احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فساد» ثبت شده است

اندیشکده انگلیسی و پرنفوذ «چتم هاوس» (Chatham House) با عنوان توصیفی «مؤسسه سلطنتی روابط بین‌المللی» (Royal Institute of International Affairs) بیش از آنکه آینده‌پژوهی کند، آینده‌سازی می‌نماید.

چتم هاوس در ۲ فوریه ۲۰۲۲، درست یک هفته پیش از آغاز عملیات روانی گسترده حول محور صوت جلسه رسیدگی فرماندهان سپاه به موضوع فساد هولدینگ یاس که توسط ارگان رسانه‌ای سیا، رادیو فردا، در اقدامی نمادین در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بازنشر شد، در گزارشی به ظاهر «توصیفی» اعلام داشته چالش خاورمیانه و شمال آفریقا در سال جدید میلادی فساد و فساد ستیزی است.

جالب آنکه این اندیشکده نتوانسته حفظ ظاهر کند و در ادامه تیتر خود آورده: «برای مقابله با فساد در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، جامعه بین‌المللی باید مسئولیت پذیری را بر ثبات اولویت دهد»؛ که به منزله باز کردن زودهنگام مشت خود است نسبت به آنچه در برنامه دارند: بی‌ثبات سازی «منطقه» که با تمرکز گزارش بر ایران، عراق و لبنان، تعبیری جز «جبهه مقاومت» ندارد.

جان کلام این سند همان چیزی است که هالیوود با رونمایی از فیلم «جوکر» همزمان با آشوب‌های سریالی سال ۹۸ در عراق، لبنان و ایران تجویز می‌کرد: نسخه آشوب و هرج‌‌ومرج درمواجهه با فشار اجتماعی و فساد اقتصادی.

در این گزارش آمده است: «در ایران، تحت فشار تحریم‌های اعمال شده توسط ایالات متحده، رئیس جمهور ابراهیم رئیسی به ترویج اقدامات ضدفساد برای نشان دادن حکمرانی خوب و پاسخگویی برای کمک به رهایی از فشار اقتصادی تحریم‌ها ادامه خواهد داد. با این حال، این تلاش‌ها به هیچ وجه فساد ریشه‌دار را ریشه‌کن نمی‌کند» و بلافاصله در ادامه، تکمله‌ای دارد که منشاء موج‌سازی سنگین رسانه‌های اصلاح‌طلب و ضدانقلاب را آشکار می‌دارد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهادهای مختلف شبه‌دولتی از استراتژی‌های غارتگرانه برای مقابله با تحریم‌ها برای تضمین بقای اقتصادی خود استفاده کرده‌اند، در حالی که بخش خصوصی را از بین می‌برند»؛ و بعد از اهداف هرج‌ومرج طلبانه خود، نسخه تجویزی مقابله با فساد را هم آشکار می‌دارد: «بدون اصلاح اساسی سیستم اقتصادی، دولت احتمالا شاهد ناآرامی‌های بیشتری خواهد بود»؛ تعیین خط‌مشی برای جامعه مخاطبان خود که دقیقا بر همین مبنا دنبال می‌شود: شانتاژ عناصر فساد در فاسدنمایی تمام ارکان حکومت و همزمان پیگیری موازی پروژه‌های «تغییر قانون اساسی» و «آشوب و براندازی».

‏عجیب آنکه گزارش با پیش کشیدن فاجعه خرابکارانه آتش‌افروزی و انفجار بیمارستان عراق، آن واقعه را یکی از مظاهر اعتراض به فساد خوانده و آشکارا درصدد تجویز خرابکاری و وحشت‌آفرینی به اسم مبارزه مدنی و مقابله با فساد است.

chathamhouse.org/2022/02/tackling-corruption-focus-mena-2022
 

چپاول ممنوع

 

‏مشاوران مسئولین دقیقا چه چیزی را می‌دانند و انجام‌می‌دهند که معاونان و مدیرکل‌های همان مسؤل نمی‌دانند و انجام‌نمی‌دهند؟

درحالیکه ده‌ها و صدها نیرو در بخش‌های مختلف ارگان‌ها حضور دارند، چرا نورچشمی‌های الصاقی، بدون هیچ زحمتی باید چندین میلیون حقوق برای «عنوان» مشاوره دریافت کنند؟

‏تصویب قانون ممنوعیت استخدام مشاور توسط مسؤلان، علاوه بر اینکه حداقل ۱۰ میلیارد تومان در ماه برای کشور صرفه‌جویی مالی دارد، موجب کاهش رانت و فساد اداری نیز می‌گردد.

