالبه هم مشخص است: ادامه ساخت شهرک‌سازی توسط اسرائیل به دلیل درخواست راکد «توقف» شهرک‌سازی!

ابومازن ده سال پیش درخواست توقف داشت، اکنون هم همان درخواست را دارد!

مشخص است که در ماهیت این درخواست به‌ظاهر منطقی، خیانتی به سود اسرائیل جریان دارد؛ زیرا زمین و زمان به نفع صهیونیست‌هاست.

ابومازن‌های نیویورکی نیز در وین دقیقا همین رویه خائنانه را در پیش گرفته‌اند:

اهرم‌های هسته‌ای و فرصت‌های اقتصادی را زائل کردند برای ادعای لغو همه تحریم‌ها (در عمل تعلیق برخی تحریم‌ها)، و دست آمریکا را با استفاده از ظرفیت‌های برجام برای خروج بدون تبعات بازگذاشتند تا بتواند تحریم‌ها را بازگرداند و برای تعلیق مجدد همان، امتیازات پیدا و پنهان دیگری از کشور طلب کند.

جالب آنکه این «قهرمانان دیپلماسی» قصد دارند رفع تحریم‌های برجام را پس از چند سال دوباره به ملت بفروشند و هشت سال دیگر کشور را بدوشند؛ نقطه سرخط!

چیزی هم که اینجا ظاهرا مهم نیست، چند سال وقفه در اقتصاد کشور و ضربه به معیشت مردم است!

فارغ از موضوع درخواست راکد و حداقلی رفع تحریم‌های برجام که عقبگردی آشکار به سال ۹۴ و تخطی واضح از خطوط قرمز رهبری در دستور به لغو همه تحریم‌ها بوده است، مطلب مهم‌تر عدم تعهد نخستین و راستی‌آزمایی شده طرف آمریکایی است که همین کارکرد گشایش نسبی و موقتی را هم بلافاصله پس از انتخابات زایل خواهد کرد.

درست مانند سال ۹۶ که از یک سو دولت با ۱۶ میلیارد دلار ارزپاشی در بازار و خالی کردن خزانه، چند صباحی قیمت‌ها را تصنعی پایین نگه‌داشت و از سوی دیگر نیز ترامپ خروج از برجام را به پس از انتخاب روحانی موکول کرد تا با مدیریت قیمت و بلای خانمان برانداز دولت اصلاحات، آتش به خرمن اقتصاد و امنیت کشور بزند.

ناگفته نماند که اکنون سوداگران ارز، هماهنگ با پاستور و به موازات توافق، دست به کار فروش بخشی از ذخایر تاراج کرده از بیت‌المال شده و مانند همیشه پروژه شرطی‌سازی را درپیش گرفته‌اند.

پروژه‌ای که با بالا بردن دوباره نرخ ارز پس از سخنان امروز رهبر انقلاب در مخالفت با خدعه و خیانتِ باقی گذاشتن عمده تحریم‌ها و اکتفا به بخشی از آن، تکمیل خواهد شد.

۱۴۰۰/۲/۱۲

بیست گفتار انتخابات

 

۱. تصور نگارنده بر آن است که احمدی‌نژاد تایید صلاحیت می‌شود زیرا ردصلاحیت مجدد وی تبعات سنگینی دارد که کمترینش افت شدید مشارکت است؛ همچنانکه احتمال می‌دهم رئیسی نیز در نهایت وارد صحنه شود زیرا تنها کسی است که توان مهار و شکست احمدی‌نژاد را دارد.

۲. گرچه احمدی‌نژاد با مواضع لیبرالیسم فرهنگی، اشتیاق به مذاکره و معامله با آمریکا، مخالفت با نظارت استصوابی، موضع‌گیری علیه حضور ایران در سوریه و فاصله‌گذاری آشکار با رهبری، به یک اصلاح‌طلب تمام‌عیار تبدیل شده، اما در این انتخابات اندک تعارفات نیز کنار گذاشته خواهد شد و اصلاح‌طلبان رسما از او حمایت خواهند کرد.

۳. حمایت اصلاح‌طلبان از احمدی‌نژاد عجیب‌تر از حمایت آنان از هاشمی در ۸۴، پس از تخریب گسترده او در دولت اصلاحات نیست و این تجربه بار دیگر درخصوص احمدی‌نژاد تکرار خواهد شد.

۴. اگرچه حضور رئیسی ریسکی برای اوست اما ریسک بزرگ‌تر باخت نظام و انقلاب و فروپاشی اقتصادی و انفجار اجتماعی است؛ بنابراین «رئیسی نیاید»های بعضا خیرخواهانه، عجیب و غیرمنطقی است.

