احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روحانی» ثبت شده است

ملغمه

 

فردی به نام هادی موسوی، مقاله‌ای طولانی در تطهیر ادعای کذب ظریف درخصوص نبود تعلیق در برجام، و رفع و رجوع خاطره شرمن از نحوه کلاه گذاشتن سر تیم ایرانی نوشته که هرگاه در توییتر بحثی راجع به برجام می‌شود، همه را به همان انشاء حواله می‌دهد که چون کسی حوصله نمی‌کند بخواند، قاعدتا بحث به نفع ادعای اکانت مذکور مختومه می‌شود.

بنده متن فرد مذکور را با دقت خواندم ملغمه‌ای از دروغ، مغلطه و بی‌سوادی است:

۱. از بررسی واژه Cease (که حتی مرتبه‌ای پایین‌تر از تعلیق است) کلا فاکتور گرفته!

۲. اشاره‌ای به ماهیت تعلیقی قطعنامه‌های شورای امنیت که طبق نص بند ۱۷ به راحتی و با مکانیسم موسوم به ماشه بازگشت پذیر هستند نکرده و زمین بازی را برده روی ترمینولوژی Lift در بند ۳۷.

۳. با این ادعا که بسیاری از تحریم‌ها امکان لغو نداشته یا به دلیل ماهیت غیرهسته‌ای قرار بر لغوشان نبوده، تعلیقی بودن‌شان را توجیه کرده؛ درحالی که اولا بنابر ادعای روحانی در پس و پیش از امضای برجام، قرار بود «تمام» تحریم‌های هسته‌ای و غیرهسته‌ای «لغو» گردد و ثانیا طبق ادعای عجیب ظریف، در هیچ جای برجام «تعلیق» نیامده و تماما «لغو» است.

این درحالی است که نویسنده در این متن اساسا برای توجیه گفته ظریف قلم‌فرسایی کرده، درحالی که آن نگاشته بر کذب گویی ظریف دلالت دارد!

۴. ادعای اینکه کلمه تعلیق، تنها در عبارت «تحریم‌های سابقا تعلیق شده لغو می‌شود» آمده است، دروغی دیگر، و صرفا ناظر به تصمیم ۲۰۱۰/۴۱۳ شورای اتحادیه اروپا مندرج در پاراگراف چهارم بند ۲۰ ضمیمه پنجم برجام است.

۵. ضمن اینکه جناب نابغه اساسا فرق لیبی (Libya) و لیبریا (Liberia) را نمی‌داند و قطعنامه ۲۲۸۸ را ناظر به تحریم‌های لیبی فرض کرده است!

irdiplomacy.ir/fa/news/1972534

 

ابومازن، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، طی سال‌ها شهرک سازی اسرائیل، در مذاکره با صهیونیست‌ها یک شرط به‌ظاهر منطقی داشته: توقف شهرک سازی؛ و نه حتی پرداخت غرامت و برچیدن شهرک‌ها یا تحویل سازه‌ها به فلسطینیان.

نتیجه این مطالبه هم مشخص است: ادامه ساخت شهرک‌سازی توسط اسرائیل به دلیل درخواست راکد «توقف» شهرک‌سازی!

ابومازن ده سال پیش درخواست توقف داشت، اکنون هم همان درخواست را دارد!

مشخص است که در ماهیت این درخواست به‌ظاهر منطقی، خیانتی به سود اسرائیل جریان دارد؛ زیرا زمین و زمان به نفع صهیونیست‌هاست.

ابومازن‌های نیویورکی نیز در وین دقیقا همین رویه خائنانه را در پیش گرفته‌اند:

اهرم‌های هسته‌ای و فرصت‌های اقتصادی را زائل کردند برای ادعای لغو همه تحریم‌ها (در عمل تعلیق برخی تحریم‌ها)، و دست آمریکا را با استفاده از ظرفیت‌های برجام برای خروج بدون تبعات بازگذاشتند تا بتواند تحریم‌ها را بازگرداند و برای تعلیق مجدد همان، امتیازات پیدا و پنهان دیگری از کشور طلب کند.