مورد دیگر نیز لزوم تعیین قانونی سقف حقوق و پاداش اعضای هیأت مدیره مؤسسات و شرکت‌های دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی است.

امجد شناسی

 

در منزل عالم وارسته مرحوم آیت‌الله سیدعلی هاشمی گلپایگانی، امام جماعت مسجد سادات در محله یوسف‌آباد تهران، دهه آخر ماه رجب هر سال برنامه‌ای عمومی بود.
آقایان صدیقی و امجد منبری‌های منزل آقای گلپایگانی بودند و آقایان فاطمی‌نیا و پناهیان هم عموما حضور داشتند.
حجت‌الاسلام محمود امجد آن موقع به خُل‌خُل بازی‌هایش مشهور بود و هرچه بیشتر خُل بازی درمی‌آورد، عوام الناسی چون منِ کودک/نوجوان بیشتر فکر می‌کردیم که چشم برزخی دارد و می‌خواهد بهلول‌وار رد گم کند!
پیرمردی بیش فعال که تندتند و بعضا نامفهوم حرف می‌زد و ناگهان میزد به فاز شعر و مدح علی(ع) و خنداندن جمع!
یادم نمی‌رود که وقتی در جمع حضرات تحویل گرفته نمی‌شدم، می‌گذاشتم به حساب اینکه لابد به دلیل شیطنت‌های عادی خانگی، باطن من را دیده و چه‌ها که ندیده!
خب منِ عوام که نمی‌توانستم صورتش را ببوسم و سهمم از دیدار با علما تنها بوسیدن دست‌شان بود!
عوامیتی کودکانه که اگرچه از آن رد شدم، اما بسیاری هنوز اسیرش هستند و یک لحظه فکر نمی‌کنند این عارفان بللّه چرا باطن عوام الناسِ دست‌بوس را می‌بینند اما باطن آقایان و آقازادگان فاسد و فاسق را نمی‌بینند و مدام با آنان فالوده می‌خورند؟
پاسخ البته روشن است: چون فالوده‌اش خوشمزه است!

اخیرا دیدم سایت توقیف شده جهان نیوز لیست مبسوط و مستندی از مفاسد اصلاحات و کارگزاران منتشر کرده بود[۱] که اگر آن را به موارد زیر اضافه کنیم فهرست نسبتا کاملی از مفاسد کلان اقتصادی در معرض قضاوت عموم قرار خواهد گرفت.
نکته قابل توجه آنکه در این میان رد پای خانواده هاشمی کم‌وبیش در تقریبا تمام این مفاسد مشهود است:

میرحسین موسوی اکنون در ویلایی ۱۰۱۱ متری زندگی می‌کند. وی این منزل را زمان نخست وزیری در اختیار داشت و پس از آن به درخواست او و با موافقت رئیس جمهور وقت (هاشمی) این خانه به یک هفتادم قیمت روز به وی واگذار می‌شود!

در موضوع موسوم به «دکل نفتی گم شده» نام فرزند یکی از وزرای دولت خاتمی در میان بود.

ماجرای فیش‌های نجومی ۳۷۹ مدیر این دولت و توجیه روحانی در ابتدا و دفاع جهانگیری که گفته بود «بانک‌ها مظلوم اند» و نوبخت که گفت «این‌ها ذخیره‌های نظام‌اند» قابل توجه است.
جالب آنکه در فاصله سال‌های ۸۹ تا ۹۳ اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی و مسئول برخورد با مفاسد اقتصادی و حقوق‌های نجومی، به همراه دیگر اعضای هیئت مدیره شرکت سیمان تهران، جمعا ۸۶۵ میلیون تومان پاداش دریافت نموده‌اند.