۵. در ۹۶ با «هیولا» ساختن از رئیسی مانع پیروزی او شدند و در ۱۴۰۰ با «فرشته» سازی از او و اینکه «حیف است رئیسی از قوه برود» سعی در تقلیل آراء‌ش خواهند داشت؛ موضوعی که می‌بینم برخی نیز در دام آن افتاده‌اند. البته پازل عملیات روانی متوقف بر آن نخواهد ماند و با ادعای اینکه «درصورت شکست رئیسی، او مجددا رئیس قوه قضائیه خواهد شد» سعی می‌کنند به هر نحو مانع شکست خود و پیروزی وی شوند.

۶. اگر قرار باشد فردی که در سمتی موفق بوده به سمت بالاتر نرود، پس چه کسی برود؟ کسی که موفق نبوده؟! با این رویکرد، به دلیل کارنامه درخشان رئیسی در آستان نیز نباید از رفتن او به قوه استقبال می‌کردیم!

۷. ویژگی حضور دو ساله رئیسی در قوه این بوده که دست به اقدامات ساختاری و تحولات اداری و قضایی زده و به عبارت دیگر قطار را روی ریل انداخته است. ضمن آنکه حد یقفی برای کار در یک دستگاه وجود ندارد. اگر صد سال هم رئیسی در قوه باشد، به اندازه صد سال کار برای انجام هست. آنچه اهمیت دارد، دعوت از اصلح مقبول برای تحولات بزرگ‌تر و مناصب بالاتر است.

۸. همه دلسوزان و مطلعان و از جمله رؤسای قوه قضائیه بارها به درستی اذعان کرده‌اند که مهمترین راه مبارزه با فساد، پیشگیری به‌واسطه خشکاندن بسترهای ایجاد آن است. اگر مبارزه با فساد را در اولویت، و اقدامات قوه را در برخورد با مفاسد مطلوب می‌دانیم، باید تلاش کنیم تا این اقدامات از مجرای ریاست جمهوری ارتقاء و گسترش یابد.

۹. درحال حاضر متاسفانه جوان‌گرایی به بچه‌‌بازی تنزل پیدا کرده و هرکسی به صرف جوان بودن و فالوور داشتن خود را یک گزینه می‌پندارد! البته اینها می‌دانند که نه مقبولیت دارند و نه صلاحیت، و هدف‌شان چهره‌سازی از خود و دستیابی به مقام و موقعیتی همچون وزارت است.

۱۰. بسیاری از «می‌آیم»ها برای تست افکارعمومی و یا بالا بردن قیمت خود است؛ همچنانکه بسیاری از «نمی‌آیم»ها برای مصون ماندن از تخریب‌های انتخاباتی تا زمان ثبت نام است. به شدیدترین انکارها و تکذیب‌ها هم اعتمادی نیست و کاندیداها با ادعای احساس «تکلیف» و یا فشار و درخواست «مردم» ثبت نام‌شان را توجیه خواهند کرد.

۱۱. تعدد کاندیداهای انقلابی از دو جهت مطلوب است؛ بالا رفتن مشارکت و تب انتخابات و نیز افزایش فرصت به چالش کشیدن گفتمان و مدیریت کنونی کارگزاران-اصلاح‌طلبان.

۱۲. فن سخنوری، پیش‌تر یکی از امتیازات فرعی کاندیداها بود که در برابر کارنامه و برنامه و علم و تجربه آنان چندان به حساب نمی‌آمد، اکنون اما متاسفانه به مهمترین مؤلفه عیارسنجی و رأی‌آوری نامزدها تبدیل شده است!

۱۳. باید بدانیم که میان آنچه یک کاندیدا هست و آنچه به واسطه تصویرسازی‌ها از او تصور می‌کنیم، تفاوت بسیاری است و چه‌بسا فرد مذکور به مراتب بهتر یا بدتر چیزی باشد که گمان می‌کنیم.

۱۴. کاندیدا شدن افراد با سنین و سطوح مختلف، اگرچه از نظر ما عجیب و مضحک باشد اما خلاف شرع و قانون نیست؛ آنچه خلاف شرع است، تمسخر و تخریب کاندیداها و فروختن آخرت خود به دنیای دیگران است.

۱۵. سیاست کاملا ملموسی است که طیفی از جریان موسوم به «عدالت‌خواه» از یکسو با زدن دولت و اصلاح‌طلبان، نزد جریان انقلابی اعتبار کسب می‌کنند تا در موقع مناسب آن را تقدیم احمدی‌نژاد نمایند؛ و از سوی دیگر نیز به هر بهانه‌ای به موجهین انقلاب حمله می‌کنند تا وی را به عنوان جریان سوم و یگانه ناجی جا بیندازند.

