احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فلسطین» ثبت شده است

مقدمه

پیش از انقلاب اسلامی و در دوره جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب، ایران به دلیل قرارگیری آشکار در جبهه آمریکا و ایفای نقش به عنوان ژاندارم منطقه، موضعی انفعالی و قابل پیش بینی داشت و رژیم پهلوی جز ملی شدن صنعت نفت و تظاهرات انقلابیون در درون و بازتاب‌های بیرونی آن، با چالشی در عرصه بین الملل مواجه نبود.

پس از انقلاب اسلامی اما، کنشگری فعال و تهاجمی و جبران گرایانه از یک سو و واکنش در برابر فشارهای بیرونی از سویی دیگر، جمهوری اسلامی را در معرض طوفان حوادث قرار داد.

اولین پرونده بی تردید به موضوع اشغال سفارت آمریکا بر می‌گردد که معلول میزبانی آمریکا از محمد رضا شاه بود و علتی شد بر حمله نظامی به طبس و در نهایت استعفای دولت موقت بازرگان و در نهایت انعقاد قرارداد الجزایر موسوم به بیانیه الجزایر.

پرونده دوم موضوع حمله صدام به ایران و تحمیل جنگ هشت ساله را در بر می‌گیرد.

پرونده سوم به موضوع هسته‌ای تعلق دارد که نقاط عطف آن به ترتیب عبارت است از مطرح شدن برنامه ایران، تعلیق کامل فعالیت‌ها مطابق بیانیه سعد آباد، فک پلمپ، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، صدور قطعنامه تحریمی 1921، امضا و اجرایی شدن توافق وین (برجام) و اکنون خروج آمریکا از آن.

پرونده چهارم که موضوع اصلی این تحقیق است به کنشگری فعال ایران در مناقشات منطقه چون لبنان، فلسطین، افغانستان، عراق، یمن، بحرین، نیجریه و خصوصا سوریه مربوط می‌شود که اکنون بیش از همیشه در محافل خارجی و بین المللی محل بحث و مناقشه است.

مأموریت انجام شد

مجاهدین خلق چه دقیق حمله به مراکز انتظامی (خط قرمز امنیتی همه کشورهای جهان) را برای کشته گرفتن از مردم اجرا کردند.

پس از بنای سفارت آمریکا بر خون فلسطینیان و پیش از تحمیل برجام دو.

امام راحل با تبیین آرمان فلسطین و اعلام آرمان نابودی رژیم اسرائیل، خاری را در چشم و گلوی آن رژیم قرار داد که برکات بسیار برای ما نیز داشت، بخوانید:

۱- رؤیای نیل تا فرات به کابوس نواره غزه بدل شده است و اسرائیل در باریکه ای محصور گشته. 

۲- به واسطه مظلومیت فلسطین و جنایات صورت گرفته در آن با عاملیت اسرائیل و حمایت همیشگی آمریکا، منطق فشار های حقوق بشری بر ایران رنگ باخته و به واسطه جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت توسط اسرائیل و حمایت بی دریغ اروپا و آمریکا از آن، توپ در زمین دشمن انداخته شده است.

۳- با کاهش و فرسایش قدرت نظامی و سیاسی اسرائیل، تهدید بالقوه این رژیم نسبت به ایران کاهش یافته است.

۴- با طفره حکام عرب از حمایت از فلسطین، رژیم های معاند عربی در برابر افکار عمومی جهان اسلام محکوم شده است.

۵- تقبل و تحمل هزینه های دفاع از فلسطین، به برادران اهل سنت ایران و جهان ثابت کرده ایران اسلامی در حمایت از برادران مسلمان خود، چه شیعه باشند و چه سنی تفاوتی قائل نیست و این موضوع علاوه بر اینکه موجب محبوبیت و اقتدار معنوی ایران در جهان اسلام گشته، بر امنیت ملی ایران نیز از بعد کاهش احتمال تجزیه، افزوده است.

۶- موشک های حماس و جهاد، در کنار حزب الله و سوریه، همواره در محاسبات راهبردی آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران ایفای نقش کرده است.