تاسیس صرافی بدون مجوز در زمان اوج نوسانات ارزی توسط حسین فریدون و شریکش (علی صدقی، رئیس نجومی خوار بانک رفاه) موضوع ناپیدایی نیست.

اختلاس ۸۰۰ میلیارد تومانی باند سرخه در دولت کنونی و ارتباطش به فریدون نیز جالب است.

وقف دانشگاه آزاد به ارزش ۲۵۰ هزار میلیارد تومان (با احتساب دلار هزار تومانی در سال ۸۸ معادل ۲۵۰ میلیارد دلار) توسط هیات امنای دانشگاه (هاشمی، میرحسین موسوی، حسن مصطفوی و جاسبی) درحالی صورت گرفت که در دولت قبل دست این افراد از این دانشگاه متعلق به بیت المال کوتاه شد و درنتیجه تصمیم گرفتند در وقفی نامشروع خود را متولی وقف قرار داده و سهمی به ظاهر قانونی را به عنوان متولی از این بابت از درآمدهای کلان دانشگاه برداشت نمایند که با مانعیت مقام معظم رهبری، این طرح شوم خنثی گردید.

در آخرین نمونه از اختلاس‌های کلان دولت روحانی، ۸۰۰۰ میلیارد تومان از صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان اختلاس شد که حدود نیمی از آن (۳۸۰۰ میلیارد تومان) تنها سهم شخص مدیر عامل بود.

در توضیح آنچه به دولت دهم منسوب می‌کنند باید گفت بابک زنجانی به اذعان خودش از رانندگی رئیس بانک مرکزی دولت هاشمی به مسئولیت خطیر توزیع ارز در کشور رسید و شد آنچه شد! جالب آنکه وی در انتخابات ۹۲ کمکی بلاعوض و ۵ میلیارد تومانی به ستاد روحانی نمود و دو نوبت مورد تقدیر اکبر هاشمی و حسن روحانی قرار گرفت. حال با توجه به امکانی که برای او در فروش نفت محیا بود، در دولت دهم فروش بخشی از نفت به کشورهای دیگر در زمان تحریم به وی واگذار شد که همین امر مستمسک نسبت دادن مفاسد وی به دولت دهم گشت.

فساد بانکی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی که مربوط به شرکت امیر منصور آریا است، اختلاسی متعلق به بخش خصوصی بود که به برکت نظام اسلامی، عامل آن اعدام شد و ۵۰۰۰ میلیارد تومان از اموال وی (۲۰۰۰ میلیارد تومان بیش از آنچه برداشته بود) مصادره گردید. خاوری، رئیس وقت بانک ملی نیز که در این فساد مشارکت داشت، از مدیران بانکی بود که نسبت فکری‌اش با هاشمی و حمایت انتخاباتی از او در سال ۸۴ موضوع پنهانی نیست.

فساد رحیمی در پرونده بیمه مربوط به زمان قبل از معاون اولی وی بود، و البته وقتی احمدی نژاد در اقدامی سهل انگارانه او را به عنوان معاون اول برگزید، اصولگریان بسیاری انتقاد کردند که چرا یک مهره هاشمی (استاندار کردستان در زمان هاشمی) که متهم به فساد اقتصادی است را در دولت خود آن هم در این سمت منصوب کرده است. جالب آنکه احمدی نژاد تا روز آخر دولتش مانع برخورد قضایی با رحیمی شد و دست درازی به کابینه را خط قرمز خود نامید.

کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار (رقم دقیق ۶۲۳ میلیارد دلار) درآمد نفت ایران در ۸ سال احمدی نژاد، که عده‌ای آن را با سوال «این پول ها کجا رفت؟» طوری وانمود می‌کنند که انگار دزدیه شده است، صرف هزاران پروژه ملی و استانی و بودجه جاری و عمرانی کشور شد که شرح هزینه‌کرد این مبالغ به صورت تفکیکی قابل مشاهده است.