جالب آنکه این «قهرمانان دیپلماسی» قصد دارند رفع تحریم‌های برجام را پس از چند سال دوباره به ملت بفروشند و هشت سال دیگر کشور را بدوشند؛ نقطه سرخط!

چیزی هم که اینجا ظاهرا مهم نیست، چند سال وقفه در اقتصاد کشور و ضربه به معیشت مردم است!

فارغ از موضوع درخواست راکد و حداقلی رفع تحریم‌های برجام که عقبگردی آشکار به سال ۹۴ و تخطی واضح از خطوط قرمز رهبری در دستور به لغو همه تحریم‌ها بوده است، مطلب مهم‌تر عدم تعهد نخستین و راستی‌آزمایی شده طرف آمریکایی است که همین کارکرد گشایش نسبی و موقتی را هم بلافاصله پس از انتخابات زایل خواهد کرد.

درست مانند سال ۹۶ که از یک سو دولت با ۱۶ میلیارد دلار ارزپاشی در بازار و خالی کردن خزانه، چند صباحی قیمت‌ها را تصنعی پایین نگه‌داشت و از سوی دیگر نیز ترامپ خروج از برجام را به پس از انتخاب روحانی موکول کرد تا با مدیریت قیمت و بلای خانمان برانداز دولت اصلاحات، آتش به خرمن اقتصاد و امنیت کشور بزند.

ناگفته نماند که اکنون سوداگران ارز، هماهنگ با پاستور و به موازات توافق، دست به کار فروش بخشی از ذخایر تاراج کرده از بیت‌المال شده و مانند همیشه پروژه شرطی‌سازی را درپیش گرفته‌اند.

پروژه‌ای که با بالا بردن دوباره نرخ ارز پس از سخنان امروز رهبر انقلاب در مخالفت با خدعه و خیانتِ باقی گذاشتن عمده تحریم‌ها و اکتفا به بخشی از آن، تکمیل خواهد شد.

۱۴۰۰/۲/۱۲

بیست گفتار انتخابات

 

۱. تصور نگارنده بر آن است که احمدی‌نژاد تایید صلاحیت می‌شود زیرا ردصلاحیت مجدد وی تبعات سنگینی دارد که کمترینش افت شدید مشارکت است؛ همچنانکه احتمال می‌دهم رئیسی نیز در نهایت وارد صحنه شود زیرا تنها کسی است که توان مهار و شکست احمدی‌نژاد را دارد.

۲. گرچه احمدی‌نژاد با مواضع لیبرالیسم فرهنگی، اشتیاق به مذاکره و معامله با آمریکا، مخالفت با نظارت استصوابی، موضع‌گیری علیه حضور ایران در سوریه و فاصله‌گذاری آشکار با رهبری، به یک اصلاح‌طلب تمام‌عیار تبدیل شده، اما در این انتخابات اندک تعارفات نیز کنار گذاشته خواهد شد و اصلاح‌طلبان رسما از او حمایت خواهند کرد.

۳. حمایت اصلاح‌طلبان از احمدی‌نژاد عجیب‌تر از حمایت آنان از هاشمی در ۸۴، پس از تخریب گسترده او در دولت اصلاحات نیست و این تجربه بار دیگر درخصوص احمدی‌نژاد تکرار خواهد شد.

۴. اگرچه حضور رئیسی ریسکی برای اوست اما ریسک بزرگ‌تر باخت نظام و انقلاب و فروپاشی اقتصادی و انفجار اجتماعی است؛ بنابراین «رئیسی نیاید»های بعضا خیرخواهانه، عجیب و غیرمنطقی است.