۱۶. فعالیت حجاریان در توییتر، شمشیر کشیدن علنی تاجزاده، برعهده گرفتن مدیریت تشکیلات موسوم به «ناسا» توسط بهزاد نبوی و نامه‌نگاری خاتمی، نشان دهنده فعال شدن سران فتنه ۸۸ و تکرار سناریوی آشوب است؛ خصوصا که دموکرات‌های آمریکا اربابان براندازی هستند و بدنه دولت بایدن همان طراحان فتنه ۸۸ در دولت اوباما است.

۱۷. حمله به قالیباف با هدف از اعتبار انداختن رقیب قدرتمند دیروز و فردای انتخاباتی اصلاح‌طلبان است. حمله به کلیت مجلس نیز اولا با هدف تسلیم و منفعل کردن قوه مقننه در برابر دولت و شخص روحانی و ثانیا به قصد بی‌اعتبار شدن مجلس انقلابی و به تبع آن دولت انقلابی و کاندیداهای آن جریان نزد مردم است. با این حال متاسفانه دیده می‌شود برخی افراد و اکانت‌ها فارغ از انگیزه‌شان، به اسم انقلابی، مطالبه‌گر و عدالتخواه، بدون بیان محاسن و اقدامات مفید مجلس، بی‌رحمانه‌ترین حملات را به آن می‌کنند که نتیجه‌ای ندارد جز تقدیم دوباره نهادهای حاکمیتی به امثال روحانی و لاریجانی.

۱۸. گزینه نظامی، موضوع جدیدی نیست و افرادی چون شمخانی، رضایی و قالیباف در انتخابات‌های مختلف با شکست مواجه شده‌اند. حال اینکه برخی گمان می‌کنند گزینه‌های نظامی پدیده انتخابات خواهند شد، نشان از بازی خوردن‌شان دارد. در دوقطبی‌سازی خیروشر نمی‌توان چند هیولا ساخت. علت آنکه فعلا ماشین جنگ روانی ضدانقلاب و اصلاح‌طلبان علیه گزینه نظامی فعال نشده این است که نمی‌دانند اقبال به چه کسی خواهد رفت و لذا شلیک زودهنگام به او بی‌فایده و به خطا رفتن تیر است. اما اگر به فرض قریب به محال، گزینه نظامی با اقبال مواجه شود، «دولت پادگانی» و «حکومت نظامی» را محور عملیات روانی سنگین خود خواهند کرد. جریانی که توانست از قاضی خوشنامی چون رئیسی «آیت‌الله اعدام» بسازد، از نظامیان هم هیولایی به مراتب وحشتناک‌تر خواهد ساخت.

۱۹. فریب آمارهای کنونی و عدم مقبولیت روحانی را نباید بخوریم. انتخابات‌ها تنگه اُحد است که حریف با اندکی غفلت ما، ورق را برمی‌گرداند. رأی دوباره و بیشتر روحانی در ۹۶ قدرت و اعجاز رسانه و جنگ روانی را بار دیگر اثبات کرد و اینکه چه میزان مردم استعداد بازی خوردن دارند؛ خصوصا که طرف مقابل برگ برنده خود را در حاشیه‌سازی و جنجال‌آفرینی حول مسائلی چون احکام قضایی، حصر، حجاب و فیلترینگ می‌داند.

۲۰. انتخابات به دو دلیل لازم است پیامکی برگزار شود. اول آنکه در شرایط کرونا هستیم و احتمال دارد به موج چهارم یا پنجم برخورد کنیم و دیگر آنکه بخشی از کاهش انگیزه مشارکت با افزایش سهولت در مشارکت، مرتفع می‌شود. آنچه در این خصوص پیشنهاد می‌کنم ارسال اسامی نامزدها به همه شماره موبایل‌های کشور است و اینکه فرد کد ملی خود را برای تایید، همراه با عدد کاندیدای مد نظر ارسال نماید و به فرض ارسال چند رأی از خطوط متعلق به یک فرد، تنها اولین مورد آن پذیرفته و بقیه جزء آراء باطله محاسبه شود.