۷- اصالت دادن به دشمنی یهود با مسلمانان، علاوه بر اینکه موجبات وحدت مسلمین را فراهم کرده، تا حدودی کینه اعراب با ایران و جماعت سنی با شیعه را کمرنگ کرده، و گرنه جمهوری اسلامی ایران توان مقابله با ائتلاف عبری، عربی، غربی را نمی داشت.

با طعنه و تمسخر می گویند «چرا حال که ایران در قطعنامه محکومیت کشتار مسلمانان میانمار رأی نداده، ارزشی ها ساکت اند؟»

خب عزیزم! اگر دنبال موضع امثال من هستی، با صدای بلند اعلام می کنم: وزارت خارجه روحانی غلط کرد که رأی نداد، حتی بیش از چین و روسیه و سوریه و هفت کشور دیگر که رأی منفی دادند. حل شد؟

پی نوشت: ۱۵ رأس نماینده مجلس نیز به طرح مورخ ۳ دی در اعلام قدس به پایتختی ابدی فلسطین رأی منفی دادند و ۹ رأس رأی ممتنع!

اولین سمینار

اولین سمینار دانشگاهی اینجانب، مورخ ۸ آذر ۱۳۸۹، دانشگاه مفید قم، با موضوع جغرافیای راهبردی و سیاسی خاورمیانه و شرح مسائل و چالش های گذشته، حال و آینده آن

#گرامیداشت_روزدانشجو

مدیالوژی به نقل از العربیه ضمن اعلام آشتی فتح و حماس در قاهره، برخی از بندهای توافق سازش میان این دو گروه فلسطینی را چنین برشمرده است:

تشکیل دولت وحدت ملی و آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی.

ادغام سرویس های امنیتی و پلیس در غزه و رام الله و اداره آنها توسط وزارت کشور فلسطین.

۴۵ هزار شهروند و نظامی که حماس در غزه بکار گرفته بود، تحت نظر کمیته های مشترک قرار می گیرند تا به کار خود در دولت وحدت ملی ادامه دهند.

یک هیئت مصری برای نظارت بر اجرا شدن بندهای توافق به صورت دایم در غزه حضور پیدا می کند و محمود عباس بزودی سفر تاریخی به غزه خواهد داشت.


ملاحظات:

تاکنون تمام هویت و قوت حماس و شاخه نظامی آن در برابر اسرائیل، ضدیت و مبارزه با این رژیم، استقلال سیاسی نظامی از جریان سازشکار ابومازن و اختفای توان دفاعی و موشکی گردان های عزالدین قسام بوده است. حال طبیعتا با کلید واژه و تله «وحدت» اولا مواضع دولت خودگردان در به رسمیت شناختن اسرائیل رسما به حماس نیز تسری می یابد، اگرچه خود حماس نیز در سال جاری با تغییر منشور خود، به صورت غیر مستقیم اسرائیل را در مرزهای ۱۹۶۷ به رسمیت شناخته بود.

ثانیا ائتلاف نظامی از یک سو و تن دادن به نظارت مصر بر این روند از سوی دیگر، شاخه نظامی حماس را در برابر اسرائیل، عملا عقیم و عریان می سازد.

اشک تمساح!

دلسوزی اصلاحات برای مسلمانان میانمار، بی نهایت مزورانه است. هدف شان اما چیزی نیست جز متهم کردن نظام به سکوت و اتخاذ رویکرد دوگانه در قبال مسائل جهان اسلام و البته پاک کردن ننگ مخالفت های همیشگی خود نسبت به دفاع از مردم منطقه، از لبنان و فلسطین تا سوریه و یمن که البته دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی ایران نیز هست.

کافی است به حضرات خبر رسد جمهوری اسلامی قصد اعزام نیرو و ارسال اسلحه به مسلمانان میانمار را دارد، خواهید دید عمر همین دلسوزی های تاکتیکی نیز سر خواهد آمد.

ایران و دگردیسی حماس

حماس با تغییر منشور خود، مرزهای 1967 اسرائیل را به رسمیت شناخت.

آیا عربستان و اسرائیل با تطمیع حماس، قصد دادن پاس گل به روحانی در انتخابات را دارند؟

قبلا پیش بینی کرده بودم روحانی برای نجات خویش از شکست، دست به انتحار سیاسی خواهد زد.