۵. در ۹۶ با «هیولا» ساختن از رئیسی مانع پیروزی او شدند و در ۱۴۰۰ با «فرشته» سازی از او و اینکه «حیف است رئیسی از قوه برود» سعی در تقلیل آراء‌ش خواهند داشت؛ موضوعی که می‌بینم برخی نیز در دام آن افتاده‌اند. البته پازل عملیات روانی متوقف بر آن نخواهد ماند و با ادعای اینکه «درصورت شکست رئیسی، او مجددا رئیس قوه قضائیه خواهد شد» سعی می‌کنند به هر نحو مانع شکست خود و پیروزی وی شوند.

۶. اگر قرار باشد فردی که در سمتی موفق بوده به سمت بالاتر نرود، پس چه کسی برود؟ کسی که موفق نبوده؟! با این رویکرد، به دلیل کارنامه درخشان رئیسی در آستان نیز نباید از رفتن او به قوه استقبال می‌کردیم!

۷. ویژگی حضور دو ساله رئیسی در قوه این بوده که دست به اقدامات ساختاری و تحولات اداری و قضایی زده و به عبارت دیگر قطار را روی ریل انداخته است. ضمن آنکه حد یقفی برای کار در یک دستگاه وجود ندارد. اگر صد سال هم رئیسی در قوه باشد، به اندازه صد سال کار برای انجام هست. آنچه اهمیت دارد، دعوت از اصلح مقبول برای تحولات بزرگ‌تر و مناصب بالاتر است.

۸. همه دلسوزان و مطلعان و از جمله رؤسای قوه قضائیه بارها به درستی اذعان کرده‌اند که مهمترین راه مبارزه با فساد، پیشگیری به‌واسطه خشکاندن بسترهای ایجاد آن است. اگر مبارزه با فساد را در اولویت، و اقدامات قوه را در برخورد با مفاسد مطلوب می‌دانیم، باید تلاش کنیم تا این اقدامات از مجرای ریاست جمهوری ارتقاء و گسترش یابد.

۹. درحال حاضر متاسفانه جوان‌گرایی به بچه‌‌بازی تنزل پیدا کرده و هرکسی به صرف جوان بودن و فالوور داشتن خود را یک گزینه می‌پندارد! البته اینها می‌دانند که نه مقبولیت دارند و نه صلاحیت، و هدف‌شان چهره‌سازی از خود و دستیابی به مقام و موقعیتی همچون وزارت است.

۱۰. بسیاری از «می‌آیم»ها برای تست افکارعمومی و یا بالا بردن قیمت خود است؛ همچنانکه بسیاری از «نمی‌آیم»ها برای مصون ماندن از تخریب‌های انتخاباتی تا زمان ثبت نام است. به شدیدترین انکارها و تکذیب‌ها هم اعتمادی نیست و کاندیداها با ادعای احساس «تکلیف» و یا فشار و درخواست «مردم» ثبت نام‌شان را توجیه خواهند کرد.

۱۱. تعدد کاندیداهای انقلابی از دو جهت مطلوب است؛ بالا رفتن مشارکت و تب انتخابات و نیز افزایش فرصت به چالش کشیدن گفتمان و مدیریت کنونی کارگزاران-اصلاح‌طلبان.

۱۲. فن سخنوری، پیش‌تر یکی از امتیازات فرعی کاندیداها بود که در برابر کارنامه و برنامه و علم و تجربه آنان چندان به حساب نمی‌آمد، اکنون اما متاسفانه به مهمترین مؤلفه عیارسنجی و رأی‌آوری نامزدها تبدیل شده است!

۱۳. باید بدانیم که میان آنچه یک کاندیدا هست و آنچه به واسطه تصویرسازی‌ها از او تصور می‌کنیم، تفاوت بسیاری است و چه‌بسا فرد مذکور به مراتب بهتر یا بدتر چیزی باشد که گمان می‌کنیم.

۱۴. کاندیدا شدن افراد با سنین و سطوح مختلف، اگرچه از نظر ما عجیب و مضحک باشد اما خلاف شرع و قانون نیست؛ آنچه خلاف شرع است، تمسخر و تخریب کاندیداها و فروختن آخرت خود به دنیای دیگران است.