۱. jahannews.com/report/339206
۲. rajanews.com/news/250569

 

* نگاشته شده در ۹۵/۷/۱

هیولای فساد


یکی از اصطلاحات رایج و البته غلط در ادبیات سیاسی کشور، تشبیه فساد به «غده» و جامعه به «بیمار»ی است که باید توسط «جراح» درمان شود. نمایه‌ای غلط از آنچه ذهنیت جامعه است.
من اما فساد را نه «غده»‌ای منفعل و بی‌حرکت در جسمی نیمه جان، که «هیولا»یی می‌دانم که به محض نزدیکی به «قلمرو» آن، نعره‌کشان از خود دفاع و به مهاجمان حمله می‌کند.
بله! مبارزه با فساد، هزینه دارد. اگر علی(ع) وعده می‌دهد بیت‌المال را بازمی‌ستاند حتی اگر مهر زنان‌شان کرده باشند، هزینه‌اش جمل و صفین و نهروان است و خون‌هایی که از «دو طرف» ریخته می‌شود، تاجایی که «قاتل العرب» لقب می‌گیری و متهم می‌شوی به برادر کشی.
هراسناک‌تر از زر و زور، البته تزویر است. آنجا که عمار را می‌کشند و می‌گویند کسی او را کشته که به جنگ‌ش آورده‌! آنجا که اصحاب معاویه بزغاله کودکان کوفی را می‌دزدند و نفرین‌ش را علی(ع) و یاران‌ش می‌شنوند!
آری هم‌وطن! به اژدهای هفت‌سر فساد حمله شده است، و آن‌ها که به انتها رسیده‌اند، قصد انتحار دارند.
فتنه‌های فرعون و قارون و سامری یکجا سرازیر شده و از امروز، هر روز معرکه داریم.
یادمان نرود! حال که نامه نوشته و «مصلح» را فراخوانده‌ایم، در مواجهه با جبهه فساد تنهایش نگذاریم.

جنگ انگاره‌ها


می‌دانیم که خبر بد و خلاف انتظار، ذاتا قابلیت رسانه‌ای شدن بیشتری دارد.
همچنین می‌دانیم فارغ از اصل مذکور، صدها رسانه خبری معاند و هزاران اکانت فیک به طور ویژه بر سیاه‌نمایی اوضاع کشور مأموریت و تمرکز دارند؛ آنچنانکه این جماعت آنقدر در گوشمان دروغ بافته و نق زده‌اند که انگاره‌ی «حاکمیت فاسد» و «جامعه ناراضی» را در افکار عمومی نهادینه ساخته‌اند.
به این جهت پیشنهاد و درخواست می‌کنم در کنار مطالب و مشغله‌های سیاسی، گهگاهی مشاهدات مثبت خود را نیز بیان کنیم؛ اگرچه شاید خودمان نیز به ویروس ناامیدی و سیاه بینی مبتلا شده باشیم.
بیان روزمره‌های مثبت و کوچک، اگرچه در مقیاس فردی، ظاهرا ناچیز است، اما در مقیاس کلان و عمومی، جو کاذب روانی حاکم را به محاق می‌برد.
نمی‌گویم در برابر سیاه‌نمایی کاذب، سفید نمایی کاذب داشته باشیم. بلکه سخن از بیان واقعیات صادقی است که به دلیل عادت یا غفلت، عموما دیده یا محاسبه نمی‌شود.
 

یادت باشد


‏فارغ از امربه‌معروف‌های همیشگی اینجانب نسبت به رفتار مسؤلان و مسائل اقتصادی-سیاسی، قرعه‌ی امروز بعد از مدت‌ها به نام حجاب افتاد.
خانم‌های مجرم با «آقا شما کارت دارید؟» واکنش نشان دادند و مردان مدافع جرم، با «چشمات رو ببند» و «برید جلوی اختلاس‌ها رو بگیرید» به من تاختند.

‏در این رابطه گفتنی‌هایی است:
۱. درخواست رعایت قانون و شرع -اعم از حق‌الله و حق‌الناس- از منظر شرعی «واجب» و از منظر قانونی «جایز» است. آنچه «کارت» می‌خواهد «اعمال قانون» است، نه «درخواست رعایت قانون».
مطالبه «کارتِ ضابط قضایی» از آمربه‌معروفِ حجاب همانقدر مضحک است که برای آمرِ به رعایت سایر قوانین.