پی نوشت اول:

تکلیف کمک های ایران در این سال ها چه می شود؟

1. کمک های ایران در این سال ها، حماس را به عنوان یکی از عوامل بازدارنده حمله نظامی اسرائیل به ایران بدل نمود. منفعت و امنیت ملی هر کشوری ایجاب می کند همیشه برای تضعیف دشمنان، به گروه های مخالف آنان کمک های مالی و نظامی شود. همچنان که آمریکا روزی برای مقابله با ایران از صدام حمایت می کند و روزی در دو مقطع زمانی صدام را سرکوب و دستگیر می نماید.

2. مواضع حماس هیچگاه در تطابق کامل با مواضع جمهوری اسلامی ایران نبوده و گواه این مطلب حضور نیروهای حماس در جبهه مقابل سوریه است، از این روی ایران به موازات تقویت این جریان، جهاد اسلامی را نیز برای مقابله با اسرائیل و تعدیل حماس تقویت کرده است.

3. به رسمیت شناختن مرزهای 1967، چندان از سطح تنش حماس با اسرائیل نخواهد کاست، زیرا اسرائیل اکنون با شهرک سازی های گذشته و حال در ورای مرزهای مذکور، فریاد سازمان فتح را نیز بلند کرده و بعید است اسرائیل حتی حاضر به رفع و حتی تعدیل محاصره غزه شود.

بنابراین به نظر می رسد خالد مشعل نیز همچون عرفات در حال تکرار تجربه شکست خورده سازش و پدید آوردن یک برجام فلسطینی است که بیشترین نفع را از منظر تبلیغاتی و سیاسی نصیب نتانیاهو در اسرائیل و روحانی در ایران خواهد کرد.


پی نوشت دوم:

در یک ماه اخیر، دو اتفاق بی سابقه نسبت به مسئله فلسطین رخ داده است: 

1- به رسمیت شناختن قدس غربی به پایتختی اسرائیل توسط روسیه و

2- به رسمیت شناختن مرزهای 1967 اسرائیل توسط حماس.

آیا روحانی در مناظره پیش رو روند شناسایی اسرائیل را تکمیل خواهد کرد؟

به عقیده اینجانب، آری.


مطلب مرتبط: انتخابات و انتحار سیاسی روحانی ahmadghadiri.ir/post/95

معامله‌ی کثیف

اینکه پوتین در ازای به رسمیت شناختن قدس به پایتختی اسرائیل چه امتیازی از نتانیاهو گرفته هنوز مشخص نیست، اما با توجه به همکاری های مستمر فعلی و آتی ایران با روسیه، قطعا از سوی جهان اسلام متهم به اهمال در برابر خیانت به آرمان قدس خواهیم شد.

فعلا بزرگترین سوال این است که آیا ارتباطی میان سفر فروردین روحانی به مسکو با تصمیم پوتین وجود دارد یا خیر؟

رسوایی پشت رسوایی

کمیسیون اقتصادی اجتماعی سازمان ملل برای آسیای غربی (ESCWA) برای اولین بار در گزارشی اعلام کرد «اسرائیل رژیمی آپارتاید برپا کرده که کل مردم فلسطین را تحت سیطره خود درآورده است».

بلافاصله نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، خواستار پس گرفتن گزارش مذکور شد. ضمن آنکه آمریکا همزمان سازمان ملل را به خروج خود از شورای حقوق بشر و کاهش بودجه سازمان ملل تهدید نمود.

متعاقبا آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در دو اقدام موازی از یک سو دستور باز پس گیری گزارش کمیسیون مذکور را صادر کرد و از سوی دیگر نیز اولین گزارش خود به شورای امنیت را به موضوع خلع سلاح حزب الله اختصاص داد.

در پی دستور گوترش مبنی در باز پس گیری گزارش کمیسیون اقتصادی اجتماعی آسیای غربی، ریما خلف، دبیر کمیسیون مذکور، در اعتراض به دستور دبیرکل سازمان ملل از سمت خود استعفا داد و اعلام نمود «از توسل اسرائیل و ایالات متحده به ارعاب برای دفاع از سیاست‌ها و اقدامات غیر قانونی‌شان شگفت‌زده نشده است».