۱۵. سیاست کاملا ملموسی است که طیفی از جریان موسوم به «عدالت‌خواه» از یکسو با زدن دولت و اصلاح‌طلبان، نزد جریان انقلابی اعتبار کسب می‌کنند تا در موقع مناسب آن را تقدیم احمدی‌نژاد نمایند؛ و از سوی دیگر نیز به هر بهانه‌ای به موجهین انقلاب حمله می‌کنند تا وی را به عنوان جریان سوم و یگانه ناجی جا بیندازند.

۱۶. فعالیت حجاریان در توییتر، شمشیر کشیدن علنی تاجزاده، برعهده گرفتن مدیریت تشکیلات موسوم به «ناسا» توسط بهزاد نبوی و نامه‌نگاری خاتمی، نشان دهنده فعال شدن سران فتنه ۸۸ و تکرار سناریوی آشوب است؛ خصوصا که دموکرات‌های آمریکا اربابان براندازی هستند و بدنه دولت بایدن همان طراحان فتنه ۸۸ در دولت اوباما است.

۱۷. حمله به قالیباف با هدف از اعتبار انداختن رقیب قدرتمند دیروز و فردای انتخاباتی اصلاح‌طلبان است. حمله به کلیت مجلس نیز اولا با هدف تسلیم و منفعل کردن قوه مقننه در برابر دولت و شخص روحانی و ثانیا به قصد بی‌اعتبار شدن مجلس انقلابی و به تبع آن دولت انقلابی و کاندیداهای آن جریان نزد مردم است. با این حال متاسفانه دیده می‌شود برخی افراد و اکانت‌ها فارغ از انگیزه‌شان، به اسم انقلابی، مطالبه‌گر و عدالتخواه، بدون بیان محاسن و اقدامات مفید مجلس، بی‌رحمانه‌ترین حملات را به آن می‌کنند که نتیجه‌ای ندارد جز تقدیم دوباره نهادهای حاکمیتی به امثال روحانی و لاریجانی.

۱۸. گزینه نظامی، موضوع جدیدی نیست و افرادی چون شمخانی، رضایی و قالیباف در انتخابات‌های مختلف با شکست مواجه شده‌اند. حال اینکه برخی گمان می‌کنند گزینه‌های نظامی پدیده انتخابات خواهند شد، نشان از بازی خوردن‌شان دارد. در دوقطبی‌سازی خیروشر نمی‌توان چند هیولا ساخت. علت آنکه فعلا ماشین جنگ روانی ضدانقلاب و اصلاح‌طلبان علیه گزینه نظامی فعال نشده این است که نمی‌دانند اقبال به چه کسی خواهد رفت و لذا شلیک زودهنگام به او بی‌فایده و به خطا رفتن تیر است. اما اگر به فرض قریب به محال، گزینه نظامی با اقبال مواجه شود، «دولت پادگانی» و «حکومت نظامی» را محور عملیات روانی سنگین خود خواهند کرد. جریانی که توانست از قاضی خوشنامی چون رئیسی «آیت‌الله اعدام» بسازد، از نظامیان هم هیولایی به مراتب وحشتناک‌تر خواهد ساخت.

۱۹. فریب آمارهای کنونی و عدم مقبولیت روحانی را نباید بخوریم. انتخابات‌ها تنگه اُحد است که حریف با اندکی غفلت ما، ورق را برمی‌گرداند. رأی دوباره و بیشتر روحانی در ۹۶ قدرت و اعجاز رسانه و جنگ روانی را بار دیگر اثبات کرد و اینکه چه میزان مردم استعداد بازی خوردن دارند؛ خصوصا که طرف مقابل برگ برنده خود را در حاشیه‌سازی و جنجال‌آفرینی حول مسائلی چون احکام قضایی، حصر، حجاب و فیلترینگ می‌داند.