‏۲. منِ شهروند موقعی چشمانم را می‌بندم که نمایش چیزی «مجاز» باشد، اما با سلیقه‌ی من همخوان نباشد که بی‌حجابی قطعا داخل این موضوع نیست.
آیا منطقی است که راننده‌ای در پاسخ تذکر به خاموش کردن سیگار، به مسافرش بگوید «بینی‌ات را بگیر»؟
اساسا قانون وضع شده تا «بگیر» و «ببند» نداشته باشیم!

‏۳. به وضعیت ولنگار خانواده‌های برخی مسؤلین نگاه کنید! سری به صفحه‌ی اینستاگرام‌ فرزندان‌شان بزنید! زندگی‌های «بی‌»بندوبار و «پر»زرق‌وبرق‌شان را ببینید!
«فقر و فحشا» به جای خود، اما بسیاری از عیاشی‌های جنون‌وار این طیف از جوانان نیز، اثر حرام‌خواری و اختلاس والدین‌شان است.

‏دو گانه‌ی ما رسیدگی به «بی‌حجابی» در برابر «اختلاس» نیست. بی‌حجابی یا به نام دیگرش «حجاب اختیاری» را مسؤلانی ترویج می‌کنند که هیچگاه نگفتند و نفهمیدیم از کجا آورده‌اند!
بی‌حجابی متعلق به آقازاده‌های حرام‌خواری است که از جیب من و شما، سوار بر خودروهای لوکس به تجارت فحشا مشغول‌اند.

‏دوگانه حقیقی، قانون دربرابر بی‌قانونی و رعایت حق‌الناس درمقابل نقض آن است.
مدافعان امنیت ملی و اخلاقی در یک سو و مبتلایان به وطن‌فروشی و تن‌فروشی در سویی دیگر قرار گرفته‌اند.
بریتانیا و کانادا همزمان پناهگاه دزدان اموال و عقاید ماست.
یادت باشد که من و تو در یک جبهه‌ایم علیه بی‌بی‌سی و من‌وتو.

مشکل کجاست؟

می دانیم ایران در شرایط وخیم اقتصادی به سر می برد، آنچنان که رکورددار رکود، بیکاری و گرانی هستیم.

می دانیم که کشور با برنامه ریزی های خارجی و عوامل خرابکار داخلی و صد البته بستر نارضایتی عمومی و مضیقه شدید مالی مردم، مستعد انفجار و عصیان است.

می دانیم که مفسدان دانه درشت اعم از اختلاس گران، متصرفان املاک نجومی، ابربدهکاران بانکی و رانت خواران ارزی، غارتگرانی هستند که اعدام شان التیامی است بر زخم جانکاه فقر و فساد و تبعیض، و مصادره اموالشان سرجمع چند ده هزار میلیارد تومان به بیت المال باز می گرداند. رقمی که برای تأمین اعتبار چند صد پروژه عمرانی در مناطق محروم کشور و ایجاد میلیون ها شغل کافی است.

با این وجود حتما برای بسیاری از دردمندان و دغدغه مندان این سؤال پیش آمده است که چرا مثلا رهبری با وجود تمایل مردم، شخصا ورود نمی کنند تا نظام با یک تصفیه درونی، پاک سازی و در برابر طوفان حوادث بیمه شود؟


توضیح این پرسش به ظاهر ساده، اگرچه قدری دشوار است، اما مختصرا در پاسخ باید گفت مردم «گمان» می کنند پای کار مبارزه با مفاسد هستند و نه تنها تضمینی به همراهی عموم در مبارزه با فساد نیست، بلکه همین زخم خوردگان وضع موجود، با شروع جنجال های سیاسی رسانه ای جریان نفاق، به دفاع از آنان برخواهند خاست و باز نتیجه خشم و عصیان خواهد بود، اینبار به دلایلی دیگر!


تصور کنید بخواهند خانه های چند ده میلیاردی و‌ اموال چند هزار میلیاردی مسئولان دولت «تانزانیا» را مصادره کنند.