۹۹/۱۲/۱۱

جعبه سیاه

 

برخی دوستان ادعاها و مواضع محیر العقول و فرار به جلوی اصلاح‌طلبانی چون تاجزاده و آشنا را می‌گذارند به حساب کج‌فهمی این افراد، درحالی‌که همه چیز به استراتژی سیاسی و حساب شده آنان برمی‌گردد.
راجع به شخص تاجزاده پیش‌تر گفتم که ماموریت او خط‌دهی و خط‌شکنی علیه رهبر انقلاب است و توییت‌هایش را برایش می‌نویسند.
درخصوص کانال وی نیز باید گفت که رصد و فعالیت گسترده‌ای دارد و به مثابه یک سایت تحلیلی-خبری شبکه‌ساز عمل می‌کند که حداقل دو نفر ادمین را می‌طلبد برای این حجم از کار.
اما چرا امثال تاجزاده این مواضع محیر العقول را اتخاذ می‌کنند؟
پاسخ همان است که در مورد آمدنیوز عرض کرده بودم و اکنون از منظری دیگر به آن می‌پردازم.
اولا اگر دولت و اصلاح‌طلبان بویی از شرمندگی می‌بردند، در همان دولت اول خاتمی باید برای همیشه در تاریخ دفن می‌شدند. علت تداوم و تَکرارشان طی ادوار مختلف، ملکه رفتاری دروغ و وقاحت، و سوارشدن بر جهل هواداران‌شان است.
ثانیا برای هر سطح مطلبی، یک شأن مخاطبی وجود دارد. یک ادعا هرچقدر هم که سبک و سخیف باشد، هستند کسانی که خریدار آن باشند.
ثالثا شایعات و شبهات تولید شده توسط ماشین جنگ رسانه‌ای اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب، جبهه انقلاب را درگیر جنگ روانی فرسایشی و تمام عیاری کرده که دیگر فرصت و توانی برای مطالبه و مؤاخذه نمی‌گذارد.
وقتی مشغول دفاع و پاسخگویی همیشگی باشیم، هیچوقت نوبت مطالبه نمی‌رسد.
بماند که تاجزاده با راهبرد طلبکاری همیشگی بیش از دیگر هم‌قطاراش سر زبان‌ها افتاده و تبدیل شده است به لیدر رسانه‌ای اصلاحات.
حسام الدین آشنا نیز دارای وضعیت مشابهی است، با این تفاوت که مسؤلیت دولتی و اندک شأن علمی نیز دارد که تاحدودی ملاحظه آن را می‌کند.
کیست که نداند مشاور عملیات روانی روحانی نقشی را برای او دارد که روحانی برای هاشمی داشت: جعبه سیاه امنیتی و رابط رئیس جمهور وقت با [...].
کسی که شأنی جز دامادی دری نجف‌آبادی، وزیر وقت اطلاعات نداشته و به واسطه یک رابطه موروثی تا معاونت وزارت اطلاعات بالا کشیده شد، حتما وارد ارتباطات خطرناکی هم می‌شود.

 

 

کلاه گشادی که سرمان رفته و حواسمان هم نیست این است که مبتنی بر گفته‌ی روحانی (آمادگی برای برجام۲) گمان می‌کنیم برجام۲ (منطقه‌ای و موشکی) با همین مدل برجام هسته‌ای قرار است پیش رود که آشکارا مذاکره و متنی صادر کنند که در آن بر عدم کمک و حمایت ایران از گروه‌های مقاومت منطقه نظیر حماس، حزب‌الله و انصارالله تصریح شده باشد.
این، تصور عام و خاص از موضوع است اعم از آنکه موافق آن باشند یا نباشند.
مسئله مهم اما اینجاست که آدرس غلط روحانی (آمادگی برای برجام۲) این تصور را ایجاد کرده درحالیکه همین الان و با همین برجام هسته‌ای، تحدید منطقه‌ای و موشکی ایران شروع و عملیاتی شده!
ترور شهیدان قاسم سلیمانی و محسن فخری‌زاده در همین دولت و با برجام محقق شد و دنبال ترور سرداران شهلایی و حاجی زاده هم هستند و این درحالی است که سیدحسن نصرالله رسما از برنامه دشمن برای ترور خود خبر داده است.
جاسوسی‌های موشکی و کشف زاغه‌ها ذیل پروتکل الحاقی پذیرفته شده در برجام درحال انجام است و کسری بودجه، توسعه موشکی و پشتیبانی از مقاومت منطقه را با مشکل جدی مواجه کرده.
هم‌اکنون همه چیزمان دارد از دست می‌رود، بی‌آنکه حتی در این معامله خائنانه ستاده‌ای وجود داشته باشد.
همه چیز را در برجام فروختند؛ هسته‌ای را مکتوب و رسمی؛ موشکی و منطقه‌ای را غیرمکتوب و در عمل.