۲۰. انتخابات به دو دلیل لازم است پیامکی برگزار شود. اول آنکه در شرایط کرونا هستیم و احتمال دارد به موج چهارم یا پنجم برخورد کنیم و دیگر آنکه بخشی از کاهش انگیزه مشارکت با افزایش سهولت در مشارکت، مرتفع می‌شود. آنچه در این خصوص پیشنهاد می‌کنم ارسال اسامی نامزدها به همه شماره موبایل‌های کشور است و اینکه فرد کد ملی خود را برای تایید، همراه با عدد کاندیدای مد نظر ارسال نماید و به فرض ارسال چند رأی از خطوط متعلق به یک فرد، تنها اولین مورد آن پذیرفته و بقیه جزء آراء باطله محاسبه شود.

۹۹/۱۲/۱۱

جعبه سیاه

 

برخی دوستان ادعاها و مواضع محیر العقول و فرار به جلوی اصلاح‌طلبانی چون تاجزاده و آشنا را می‌گذارند به حساب کج‌فهمی این افراد، درحالی‌که همه چیز به استراتژی سیاسی و حساب شده آنان برمی‌گردد.
راجع به شخص تاجزاده پیش‌تر گفتم که ماموریت او خط‌دهی و خط‌شکنی علیه رهبر انقلاب است و توییت‌هایش را برایش می‌نویسند.
درخصوص کانال وی نیز باید گفت که رصد و فعالیت گسترده‌ای دارد و به مثابه یک سایت تحلیلی-خبری شبکه‌ساز عمل می‌کند که حداقل دو نفر ادمین را می‌طلبد برای این حجم از کار.
اما چرا امثال تاجزاده این مواضع محیر العقول را اتخاذ می‌کنند؟
پاسخ همان است که در مورد آمدنیوز عرض کرده بودم و اکنون از منظری دیگر به آن می‌پردازم.
اولا اگر دولت و اصلاح‌طلبان بویی از شرمندگی می‌بردند، در همان دولت اول خاتمی باید برای همیشه در تاریخ دفن می‌شدند. علت تداوم و تَکرارشان طی ادوار مختلف، ملکه رفتاری دروغ و وقاحت، و سوارشدن بر جهل هواداران‌شان است.
ثانیا برای هر سطح مطلبی، یک شأن مخاطبی وجود دارد. یک ادعا هرچقدر هم که سبک و سخیف باشد، هستند کسانی که خریدار آن باشند.
ثالثا شایعات و شبهات تولید شده توسط ماشین جنگ رسانه‌ای اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب، جبهه انقلاب را درگیر جنگ روانی فرسایشی و تمام عیاری کرده که دیگر فرصت و توانی برای مطالبه و مؤاخذه نمی‌گذارد.
وقتی مشغول دفاع و پاسخگویی همیشگی باشیم، هیچوقت نوبت مطالبه نمی‌رسد.
بماند که تاجزاده با راهبرد طلبکاری همیشگی بیش از دیگر هم‌قطاراش سر زبان‌ها افتاده و تبدیل شده است به لیدر رسانه‌ای اصلاحات.
حسام الدین آشنا نیز دارای وضعیت مشابهی است، با این تفاوت که مسؤلیت دولتی و اندک شأن علمی نیز دارد که تاحدودی ملاحظه آن را می‌کند.
کیست که نداند مشاور عملیات روانی روحانی نقشی را برای او دارد که روحانی برای هاشمی داشت: جعبه سیاه امنیتی و رابط رئیس جمهور وقت با [...].
کسی که شأنی جز دامادی دری نجف‌آبادی، وزیر وقت اطلاعات نداشته و به واسطه یک رابطه موروثی تا معاونت وزارت اطلاعات بالا کشیده شد، حتما وارد ارتباطات خطرناکی هم می‌شود.