واکنش این افراد چه خواهد بود؟ اموال حرام شان را تقدیم بیت المال خواهند کرد یا آنچه را نامشروع به دست آورده اند، نامشروع نیز حفظ خواهند کرد؟

واکنش هواداران شان که ده ها میلیون نفر را در سراسر کشور شامل می شود چه خواهد بود؟

واکنش اساتید دانشگاه، نمایندگان مردم در مجلس و دیگر صاحب منصبان، سلبریتی ها و‌ برخی روحانیون چه؟

اصلا موضع همین وزیر اطلاعات عضو خبرگان را ببینید که در واکنش به صرف انتشار لیست دریافت کنندگان ارز دولتی گفته بود «نباید فضا را برای فعالان اقتصادی ناامن کرد»!

توییت زیباکلام و‌ انبوه لایک هواداران را نظاره کنید که در این آشفته بازار سکه و‌ ارز گفته «مگر خریدار دو تن سکه خلافی کرده که بازداشت شده است».


تیتر روزنامه ها و‌ رسانه های همدست و همسو را در فردای برخورد با مفسدان تصور کنید:

- بازگشت به عصر بگیر‌وببند

- پایان جمهوریت

- از بی قانونی تا دیکتاتوری

- برخورد جناحی با فساد

- مرگ قانون

- زوال سرمایه

- روزی روزگاری حقوق بشر

- تسویه حساب سیاسی به نام مبارزه با فساد اقتصادی

- چرا از خود شروع نمی کنید؟

- ضرب و‌ شتم فعالان اقتصادی در بازداشتگاه

- اعترافات اجباری دریافت کنندگان ارز در سیمای حکومتی

- التهاب در بازار

- اعلام نگرانی فعالان اقتصادی از برخوردهای غیرقانونی


آیا تردیدی دارید که اینبار نیز تزویر به کمک زر و زور خواهد آمد؟ اگر آری، به این دو نمونه به عنوان مشتی از خروار توجه کنید:

۱. مهدی هاشمی بعد از طی پروسه قضایی، به جرم مفاسد مالی اثبات شده خود، راهی زندان می شود تا مجازات قانونی را سپری کند، اکبر هاشمی حتی پس از محکومیت قطعیِ دست‌پرورده خود، از فرزند مفسدش تمام قد دفاع می نماید و خیانت وی را «خدمت» معرفی می کند. هاشمی رفسنجانی اندکی بعد کاندیدای خبرگان رهبری می شود و با وجود پرونده سیاهش در ترویج اشرافی گری و حمایت از مفسدان، به مدد حمایت های BBC بالاترین رأی را در تهران به خود اختصاص می دهد.

۲. مفاسد مالی ح.ف بر همه مبرهن است. اسناد تخلفات روحانی از جمله دریافت ملکی نجومی در شهرک غرب به ثمن بخس در مناظره زنده تلویزیونی به رؤیت عموم می رسد، اما او با رأیی بالاتر دوباره بر مسند قدرت می نشیند!

چرا؟ چون دستگاه تزویر گفته بود علی رغم کارنامه سیاه روحانی، بهتر است وی انتخاب گردد تا جنگ نشود و دلار به پنج هزار تومان نرسد! بماند که مگر قرار بود جنگ شود؟! و بماند که دلار به دو برابر آنچه مردم را از آن می ترساندند رسیده است.


با این اوصاف واقعا می توان به جنگ مفسدانی رفت که مردم خود مستقیم یا غیرمستقیم برسرکار آورده اند و پشت سر شان به صف شده اند؟

هنوز که هنوز است به واسطه القائات رسانه های معاند، عده ای علت مشکلات اقتصادی را نه در حیف و ‌میل بیت المال و سوء مدیریت مسئولان منتخب خود و‌ رانت و فساد افسارگسیخته در دولت، که به سبب حضور نظامی ایران در سوریه و کمک محدود به لایه های دفاع منطقه ای کشور می پندارند و دست از حمایت بی دریغ و بی دلیل خود از قبیله محبوب خویش نمی کشند!