 

 

کلاه گشادی که سرمان رفته و حواسمان هم نیست این است که مبتنی بر گفته‌ی روحانی (آمادگی برای برجام۲) گمان می‌کنیم برجام۲ (منطقه‌ای و موشکی) با همین مدل برجام هسته‌ای قرار است پیش رود که آشکارا مذاکره و متنی صادر کنند که در آن بر عدم کمک و حمایت ایران از گروه‌های مقاومت منطقه نظیر حماس، حزب‌الله و انصارالله تصریح شده باشد.
این، تصور عام و خاص از موضوع است اعم از آنکه موافق آن باشند یا نباشند.
مسئله مهم اما اینجاست که آدرس غلط روحانی (آمادگی برای برجام۲) این تصور را ایجاد کرده درحالیکه همین الان و با همین برجام هسته‌ای، تحدید منطقه‌ای و موشکی ایران شروع و عملیاتی شده!
ترور شهیدان قاسم سلیمانی و محسن فخری‌زاده در همین دولت و با برجام محقق شد و دنبال ترور سرداران شهلایی و حاجی زاده هم هستند و این درحالی است که سیدحسن نصرالله رسما از برنامه دشمن برای ترور خود خبر داده است.
جاسوسی‌های موشکی و کشف زاغه‌ها ذیل پروتکل الحاقی پذیرفته شده در برجام درحال انجام است و کسری بودجه، توسعه موشکی و پشتیبانی از مقاومت منطقه را با مشکل جدی مواجه کرده.
هم‌اکنون همه چیزمان دارد از دست می‌رود، بی‌آنکه حتی در این معامله خائنانه ستاده‌ای وجود داشته باشد.
همه چیز را در برجام فروختند؛ هسته‌ای را مکتوب و رسمی؛ موشکی و منطقه‌ای را غیرمکتوب و در عمل.

پاس و آبشار

 

یکی از جدل‌های احمدی‌نژادی‌نژادی‌ها این است که با افتخار می‌گویند او انقلابی ماند و تن به مذاکره نداد و صالحی و مذاکره او در مسقط هم به رئیس‌جمهور ربطی نداشت.
احمدی‌نژاد هم گفته آن دوره چون ایران به دلیل تحریم ۱۹۲۹ در موضع قدرت نبود، مخالفت کرده.
در این خصوص گفتنی‌هایی است:
۱. آنچه صالحی گفته بود، جواز مذاکره بود، نه دستور به مذاکره. البته در شرایطی که رییس‌جمهور وقت مخالف مذاکره بود، جواز رهبری به مذاکره می‌تواند متضمن توصیه نیز باشد.

۲. بر گردن احمدی‌نژاد مدال مخالفت با مذاکره نیاندازید! چراکه او همیشه خواهان مذاکره بوده و اخیرا نیز از ضرورت مذاکره با ترامپ گفت!
ضمن آنکه نه مطلق مذاکره نشانه سازشکار بودن است و نه مطلق مخالفت نشانه اقتدار و مقاومت؛ و بستگی به شرایط دارد.
با نظر امام در مقطعی و با شروطی، مذاکره صورت گرفت که میرحسین را در جریان نگذاشتند. بعدها هم که امام ۵۹۸ را پذیرفت، موسوی برای نمایش ناراحتی خواست استعفا کند که امام با عتابی که کردند، مانع استعفا و قهرمان‌بازی او شدند.

۳. اینکه احمدی‌نژاد گفته بود ما به دلیل اعمال تحریم‌های بانکی و نفتی در موضع قدرت نبودیم، درست است؛ اما اولا پیش از قطعمامه تحریمی ۱۹۲۹ نیز مذاکره در پرونده هسته‌ای ایران در دولت احمدی‌نژاد جریان داشت و بی‌نتیجه مانده بود، و ثانیا مگر الان که ترامپ وحشیانه‌ترین تحریم‌ها را اعمال کرده و بسیاری از مولفه‌های قدرت ما زائل شده، در موضع قدرت هستیم؟
این یک بام و دو هوا چه معنایی جز لجاجت دارد؟

۴. احمدی می‌گوید با تلاش صالحی برای مذاکره موافق نبود.
پاسخ را دکتر علی باقری داد: «متکی را روی هوا عزل کردی، صالحی را هم روی زمین عزل می‌کردی».
این با دست پس زدن‌ها و با پا پس‌کشیدن‌ها برای چیست؟