به اینان چه می توان گفت جز «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز».


farsnews.com/news/13970419000303

چالش ۲۰۳۰

یک ناظم مریض که در کودکی دچار ۲۰۳۰ زودرس بوده، امراض و عقده هایش را روی چند دانش آموز مدرسه پیاده کرده و نتیجه آن شده که اکنون مشتی روشنفکر نتیجه گرفته اند همان آموزه های محرک را باید به بچه های مردم تعلیم داد! 

چنین موجوداتی هستند این منور الفکرها!


فرزندان پای ماهواره تربیت یافته شما، شاگرد اول های مکتب ۲۰۳۰ و مسائل جنسی هستند؛ باز اگر گمان کردید کم می دانند، مربی خصوصی استخدام کنید. دلیل این همه اصرار در عادی و عمومی کردن آموزه های ۲۰۳۰ برای فرزندان ما چیست؟!


بنا بر آمار رسمی، در ایران سالانه حداقل ۴۲۰۰ نفر بر اثر #سوءمصرف مواد مخدر جان خود را از دست می دهند. 

بنا بر منطق #۲۰۳۰ باید روش #صحیح استعمال مواد مخدر را به همه کودکان آموزش داد تا دیگر شاهد چنین فجایعی نباشیم!

اهتزاز بیرق ها

۲۲ بیرق و نمادی که می بایست روز ۲۲ بهمن در سرتاسر مسیر راهپیمایی به اهتزاز درآوریم:

🚩 مدرک دانشگاهی خود که شغلی ما به ازای آن نیست.

🚩 مدرک تقلبی ارشد و دکترای روحانی که مطلقا اعتباری به آن نیست.

🚩 سفره های خالی منازل.

🚩 فیش های نجومی مدیران و حقوق های عقب افتاده کارگران.

🚩 سند دریافت ملک نجومی چند ده میلیاردی توسط روحانی و جهانگیری به ثمن بخس. 

🚩 قبض های چهارگانه آب، برق، گاز و تلفن و هزینه های اضافه و بی مبنایی که تحت عناوین مختلف هر ماه به مردم تحمیل می شود.

🚩 کتاب خاطرات روحانی که در آن اجباری کردن حجاب را ابتکار و افتخار خود می دانست.

🚩 لایحه بودجه ۹۵ با تخلف ۸۰ درصدی از آن.

🚩 گزارش دیوان محاسبات مبنی بر عدم واریز ۲۴ هزار میلیارد تومان از درآمدهای کشور به خزانه.

🚩 تصویر صفحه اول روزنامه های اصلاح طلب و دولتی، و تیتر یک هایی که ناظر به فتح الفتوح برجام و وعده های پوچ اقتصادی و انتخاباتی بود.

🚩 خمیردندان و مسواکی که به قیمت ۴۵۰ هزار تومان برای سفر نیم روزه روحانی به کرج فاکتور شد.

🚩 مشتی برف که هنوز از خیابان ها زدوده نشده.

🚩 مشتی خاک که ریه خوزستانی ها را پر کرده است.

🚩 آرم صندوق ذخیره فرهنگیان و اختلاس ۱۶ هزار میلیارد تومانی از آن.

🚩 تمثال مبارک حسین فریدون، مهدی جهانگیری و زنگنه.

🚩 دلاری که رکورد افزایش قیمت را شکست و ریالی که به کمترین میزان خود در تاریخ رسیده است.

🚩 مدالی نمادین که به همراه سکه های طلا تقدیم دری اصفهانی، جاسوس هسته ای شد.

🚩 ماله ای نمادین که از دستان عراقچی، دیگر قهرمان هسته ای لحظه ای جدا نمی شود.

🚩 پرچم کویت به یاد زانو زدن ظریف در برابر امیر آن دولت-شهر.

🚩 پرچم امارات به یاد تهدید ایران توسط رئیس پلیس دوبی.

🚩 پرچم عربستان به یاد لیست بلندبالای توهین و تهدید ایران، کشتار منا، تجاوز به نوجوان ایرانی و گسیل کردن تروریست های اجاره ای به کشور.

🚩 پرچم سازمان ملل که آمریکا حتی اجازه ورود سفیر ایران را به آن نداد.