۵. و اما کلام آخر: موضع ضعف و قدرت نسبی است. قطعا اگر آن زمان احمدی‌نژاد جواز/توصیه/دستور آن روز رهبری را جدی می‌گرفت و از موضعی به مراتب قوی‌تر از امروز که احمدی‌نژاد تجویز به مذاکره کرده، وارد مذاکره و توافق می‌شد. روحانی و برجام با این تعداد و عمق حفره‌های حقوقی، امنیتی و اقتصادی بر سر کشور خراب نمی‌شد.
متأسفانه کشور در آنجا هم اسیر نگاه تک بعدی و لجاجت همیشگی احمدی‌نژاد شد و در یک کلام این روحانی از دل آن احمدی‌نژاد بیرون آمد.
به عبارت دیگر سرویس انگلیس با احمدی‌نژاد پاس داد و با روحانی آبشار زد.

 

اواخر دولت دوم بوش، تهدید علیه ایران به اوج رسیده بود. بوش حمله به افغانستان و عراق را در کارنامه داشت و جنگ ۳۳ روزه نیز با مدیریت آمریکا به وقوع پیوست.
ادبیات «همه گزینه‌ها روی میز است» به تهدید رسمی و دولتی «انگشت ما روی ماشه است» تبدیل شده بود.
در این شرایط حساس، رییس‌جمهور وقت همسو با رهبر انقلاب تهدید را با تهدید جواب داد: «اگر انگشتی علیه ایران روی ماشه رود، دست را از بازو قطع می‌کنیم».
بوشِ جنگ طلب و مجری طرح خاورمیانه جدید رفت و هیچ غلطی هم نکرد.
اخیرا اما احمدی‌نژاد در میان گمانه‌زنی رسانه‌ای حمله آمریکا به ایران، در نامه به روحانی و با تمسک به دیپلماسی التماسی، در پیام ضعفی آشکار و وحدت شکن، خواست به هر نحوی شده جلوی جنگ گرفته شود!
در میانه جنگ تحمیلی هم هاشمی و روحانی مجمع موسوم به عقلا را راه انداختند که محور جلسات چگونگی پایان جنگ بود. اقدامی ظاهرا وطن دوستانه و باطنا خائنانه که در میانه نبرد به دلیل پیام ضعف و ماهیت وحدت شکن، با عتاب امام تعطیل شد. و این درحالی بود که آن روز جنگ در جریان بود و امروز تنها یک گمانه‌زنی درخصوص احتمال آغاز جنگ است.
و اینجاست که باید گفت «هاشمی زنده است، چون احمدی‌نژاد زنده است».

 

آن سر دنیا مایکل فیلن، مشاور امنیت ملی ترامپ، در یک تماس نامعمول با سفیر روسیه در آمریکا و ردوبدل گفتگویی معمول، تحت فشار FBI برکنار و محاکمه می‌شود.
اما اینجا دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت ما، معلوم می‌گردد که از انگلستان مدرک بی‌پشتوانه ارشد و دکترا و تابعیت هدیه گرفته و مدام سفرهای مخفیانه به آن کشور داشته و نه تنها آب از آب تکان نمی‌خورد که رئیس‌جمهور هم می‌شود و حتی درنده‌تر از هر مقام سیاسی در کشور، به ارکان نظام حمله می‌کند و دم از قانون اساسی و رفراندوم هم می‌زند!

آن سر دنیا به تصور اینکه روسیه با استفاده از هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی، پیام‌های تبلیغاتی هدفمندی را به نفع ترامپ برای مردم آمریکا مخابره کرده (در همین حد!) چند سال جنجال و تحقیق می‌شود.
اما اینجا ۵-۶ ماه قبل از انتخابات ۸۸ تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی راه‌اندازی می‌شود، تعمیر توییتر تا بعد انتخابات به تاخیر می‌افتد، اشرار عالم رسما از جنبش سبز و فتنه تقلب حمایت می‌کنند، پول‌های سعودی سر از ستاد موسوی درمی‌آورد و... و جز یک حصر نیم‌بند در ویلای ۱۰۱۱ متری دزدی هیچ اتفاقی نمی‌افتد!

آن سر دنیا هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت، برای مسائل کاری از ایمیل شخصی آمریکایی در بستر نت آمریکایی استفاده می‌کند، آنچنان سروصدایی می‌شود که اثر مخربی بر پیروزی‌اش می‌گذارد و در نتیجه در انتخابات الکترال، به ترامپ می‌بازد.
اما اینجا مسولان دولتی تمام مروادات و مکاتبات دولتی را در بستر آمریکایی استفاده می‌کنند، شبکه ملی اطلاعات را به تاخیر انداخته و مدافع سرسخت حفظ پلتفرم‌های آمریکایی هستند و در یک اعتراف نادر، عراقچی اعلام می‌کند در وایبر اسرائیلی با ظریف و تخت روانچی گروهی دارند که در آن راجع به مسائل مختلف بحث و تبادل نظر می‌کنند و باز هیچ اتفاقی نمی‌افتد!
بیچاره ما جهان سومی‌ها!

رفراندوم

 

بحث رفراندوم روحانی، یک پیوست مهم لازم دارد که اگر در جدال با حاکمیت جدی شود، از سوی او منتشر خواهد شد: قانون اساسی پیشنهادی در دو پلانِ با جایگاه رهبری (محدود و موقت) و بدون آن، که بسته به شرایط کشور و میزان توان تهاجمی، یکی از آن دو منتشر خواهد شد.
منظومه اشعاری زیبا و مردم پسند از فاسدترین جریان سیاسی کشور که مملو از عبارات فریبنده است.
اگر می‌خواهید بدانید محوریت پیش‌نویس قانون اساسی جریان نفوذ چه هست، نیم نگاهی به توییت‌های سرشبکه عملیات روانی، تاجزاده، و کلیدواژه‌های پرتکرار و مورد استفاده او بیندازید: حذف نظارت استصوابی، شفافیت، آزادی مطبوعات، آزادی اینترنت، علنی بودن محاکم و انتخابی و دوره‌ای بودن رهبری در نسخه اول، و حذف آن در نسخه دوم.
۹۹/۱۰/۲

 

چرا ترور فخری‌زاده در راستای تسهیل مذاکره است؟

بر سر مال زدن، برای معامله نکردن نیست؛ برای ارزان معامله کردن است. دو ضربه اخیر موساد به توان هسته‌ای ایران، یعنی خرابکاری در تاسیسات نطنز و ترور شهید فخری‌زاده، هر دو برای کم کردن قیمت موضوع معامله و رساندن متولیان مذاکره به این نقطه است که «چیزی را که دارد از دست می‌رود، بهتر است بفروشیم».
این را بگذارید کنار پیام بزرگ موساد به دست‌اندرکاران دفاعی و هسته‌ای کشور که «وقتی فخری‌زاده با آن سطح حفاظت ترور می‌شود، دیگران نیز به طریق اولیٰ در دسترس و در معرض خطراند».
طبیعتا اگر مقاومت و مطالبه حلقه اول متولیان صنایع دفاعی و هسته‌ای، یعنی دانشمندان و مدیران آن، در حفظ و توسعه دستاوردها شکسته شود، دیگر از سیاسیون و مردم کاری ساخته نیست.
همچنانکه اقدام نمادین روحانی در به‌صف کردن همسر شهدای هسته‌ای در کنار خود، در روز اعلام حصول توافق و نهایی شدن برجام در همین راستا بود.
فراموش نکنیم که دانشمندان و مدیران صنایع هایتک نیز، مثل همه ما انسان و دارای خانواده‌اند و سایه سنگین ترور و ترس و نگرانی آنان، مؤثر در عقب نشینی و تحقق معامله است.
۹۹/۹/۱۶